زيبايي در قلب کسي که مشتاق آن است روشن تر مي درخشد تا در چشمان کسي که آن را مي بيند
In the name of God the compassionate, the merciful To international associations: You always make resolutions even for the least word on history forged by Zionist forces and don't even allow any scientific work to be done on how these Zionist forces were made. You who always make resolutions on small problems of independent countries like To Arabian governments: What has become to you? You're crying for Arabs to be united has made the world deaf. Why are you so silent about Zionists' weak and absurd crimes? Aren't Palestinians and people of To Hosni Mobarak and its regime in Your situation is really critical. Don't you remember Anvar Sadat? Have forgotten that his chest was opened by Muslim fighter martyr Khalid eslamboli? Why don't you learn a lesson from those before you? Haven't they gone around the world to see what happened to those who were before them? Can't you open Passage of Rafah to your fellows? You can do but the fear of Zionists and American government and devoting to them has made you unable to do this. So know that your falling is soon. To you Hosni Mobarak ruling to To Zionists regime: What have To Arab people and world's Muslims: We say this to ourselves and all the Muslims all over the world: Stand Up. It's time to answer To Muslims of You, oppressed people of And the last word: Standing till the end... اعضاي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با صدور بيانيه اي ضمن محكوم ساختن جنايات اخير رژيم اشغالگر قدس حمايت خود را از همنوعان مظلوم خود در غزه، ابراز داشتند. به گزارش واحد خبر روابط عمومي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه پژوهشگران و كارمندان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه صبح امروز با صدور بيانيهاي، بار ديگر مراتب نفرت و انزجار خود را از صهيونيسم جهاني و جنايات وحشيانه جلادان رژيم غاصب اسرائيل در غزه نشان دادند. فاجعه انساني كه در غزه شكل گرفته است مصداق بارز نسلكشي و جنايت عليه بشريت است. آنچه امروز بر فلسطين و بهخصوص مردمان بيپناه غزه ميگذرد ضمن رسوايي همه مدعيان صلح و حقوق بشر، وجدان هر انسان آزادهاي را دردمند ميسازد. پژوهشگران و كارمندان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نيز بنا بر وظيفه اخلاقي و انساني، با صدور بيانيه و اختصاص يك روز از حقوق خود به مردم غزه، حمايت خود را از تمامي آزادمردان و مظلومان جهان اعلام داشتند. متن بيانيه يادشده بدين شرح است: « بيانيه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به مناسبت فاجعه غزه » همزمان با سالگرد بزرگترين فاجعه تاريخ بشريت در عاشوراي سال 61 هجري ، رژيم اشغالگر قدس با نقض اصول مسلم مقررات حقوق بين الملل و ميثاق هاي مدني و سياسي ، دست به كشتار وحشيانه مردم فلسطين به ويژه زنان و كودكان مظلوم سرزمين اشغال شده غزه زد و تاريخ كربلا را تكرار نمود و اين در حالي است كه انتظار مي رفت در ايام جشن ميلاد حضرت مسيح عليه السلام ، مهر و شفقت عيسوي بر مردم فلسطين فرو ريزد . پژوهشگاه حوزه و دانشگاه برخود لازم مي داند ، مواردي را براي يادآوري وظايف مهم ملت ها ، دولت ها و سازمانهاي بين المللي متذكر شود : 1. به موجب « ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي » ، اسرائيل غاصب موظف است ، حقوق مردم مظلوم فلسطين را رعايت كند ، زيرا ماده اول اين ميثاق بر حق تعيين سرنوشت آن مردم تصريح دارد و همه آزادگان دنيا مي بينند كه حق بازگشت آوارگان ، آزادي عبور و مرور ، برخورداري از غذا ، پوشاك ، مسكن و بهداشت اين مردم ستمديده و در بند از سوي اين رژيم اشغالگر نقض مي شود . علاوه بر اين،« كنوانسيون چهارم ژنو » تعهداتي را متوجه دولتهاي اشغالگر كرده است كه امروزه تمام اين تعهدات را اسرائيل _ كه« ديوان بين المللي دادگستري» نيز مكرر آن را اشغالگر سرزمين هاي سال 1967، يعني غزه وكرانه باختري و قدس شرقي معرفي كرده است _ زير پا مي گذارد . 2. در قبال اين فاجعه عظيم انساني ، اين فقط رژيم اشغالگر نيست كه تعهدات را نقض كرده است ؛ دولتهاي ديگر نيز بر اساس حقوق بين المللي مكلفند ، در برابر اين ستمگري وحشيانه سكوت نكنند و با سكوت خود نزد وجدان تاريخ همدست اسرائيل شناخته نشوند . لازم است دولت ها مطابق « ماده اول مشترك كنوانسيون هاي ژنو » به وظيفه خود عمل كنند و اين رژيم را به رعايت حقوق بشر و حقوق بشردوستانه در سرزمين غزه وادارند . 3. ملتها و دولتهاي اسلامي بر اساس اصول مسلم قرآني و نبوي « انما المومنون اخوه« ،» من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين و لم يجبه فليس بمسلم » ، « مثل مومنان جمله چون يك تن است ، آنگاه كه يك اندام را رنجي رسد همه اعضاء آگاهي يابد و رنجور شود » ، « اغاثه ملهوف » و « اعانه مظلوم » تكليفي سترگ و امتحاني سخت درپيش دارند . 4. نهاد ها وسازمانهاي بين المللي به ويژه « سازمان ملل متحد » مكلفند از حقوق مردم بي دفاع غزه دفاع نمايند . اگر چه شوراي حقوق بشر به كرات اسرائيل غاصب را محكوم كرده است ، اما « شوراي امنيت » كه وظيفه خطير براي حفظ صلح و امنيت بين المللي بر عهده دارد ، به دليل برخورداري دولت هاي حامي اسرائيل از حق « وتو » نتوانسته است ، به وظيفه و نقش مهم خود عمل كند . آيا وقت آن نرسيده است ، « مجمع عمومي سازمان ملل » در اين امر مهم كه حقوق بنيادين انسانهاي مظلوم را پايمال مي كند ، مداخله نمايد و از ميزان مخاطراتي كه صلح و امنيت جهاني را تهديد مي كند ، بكاهد و غم و اندوه جانكاه مردم آزاده و صلح دوست دنيا را تسكين دهد ؟ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه محرم 1420 حال من بد نيست غم، کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورم آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب خنجری بر قلب بيمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست ازغم نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد يک شبه بيداد آمد داد شد عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام عشق اگر اينست مرتد می شوم خوب اگر اينست من بد می شوم بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم! ديگر مسلمانی بس است در ميان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم بعد از اين بابی کسی خو می کنم هر چه در دل داشتم رو می کنم نيستم از مردم خنجر بدست بت پرستم، بت پرستم، بت پرست بت پرستم،بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست درد می بارد چو لب تر می کنم طالعم شوم است باور می کنم من که با دريا تلاطم کرده ام راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟ قفل غم بر درب سلولم مزن من خودم خوشباورم گولم مزن!! من نمی گويم که خاموشم مکن من نمی گويم فراموشم مکن من نمي گويم که با من يار باش من نمی گويم مرا غم خوار باش من نمی گويم،دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن بس است روزگارت باد شيرين! شاد باش دست کم يک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما ياری نبود قصه هايم را خريداری نبود وای! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو ديوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد خسته ام از قصه های شوم تان خسته از همدردی مسموم تان اينهمه خنجر دل کس خون نشد اين همه ليلی،کسی مجنون نشد آسمان خالی شد از فريادتان بيستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پيشه ام بويی از فرهاد دارد تيشه ام عشق از من دورو پايم لنگ بود قيمتش بسيار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پايم خسته بود تيشه گر افتاد دستم بسته بود هيچ کس دست مرا وا کرد؟نه فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!! هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه هيچ کس اشکی برای ما نريخت هر که با ما بود از ما می گريخت چند روزی هست حالم ديدنیست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روی زمين زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود آنچه می پنداشتيم
فرهاد سلطاني -------------------------
با صدور بيانيه و حمايت مالي و معنوي؛ اعضاي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به ياري مردم بيدفاع غزه شتافتند
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------

