(راهکارهایی برای رسیدن کشور  به وضعیت مطلوب در تولید علم)

 

       دکتر محمد هاتفی

 

 

چکیده:

   1 - اقدام به مانع شناسی که اغلب به مثابه پیش مقدمه هر گونه مباحث مرتبط با وضعیت علمی کشور رایج شده است، اساسا نه تنها  به حل مشکلات موجود کمک نمی کند، خود به یک مانع عمده تبدیل شده است؛ چنانکه بی تعارف و اغراق باید گفت گناه حجم عمده ای از دلسردی فعلی در جامعه علمی و جواب ندادن هر گونه تصمیم برای ایجاد تحرک در زمینه سامان دادن به وضعیت علمی کشور بر عهده این مسأله میباشد؛

2- برای رسیدن به یک رویکرد مطلوب و پیش برنده در ارتباط با مسأله تولید علم(و البته هر مسأله دیگر)، بهترین راهکار نگرش از فراز موانع و تمرکز بر پیدا کردن وضعیت های مطلوب خواهد بود – به ویژه با تکیه بر  قدرت تخیل و نوآوری، ضمن بهره گیری از تخصص؛ و مهمترازهمه توجه به عنصر توکل. بر این اساس برای کمک به تولید علم – و نه رفع موانع؛ چراکه رفع موانع همواره باید در ضمن خلق مطلوبیتها و فرصتها صورت گیرد- پیشنهاد می شود بر تخصیص بودجه کافی به امر پژوهش و تدوین راهکارهای نظارتی مناسب تمرکز به عمل آید؛

3- با توجه به سرعت تحولات جهانی، به ویژه در حوزه علم و تولیدات روزافزون علمی، از جمله با توجه به نقش علم در ایجاد تهدید برای کشور از سوی دارندگان توان علمی و متقابلا تأثیر توان علمی کشور در رفع تهدیدات از ساحت آن، پیشنهاد می گردد بنا به ضرورت سرعت و اقدام بلادرنگ در این زمینه، دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره  هر چه زودتر و بدون هر گونه تعارف یا ترس از عدم پذیرش، شخصا اعلام داوطلبی نماید که در زمینه مسائل مربوط به تولید علم در کنار وظایف فعلی خود، "به طور موقت" به عنوان نهاد هماهنگ کننده اقدامات مربوط به ساماندهی وضعیت تولید علم در کشور در قالب بر عهده گرفتن مسئولیت ترسیم نقشه جامع علمی کشور و یا حداقل مشاور اصلی مقام معظم رهبری، نهاد محترم ریاست جمهوری و دیگر نهادهای اصلی تصمیم گیرنده انجام وظیفه نماید تا کارها در مسیر لازم و با سرعت مناسب پیش رود؛ کماآنکه با توجه به تواناییهای فعلی دبیرخانه و مهمتر از آن به لحاظ ترس از فوت وقت و دشواری جبران شکست طرح های در دست اقدام توسط دیگر نهادهایی که احتمالا بدون برخورداری از آمادگی، تواناییها و یا ذهنیت و ساختار مطلوب متولی این مأموریت شده اند، به نظر می رسد دبیرخانه در کل به لحاظ وظیفه سازمانی، ملی، اخلاقی و شرعی موظف است جهت تفویض عهده داری این مسئولیت به دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره از سوی مقامات تصمیم گیرنده، تلاش و حتی اصرار کند و این تلاش و اصرار مطمئنا در راستای اهداف و مصالح ملی خواهد بود.

 

 مقدمه:

در ارتباط با وضعیت علمی کشور و لزوم اهتمام به تولید علم در کشور اخیرا تحرکات افزونی صورت می گیرد و این مسأله نشان از جدی بودن ضرورت و اهمیت مسأله برای کشور دارد. با این همه علیرغم تأکیدات مقام معظم رهبری و حتی دانشگاهی بودن ریاست محترم جمهوری، به نظر می رسد آنچه عملا صورت می گیرد، بنا به دلایلی چندان در مسیر اهتمام و تأکیدات این بزرگواران قرار ندارد. طبعا دشواریها هیچگاه به معنای عدم امکان دستبابی به وضعیت مطلوب نیستند و به نظر می رسد هر کاری و مشکلی پاشنه آشیلی دارد که به شرط حمله از آن نقطه نه تنها آنچه ناممکن تلقی می گردد، ممکن می شود بلکه با سرعت عجیبی موانع شناخته شده و نشده در هم می شکنند و اهداف و نیز تخلیق منابع و فرصتها گاه حتی فراتر از سطح مورد انتظار تأمین می گردند. در واقع همواره راهکارهایی وجود دارند که می توان با بهره گیری شجاعانه از آنها به قدری ایجاد فرصت نمود که اساسا حتی فرصت رسیدن به همه فرصتها نباشد؛ و راهکار اساسی همانا اولا توکل به قادر متعال و ثانیا جستجوی خلاقانه نقاط پنهان و پاشنه های آشیل برای اقدام از بهترین آغازها است. آنچه گفته شد، اهتمام و باور اساسی نوشتار حاضر را شکل می دهد که تقدیم می گردد.

 

 1-بودجه و نظارت(ترسیم وضعیت تنازع بقا):

ژان ژاک روسو معتقد است هنر در جایی رشد و نمو می‌یابد که پول انباشته شده باشد. به نظر می‌رسد در ارتباط با علم و توسعه علمی نیز می‌توان چنین ادعایی را مطرح کرد. در وضعیت کنونی کشور که بحث توسعه علمی و جنبش تولید علم یکی از مباحث مطرح است، با تکیه به دقتهای کارشناختی و تعمق همه جانبه، این نتیجه حاصل شده است که تخصیص اعتبارهای کافی و نیز ایجاد یک ساختار شبکه‌ای و هماهنگ توزیع‌کننده این بودجه‌ها که در عین حال به طور جدی  ناظر بر هزینه‌کرد آنها ‌باشد، قطعا بخش بسیار زیادی از پیشرفتها را میسر خواهد کرد؛ به عبارتی به نظر می‌رسد چنانچه اعتبار کافی ـ به تدریج تا سطح 3 یا 4 درصد از تولید ناخالص ملی ـ به امر تحقیقات در کشور تخصیص یابد و ثانیاً تخصیص بودجه در تداوم آن براساس بررسی کارنامه بخشهای تحقیقاتی کم یا زیاد شود، یعنی در واقع سیستم نظارتی بر عملکرد این موسسات هدفمند و ضابطه‌مند گردد، خواه ناخواه نوعی وضعیت تنازع بقا بر این نهادها حاکم خواهد شد و نهادهای مذکور خواهند توانست به تدریج وضعیت مطلوب را در راستای تولید بهینه علم به دست آورند.

    با این حساب، از جمله موارد مهم که در گزارش سالانه نهادهای علمی باید جهت امتیازدهی برای دریافت بودجه سال بعد مدنظر قرار گیرد، ارزیابی فعالیت‌های این موسسات است تا بررسی شود این فعالیتها تا چه حد به معنای واقعی کلمه در راستای تولید "کارآمد و بهینه" علم بوده اند. تأکید بر کارآمدی و بهینگی از آن رو است که از آغاز در نگاهی غایت نگرانه منتهای همت را پیش رو داشته باشیم و ضمنا فقط به دستاوردهای واقعی اندیشه کنیم. لذا در گزارش سالانه نهادهای علمی حتماُ باید بررسی شود این فعالیتها تا چه حد به معنای واقعی کلمه در راستای تولید علم بوده‌اند؛ به عبارتی برگزاری جلسات و همایش‌های نه چندان علمی به معنای واقعی کلمه در قالب تبادل‌نظر و ...، نشست‌های سخنرانی، مذاکره و امثال آنها نباید به عنوان فعالیتهای پژوهشی خالص تلقی گردند بلکه امتیازدهی و تخصیص بودجه باید بیشتر براساس توجه به چند مولفه محدود که مشخصا تولید علمی در معنای افزودن واقعی بر میزان علم موجود و یا تحقیقات توسعه ای طرح دار و راهگشا در عمل را وجهه نظر قرار داده باشند، انجام گیرد؛ به عبارتی جهت گیری ارزیابی علمی باید براساس توجه به میزان بهره گیری محقق از مقدمات افزوده یا جدید – با توجه به سابقه و ادبیات هر کدام از موضوعات و رشته ها – انجام شود تا در نهایت به تدریج سهم تحقیقات بنیادی و توسعه ای افزایش یابد.

    برای سنجش میزان واقعی جهت گیری تحقیقاتی مؤسسات به سمت مذکور، می توان میزان مقالات ارائه شده و کیفیت این مقالات (با نظر به این که در مجلات معتبر داخلی و خارجی چاپ شده باشند و نیز میزان استناد به این مقالات)، تعداد کتابهایی که موسسه مذکور توانسته است با کیفیت علمی شایسته و در انتشارات معتبر به چاپ برساند، همچنین تعداد طرحهای حائز نوآوری و پروژه‌های توسعه‌ای و مواردی از این قبیل را از جمله موارد حائز امتیاز تلقی نمود؛ یعنی به طور مشخص باید گامهای بارزی  در راستای افزایش علم برداشته شده و این افزایش واقعا و عملا صورت گرفته باشد و آنگاه به همین تناسب افزایش بودجه تحقیقاتی و تخصیص دیگر امتیازات برای موسسات علمی صورت گیرد.

در راستای ارزیابی این فعالیتها بهتر است:

1-  در ارتباط با کتاب، امتیازدهی به کتابها از سوی مراکزی نظیر خانه کتاب انجام گیرد که جلسات نقد جدی دایر می کند و ارزیابی نیز می تواند در دستور کار آن قرار گیرد؛

2-  در راستای ارزیابی طرحها و تولیدات علمی و سنجش کیفیت آنها، مجامع علمی معتبر مثلا انجمنهای علمی فعال و جدی، معاونتهای پژوهشی دانشگاههای مادر و نیز دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره و دیگر نهادهای شایسته می توانند کمک کنند؛

3-  در ارتباط با مقالات نیز اعتبار مجلات پژوهشی که به چاپ آنها مبادرت می‌نمایند، می‌تواند جهت تعیین امتیاز مفید باشد(البته تفصیل دقیق تمامی این پیشنهادات باید در یک اقدام کارشناسی جامع تبیین گردد و موارد دیگری نیز می توان بر این فهرست افزود.)

چنین فرایندی در نهایت باعث خواهد شد موسسات تحقیقاتی بالاجبار شرایط و فعالیتهایشان را سامان دهند و به تولید علمی برسند؛ وگرنه باید بپذیرند که در یک فرایند خودکار نهایتا حذف خواهند شد؛ و این مسأله به خودی خود به تبع یک فرایند پالایشی کفه ترازوی بودجه را به نفع موسسات موفق سنگین خواهد کرد.

 

2- پرهیز از اثبات امر اثبات شده:

در طرحهایی که برای رسیدن به راهکارهای لازم جهت تولید علم، به ویژه در ارتباط با علوم‌انسانی در دست اجرا هستند و یا همایش‌هایی که به این منظور طراحی می‌شوند، بهتر است پیشاپیش اهمیت این علوم مسلم فرض گرفته شود؛ بدین معنا که نفس رسیدن به این درک در جامعه علمی که به ضرورت تشکیل این همایش‌ها در ارتباط با علوم انسانی برای کمک به این علوم واقف شده، باید به منزله آشکارشدن اهمیت علوم انسانی و وقوف به اهمیت و جایگاه این علوم تلقی شود و چنان نباشد که خود همایش نهایتاً به جمع‌بندی مطالبی درخصوص اثبات یک امر اثبات شده(اهمیت علوم انسانی و جایگاه این علوم) بپردازد؛ حال آنکه خود برگزاری چنین همایشی فی نفسه بالاترین دلیل بر این اثبات می باشد. این مسأله کمک خواهد کرد همایش‌ها و طرحهای مشابه دیگر به اقدامات عملی جهت پرداختن به راهکارهای ارتقای وضعیت بینجامند و همچنان در سطح بررسی اهمیت مسأله نمانند.

 

3-پرش از مانع به جای برداشتن آن:

 در نشست‌ها،  جلسات و همایش‌هایی که به منظور بررسی وضعیت علم در کشور برگزار می‌شوند، اغلب به جای بررسی راهکارهای ممکن برای رسیدن به تولید علم، به نحوی افراطی به شناسایی موانع تاکید و تکیه می‌شود؛ حال آنکه راهکارهای مبتنی بر رفع موانع عملاً کاری از پیش نمی‌برند و در بسیاری مواقع خود به مانعی عمده تبدیل می‌شوند. اهتمام به مانع‌شناسی نه تنها به حل موانع و مشکلات تولید علم و بهبود وضعیت موجود کمک نمی‌کند، با ایجاد تاثیر منفی در دست‌اندرکاران حوزه علم و تصمیم‌گیران کشور عملاً خود به مشکلی عمده تبدیل می‌شود؛ گذشته از آن، در فرایند مانع‌شناسی وقتی موردی خاص به مثابه مانعی عمده بر سر راه تولید علم تلقی می گردد، صرفا به همان تناسب راهکاری برای رفع مانع در پیش گرفته می شود؛ حال آنکه هیچ مانعی در خلأ، به تنهایی و به طور مستقل شکل نمی‌گیرد بلکه در پیوندی تنگاتنگ با یک بستر پیچیده ساختاری و در پیوند با بسیاری موانع دیگر ظهور می‌یابد و چه بسا چنین اقداماتی در نهایت پاره ای واکنشها را در بخشهایی از کل سیستم علیه اقدام‌کنندگان به این مسائل دامن زند و کار تولید علم را هر چه بیشتر دشوار سازد و حتی آنها را در ارتباط با اقدام فعالان حوزه تولید علم و حسن نیت آنها دچار شک و تردید سازد.

شاید گفته شود در صورت عدم اقدام به مانع‌شناسی، در نهایت به راهکارها نمی‌توان رسید. لازم به ذکر است: راهکارها لزوماً بر مبنای شناسایی موانع شکل‌ نمی‌گیرند بلکه به کمک تخیل خلاقانه می‌توان با در نظر گرفتن وضعی مطلوب، راهکارهایی را تدوین و پیشنهاد کرد که بی‌آنکه مستقیما موانع را به طور مشخص و موردی برجسته کنند و هدف قرار دهند، آنها را به گونه‌ای غیرمستقیم و حتی با مشارکت خود عوامل مانع‌ساز از میان بردارند؛ به عبارتی، با ترسیم ساختارهای دقیق و نیز ارائه چشم‌اندازهای زیبا، روشن و آینده‌نگر - و البته عملی-  از تحولات به راحتی می‌توان نیمه روشن وجود تمامی انسان‌ها را در مسیر کمک به تحقق مسأله قرار داد؛ بی‌آنکه اساساً آنها هیچگاه متوجه رفع مانع شوند و یا لازم باشد عاملان زمینه‌ساز موانع، خودشان از عرصه ساختاری حذف گردند؛ چرا که با ترغیب افراد به ایجاد فرایندهای جدید، خود آنان نیز عملاً به پروسه جدید می‌پیوندند و در نقش‌های‌شان کارکردی جدید می‌یابند. در ارتباط با تولید علم مشخصا چنانچه راهکار تخصیص بودجه کافی و اتخاذ راهکارهای نظارتی مناسب بر هزینه‌کرد این بودجه(بر اساس احتساب امتیاز تولید علمی مؤسسات) عملی شود، به خودی‌ خود بیشتر موانع شناخته شده و حتی شناخته نشده در فرایند تدریجی تغییر نقش عاملان، همچنین تحت تأثیر روشنگری‌های حاصل از ارتقای وضعیت علم و درک علمی در کشور و به تبع آن بالا رفتن سطح درک و فرهنگ عمومی، و نیز بر اثر ایجاد فرصت‌های اشتغال و ...  از میان برداشته خواهند شد؛ بی‌آنکه هیچ وقت از مسأله‌ای به نام "موانع" آشکارا صحبت به میان آید.

این نحوه برخورد در واقع بر مدار شیوه ای میسر می‌شود که از جنبه‌های متعدد روانشناختی، جامعه‌شناختی، زبانشناختی و نظریه سیستمها بهره می‌گیرد- که در اینجا مجال توضیح و تفسیر آنها وجود ندارد.

 

4- یک راهکار عملی و زبانشناسانه:

کلمة «اما» با توجه به اجزا یا جملات پیش و پس از خود، می‌تواند دو کارکرد داشته باشد: چنانچه پیش از این کلمه خبر مثبت و خوشبینانه‌ای ارائه شده باشد، منطقا پس از کلمة «اما» خبر مذکور استثنا و تنزل شأن خواهد یافت و حتی احتمالاً با معکوس‌شدن فرایند، وجهی بسیار منفی‌ پیدا خواهد کرد. به عنوان مثال به گزارش زیر توجه کنید:

وضعیت علمی ایران در سال‌های اخیر رشد داشته است {اما} با توجه به آهنگ رشد جهانی علم و نیز به تناسب وضعیت موجود باید گفت این رشد در سالهای آینده تکافو نخواهد کرد و عملاً در فرایند گسترش علمی جهانی مستحیل خواهد شد.

چنانکه ملاحظه می‌گردد، در مثال فرضی فوق علیرغم وجه مثبت و خوش‌بینانه جمله پیش از اما، جملات پس از آن در یک فرایند معکوس کلاَ یک نگرش منفی و بدبینانه را جایگزین کرده و ارزش مثبت نهفته در جمله اول را کاملاُ از بین برده اند.

 حال به گزارش زیر زیر توجه کنید:

کشور ما در شرایط کنونی به لحاظ رشد علمی در وضعیت مطلوبی به سر نمی‌برد {اما}با توجه به اقداماتی که اخیرا در کشور شروع شده است و به ویژه با توجه به قرار گرفتن نیروهای تحصیلکرده و برخوردار از سطح تحصیلات عالی در مرحله بهره‌وری علمی و . . . ، در سالهای آتی شاهد یک رشد فزاینده در عرصه تولید علمی خواهیم بود و می‌توان گفت در آینده‌ای نزدیک ایران به قطب علمی منطقه تبدیل خواهد شد.

چنانکه ملاحظه می‌شود، در اینجا کلمه ربطی اما کاملاً در جهت تبیین یک وضعیت خوشبینانه و امیدوار کننده عمل کرده است.

   اساساً کلمه اما به لحاظ روانشناختی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است؛ چنانکه افراد بدبین اغلب از وجه نخست آن ولی افراد خوشبین، مقاوم و کوشا اغلب از وجه دوم آن استفاده می‌کنند. به همین تناسب باید گفت: در سطح گسترده، یعنی در سطح فعالیتهای اجتماعی و نیز در همایش‌ها و نشست‌ها، میزان خوش‌بینی و امیدوارکننده بودن طرحها، مذاکرات و برنامه‌ها را می‌توان بر همین اساس تحلیل محتوایی و برآورد کرد؛ یعنی اگر حاصل کار یک نشست براساس معادله‌ای زبانی تنظیم یابد که از الگوی اول بهره گرفته باشد، مخاطبان گزارش در نهایت از زمین و زمان ناامید خواهند شد اما اگر همین معادله را با الگوی دوم جایگزین کنیم، تیره‌ترین درونها نیز کورسویی از امید دریافت خواهند کرد.

   البته این به معنای انکار وجود موانع احتمالی ریز و درشت و نیز به معنای آن نیست که در گزارشات باید با توسل به دروغ و خوش‌بین‌سازی ساختگی و یا ارائه آمار و ارقام ساختگی همه را خوشبین و برانگیخته کنیم؛ بلکه هدف ارائه یک راهکار علمی و عملی است که در عین حال منطبق بر اصول دینی و اخلاقی باشد. در روایات اسلامی آمده است که خداوند انسانها را نه به خاطر آنچه در بواطن و قلب و اندیشه آنان می‌گذرد بلکه به خاطر آنچه عملاً بر زبان و جوارح آنها می‌رود، مورد خطاب و مواخذه قرار خواهد داد. به همین تناسب لازم است در هر کاری و از جمله در گزارشات رسمی و غیر رسمی، همایشها، صورت جلسات، مشاوره ها، و یا همچنین در سخنرانی، نقد، مقاله، رساله، خبر، کتاب و ... درون و باطن را برای خودمان نگاه داریم و در یک سطح معقول، برونداد تنظیم و تعدیل شده آن را در اختیار دیگران قرار دهیم- بروندادی که به گونه ای معقول امیدها را برانگیزد، به جای موانع و نقاط تیره، راهکارها، چشم اندازها و افق ها را برجسته و ترسیم کند و مایه تحول و نشاط باشد.

وقتی که در آیات و روایات دینی و اخلاقی توصیه می گردد: "اول اندیشه وانگهی گفتار"، آیا غیر از آن است که نباید آنچه را در درون ما می گذرد، به همان صورت بیرون آوریم؟ در قابوسنامه می خوانیم: "دروغ راست مانند، به از راست دروغ مانند" ویا سعدی می گوید: "جز راست نباید گفت- هر راست نشاید گفت"؛ آیا این تأکیدات اهمیت تنظیم گفتار را نمی رساند. حال سؤال این است: آیا آنچه در قالب سخنرانی، گزارش، اعلام نظر رسمی، خبر، صورتجلسه، انتقاد، پیشنهاد و... در سطح جامعه از سوی مقامات رسمی و غیر رسمی ابراز و اعلام می گردد، شامل این مقررات تنظیم گفتار – که می توان گفت همزاد کردار است- نمی شود و با لحاظ تأثیر مستقیم بر جامعه، روش ارائه مطلوب و سنجیده ای نمی طلبد؟ 

مطابق این تحلیل که سعی شده است بر مبنای دیدگاههای مسلم و مشهور بلاغی، روانشناختی و جامعه شناختی استوار باشد و مورد تأیید و تآکید آموزه های زندگی ساز دینی نیز هست، این توصیه و پیشنهاد قابل استخراج است که باید فرایند تنظیم صورتجلسات و ارائه گزارش نهایی جهت انعکاس به عرصه عمومی یا نهادهای تصمیم‌گیر را با نگرشی خوش‌بینانه تنظیم کرد؛ بدین معنا که در این گزارشات صرفا حجم بسیار اندکی از مسأله به ذکر نقاط تیره در قالب مانع‌شناسی و . . . اختصاص یابد و بخش عمده گزارش، راهکارهای حاصل از جلسات را برشمارد تا در افراد حس خوشبینانه و انگیزه و امید به عمل و اقدام ایجاد کند؛ گذشته از آنکه به خودی خود راه را بر کسانی که با اهتمام بیهوده به مانع شناسی نه تنها وقت خود و بودجه بیت المال را به هدر می دهند، اساسا به جای گره گشایی بر گرههای موجود می افزایند، می بندد.

 

5- تأثیر منفی مانع شناسی افراطی:

 سیل مانع شناسانه ای که از مدتها پیش و بی حاصل به عنوان اقدامات کارشناسانه برای کمک به تولید علم در کشور جریان دارد،  نهایتا نه تنها کمکی به تولید علم نمی کند، هر چه را هم که موجود است، بر سر راه خود نابود و تخریب می نماید. این مانع شناسی ها تاکنون رمقی از امید در دانش آموزان، دانشجویان، استادان و دست اندرکاران علمی و نیز خانواده ها باقی نگذاشته است. یک اصل ثابت شده روانشناختی است که اگر حتی در زندگی شخصی بیش از حد بر نکات منفی تأکید شود و با بهره گیری از روشن بینی، خوش بینی، تخیل و حتی گاه چشم پوشی تعمدی بر کاستیها از تضعیف روحیه ممانعت به عمل نیاید، ضایعات جبران ناپذیری رخ خواهد داد. به همین تناسب جامعه علمی کشور به مریضی توجه بیش از حد به کمبودها دچار شده و این مسأله در فرایندی کاملا مضر برای ساختارهای کشور و در یک سیکل خطرناک تداوم دارد. 

   مانع‌شناسی‌ها و ترسیم وضعیت‌هایی که نهایتا براساس این مانع‌شناسی‌ها استوار هستند، یک تاثیر منفی عمده در کل بستر تولید علم بر جای می‌گذارند. به عنوان مثال دانشجویانی که هنوز در مقطع تحصیل قرار دارند و حتی دانش‌آموزان دبیرستان و دوره‌های پیشتر، وقتی از روزنامه‌ها، دانشجوهای مافوق، استادان، رسانه‌ها و همایش‌ها و جلسات به کرات می‌شنوند که وضعیت علمی کشور، و یا وضعیت توسعه، آزاداندیشی، بودجه، بازار کار و . . . مطلوب نیست، پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها گرد می‌خورند، خارج از کشور وضعیت چنین و چنان اما در داخل وضعیت در مقایسه نامطلوب است، یعنی همه مباحث حول محور برشمردن و شناسایی نقاط ضعف و موانع موجود سیر می‌کنند، جامعه علمی و اساساً کل جامعه از پایین به بالا و از بالا به پایین یکسره دستشان در کار سست می‌شود و دیگر کسی نمی‌تواند به راحتی دل به کار ببندد. اساساً انسانها دوست دارند فراتر از انتفاع مادی و مستقیم شخصی در قبال فعالیت‌های‌شان، در یک بستر کلی که شعاع آن تمامی بشریت را به تناسب توان اشخص می‌تواند شامل شود، مثمر واقع شوند اما وقتی از چنین امیدی بازمی‌مانند، ولو در صورت افزایش‌دادن امتیازات مادی برای شخص آنان، انگیزه لازم برای کار و تلاش، آن طور که شایسته است در آنان ایجاد نمی‌شود. دقیقاُ به همین خاطر علیرغم دایرشدن جشنواره‌های متعدد برای دادن جوایز به پایان‌نامه‌های برتر و یا اخیرا اعلام تخصیص کمک‌های بلاعوض از سوی دبیرخانه هیات حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی، نقد و مناظره و یا بنیاد نخبگان و . . .، نخبگان کشور دل به تولید علمی نمی‌بندند و پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها اساساً عاری از هرگونه نوآوری و تحقیق بایسته دفاع می‌شوند. این نشان می‌دهد که انگیزه‌های انسانها بسیار واقعی‌تر، بزرگ‌تر و فراتر از انگیزه‌های صرف مادی هستند. طبعا مانع‌شناسی‌های مکرر در رسانه‌ها، همایش‌ها و . . . در ارتباط با وضعیت علم در این جو ناامیدی بی تأثیر نبوده است.

   این به معنای آن نیست که ما باید چشم‌هایمان را به روی حقایق ببندیم، بلکه نکته مهم آن است که ما می‌توانیم حقایق و واقعیتها را  علیرغم صورت اولیه آنها، در راستای اهدافمان به گونه‌ای گزینش و اصلاح شده و آنطور که دوست داریم موثر واقع شوند، منعکس کنیم. لذا پیشنهاد می‌گردد در یک اقدام هماهنگ میان  دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی، نقد و مناظره  و نهادهای همکار آن، از جمله در هماهنگی با صداوسیما، یا حداقل در چارچوب جلسات خود هیات حمایت از کرسی‌ها، تا حد ممکن افق‌های دید به جای معطوف‌شدن به موانع، به ترسیم وضعیت‌های مطلوب توجه یابد.

این رویکرد حداقل برای وجهه و سیر تداوم فعالیت‌های خود دبیرخانه هیات حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی، نقد و مناظره  بسیار مفید و موثر است. به هر حال افراد صاحب‌تصمیم در عرصه کشور اعم از مقام معظم رهبری، رئیس‌جمهور، اعضای شورای انقلاب فرهنگی و . . . که براساس گزارشات دریافتی از مراکزی چون دبیرخانه هیات حمایت از کرسی‌ها یا انجمن‌های علمی و . . . تصمیم می‌گیرند و یا رویکردشان را اتخاذ می‌نمایند، طبعا روحیه فردی شان از نحوه گزارشات ارسالی متاثر می شود و حس خوشبینانه و انگیزه و امید آنان با همین گزارشات قابل تحریک و برانگیختن است. بدون شک حتی یک تصمیم سرنوشت‌ساز از سوی این مقامات می‌تواند سرنوشت کلی کشور را تغییر دهد و این کار کوچکی نیست.

در یک کلام و به طور خلاصه باید گفت: با ذکر موانع و با مانع‌شناسی‌های مکرر، حداقل کار این است که ما همواره به بررسی گام‌هایی که برنداشته‌ایم یا به غلط برداشته‌ایم می‌پردازیم و هیچگاه به گام‌هایی که باید برداریم و یا می‌توانیم برداریم، نمی‌پردازیم. حضرت‌علی (ع) می‌فرماید: "در هر کاری ملاحظه کنید که آیا شما را به پیش می‌برد یا به پس." در ارتباط با تمامی اقداماتی که در راستای کمک به جنبش تولید علم انجام می شود، به نظر می رسد این سوال به طور بسیار جدی جای طرح دارد- و البته جواب آن روشن است.

 

6- درخواست و تفویض مسئولیت به شیوه ایرانی:

بسیاری مواقع کاری که هنوز شروع نشده، به راحتی و به درستی قابل شروع است اما چنانچه شروع شد و با شکست مواجه گردید، اصلاح آن چه بسا با هزینه های زیاد میسر باشد؛ از دیگر سو تزریق نگرش  و نگاه مطلوب به کل بدنه تصمیم گیر کشور در خصوص مسائل مربوط به تولید علم، شاید در کوتاه مدت دشوار باشد؛ لذا با توجه به این که اخیرا از سوی مقام معظم رهبری بر ترسیم نقشه جامع علمی کشور تأکید شده است، پیشنهاد می گردد: چنانچه در چارچوب دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی، نقد و مناظره و اعضای آن این ذهنیت ایجاد شده باشد که به جای بررسی موانع باید با امید و توکل به خداوند و با برخورداری از نگرش و توانایی بایسته مستقیما به شناسایی و عملی ساختن راهکارها و تنظیم ساختارهای لازم بپردازیم، دبیرخانه هیأت بدون فوت وقت نامزد تدوین نقشه جامع علمی کشور شود؛ ولو هم اکنون این مسئولیت به نهادهایی سپرده شده باشد؛ چراکه اکثر نهادهای سابقه دار فعلی در عرصه علمی کشور اولا مرعوب پاره ای نابسامانیهای مزمن هستند، ثانیا سابقه کاهلی  بلند مدتی که در آن بوده اند و نیز طرحهای پی در پی شکست خورده، درکل لااقل در کوتاه مدت آنها را از ظرفیت نوآوری و اتکای به نفس کافی خالی نموده و جسارت و سرعت و مهمترازهرچیز روحیه ریسک پذیری را در آنها تضعیف و سرکوب نموده است. لذا با توجه به نوتأسیس یا به عبارتی جوان بودن دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی‌ها و به ویژه آشنایی آن با کم و کیف مسائل و راهکارهای مربوط، به تناسب ارتباط تنگاتنگ فعالیتهایش با تولید علم و دیدگاههای کارشناسانه، همچنین برخورداری از گروههای تخصصی علمی و مشورتی در رشته های مختلف و مهمترازهمه جدیت آن در فعالیتها و پیگیریها، لازم است در کوتاه مدت "و البته به طور موقت" از سوی مقام معظم رهبری و نیز نهاد محترم ریاست جمهوری، شورای محترم عتف، شورای انقلاب فرهنگی و... به عنوان ناظر یا هماهنگ کننده و نیز مشاور اصلی طرحهای در دست اقدام جهت طراحی ساختارهای نهضت تولید علم تعیین شود و این اقدام طبعا به مثابه تسری نگرش مطلوب پیشنهادی به تمامی فرایندهای مربوط در داخل کشور خواهد بود.

    به ضرص قاطع می توان ادعا کرد نتایج این اقدام بسیار شگفت انگیز خواهد بود. اگر در شرایط فعلی، بازدهی برنامه های قابل تدوین را – به فرض موفقیت در تدوین آنها – اغلب در یک فرایند بلند مدت میسر می دانند، در صورت تحقق پیشنهاد فوق، بنا به شناخت از وضعیت و توانمندیهای فعلی دبیرخانه – تواناییهایی که ترس آن می رود که در پوشش تواضع های متعارف مغفول بمانند- در مدتی بسیار کوتاهتر و با نتایج قابل توجه و چشمگیر ممکن خواهد بود.

   برپایه مطالعات، تحقیقات و تأملات انجام شده، تأکید می گردد: امروز شرایط برای تصمیم گیری بسیار متفاوت از گذشته است و تحولات بسیار سریع شده اند، چنانکه هر بیست دقیقه یکبار میزان تولید علم در جهان دوبرابر می شود و لذا مطمئنا نمی توان همچون گذشته به راحتی- حتی از سر لزوم توجه همه جانبه- در هر شرایطی به تدوین آهسته و با طمأنینه طرحها و یا اقدامات اجرایی دل بست؛ بلکه سرعت از جمله شروط اساسی برای هر گونه اقدام در عرصه فعالیتهای امروزی به شمار می رود و این سرعت باید با دقت و کارآمدی نیز توأم باشد. این وضعیت الزام می دارد در شرایط فعلی کشور که تهدیدات خارجی نیز ما را تهدید می کند و بدون شک تولید علم از جمله راهکارهای اساسی برای مقاومت در چنین شرایطی است، طرحهای مربوط و مورد نیاز جهت تدوین و اجرای سریع، به نهادهایی محول شوند که در وضعیت آمادگی بیشتری برای اقدام سریع و در عین حال برخوردار از سطح قابل قبول استانداردها قرار دارند. بدون شک کار و فعالیت، تعارف و یا تواضع بردار نیست و اگر در جایی تواناییهایی موجود است، چه از طرف صاحب توانایی و چه از سوی دیگران باید در سپردن یا پذیرفتن مسئولیت و انجام آن نباید تعلل شود. لذا پیشنهاد می شود دبیرخانه هیأت حمایت از کرسیهای نظریه پردازی، نقد و مناظره خود شخصا داوطلب تدوین طرحهای لازم برای ساختارهای تولید علم در کشور شود .و چنین پیشنهادی را مطرح سازد؛ به ویژه آنکه اهتمام مقام معظم رهبری و نیز دولت و مجلس محترم به این امر بستر لازم برای توجه کافی به چنین پیشنهاداتی را فراهم آورده است. ضمنا اقدام اخیر دولت در ایجاد تحول در ساختار سازمان برنامه و بودجه و مهمتر از آن در اختیار گرفتن مسئولیت مستقیم بودجه تحقیقاتی از سوی رئیس جمهور، به نظر می رسد راه را برای هر گونه اقدام شایسته و ضربتی مهیا کرده باشد.

نکته مهمی که باز هم نیاز به تأکید دارد این است که از سوی دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی‌ها نباید از ترس احتمال این که به برتری جویی یا دیگر اتهامات مشابه متهم گرد، واهمه ای باشد و ضمنا نباید تواضع غیر لازم- که جز خسران نخواهد داشت- مجال بروز یابد. در روایات ائمه توصیه شده است اگر می توانید از برادر دینی خود پیشی بگیرید و این لیاقت را در خود می بینید، این کار را انجام دهید. طبعا عمل به این توصیه شریف مایه سود همگانی است. گذشته از آن، شاید این واهمه باشد که پیشنهاد دبیرخانه مورد موافقت قرار نگیرد. لذا ضروری است چند نکته تأکید شود:

1- اولا ما همه بندگان وظیفه ایم و باید آنچه را که فکر می کنیم درست است انجام دهیم و ابراز داریم و البته تا آنجا که امکان دارد و معقول است، بر آن تأکید و اصرار کنیم. عاقبت ها از جانب خدا است و نهایتا در پیشگاه خداوند سر بلند خواهیم بود؛

2-  ثانیا ریسک پذیری، شرط و لازمه هر اقدام ابداعی، مؤثر و جسورانه است و هیچ کس ریسک پذیری را به مشاغل شخصی و خصوصی محدود نکرده است بلکه باید در کارهای دولتی و عام المنفعه نیز به ریسک پذیری تن داد. به هر حال گاه پیشنهادات ما رد و گاه نیز مورد قبول واقع خواهند شد؛

3-   ثالثا در سنت مدیریت ایرانی – مطابق گفته نظام الملک در کتاب سیاستنامه - گذشته از آنکه کار را به کاردان میسپرده اند و یک کار را به دو یا چند فرد محول نمی کرده اند و نیز به یک فرد بیش از یک کار سپرده نمی شده، اساسا اگر فردی را در زمینه ای لایق، متخصص و شایسته می دیدند، حتی در صورت امتناع وی از پذیرش مسئولیت، او را به این کار و انجام آن ملزم می کردند؛ با این توجیه که فرد مذکور به هر حال اولا از امکانات جامعه برای رشد خود استفاده کرده است و لذا وقتی جامعه به تخصص او نیاز دارد، وی نمی تواند استنکاف کند ثانیا خود وی کماکان در جامعه زندگی می کند و لذا بایسته است او نیز برای بهبود وضعیت عمومی در حد توان خود تلاش کند وگرنه چه بسا حق نداشته باشد در جامعه به عنوان یک شهروند زندگی کند. این مسأله گذشته از جنبه مترقیانه شگفت انگیزی که در آن نهفته است و حتی در سیستم مترقی و مدرن امروز نیز مشاهده نمی شود، نشان می دهد حتی اگر خود دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی ها به پذیرش مسئولیت پیشنهادی تمایل نداشته باشد، بنا به تواناییهایش اخلاقا موظف است چنین مسئولیتی را درخواست کند و بپذیرد و حتی وظیفه اقناع دیگران را برای محول کردن این مسئولیت، خود بر عهده دارد.

 

 

منبع : http://www.korsi.ir