جمع بندي نخستين هم انديشي دانشوران در باره نهضت توليد علم و نظريه پردازي
ويژه علوم انساني و معارف اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين رضا غلامي
(دبير هيات حمايت از كرسي هاي نظريه پردازي، نقد و مناظره )
الف: موانع نگرشي
1. وجود نگاه سطحي و عوامانه به توسعة علم در عرصة علوم انساني و معارف اسلامي،
2. قشريگرايي و شعارزدگي در بسط آزادانديشي و شكلگيري نهضت توليد علم و نظريهپردازي،
3. تولد نارس علم جديد در ايران با تقليد غلط و يكسويه از غرب با ريشهاي آموزشي، و نه پژوهشي،
4. تلاش تاريخي جهت نزج و شكوفايي علم در ايران بدون پشتوانه يك علوم انساني بومي،
5. مواجهة همزمان تجربهگرايي و تجربهستيزي در علوم انساني،
6. تقابل علم ديني و علم سكولار،
7. مقدمه بودن سختافزار بر نرمافزار در نگاه كلان مديريت كشور،
8. ضعف جدّي جايگاه و ارزش علوم انساني در كشور و عدم باور دولتمردان به كارايي علوم انساني،
9. غلبة نگرش فلسفي، تاريخي و احساسي بر علوم انساني،
10. وجود انتظارات يكسان از علوم انساني و ساير علوم،
11. فقدان طلب و تقاضا از علوم انساني (احساس نياز).
ب: موانع فرهنگي
1. فقدان تعامل، ارتباط و همگرايي فعال و مداوم و كار گروهي ميان اساتيد و محققان در جهت رفع مشكلات و نقايص،
2. گسست تاريخي و غفلت از هويت ملّي ـ اسلامي،
3. خودباختگي و غيرپرستي و شيفتگي به نظريهها و ديدگاههاي غيرخودي،
4. ضعف اعتماد به نفس و خودباوري علمي در افق ملّي،
5. ضعف شديد تخصصگرايي و شايستهسالاري در ارتباط با قلمرو امور مرتبط با علوم انساني،
6. سوءاستفاده سياسي از ساحت علم، (سياستزدگي) و غوغاسالاري،
7. اسطوره شدن نوابغ و غفلت از جوانان خلّاق و نوآور،
8. حجاب معاصرت و نهفته ماندن جايگاه و ارزش دانشمندان زنده،
9. غيربومي و وارداتي بودن علوم انساني،
10. سنتزدگي، كهنهگرايي و ميراثپرستي،
11. ضعف شجاعت و البته وجود نوعي ناامني براي شالودهشكني و طرح مسائل جديد،
12. شخصيتزدگي و پيرپرستي،
13. فقر شديد سنت نقد، تضارب آراء و پرسشگري،
14. ضعف رسم تكريم و روحيه قدرشناسي و تشويق صاحبنظران،
15. نقد ضعف شكيبايي و انعطافپذيري لازم در مواجهه با مسائل نوپديد و معارض،
16. برخورد غيرمنطقي با خطاي پژوهشگران علوم انساني برخلاف نحوة برخورد خطاهاي پژوهشگران در ساير علوم.
ج: موانع روششناختي
1. مسألة محور نبودن پژوهش در عرصه علوم انساني،
2. فقدان توجه به روششناسي پژوهش و خلط خاستگاه و شأن پژوهش با ترويج،
3. سردرگمي و ابهامآلودگي روششناسي توليد علم در علوم انساني
4. بيتوجهي به غايت و هدف علوم و دانشها
5. گسست تاريخي روششناسي علوم مدرن و علوم انساني و بحران عقلانيّت،
6. كاربردي نشدن علوم انساني و عدم توجه كافي به پديدههاي عيني و سامانمند كردن حيات اجتماعي در پژوهشهاي علوم انساني،
7. مواجهه پژوهش با سكولاريسم روششناختي،
8. فقدان طبقهبندي علوم براساس مقتضيات و نيازهاي جديد،
9. عدم تسلط و اشراف بسياري از محققان جوان بر مجموعه نظريههاي علمي،
10. فقدان مباني بنيادين انديشه علمي،
11. نقايص معرفتي ناظر به تاريخ تحولات علمي،
12. بدبيني مطلق به پوزيتيويسم و عدم استفاده صحيح از عنصر تجربه در عرصه علوم انساني.
13. نابساماني و ضعف كيفيت متون و روشهاي آموزشي بهويژه در مقاطع عالي
د: موانع ساختاري و مديريتي
1. فقدان هدف و سياستگذاري دقيق در زمينه نهضت توليد علم و نظريهپردازي،
2. ضعف و ناهماهنگي ساختارها و نيز قوانين و مقررات مربوط به آموزش و پژوهش در عرصة علوم انساني،
3. عدم اشراف و اطلاعات روزآمد از نيازهاي اساسي و اولويتها،
4. نگاهي بخشي در توليد علم و فقدان كلاننگري و هماهنگي،
5. ضعف جدّي نظام آموزش علوم انساني در محققپروري و نوسازي روشها و متون آموزشي،
6. فقدان ارتباط روشمند ميان متوليان امور و محققان در عرصة علوم انساني،
7. وجود تبعيض و كمبود فرصتهاي برابر براي همة محققان در رشتههاي گوناگون،
8. فقدان مخازن و شبكههاي اطلاعاتي كافي،
9. كمكاري رسانههاي عمومي وزارت آموزش و پرورش در تبيين اهميت و كارآمدي علوم انساني،
10. كمبود نيروي حرفهاي در عرصة پژوهش و سازوكارهاي دانش و مهارت افزايي،
11. پايينتر بودن شأن و جايگاه پژوهشگر از مدرس در دانشگاهها برحسب قوانين و مقررات،
12. آييننامهزدگي در پژوهش و تبديل شدن محقق به كارمند،
13. نوسانات دائمي در سياستها و نگرشهاي وزارت علوم، ناشي از تسلط موسمي جناحهاي سياسي مختلف بر اين وزارتخانه،
14. كميتمداري و حافظهمحوري در نظام آموزشي كشور (در مقاطع ابتدايي و عالي)،
15. فقدان ارتباط و هماهنگي ميان مؤسسات علمي و پژوهشي كشور و تبادل تجارب و اطلاعات،
16. فقدان فرصتها و امكانات عادلانه براي انتشار دستاوردهاي علمي محققان در قالب كتاب، مقاله و غيره،
17. ضعف كمي و كيفي مجلات تخصصي علمي ـ پژوهشي در حوزة علوم انساني،
18. فقدان برنامة جامع ميانمدت و يا درازمدت پژوهش در عرصة علوم انساني،
19. اشتغالات متعدد اعضاء هيأت علمي بهرغم افزايش حقوق و مزايا،
20. عدم اختصاص موظفي پژوهش براي اعضاء هيأت علمي دانشگاهها براساس برنامه جامع پژوهش،
21. عدم ارزشيابي و قطببندي دانشگاهها و مؤسسات پژوهشي برحسب رشتهها و شاخههاي مختلف علوم انساني،
22. فقدان سازوكارهاي مناسب جهت ساماندهي رسالههاي دكتري در جهت كيفيتمحوري و پاسخگويي به نيازهاي ملّي،
23. ضعف ارتباطات و تعاملات بينالمللي ميان دانشمندان علوم انساني داخلي و خارجي.
ه : موانع اقتصادي
1. فقدان معيارهاي مشخص براي توزيع عادلانة امكانات و بودجة كافي ميان محققان و مراكز پژوهشي،
2. سهم بسيار اندك علوم انساني در بودجة پژوهش كشور،
3. بيماري فرايند عرضه و تقاضا در اقتصاد پژوهش علوم انساني،
4. فقدان ضوابط روشن درخصوص نحوه هزينهكرد بودجة پژوهشي در عرصه علوم انساني،
5. عدم رسيدگي به وضع معيشتي و رفاهي محققان بهويژه استعدادهاي درخشان در علوم انساني،
6. كمبود فضاهاي فيزيكي استاندارد از جمله كتابخانههاي تخصصي و پايگاههاي اطلاعرساني براي پژوهشگران علوم انساني.
راهكارها
1. مهندسي و نوسازي نظام آموزش و پژوهش علوم انساني،
2. انجام يك مطالعة ملّي جهت شناسايي نيازها و اولويتهاي پژوهشي در عرصة علوم انساني و تكرار سالانة اين پژوهش در ابعاد تخصصيتر،
3. تدوين برنامة جامع پژوهش در هريك از رشتههاي علوم انساني
4. ساماندهي و توسعة كمي و كيفي نشريات تخصصي (علمي ـ پژوهشي) در علوم انساني و ايجاد امكان انتشار مجلات معتبر به زبانهاي بينالمللي جهت برقراري تعاملات بينالمللي متقابل،
5. ساماندهي و توسعة كمي و كيفي فرصتهاي مطالعاتي محققان در مسير گسترش ارتباطات بينالمللي و پاسخگويي به نيازهاي ملّي،
6. راهاندازي مخازن و بانكهاي اطلاعاتي بهروز و فعال و نيز توسعه كمي و كيفي فضاهاي استاندارد مطالعاتي و كتابخانههاي تخصصي،
7. شناسايي سازوكارهاي تشويق و تكريم از محققان خلاق و نوآور در عرصة علوم انساني،
8. تعريف دقيق جايگاه دانشمندان علوم انساني در برنامههاي حمايتي بنياد ملّي نخبگان،
9. پيشبيني سازوكارهاي اجرايي پايدار جهت گسترش تعاملات علمي حوزه و دانشگاه بهويژه در كشف و تدوين فلسفه و روششناسي علوم بومي،
10. تعيين استانداردهاي پژوهشي و آموزشي در رشتههاي مختلف علوم انساني و گسترش كمي و كيفي ارزيابيهاي مختلف نسبت به فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي،
11. تأسيس رشتة روششناسي و مديريت پژوهشي در علوم انساني و اختصاص امكانات يكي از دانشگاهها به تربيت پژوهشگر (مانند تربيت مدرس)،
12. برقراري ارتباط و هماهنگي هدفمند و پايدار ميان سياستهاي آموزشي و پژوهشي از جهات كمي و كيفي،
13. فعالسازي كرسيها و مجامع آكادميك جهت ارائة روشمند و آزادانة ديدگاهها و نظريههاي علمي،
14. مكلف كردن سطوح مختلف مديريت كشور به بهرهگيري جدّي از پژوهش در عرصة علوم انساني،
15. توزيع هدفمند، منطقي و عادلانة بودجة پژوهش ميان مؤسسات پژوهشي برحسب ارزشيابيهاي مختلف،
16. تلاش براي رشد سهم علوم انساني در بودجة پژوهش كشور،
17. تعيين تعرفههاي منطقي براي انواع تحقيقات در علوم انساني،
18. ايجاد شهركهاي علمي پيشرفته جهت حمايت روشمند و گسترده از محققان مستعد و نوآور،
19. بازنگري در مقررات مربوط به اختصاص موظفي پژوهش براي اعضاء هيأت علمي طبق برنامة جامع پژوهشي،
20. گسترش كمي و كيفي انجمنهاي علمي در رشتههاي مختلف علوم انساني با حمايت اولية دولت،
21. ساماندهي رسالههاي دكتري در جهت ارتقاء كيفيت و پاسخگويي به نيازهاي ملّي،
22. ساماندهي منابع و كتب آموزشي و ارتقاء كيفيت آن براساس استانداردهاي آموزشي،
23. دانش و مهارتافزايي مدرسان و محققان در رشتههاي مختلف در دورههاي زماني منظم،
24. تعامل وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با رسانههاي عمومي و وزارت آموزش و پرورش براي ترسيم جايگاه و ارزش علوم انساني و زدودن بدبينيها نسبت به اين علوم،
25. گسترش تلاشهاي فرهنگي در دانشگاهها جهت گسترش اعتماد به نفس، و خودباوري و انگيزه در ميان دانشجويان و اساتيد،
26. تأسيس باشگاههاي علمي براي محققان در رشتههاي مختلف جهت توسعه ارتباطات همكاريها و تعاملات علمي.
منبع : http://www.korsi.ir