مناعت و بزرگي مدير (حكمت 222)

(( من اشرف اعمال الكريم غفلته عما يعلم ))

از شريف ترين كارهاي انسان بزرگوار ، ديده را ناديده گرفتن است .

 

اشراف و تسلط مدير بر مسائل (حكمت 220)

(( ليس من العدل القضاء علي الثقه بالظن ))

حكم كردن بر اساس گمان ، دور ازعدالت است .

 

ابزارهاي يك مدير (حكمت 31)

((واليقين منها علي اربع شعب : علي تبصره الفطنه ، و تاول الحكمه ، و موعظه العبره ، و سنه الاولين ))

يقين يكي از اركان ايمان است و چهار بخش دارد : بينش زيركانه ، فهم عادلانه ، عبرت از تجارب گذشته ، و مشي پيشينيان را لحاظ كردن .

 

شجاعت استفاده از فرصت در مديريت ( حكمت 21)

(( قرنت الهيبه بالخيبه ، و الحياء بالحرمان ، والفرصه تمر مر السحاب ، فانتهزوا فرص الخير ))

ترس با ياس توام است ، و حيا با محروميت ، و فرصت ها چون ابر مي گذرند ، پس فرصت هاي خوب را مغتنم شماريد .

 

تحويل گرفتن مديريت و تحويل دادن دنيا ( خطبه 174)

(( الا و انه لا يضركم تضييع شي من دنياكم بعد حفظكم قائمه دينكم ))

بدانيد كه چيزي از دنياتان اگر ضايع شود ، زياني به شما وار د نمي گردد ، چنان چه بنيان دين خود را بداريد .