زيبايي در قلب کسي که مشتاق آن است روشن تر مي درخشد تا در چشمان کسي که آن را مي بيند
نويسنده : اميدوار، مجيد چكيده اين مقاله به شرح مختصر برنامه ريزي استراتژيك (راهبردي) ميپردازد. برنامه ريزي تعريف ميشود و تأثير تغيير در شرايط بر برنامه ريزي روشن ميگردد. سپس نقش استراتژي (راهبرد) در برنامه ريزي مشخص ميشود و برنامه ريزي استراتژيك تعريف ميشود. در پايان مدل برنامه ريزي استراتژيك در سازمانهاي دولتي و غيرانتفاعي (مدل برايسون) شرح داده ميشود. منبع : سايت شركت توسعه خدمات مديريت بهار كليدواژه : برنامه ريزي استراتژيك؛ استراتژي؛ برنامه ريزي؛ تغيير؛ راهبرد؛ برنامه 1- تعريف برنامه ریزی برنامه ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات. برنامه ریزی فكر كردن راجع به آينده يا كنترل آن نيست بلكه فرايندي است كه ميتواند در انجام اين امور مورد استفاده قرار گيرد. برنامه ريزي، تصميمگيري در شكل معمول آن نيست بلكه از طريق فرايند برنامه ريزي، مجموعهاي از تصميمات هماهنگ اتخاذ ميشود. برنامه ریزی ميتواند براي زمان حال يا آينده انجام شود. بر طبق اين تعريف، تصميمگيريهاي مقطعي و ناپيوسته و اتخاذ سياستها براي پيشبرد سازمان در زمان حال يا آينده برنامه ريزي نيستند. برنامه ريزي متكي بر انتخاب و مرتبط ساختن حقايق است. حقايق مفاهيم واقعي، قابل آزمون و اندازهگيري هستند. ديدگاهها، عقايد، احساسات و ارزشها به عنوان حقايقي تلقي ميشوند كه فرايند برنامه ریزی بر اساس آنها سازمان داده ميشود. همانطور كه اشاره شد برنامه ريزي صرفاً يك فرايند تصميمگيري نيست بلكه فرايندي شامل روشن ساختن و تعريف حقايق و تشخيص تفاوت بين آنهاست يا به عبارتي گونهاي فرايند ارزيابي است كه در پايان آن، در انتخاب حقايق ارزيابي شده تصميمگيري ميشود. برنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است. برنامه خروجي فرايند برنامه ريزي است اما برنامه ريزي يك فرايند پيوسته است كه بيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مييابد. برنامهها تهيه شده و اجرا ميگردند. 2- ويژگيهاي برنامه ریزی برنامه ريزي يك فرايند ذهني آگاهانه با خصوصيات زير است: 1) تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه 2) جمعآوري اطلاعات 3) مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد 4) تعريف اهداف 5) تأمين مقدمات 6) پيشبيني شرايط آينده 7) ساخت زنجيرههاي متفاوتي از اقدامات مبتني بر تصميمات متوالي 8) رتبهبندي و انتخاب گزينهها 9) تعريف سياستها 10) تعريف معيارهاي ابزار ارزيابي برنامه 3- انواع برنامه ريزي برنامه ريزي از جنبه ماهيت به برنامه ریزی فيزيكي، برنامه ريزي سازماني، برنامه ريزي فرايند، برنامه ريزي مالي، برنامه ریزی وظيفهاي و برنامه ريزي عمومي دستهبندي ميشوند كه در اينجا منظور از برنامه ريزي، برنامه ريزي از نوع عمومي است. برنامه ریزی عمومي معمولاً تمام ديگر انواع برنامه ريزي را در خود دارد. برنامه ريزي را از جنبه افق زماني ميتوان در قالب برنامه ريزي كوتاهمدت (برنامه ریزی عملياتي و تاكتيكي)، برنامه ريزي ميانمدت و برنامه ريزي بلندمدت دستهبندي نمود. 4- برنامه ريزي استراتژيك بيشتر برنامه ریزیها براساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل «آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نياز» ميباشند. در اين مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبيين شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع مورد نياز براي انجام برآورد ميگردند. تغيير در شرايط محيط، سياستها، نگرشها، ديدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملي هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامه ريزي تأثير گذاشته و در نهايت باعث تغيير برنامه ميگردند. برنامه ريزي در شكل عقلايي فوق، ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست ميگردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامه ريزي بايد بتوان مطابق با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينهساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه ريزي سنتي كه در آن آرمانها و اهداف تعيين ميشوند هدف برنامه ريزي استراتژيك، تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط ميتوان تركيبي از برنامه ريزي سنتي و برنامه ریزی استراتژیک را بكار برد. تعاريف مختلف و متفاوتي از استراتژي ارائه شده است. در اينجا تعريفي ارائه ميشود كه بتواند مفهوم آن را در برنامه ريزي استراتژيك مشخص نمايد. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان ميدهد. استراتژي ميتواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود. برنامه ريزي استراتژيك گونهاي از برنامه ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست. از آنجايي كه استراتژي ميتواند داراي عمر كوتاه يا بلند باشد برنامه ریزی استراتژیک ميتواند برنامه ريزي بلندمدت يا كوتاهمدت باشد اما متفاوت از آنهاست. واژه «استراتژيك» معني هر آنچه را به استراتژي مربوط باشد در بردارد. واژه «استراتژي» از كلمه يوناني «استراتگوس» گرفته شده است كه به معناي رهبري است. برنامه ريزي استراتژيك كوششي است ساختيافته براي اتخاذ تصميمهاي اساسي و انجام اعمالي كه ماهيت سازمان، نوع فعاليتها و دليل انجام آن فعاليتها توسط سازمان را شكل داده و مسير ميبخشد. همانطور كه استراتژي نظامي پيروزي در جنگ است، برنامه ريزي استراتژیک نيز طرق انجام مأموريتهاي سازمان را دنبال ميكند. 5- مزاياي برنامه ریزی استراتژيك برنامه ريزي استراتژيك داراي مزاياي زيادي است كه از جمله ميتوان به موارد زير اشاره نمود: قبل از پيش آمدن مشكلات احتمالي از وقوع آنها خبر ميدهد. به علاقمند شدن مديران به سازمان كمك ميكند. تغييرات را مشخص كرده و شرايط عكسالعمل در برابر تغييرات را فراهم ميكند. هر نيازي را كه براي تعريف مجدد سازمان ضروري است تعيين ميكند. براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده بستر مناسب ايجاد ميكند. به مديران كمك ميكند كه درك روشنتري از سازمان داشته باشند. شناخت فرصتهاي بازارهاي آينده را آسانتر ميسازد. ديدي هدفمند از مسائل مديريت ارائه ميدهد. قالبي براي بازنگري اجراي برنامه و كنترل فعاليتها ارائه ميدهد. به مديران كمك ميكند كه تا در راستاي اهداف تعيين شده تصميمات اساسي را اتخاذ كنند. به نحو مؤثرتري زمان و منابع را به فرصتهاي تعيين شده تخصيص ميدهد. هماهنگي در اجراي تاكتيكهايي كه برنامه را به سرانجام ميرسانند بوجود ميآورد. زمان و منابعي را كه بايد فداي تصحيح تصميمات نادرست و بدون ديد بلندمدت گردند، به حداقل ميرساند. قالبي براي ارتباط داخلي بين كاركنان به وجود ميآورد. ترتيبدهي اولويتها را در قالب زماني برنامه فراهم ميآورد. مزيتي براي سازمان در مقابل رقيبان به دست ميدهد. مبنايي براي تعيين مسئوليت افراد ارائه داده و به موجب آن افزايش انگيزش را باعث ميشود. تفكر آيندهنگر را تشويق ميكند. براي داشتن يك روش هماهنگ، يكپارچه همراه با اشتياق لازم از سوي افراد سازمان در برخورد با مسائل و فرصتها، انگيزش ايجاد ميكند. 6- ويژگيهاي برنامه ريزي استراتژیک فرايند برنامه ريزي استراتژيك اساساً فرايندي هماهنگكننده بين منابع داخلي سازمان و فرصتهاي خارجي آن ميباشد. هدف اين فرايند نگريستن از درون «پنجره استراتژيك» و تعيين فرصتهايي است كه سازمان از آنها سود ميبرد يا به آنها پاسخ ميدهد. بنابراين فرايند برنامه ریزی استراتژیک، يك فرايند مديريتي است شامل هماهنگي قابليتهاي سازمان با فرصتهاي موجود. اين فرصتها در طول زمان تعيين شده و براي سرمايهگذاري يا عدم سرمايهگذاري منابع سازمان روي آنها، مورد بررسي قرار ميگيرند. حوزهاي كه در آن تصميمات استراتژيك اتخاذ ميگردند شامل (1) محيط عملياتي سازمان، (2) مأموريت سازمان و (3) اهداف جامع سازمان ميباشد. برنامه ريزي استراتژيك فرايندي است كه اين عناصر را با يكديگر در نظر گرفته و گزينش گزينههاي استراتژیک سازگار با اين سه عنصر را آسان ميسازد و سپس اين گزينهها را بكار گرفته و ارزيابي ميكند. بايد توجه داشت كه هر فرايند برنامه ريزي استراتژيك زماني باارزش است كه به تصميمگيرندگان اصلي كمك كند كه به صورت استراتژيك فكر كرده و عمل كنند. برنامه ريزي استراتژیک به خودي خود هدف نيست بلكه تنها مجموعهاي از مفاهيم است كه براي كمك به مديران در تصميمگيري استفاده ميشود. ميتوان گفت كه اگر استراتژيك فكر كردن و عمل كردن در فرايند برنامه ریزی استراتژيك به صورت عادت درآيد، آنگاه فرايند ميتواند كنار گذاشته شود. 7- برنامه ريزي استراتژیک در بخش دولتي برنامه ريزي استراتژيك در بخش خصوصي توسعه يافته است. تجارب اخير مبين آن است كه رويكردهاي برنامه ريزي استراتژيك كه در بخش خصوصي تدوين شدهاند ميتوانند به سازمانهاي عمومي و غيرانتفاعي و هم چنين جوامع و ديگر نهادها كمك نمايند تا با محيطهاي دستخوش تغيير، برخوردي مناسب داشته و به شيوهاي كارسازتر عمل كنند. البته اين به آن معنا نيست كه همه رويكردهاي برنامه ریزی استراتژیک بخش خصوصي در بخشهاي عمومي و غيرانتفاعي به يك اندازه كاربرد داشته باشند. برايسون مدلهاي برنامه ريزي استراتژيك را بررسي كرده و شرايط بكارگيري آنها را در بخشهاي عمومي و غيرانتفاعي مورد تحليل قرار ميدهد و در نهايت خود رويكردي ارائه ميدهد كه در بخشهاي عمومي و غيرانتفاعي قابل كاربرد باشد. 8- مدل برايسون نمودار آمده در آخر اين بخش مراحل فرايند برنامه ريزي استراتژيك در قالب مدل برايسون را نمايش ميدهد. همانطور كه اشاره شد اين مدل نتيجه بررسي خصوصيات مدلهاي قبلي و رفع نقاط ضعف آنها براي كاربرد در سازمانهاي عمومي و غيرانتفاعي ميباشد. همانطور كه ملاحظه ميشود اين مدل شامل يك فرايند پيوسته (مطابق با تعريف برنامه ريزي) و تكرارپذير ميباشد كه پيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مييابد. در اين جا اين فرايند در قالب ده مرحله شرح داده ميشود. از خصوصيات اين فرايند اين است كه نتايج حاصل از هر مرحله ميتواند در بازنگري يا تكميل مراحل پيش از آن مورد استفاده قرار گيرند. مراحل فرايند برنامه ریزی استراتژیک در مدل برايسون به شرح زير ميباشد: توافق اوليه: در اين مرحله ضرورت برنامه ريزي استراتژيك براي سازمان مورد برنامه ريزي بررسي شده و آشنايي با اين نوع برنامه ريزي حاصل ميشود. سازمانها، واحدها، گروهها يا افرادي كه بايد در برنامه ریزی درگير شوند مشخص گرديده و توجيه ميشوند. مراحلي كه در برنامه ريزي بايد انجام شوند شرح داده ميشوند. روش انجام برنامه ريزي، زمانبندي انجام، آييننامههاي مورد نياز براي جلسات و نحوة گزارشدهي مشخص ميگردند. منابع و امكانات لازم تعيين ميگردند. تعيين وظايف: وظايف رسمي و غيررسمي سازمان «بايد هايي» است كه سازمان با آنها روبروست. در اين مرحله هدف اينست كه سازمان و افراد آن وظايفي را كه از طرف مراجع ذيصلاح (دولت، مجلس و...) به آنها محول شده است شناسايي نمايند. شايد اين هدف به ظاهر خيلي روشن باشد ولي اين واقعيت در بيشتر سازمانها وجود دارد كه بيشتر افراد اختيارات و وظايف سازماني را كه در آن مشغول بكارند نميدانند و اساسنامه آن را حتي براي يكبار مطالعه نكردهاند. از طرف ديگر وظايف محول شده به سازمان عموماً كلي بوده و تمام فضايي را كه سازمان ميتواند در آن فعاليت كند تعريف نميكند. بنابراين ضروري است كه با مطالعه وظايف مكتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظايف آشنا شد (كه از اين طريق بعضي از اختيارات و ذينفعان سازمان نيز شناسايي ميگردند)، ثانياً مواردي را كه در حيطه اختيارات سازمان قرار ميگيرند اما تا بحال كشف نشدهاند، شناخت. تحليل ذينفعان: ذينفع فرد، گروه يا سازماني است كه ميتواند بر نگرش، منابع يا خروجيهاي سازمان تأثير گذارد و يا از خروجيهاي سازمان تأثير پذيرد. تحليل ذينفعان پيشدرآمد ارزشمندي براي تنظيم بيانيه مأموريت سازمان است. تحليل ذينفعان بسيار ضروري است، چرا كه رمز موفقيت در بخش دولتي و غيرانتفاعي ارضاي ذينفعان كليدي سازمان است. اگر سازمان نداند كه ذينفعانش چه كساني هستند، چه معيارهايي براي قضاوت درباره سازمان به كار ميبرند، و وضعيت عملكردي سازمان در قبال اين معيارها چيست، به احتمال زياد نخواهد توانست فعاليتهايي را كه بايد براي ارضاي ذينفعان كليدي خود انجام دهد، شناسايي كند. تنظيم بيانيه مأموريت سازمان: مأموريت سازمان جملات و عباراتي است كه اهداف نهايي سازمان، فلسفه وجودي، ارزشهاي حاكم بر سازمان و نحوة پاسخگويي به نياز ذينفعان را مشخص ميكند. علاوه بر اين موارد، اختلافات درون سازماني را مرتفع ساخته و بستر بحثها و فعاليتهاي سازنده و مؤثر را هموار ميكند. توافق بر مأموريت سازمان، تمام فعاليتهاي آن را همسو ميسازد و انگيزش و توجه ذينفعان سازمان خصوصاً كاركنان آن را افزايش ميدهد. شناخت محيط سازمان: اساس استراتژيك عمل كردن شناخت شرايط است. يك بازيكن موفق فوتبال علاوه بر اينكه از تواناييها و وظايف هر يك از اعضاي تيم خود آگاهي دارد، سعي ميكند شرايط تيم مقابل و نقاط قوت و ضعف هر يك از افراد آن را دريابد و با داشتن اين مأموريت در ذهن يعني پيروز شدن در بازي، در هر لحظه بهترين حركت را انجام دهد. براي اينكه يك سازمان نيز در رسيدن به مأموريت خود موفق گردد بايد شرايط حاكم بر خود را به خوبي شناسايي نمايد. در اين مرحله، محيط خارجي سازمان در قالب شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و تكنولوژيكي مورد بررسي قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها براي سازمان تعيين ميگردند. در راستاي شناخت محيط سازمان، در اين مرحله محيط داخلي نيز در قالب وروديها، خروجيها، فرايند و عملكرد سازمان مورد مطالعه قرار ميگيرند. تعيين موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان: اين مرحله قلب فرايند برنامه ريزي استراتژیک است. موضوعات استراتژيك تصميمات سياسي و اساسي هستند كه بر اختيارات، مأموريت، ارزشها، محصول يا خدمات ارائه شده، مراجعان يا استفادهكنندگان، هزينهها، تأمين منابع مالي، سازمان يا مديريت تأثير ميگذارد. هدف اين مرحله تعيين انتخابهايي است كه سازمان با آنها مواجه است. تعيين استراتژيها: به منظور پرداختن به هر يك از موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان بايد اقداماتي صورت گيرد كه در قالب برنامهها، اهداف، طرحها و . . . بيان ميشوند. اين اقدامات استراتژي ناميده ميشوند. در واقع استراتژي عبارتست از قالبي از اهداف، سياستها، برنامهها، فعاليتها، تصميمات يا تخصيصهاي منابع كه مشخص ميكنند سازمان چيست، چه كاري انجام ميدهد و چرا آن را انجام ميدهد. استراتژيها ميتوانند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدودة زماني متفاوتي تعريف شوند. شرح طرحها و اقدامات: اين مرحله ميتواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعيين استراتژيها، انجام شود اما از آنجايي كه كار برنامه ریزی استراتژيك با تعيين استراتژيها به پايان ميرسد و اجراي آن در قالب تعريف طرحها و اقدامات و مديريت استراتژیک برنامه تهيه شده انجام ميشود اين تفكيك صورت گرفته است. به عبارت ديگر از اين مرحله به بعد از مدل برايسون مربوط به اجراي برنامه و مديريت استراتژيك ميگردد. در اين مرحله به منظور اجراي هر يك از استراتژيهاي انتخاب شده تعدادي طرح و اقدام تعريف ميگردد. تنظيم دورنماي سازماني براي آينده: در اين مرحله، توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژيهاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، ارائه ميشود. اين توصيف دورنماي موفقيت سازمان ناميده ميشود كه در آن شرحي از مأموريت، استراتژيهاي اساسي، معيارهاي عملكرد، بعضي از قواعد تصميمگيري مهم و استانداردهاي اخلاقي مد نظر همة كارمندان ارائه ميشود. در صورت تنظيم چنين دورنمايي، افراد سازمان خواهند دانست كه چه انتظاري از آنها ميرود، پويايي و همسويي انگيزه و نيروي افراد در رسيدن به اهداف سازمان به وجود آمده و نياز به نظارت مستقيم كاهش مييابد. برنامه عملياتي يكساله: در اين مرحله با استفاده از اطلاعات تدوين شده در مرحله هشتم و بر اساس اولويتهاي تعيين شده توسط تصميمگيران، يك برنامه عملياتي تهيه شده و بر اساس آن مديريت و كنترل طرحها و اقدامات انجام ميشود. وضعيت تحصيلات دانشگاهي: كارشناسي ارشد علوم اقتصادي / دانشگاه مفيد / 1378 آخرين درجه تحصيلات حوزوي: - خارج فقه و اصول / حوزه علميه قم ب) سوابق علمي - اجرايي: 1. مركز تحقيقات دارالحديث قم / تحقيق / از سال 73 تاكنون 2. مسئول واحد برنامه ريزي و ارزشيابي پژوهشگاه حوزه ودانشگاه / از نيمه دوم سال 80 به مدت 6 ماه 3. رييس اداره پژوهش پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / از سال 81 تاكنون 4. عضو شوراي علمي گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي/ از سال 76 تا كنون 5. عضو حلقه نقد و نظر گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي / 76 الي 78 6. عضو هيئت تحريريه مجله تخصصي اقتصاد اسلامي / از سال 80 تا كنون 7. عضوا نجمن اقتصاد اسلامي حوزه ؛ 8. عضو كميته برنامه ريزي پژوهشي مركز مديريت حوزه علميه قم ؛ 9. مجري طرح تدوين برنامه چهارساله اول پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 81 الي 84 10. مجري طرح تدوين و تصويب برنامه آموزشي و سرفصلهاي رشته كارشناسي ارشد؛ 11. مجري طرح تدوين برنامه چهارساله دوم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 85 الي 88؛ 12. مجري طري ارزيابي و رتبه بندي محققان مركز مطالعات اديان و مذاهب؛ 13. ارزيابي دهها عنوان مقاله براي مجلات اقتصاد اسلامي ، نامه مفيد، دانشنامه امام علي (ع) و ...؛ 14. ارزيابي و نظارت بر بيش از ده عنوان از طرحهاي پژوهشي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و كانون انديشه جوان ؛ 15. همكاري با جشنوارههاي مختلف كتاب سال حوزه ، پژوهش برتر كنگره دين پژوهان و ...؛ 16. مشاركت در برنامههاي راديو و تلويزيون (راديو معارف ، شبكه استاني راديو قم ، شبكه هاي 1، 2 و 4 سراسري تلويزيون)؛ ج) سوابق تحقيقاتي: 1. ماهيت و احكام معاملات بانكي / مجري/ مركز تحقيقات قوه قضاييه/ 78 2. منابع مالي حكومت در اقتصاد صدر اسلام/ مؤلف/ سازمان برنامه و بودجه / 76 3. راهكارهاي فقرستيزي / مؤلف / مركز پژوهشهاي صدا و سيما/ 77 4. فقر زدايي در شيوه رفتاري امام علي ( ع) / مؤلف / مركز پژوهش هاي صدا و سيما / 77 5. تكافل اجتماعي در قرآن و حديث / 1380 / دارالحديث 6. تامين اجتماعي در اسلام و غرب / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / 1383 د) سوابق فعاليتهاي آموزشي: 1. فقه الحديث اقتصادي / مركز جهاني علوم اسلامي / قم / كارشناسي ارشد / 83 ـ 84 ترم دوم ؛ 2. فقه الحديث / مركز جهاني علوم اسلامي / قم / كارشناسي ارشد / 84 ـ 85 ترم اول؛ 3. نظام اقتصادي صدر اسلام / دانشگاه مفيد / كارشناسي / 84ـ 85 ترم اول . ه) عناوين پايان نامههايي كه استاد راهنماي آن بودهاند: 1. فقر و فقر زدايي از ديدگاه اسلام / پاياننامه كارشناسي ارشد / سال 82 / مشاور؛ 2. انفاق در قرآن با تأكيد بر مفهوم و ماهيت آن / پاياننامه كارشناسي ارشد / 83 / مشاور؛ 3. راهكارهاي توزيع درآمد و ثروت در قرآن / پايان نامه كارشناسي ارشد / 1384/ راهنما؛ و) تأليف يا ترجمه كتاب: عنوان كتاب/ناشر/زمان نشر 1. الگوي تخصيص درآمد و رفتار مصرفكننده مسلمان / پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي / 79 2. التنميه الاقتصاديه في الكتاب و السنه / انتشارات دارالحديث / 80 3. سيره اقتصادي امام علي عليهالسلام / كانون انديشه جوان / 83 4. نظام درآمد هزينه دولت اسلامي / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / كارگروهي / 81 5 . دانشنامه ميزان الحكمه / جلد اول، دوم و سوم / دارالحديث / كارگروهي/ 1383 ز) تأليف يا ترجمه مقاله: 1. نقدي بر ديدگاه سرمايه داري درباره انسان اقتصادي / كتاب نقد/ تابستان 78 ش 11 2. بيتالمال از ديدگاه امام علي ( ع) / دانشنامه امام علي( ع) / 79 3. انفال / دايرهالمعارف قرآن كريم / آماده نشر 4. مباني و مفروضات نظريه رفتار مصرف كننده / مجله اقتصاد اسلامي ـ ش 9 / 82 5. قيمت گذاري در فقه و اقتصاد / دو فصلنامه جستارهاي اقتصادي ش 3 زمستان 84؛ ح) آشنايي با زبان عربي و انگليسي ط) آشنايي با كشورهاي عراق ، عربستان، سوريه ي) اسامي و مشخصات جوايز علمي 1. رتبه اول امتحانات سراسري حوزه در سالهاي 75 ـ 76؛ 2. رتبه دوم كتاب برگزيده كتاب سال حوزه در سال 80 براي تأليف كتاب «الگوي تخصيص درآمد و نظريه رفتار مصرف كننده مسلمان»؛ 3. رتبه اول مقالات دانشنامه امام علي «عليهالسلام» براي تأليف مقاله سيره اقتصادي امام علي (ع)؛ 4. رتبه سوم جشنواره اقتصاد اسلامي براي تأليف كتاب «سيره اقتصاد امام علي (ع)»؛ 5. رتبه دوم جشنواره علامه طباطبايي براي تأليف كتاب «سيره اقتصاد امام علي (ع)»؛ 6. رتبه قابل تقدير جشنواره مطبوعات اسلامي براي تأليف مقاله «مباني و مفروضات نظريه رفتار كننده مسلمان». وضعيت تحصيلات دانشگاهي: - كارشناسي ارشد علوم اقتصادي / دانشگاه شيخ مفيد (ره) - قم / 1376 عنوان پايان نامه كارشناسي ارشد : اصول مالياتهاي اسلامي آخرين درجه تحصيلات حوزوي: - خارج فقه و اصول ب) سوابق علمي - اجرايي: 1. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / دبير، محقق، عضو هيئت علمي وشوراي علمي گروه اقتصاد ج) سوابق تحقيقاتي: عنوان طرح تحقيقاتى/ سمت در طرح 1.درآمدي نظام مالياتي اسلام / مجري 2. جهتگيري نظام مالياتي / مجري 3. ماهيت و ساختار اقتصاد اسلامي / همكار 4. نظام مالي اسلام / همكار 5. نظام هزينه و درآمد دولت اسلامي / همكار 6. توسعه در آيينه تحولات / كار مشترك 7. مقاله خمس و خصوصيات آن / مجله روند / مجري د) سوابق فعاليتهاي آموزشي: 1. تدريس مباني علم اقتصاد / مركز تخصصي قضا / قم ه) تأليف يا ترجمه كتاب: عنوان كتاب/ناشر/زمان نشر 1.درآمدي بر نظام مالياتي اسلام / معاونت اقتصادي وزارت دارايي / 1380 2. جهتگيري نظام مالياتي / پژوهشگاه فرهنگ و انديشه/1382 3. ماهيت و ساختار اقتصاد اسلامي / پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي / 1379 4. نظام مالي اسلام / پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي /1379 5. نظام هزينه و درآمد دولت اسلامي / 1380 6. توسعه در آيينه تحولات / 1383 7. ترجمه مقاله «جهاني سازي ؛ گذشته و حال» در كتاب جهاني سازي / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 8. سازمان توليدي بنگاه / كتاب درسهايي از اقتصاد اسلامي چاپ دانشگاه مفيد / بهار 84 و) تأليف يا ترجمه مقاله 1. خمس و خصوصيات آن / روند / 1374 ح) آشنايي با زبان: انگليسي و عربي
كارشناسي ارشد علوم اقتصادي / مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) / 1377 عنوان پايان نامه: اصول حاكم بر بازار اسلامي و مقايسه آن با بازار رقابت كامل آخرين درجه تحصيلات حوزوي: - مدرك شش سال درس خارج معادل سطح چهار حوزه و دكتراي دانشگاهي / حوزه علميه قم / 1377 - عنوان پايان نامه: الربا في القرآن الكريم و الفقه الاسلامي - خارج فقه و اصول - مدرك معارف اسلامي / موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) / با 5 سال آموزش ب) سوابق علمي - اجرايي: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / پژوهشي - اجرايي / محقق - دبيري گروه،عضو هيئت علمي و شوراي علمي گروه اقتصاد دانشگاه قم / تدريس/ علوم اقتصادي ج) سوابق تحقيقاتي: 1 – درآمدي به مباني اقتصاد خرد با نگرش اسلامي / همكار تدوين نيمي از كتاب و تدوين نهايي آن 2 – مباحثي در فلسفه اقتصاد (علم اقتصاد و ارزشها) / همكار تدوين نزديك به دو سوم كتاب / برگزيده كتاب سال حوزه 3 – مباني فلسفي تعادل عمومي بازارها / مجري 4 – سياستهاي پولي در بانكداري بدون ربا / مجري 5 – عقلانيت در علم اقتصاد / مجري 6 – الگويي از عرضه نيروي كار با نگرش اسلامي / مجري 7 – علم اقتصاد از نظر شهيد سيد محمد باقر صدر(ره) / مجري 8 - الربا في القران الكريم و الفقه الاسلامي / مجري / پايان نامه 6 سال درس خارج حوزه علميه 9 - اثر تقوي در زندگي اقتصادي از ديدگاه قرآن كريم / مجري 10 - خلق پول در بانكداري اسلامي / مجري 11 - مباني فقهي بانكداري اسلامي / مجري 12 - اصول حاكم بر بازار اسلامي و مقايسه آن با بازار رقابت كامل/ پايان نامه كارشناسي ارشد 13 - مباني اقتصاد خرد در جامعه اسلامي / گزارش علمي / همكار/ كنفرانس حوزه و دانشگاه 14 - مشكلات و راه حلهاي بانكداري بدون ربا / همكار (با درخواست معاونت اقتصادي وزارت اقتصاد و دارايي) د) تأليف يا ترجمه كتاب: 1. در آمدي به مباني اقتصاد خرد با نگرش اسلامي / مؤسسه پژوهشي حوزه و دانشگاه / 1378 2. مباحثي در فلسفه اقتصاد / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / بهار 1384/ برگزيده كتاب سال حوزه ه) تأليف يا ترجمه مقاله: 1. سياست هاي پولي از ديدگاه فقهي امام خميني (ره) / مقالات اولين كنگره بررسى انديشههاى اقتصادى امام خمينى (ره) /خرداد 1374/ يكي از مقالات برگزيده اين كنگره 2. بكارگيري سياست هاي پولي در بانكداري بدون ربا / مجله معرفت شماره3 / 1371 3. مهمترين پيشفرض انسان شناختي علم اقتصاد / مجله حوزه و دانشگاه شماره9 / 1375 / برگزيده براي ارائه در كنفرانس حوزه و دانشگاه 4. مشكلات و راه حل هاي بانكداري بدون ربا / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره4 / 1374 5 . درآمدي بر الگوي تخصيص زمان با نگرش ديني / مجله جستارهاي اقتصادي(علمي پژوهشي) / شماره اول / 1383 و) آشنايي با زبان: انگليسي و عربي سمت : معاون اداری و مالی ، عضو هيئت علمي گروه اقتصاد و سردبير دو فصلنامه علمي ـ تخصصي جستارهاي اقتصادي مرتبه: استاديار شماره تلفن : 2111206 - 0251 E_mail: hadi_Arabi@hawzeh.com Econ _ Essays@hawzeh.ac.ir 1- مشخصات فردي الف – نام و نام خانوادگي : سيد هادي عربي شماره شناسنامه : 1908 محل صدور: سبزوار تاريخ تولد : 24/12/1339 نام پدر : سيد علي اصغر 2 – وضعيت تحصيلي تحصيلات نوع مدرك رشته تحصيلي محل اخذ مدرك تحصيلي دانشگاهي كارشناسي ارشد علوم اقتصادي تهران دانشگاه تربيت مدرس دكتري علوم اقتصادي (اقتصاد بين الملل ) تهران دانشگاه تربيت مدرس حوزوي آغاز تحصيلات حوزوي تا پايان سطح حوزه علميه قم آغاز درس خارج خارج فقه و اصول حوزه علميه قم عنوان پايان نامه فوق ليسانس: نگرشي بر تعادل همزمان طرف تقاضا در اقتصاد اسلامي عنوان پايان نامه دكتري : انتخاب نظام ارزي مناسب و استراتژي خروج از نظام موجود (مطالعه موردي ايران) 3- سوابق پژوهشي الف ) تاليف يا ترجمه كتاب «مباني اقتصاد اسلامي»، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه و سازمان سمت، مصباحي ، غلامرضا ؛ عربي ، سيد هادي (1377) ، «موجز اسس الاقتصاد الاسلامي» (ترجمه كتاب قبلي به عربي)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، مصباحي ، غلامرضا ؛ عربي ، سيد هادي (1378). «توسعه در آينه تحولات» ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سازمان سمت ، عربي ، سيد هادي ؛ لشكري ، عليرضا (1383) .. «جهاني سازي (چالشها و راهكارها)» ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، عربي ، سيد هادي و همكاران (1384) . ب ) تاليف يا ترجمه مقاله عربي ، سيد هادي (1373) ، «توسعه آموزش و روحانيت»، مجله نور علم عربي ، سيد هادي (1374) ، «ارزيابي نگاه برنامه اول به تورم»، فصلنامه حوزه و دانشگاه ، سال اول، شماره دوم. عربي، سيد هادي (1374) ، «درآمدي بر تقاضاي سرمايه گذاري در اقتصاد اسلامي» ، فصلنامه حوزه و دانشگاه ، سال اول ، شماره چهارم. عربي ، سيد هادي (1373 ) ، «درآمدي بر تقاضاي پول در اقتصاد اسلامي» ، مجموعه مقالات هفتمين كنفرانس وحدت حوزه ودانشگاه. كميجاني ، اكبر ؛ عربي ، سيد هادي (1380 ) ، «بررسي عوامل موثر بر انتخاب نظام ارزي»، نامه مفيد، سال هفتم، شماره 27 . كميجاني ، اكبر ؛ عربي ، سيد هادي (1381) ، «خاصيت حفاظتي نظامهاي ارزي (مطالعه موردي ايران)» ، پژوهشنامه اقتصادي مدرس ، سال دوم ، شماره چهارم . سوليوان ، آرتور؛ «تحليل اقتصادي جرم و مجازات» ، ترجمه سيد هادي عربي ، در دست تدوين در مجموعه مقالات جرم شناسي ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ج ) طرحهاي تحقيقاتي / سمت در طرح 1. الگوي توسعه نبوي / مجري 2. كليات علم اقتصاد / مجري 4- سوابق آموزش : عنوان دروس مورد تدريس / نام موسسه يا دانشگاه / شهر تاريخ عقائد اقتصادي / مجتمع آموزش عالي باقرالعلوم / قم / سالهاي 1375 و 1376 مباني علم اقتصاد / مجتمع آموزش عالي باقرالعلوم / قم / سالهاي 1377 و 1378-1381-1382 ،1383 مباني علم اقتصاد / مجتمع آموزش عالي قم / قم /. از سال 1377 تاكنون ادامه دارد . / دانشگاه قم ، 1382 ،1383 ماليه عمومي / مجتمع آموزش عالي قم / قم / از سال 1377 تاكنون ادامه دارد. / دانشگاه قم ، 1382،1383 اقتصاد كلان / دانشگاه امام حسين (ع) واحد قم / 1377، دانشگاه قم 1383 موضوعات انتخابي در اقتصاد اسلامي (كارشناسي ارشد) / دانشگاه آزاد اسلامي ، تربيت مدرس ، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (بصورت مشترك) / واحد علوم و تحقيقات – 1381 مباني علم اقتصاد / دانشكده شهيد محلاتي / قم / سال 1381 اقتصاد ايران / دانشگاه مفيد / قم / سال 1381 اصول فقه / دانشگاه الزهراء / تهران / 1378 مباني علم اقتصاد / دوره تخصصي تبليغ حوزه علميه / قم / 1378 توسعه و برنامه ريزي اقتصادي /دانشگاه قم/1383ـ 1384 پول و ارز و بانكداري / دانشگاه قم / 1383 ـ 1384 5 – سوابق علمي – اجرايي : نام سازمان يا موسسه / نوع فعاليت /. سمت سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها / اجرايي / مدير گروه اقتصاد از سال 1377 تاكنون پژوهشگاه حوزه و دانشگاه : الف. عضو شوراي علمي گروه اقتصاد ب . عضو شوراي پژوهشي مؤسسه پ . سردبير فصلنامه حوزه و دانشگاه (سال 1377و 1378)، سردبير مجله تخصصي جستارهاي اقتصادي ت. مشاور رياست مؤسسه از تاريخ 27/3/1381 ث ـ. عضو شوراي نشر مؤسسه ج . عضو كميته منتخب ارتقاء چ . عضو شوراي آموزش مؤسسه خ . عضو كميته برنامه ريزي استراتژيك مؤسسه ه. معاون پژوهشي از 7/83 3. پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي / پژوهشي / عضو شوراي بررسي متون ، كميته اقتصاد ،از سال 1376 تاكنون 4. پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي / پژوهشي / عضو شوراي علمي گروه اقتصاد ، از سال 1377 تاكنون 5. عضو انجمن محققان اقتصاد اسلامي و عضو هيات مديره انجمن 6- آشنايي با زبان هاي : انگليسي و عربي CURRICULUM VITAE Hassan Agha Nazari Head of Economics Department Howzah and University Research Institute PRESENT ASSIGNMENTS: Head of Economics Department at HUI (Howzah and University Institute) Professor and Research Scholar at IKERI (Imam Khomeini Educational and Research Institute) Head of Economic Department at ICIS ( Member of Scientific Board of the International Conference on Islamic Economics at Member of Educational Committee on Shaheed Sadr. Member of Educational Committee Fourth Islamic Economic Conference. Member Editorial Board of Bi-quarterly Journal of Economic Essays. AREA OF INTEREST: Teaching of Islamic Economics. Curriculum-development and Research Also Interested in Teaching: Basis of Islamic Economic, Methodology of Islamic Economics, and Financial System in Islamic Perspective. QUALIFICATIONS Ph. D Economics in 1990, Ijtihad (The highest degree in Islamic Jurisprudence from Howzeh Ilmia HONORS/AWARDS Gold medal from Teacher Training University Tehran on the Book “Analysis of Income and Expenditure in Islamic Perspective” Gold medal from Religious Research Center Ministry of Guidance and Culture on the same Book. Gold medal from Howzah (High Authority for Religious Education) on the same Book. JOB EXPERIENCE: Have earned expertise in the following areas of activities: As a Researcher and Scholar at HURI since 1983. As a Head of Economics Department at HURI since 1987 (also taught “our Economics” of Baqir-ul-Sadr). As a Head of Research Department at IKERI since 1995. As a Head of Economics Department at ICIS since 2004. As a Professor of Economics at University of Shaheed Bahishti (5 years) As a Professor of Economics at University of Allama Tabatabai. (2Years) As a Professor of Islamic Economics for 3 years at HEQ. As a Research Scholar on compiling Draft of ‘Fiqh Encyclopedia’ (7 years) OTHER SKILLS AND EXPERIENCE Curriculum Development Designed and developed Syllabus for Master Level Program in Economics at ICIS. Supervised students theses on variety of topics Languages: Persian Excellent Arabic Excellent English Fair PAPERS PRESENTED/LECTURES DELIVERED IN WORKSHOPS 2nd conference on Islamic Economics. Conference on Islamic Economics (TTU) International Conference on Thought of Shaheed Sadr. Conference on Islamic Economic (Ministry of Finance, Iran). 3rd Conference on Islamic Economics (TTU). 16th Wahdat Milli Conference. Numerous others PUBLICATIONS: Analysis of Income and Expenditure in Islamic Government Micro Economics in Islamic Perspective Islamic Economics Basis of Islamic Economics Role of Money in Islamic Economics Privatization in an Islamic Economy Distribution of Income in Islamic Economics PERSONAL INFORMATION First Name: Hassan Middle Name: Agha Family Title: Nazari Date of Birth 1947 Nationality Irani. National ID Card No. 21 Phone: Res: 0098-251-8822453 Off: 0098-251-2936043-5 Fax: 0098-251-2936042 Email: HNazari@hawzeh.ac.ir ussain Hamdani معاون پژوهشی پژوهشگاه نام ونام خانوادگي:محمد فتحعليخاني وضعيت تحصيلات دانشگاهي: - كارشناسي ارشد فلسفه / دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد بهشتي / 1379 - دكتراي فلسفه / دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران / 1385 سمت :معاون پژوهشی و عضو هیئت علمی گروه فلسفه وكلام شماره تلفن :۲۱۱۱۲۳۳ ، ۲۱۱۱۲۳۱ E_mail: M_fathalikhni@hawzeh.ac.ir آخرين درجه تحصيلات حوزوي: - خارج فقه و اصول / هشت سال ب) سوابق علمي - اجرايي: نام سازمان يا مؤسسه/نوع فعاليت/سمت 1. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها / دبير گزينش اساتيد معارف اسلامي دانشگاهها / 69الي 71 2. مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما / مدير واحد نقد / 76 الي 77 3. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه : الف. معاونت پژوهشي ب. محقق گروه علوم تربيتي ج. سرپرست و دبير گروه فلسفه و کلام د. محقق و عضو هيئت علمي گروه فلسفه و کلام و. دبير اجرايي سمينار حوزه و دانشگاه سال 71 ه. عضو گروه علوم تربيتي از سال 1369 4. دبير كنفرانس انسانشناسي / 1375 5. عضو هيأت علمي كنفرانس انسانشناسي (2)/ 1376 ج) سوابق تحقيقاتي: عنوان طرح تحقيقاتى/ سمت در طرح 1. عقل و دين از نگاه فيلسوفان مسلمان و غربي / مجري 2. آراء تربيتي انديشمندان مسلمان -ج1 / محقق - مؤلف و ويراستار علمي د) سوابق فعاليتهاي آموزشي: عنوان دروس مورد تدريس/نام مؤسسه يا دانشگاه/شهر 1. معارف اسلامي از سال 1379 تا سال 1380 2. دروس حوزوي از سال 1366 3. فلسفه غرب / معاونت پژوهشي حوزه / 80 الي 81 4. فلسفه غرب / مدرسه امام خميني / 81 و 82 5. فلسفه اخلاق / مدرسه امام خميني / 81 و 82 و 83 6. كلام / دانشكده علوم قرآني / 80 و 81 7. فلسفه اخلاق . مؤسسه آموزش عالي باقرالعلوم / 82 8. فلسفه علم ، مؤسسه آموزش عالي باقرالعلوم / 82 و 84 _ 85 9. تدريس در دورة آموزش کوتاه مدت مرکز جهاني علوم اسلامي/ 85 ه) عناوين پايان نامههايي كه استاد راهنماي آن بودهاند: عنوان پايان نامه/مقطع/سال 1. قلمرو دين / كارشناسي ارشد / 81 – 82 2. مباني انديشههاي اجتماعي و سياسي اقبال لاهوري (مشاور) 3.آثار تربيتي معاد (راهنما) 4.معاد از ديدگاه علامه طباطبايي (مشاور) و) عنوان پايان نامه: استاد راهنما/ استاد مشاور/ سال و محل ارائه 1. عقل و دين از ديدگاه ديويد هيوم/ استاد راهنما دكتر سهراب علوي نيا/ استاد مشاور دكتر عبدالكريم رشيديان/ دانشگاه شهيد بهشتي 1379 2. تعارض ادلّه (پايان نامه كارشناسيارشد رشته الهياتومعارفاسلامي)/استاد راهنما دكتر سيد محمد باقر حجتي / 1368 3. استنتاج علّي در فلسفه ديويد هيوم/ دکتر محسن جهانگيري/ دکتر غلامعلي حداد عادل، دکتر حسين غفاري/ دانشگاه تهران/ 1385 ز) تأليف يا ترجمه كتاب: عنوان كتاب/ناشر/زمان نشر 1. آراء دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / 1377 2. فلسفه اخلاق / مركز جهاني علوم اسلامي / 1379 3. آموزههاي بنيادين علم اخلاق (2 جلد)/ مركز جهاني علوم اسلامي / 1379 ح) تأليف يا ترجمه مقاله: عنوان مقاله/نام نشريه/زمان نشر 1. عقل و وحي در بستر زمان /سمينار بررسي آراء فقهي امام خميني 2. علم ديني / فصلنامه حوزه و دانشگاه شمارههاي 16-17/ 1377 3. ماترياليسم، فرهنگ واژهها (كتاب) / مؤسسه اندشيه و فرهنگ ديني / 1381 4. ترجمه بخشي از كتاب can science dispence.../ فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره 21و 22/ 1379 5. اخلاق ودين / كتاب تربيت / 1380 6. آراي تربيتي امام خميني / كتاب تربيت / 1380 7. بولتن قرآن پژوهي و گزارش كتاب «الكتاب و القرآن قرائة المعاصرة» / سازمان فرهنگ و ارتباطات / 1377 8. خاستگاه تاريخي و روششناختي فلسفه دين هيوم / فصلنامه حوزه و دانشگاه ش 36 ط) آشنايي با زبانهاي: انگليسي و عربي ریاست پژوهشگاه حوزه و دانشگاه الف) مشخصات فردي: نام: عليرضا نام خانوادگي: اعرافي سال تولد: ١٣٣٨ رتبه علمي: اجتهاد در فقه و اصول آخرين درجه تحصيلي: سطح چهار (دكترا) رشته اصلي: فقه و اصول رشته فرعي: فلسفه و عرفان اسلامي - تعليم و تربيت اسلامي ب) سوابق اجرایی: ١. مركز جهاني علوم اسلامي / علمي - اجرايي / رئيس 2. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم / پژوهشي - آموزشي - اجرايي / رئيس 3. مؤسسه آموزشي - پژوهشي امام خميني (ره) قم / پژوهشي / مدير گروه علوم تربيتي 4. شوراي فرهنگ عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي / پژوهشي / عضو 5. شوراي فرهنگي- اجتماعي وزارت علوم, تحقيقات و فناوري / پژوهشي - اجرايي / عضو 6. شوراي پژوهشهاي علمي كشور / پژوهشي - اجرايي / عضو 7. حوزه علميه قم / علمي اجرايي / معاون پژوهشي 8. مركز جهاني علوم اسلامي و سازمان مدارس / علمي - اجرايي / عضو هيأت امناء 9. دفتر تبليغات حوزه علميه قم / اجرايي / عضو هيأت امناء 10. مركز خدمات حوزه علميه / عضو هيئت مديره 11. هيأت امناء منطقه ٢ كشور / پژوهشي - اجرايي / عضو 12. مؤسسه بين المللي هدي / اجرايي / عضو هيأت امناء 13. كنگره دينپژوهان كشور / پژوهشي / عضو 14. دانشكده علوم قرآني ميبدو دانشكده الهيات / اجرايي / رئيس هيئت امناء 15. حوزه علميه برادران وخواهران ميبد / مؤسس و مسئول 16 . فصلنامه حوزه و دانشگاه / اجرايي / مدير مسئول 17. دو فصلنامه «جستارهاي اقتصادي»/ پژوهشي ـ اجرايي / مدير مسئول 18. دو فصلنامه «تربيت اسلامي» / پژوهشي ـ اجرايي / مدير مسئول 19. سازمان پژوهش و برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش / عضو 20. كميته علمي ستاد سال اميرالمؤمنين ( ع ) / عضو 21. دبير همايشهاي علمي از جمله همايش تربيت در كلام و سيره امام علي ( ْع) 22. امامت جمه ميبد ج) سوابق تحقيقاتي: ðطرح هاي خاتمه يافته ١. فلسفه تعليم و تربيت / مؤلف ٢. اهداف تعليم و تربيت از ديدگاه اسلام / مجري ٣. در باب استعداد آدمي / مجري ٤. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد١/ مجري ٥. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد٢/ مجري ٦. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد٣/ مؤلف ٧. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد٤/ مجري ٨. سيره تربيتي پيامبر و اهل بيت (ع) جلد١ (تربيت فرزند) / مجري ðطرحهاي در دست اجرا ١. نظام تربيت اسلامي (سه جلد) / مجري ٢. سيره تربيتي پيامبر و ائمه (ع) (سه جلد) / مجري 3. نقش تربيت معلم / مشاور و ناظر 4. ارتباط معرفتي علوم تربيتي و اسلام / مشاوره و ناظر 5. درسهاي فقه تربيتي و درسهاي قضا و شهادات 6. مجموعه مقالات و سخنرانيها د) سوابق فعاليتهاي آموزشي: عنوان دروس مورد تدريس/نام مؤسسه يا دانشگاه ١. كتاب هاي مربوط به فقه و اصول در دوره سطح حوزه/ حوزه علميه قم 2. فلسفه اسلامي، كتابهاي بدايه, نهايه, اسفار و منطق / حوزه علميه قم 3. خارج فقه : كتابهاي قضاء و شهادات و حدود / حوزه علميه قم 4. خارج اصول / حوزه علميه قم 5. فقه التربيه / حوزه علميه قم 6. عرفان اسلامي . كتاب تمهيد القواعد/ مركز جهاني علوم اسلامي 7. فلسفه تعليم و تربيت و تربيت در قرآن و روايات / دانشگاه تربيت مدرس تهران - دانشگاه تربيت معلم تهران 8. تربيت اسلامي / مؤسسه آموزشي - پژوهشي امام خميني (ره) قم و مراكز تخصصي تبليغ وتفسير حوزه 9. فلسفه اخلاق / مؤسسه امام خميني و مراكز تخصصي حوزه 10. فلسفه / دانشگاه سپاه قم 11. فقه و اصول / دانشگاه قم (مدرسه عالي قضايي) 12. دروس معارف / دانشگاه علامه طباطبايي تهران ه ) عناوين پايان نامه هايي كه استاد راهنما، يا مشاور آن بودهاند: ١. ميزان انطباق محتوا و اهداف كتب تعليمات ديني مقطع راهنمايي / كارشناسي ارشد / ١٣٧٦ ٢. انگيزش در اخلاق از ديدگاه قرآن كريم / كارشناسي ارشد / ١٣٧٧ ٣. روشهاي تربيتي ـ انذار و تبشير در قرآن / كارشناسي ارشد / ١٣٧٧ ٤. بررسي تطبيقي فطرت از ديدگاه شهيد مطهري و استعداد از ديدگاه اسكفلر وپيامدهاي آن / كارشناسي ارشد / ١٣٧٧ ٥. بررسي ارتباط ميان آموزه هاي وحياني و دانشآموز آموزش و پرورش از منظر معرفت شناسي / دكتري / ١٣٧٩ ٦. رابطه فقه و تربيت / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ٧. تاريخ تحول ادوار اجتهاد / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ٨. جايگاه عقل و دينشناسي علامه طباطبايي و اقتضائات آن در تربيت عقلاني / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ٩. آداب و شيوه هاي آموزشي در سيره معصومين (ع) / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ١٠. آراي تربيتي امام خميني (ره) / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ١١. مباني كلامي حكومت ديني / سطح ٤ حوزه(دكترا) / ١٣٨١ ١٢. خانواده در اسلام / كارشناسي ارشد / ١٣٨٠ ١٣. تربيت فرزند در قرآن / كارشناسي ارشد / ١٣٨٠ ١٤. ماديت گرايي، ريشه و علل آن از ديدگاه اسلام / ١٣٧٩ ١٥. اسلام و دموكراسي / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ١٦. تربيت اخلاقي در سيره معصومين(ع) / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ١٧. روشهاي آسيب زا در تربيت اسلامي / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩ ـ چند پاياننامه سطح 4 حوزه (دكترا) در حال راهنمايي و مشاوره است. و) تأليف يا ترجمه مقاله و مصاحبه: ١. تعليم و تربيت از ديدگاه ابن خلدون / مجله نور علم / ١٣٧٠ ٢. در خصوص وظيفه مركز جهاني علوم اسلامي / نشريه در آينه نقد دفتر اول / ١٣٧٦ ٣. نقد و بررسي وحدت حوزه و دانشگاه / فصلنامه دانشگاه اسلامي / ١٣٧٧ ٤. مسائل و مشكلات جوانان در يك نگاه / نشريه داخلي مؤسسه امام خميني (ره) / ١٣٧٧ ٥. مفهومشناسي مشاوره ديني / مجموعه مقالات همايش مشاوره از ديدگاه اسلام / ١٣٧٨ ٦. نقد و بررسي وحدت حوزه و دانشگاه در دو دهه اخير / مجموعه مقالات كتاب دومحوزه و دانشگاه / ١٣٧٨ ٧. مفهومشناسي مشاوره ديني / فصلنامه حوزه و دانشگاه / ١٣٧٨ ٨. سرمقاله / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٠ / ١٣٧٨ ٩. آسيبشناسي, روش شناختي و راه حلها / فصلنامه پژوهش و حوزه / ١٣٧٩ ١٠. روشهاي استنباط آداب تعليم و تربيت / كتاب اول تربيت اسلامي / ١٣٧٩ ١١. سرمقاله / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٢ / ١٣٧٩ ١٢. سخن آغازين / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ١٨ / ١٣٧٨ ١٣. تربيت در سيره و كلام امام علي(ع) / مجموعه مقالات تربيت اسلامي / ١٣٧٩ ١٤. سرمقاله / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٨ / ١٣٨١ ١٥. مناسبات علم انساني و دين / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٠ و ٢٢ / ١٣٧٨ ١٦. نقش پژوهش در تعامل ميان حوزه و دانشگاه / پيام پژوهش / ١٣٨١ ١٧. آرامش روان از منظر اسلام / چكيده مقالات مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني / ١٣٨١ ١٨. وحدت حوزه و دانشگاه "بيمها و اميدها" / جزوه ويژه همايش ٢٧ آذر / ١٣٨٢ ١٩. حوزه و دانشگاه و اقتضاء همگرايي / نشريه پگاه حوزه شماره ٩٧ - ٩٦ / ١٣٨٢ ٢٠. حوزه و دانشگاه از واگرايي تا همگرايي / نشريه پگاه حوزه / ١٣٨٠ ٢١. پژوهشهاي حوزوي، ظرافتها و چالشها / نشريه پگاه حوزه / ١٣٨١ ٢٢. گامهاي آغازين در نظريه پردازي ديني / نشريه پگاه حوزه / ١٣٨٢ ٢٣. قلمروهاي جهاني حوزه / پگاه حوزه ١١٦ و ١١٥ / ١٣٨٢ ٢٤. وحدت حوزه و دانشگاه (هست)ها و (بايد)ها / خردنامه همشهري / ١٣٨٠ 25. حدود آزادي بيان / ارائه به شوراي عالي انقلاب فرهنگي 26. خطبههاي نماز جمعه و سخنرانيها 600 ساعت ز) آشنايي با زبانها: عربي و انگليسي ح) آشنايي با كشورها: آلمان, فرانسه، سوئيس، انگلستان، ايتاليا و آذربايجان, روسیه, اندونزی ط) اسامي و مشخصات جوايز علمي ١. كتاب "آراء دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن ج١" به عنوان كتاب برترحوزه در سال ١٣٧٧ رتبه اول را كسب كرد و لوح تقدير و سكه دريافت نمود. 2. كتاب تربيت فرزند ( سيره تربيتي پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)/ جلد اول / مجري آقاي عليرضا اعرافي / حائز رتبه برگزيده سومين دوره كنگره دين پژوهان كشور در سال 1380/ 3. كتاب آراي دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن ج 3/ مجري آقاي عليرضا اعرافي / حائز رتبه اول در بيست و يكمين دوره انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران در سال 1382 1. قوت قلب؛ امير مؤمنان عليهالسلام مىفرمايد: «ريشه و اصل قوت قلب، توكل بر خداست» 2. رام شدن دشوارىها و آسان گشتن اسباب؛ امير مؤمنان عليهالسلام مىفرمايد: «هر كس بر خدا توكل كند، سختىها در برابرش رام و اسباب و وسايل، براى او آسان و هموار مىگردد» 3. شكستناپذير شدن؛ حضرت باقر عليهالسلام مىفرمايد: «هر كس بر خداوند توكل و اعتماد كند، شكست نمىخورد و هر كس به دامن او چنگ زند، مغلوب نمىگردد» کتاب شناسی بررسی مسائل تربیتی نویسندگان: دکتر سیدعلی حسینیزاده معرفتشناسی باور دینی از دیدگاه پلنتینگا نویسنده: دکتر سیدحسن عطیمیدخت شورکی عقل و دین از دیدگاه ملاصدرا نویسنده: عباس نیکزاد دولت زیدیه در یمن چاپ دوم نويسنده: حسن خضیری احمد مترجم: احمد بادکوبه هزاره Technology Foresight and Critical Technology Selection in China Yang Qi-Quan Abstract Delphi survey in three fields of information and communication, life science and biotechnology, new materials technology was carried out in China based on the analysis of socioeconomic needs. More than 1,300 excellent experts from different domains were invited to evaluate 222 technological topics. Two rounds Delphi survey were processed and 46.8% respondents filled the questionnaires in the second round. Some indexes such as Iindex (importance index), Hindex (high-technique industry index) and Tindex (Traditional industry index) etc were calculated based on the survey data. These single indexes were used to analyze the results of the investigation in different aspects and synthesis indexes including Techindex and Ecoindex were also calculated on them. Significant correlation was found between Techindex and Ecoindex, also Tindex and Ecoindex. But to Hindex and Ecoindex, also Sindex and Ecoindex, only scatter plots were described from the different effects of high-techniques. Based on these interactive analyses, twenty-one national critical techniques were selected and each of them was a technique cluster of several techniques from the original technological topics. Technology forecasting and Foresight:pedantry or disciplined vision? Denis Loveridge Abstract Since the late 1980s, technology forecasting and particularly foresight have emerged from one of their temporary eclipses to seemingly occupy an important place in the public world of policy making. The occurrence of these eclipses is itself surprising for an activity that the mathematician cum philosopher, Whitehead1, and neuroscientists, Calvin2 and Greenfield3, amongst many others, indicate to be an ineluctable human activity. However, there is no doubt whatever that forecasting and foresight remain contentious activities in both public and company policy formulation. The validity of this contention is explored with the likelihood of their further eclipse, at some future time, very much in mind. Technology Foresight: Philosophy & Principles Professor Greg Tegart Abstract Science and technology are vital to our society, economy and environment. They lead to wealth creation and improvement of the quality of life. Successful exploitation of technology has become critical to achieving economic competitiveness. However, we live in a world which is changing rapidly and where global environmental issues, such as climate change resulting from increasing emissions of greenhouse gasses or pollution of the oceans, are emerging as threats to our progress. To cope with these changes, our science and technology systems must be able to respond and change, either by adapting existing technologies or developing and applying new ones. The value of Foresight is that it provides a structured opportunity to look ahead and consider the role that may be required of science and technology in the future. Technology Foresight in the Czech Republic Karel Klusacek Abstract The paper reports on the first technology foresight exercise conducted in the Czech Republic in the year 2001. Aim of the technology foresight was to identify priorities for the new `National Programme of Oriented Research' (NPOR) and to devise a suitable method of implementing and managing the new Programme. The proposed NRP consists of five thematic programmes, which are divided into 19 sub-programmes, which include 90 key research directions (key technologies or KRDs). The NPOR includes further three cross-cutting programmes which are divided into 19 cross-cutting sub-programmes (systematic measures). The results were achieved through a broad cooperation of several hundreds of leading representatives of research, industry, services, business, financing, state administration and other organisations who worked in panels and expert groups. Panel discussions were complemented by thorough SWOT analyses of key industrial sectors. TECHNOLOGY FORESIGHT IN A RAPIDLY GLOBALIZING ECONOMY Ben R. Martin Abstract This paper begins by examining the challenges posed for technology and research in a rapidly globalizing economy and by the transition to a ‘knowledge-based economy’. It then examines the concept of technology foresight, looking at how it offers a tool for the strategic management of research and technology. It describes how technology foresight has evolved from its origins in the United States. Widely used in Japan over the last 30 years in both the public and private sectors, it spread extensively during the 1990s and is now employed in many industrial nations. The paper considers experiences in Japan, the US, the Netherlands, Germany, France and particularly the UK with their foresight respective programmes. The paper highlights the role of technology foresight in ‘wiring up’ the national or regional system of innovation and hence in enhancing competitiveness in a globalizing and increasingly knowledge-intensive economy. Rationalizing the future? Foresight in science and technology policy co-ordination Brian Rappert Abstract Commentators from diverse fields and backgrounds have argued the present innovation environment is one constituted by unprecedented levels of uncertainty. National Foresight programmers recently have emerged as a means of co-ordinating science and technology policies and responding to a condition of uncertainty and change. Perhaps the most systematic Foresight programme is that of the United Kingdom. This article discusses the response the UK Foresight programme offers to the present and future innovation environments. In doing so, it is argued we should examine how the ‘need’ for the programme is constructed and how that need is defined and shaped in relation to past UK science and technology policies. It is suggested that Foresight presents an ambivalent response to many of the concerns it proposes to address. Ó 1999 Elsevier Science Ltd. All rights reserved. National Technology Foresight Activities Around the Globe HARIOLF GRUPP and HAROLD A. LINSTONE Abstract This contribution summarizes recent experiences in government or national technology forecasting which are now often termed “foresight.” While the methodological tool kit changed from mathematical models to more qualitative scenarios or visions, the Delphi method has become the backbone of foresight projects. Recent national activities, being dealt with in this special issue, are compared in terms of their comprehensiveness, their science versus industry orientation, and their analytic versus action-oriented targets. Although some of these are ongoing, we can discern several new foresight paradigms. From the perspectives of sociology and political sciences, foresight elements seem to be the means of communication (or the “wiring up”) for the negotiating systems of the society. From an economics and management point of view, foresight is helpful for benchmarking and for initiating feedback processes between future demand and present day investment in research and development. From a cultural point of view, the resurrection of foresight in the 1990s seems to be related to growing globalization and at the same time the recognition of national or regional innovation systems. Finally, in terms of international affairs supranational foresight seems to become a new venture. Ó 1998 Elsevier Science Inc. Technology Foresight for Wiring Up the National Innovation System BEN R. MARTIN and RON JOHNSTON Abstract Since 1990, technology foresight has spread rapidly. We begin by analyzing the reasons for this before examining the specific political background to technology foresight in the United Kingdom, Australia, and New Zealand. The article analyzes and compares the approaches to foresight in these countries, identifying the strengths and weaknesses of each approach. We then propose a new rationale for technology foresight, which centers on its role in “wiring up” and thereby strengthening the national innovation system, before arriving at a number of conclusions. Ó 1998 Elsevier Science Inc تاليف: والتر پسيل ترجمه و تلخيص: گروه مديريت فناوري سازمان مديريت صنعتي پيشنگري نه طالعبيني است و نه غيبگويي به قول ادوارد كورنيش ـ بنيانگذار و رهبر انجمن آينده جهان ـ «مهمترين هدف» از پيشنگري درك اين نكته است كه با تداوم روندهاي موجود، در آينده چه روي خواهد داد و به همين لحاظ تصميم بگيريم كه آيا چنين آيندهاي براي ما مطلوب است يا خير و اگر نيست بكوشيم تا آن را تغيير دهيم. مارتين، پيشنگري را «شامل تلاشي سيستماتيك براي بررسي آينده درازمدت علم، فناوري، اقتصاد، محيط و جامعه به منظور شناسايي فناوريهاي عام و نوظهور و همچنين حوزههاي زيربنايي تحقيقات استراتژيك كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را در پي خواهد داشت» تعريف ميكند و هدف از آن را افزايش دقت در سياستگذاري، كاهش مقاومت در فرآيند سياستگذاري، ارتقاي تعهد افراد به دستيابي به نتايج و ايجاد هماهنگي براي افزايش اثربخش سياستها ميداند. در اين راستا تاكيد براين نكته ضروري است كه پيشنگري فناوري، همان پيش بيني فناوري نيست. در پيش بيني علاوه بر اينكه افقهاي كوتاه مــــدت (مثلاً 5 ساله) مدنظر پيش بيني كننده است، سعي براين است كه حداكثر دقت در پيش بيني صورت پذيرد، حال آنكه در پيشنگري جزئيات آينده چندان مهم نيست و تعيين اولويتها جهت انتخاب آگاهانه تر و تصميمگيري هوشمندانه تر هدف اصلي آن است. يادآور ميشود در اين مقاله گروه مديريت فناوري سازمان مديريت صنعتـي، واژه «پيـــشنگري فناوري» را به عنوان ترجمه واژه “TECHNOLOGY FORESIGHT” از ميان واژگان آيندهنگري فناوري، آيندهنگاري فناوري و آيندهشناسي فناوري، در نظر گرفته است. از آنجاكه اين گروه بر آن است تا از واژگان پيشنهادي متخصصان و خوانندگان محترم مجله براي ترجمه واژگان تخصصي مديريت فناوري حداكثر استفاده را نمايد از اين رو خوانندگان محترم ميتوانند نظرات خود را به آدرس mot@imi-ir.org ارسال نمايند. از اوايل دهه 1990 ما شاهد رواج پيشنگري فناوري بودهايم. اما آيا واقعاً از پتانسيل آن اطلاع داريم و آيا ميدانيم كه چه انتظاري ميتوان از رويكردهاي مختلف به آن داشت؟ اكثر كشورهاي عضو سازمان توسعه همكاريهاي اقتصادي (OECD) پيشنگريهايي را در يك يا چند موضوع داشتهاند و حتي خارج از دايره كشورهاي صنعتي پيشرفته، تلاشهاي متعددي در زمينه پيشنگري فناوري ملي در آسيا و آمريكاي جنوبي صورت گرفته است. باوجود اين، علي رغم شواهد تئوريك و تجربي مبني بر موثربودن اين ابزار در سياستگذاريهاي علوم و فناوري، اين روش هنوز ناكارا باقي مانده است. اما واقعاً منظور از «پيشنگري فناوري» چيست؟ تعاريف متفاوت، ديدگاههاي نسبتاً گستردهاي را در اين خصوص ارائه ميكنند. از يك ديدگاه پيـشنگري، به عنوان فرآيندي كه به وسيله آن فهم كامل تري از نيروهايي كه آينده بلندمدت را شكل ميدهند و بايستي در تدوين سياستها، برنامهريزيها و تصميمگيريها به حساب آيند، تعريف ميشود. اين تعريـف به طور ويژهاي بر محور يادگيري و ادراك استوار است كه به نظر ميرسد نسبتاً متفاوت تر از تعريف كلاسيك آن است كه بيشتر منافع اجتماعي و اقتصادي را هدف قرار داده اند. از اين ديدگاه پيشنگري فناوري «فرايندي سيستماتيك است كه ميكوشد آينده بلندمدتي را از علم، فناوري، اقتصاد و جامعه با هدف شناسايي زمينههاي تحقيقات استراتژيك و ظهور فناوريهاي ژنريك جهت كسب منافع بيشتر اقتصادي و اجتماعي» تعريف كند. اين تعريف بر آن تاكيد ميكند كه آينده، در بسياري از زمينهها به وسيله تعداد زيادي از تصميمات كوچك و منفرد شكل داده ميشود. به طور آشكار، يكي از مهمترين موارد در پيشنگري فناوري، همسوكــــردن ادراك مختلف تصميم گيرندگان و ذينفعان درگير در اين فرايند است. از دلايل اهميت يافتن پيشنگري فناوري ميتوان به مسايلي مانند جهاني شدن و رقابت در عرصه بين المللي و نقش آن در توسعه اقتصادي و محدوديتهاي مالي و فشـار سياسـي براي مشروعيت بخشيـدن به كارگيـري سرمايـهها در جهت دهي جامعه، به سمت جامعهاي دانش محور، اشاره كرد. به ويژه آنكه در كشورهاي توسعهيافته، دانش نقش مهمتري از توليد ايفا ميكند. ايجاد يك درك مشترك از توسعه آينده يكي از وروديهاي اصلي سياستگذاري است اما هماهنگ كردن اين درك مشترك به تنهايي كافي نيست و پس از آن يكپارچهسازي پيشنگري فناوري، ارزيابي فناوري و ارزيابي برنامهها با يك سيستم هوشمند استراتژيك ضروري است. پيشنگري فناوري در كشورها، مناطق و شركتهاي مختلف به روشهاي متفاوتـي اجرا ميشود. براي درك بهتر مكانيسم پيشنگري و به منظور بهبود استراتژيهاي به كارگيري آن، لازم است تا نگاهي به زمينههاي مختلفي كه پيشنگري فناوري در آن كاربرد دارد، انداخته شود. براي مثال، از ديدگاه سانز و منندز (SANZ-MENENDEZ) دلايل اصلي تنوع تجارب پيــشنگري فناوري در كشورهاي مختلف، متغيرهاي موجود در فضاي سياسي، سازماني و رويههاي متفاوت تصميمگيري است كه در يك سير تاريخي ايجاد شده است. آنها باتوجه به توسعه پيشنگري در اسپانيا، چنين نتيجه گرفتهاند كه به رغم وجود يك آگاهي اوليه و فرآيند نهادينهسازي در آن زمان پيـــشنگري به عنوان يك راه حل مناسب براي سياستگذاريهاي علوم و فناوري در اسپانيا به نظر نميرسيد. دو فاكتور اصلي در اين امر دخالت داشتند يكي كسب وجوه دولتي و ديگري شركتهـا و يا مشتريـان دولتــي بودند. به طور كلي، پيشنگري در زمينه سياستگذاري به گونهاي پديدار ميشود كه سياستگذاران همانند فرايند از دست دادن اقتدارشان در سياستگذاري علوم و فناوري نسبت به آن واكنش نشان ميدهند. پيشنگري فناوري علاوه براينكه به صورت سمبوليك وظيفه مشروعيت بخشيدن به تصميمگيريها را برعهده دارد، به عنوان ابزاري مهم در توليد اطلاعات، توسعه دانش و تشويق ساختارتعامل و اجماع در جامعه و به عنوان منبع غني براي موفقيت نيز به شمار ميرود. زمانـي كه آينده به وسيله تصميمات تصميم گيران مرتبط شكل داده ميشود، دانستن انگيزهها و دلايل آنها براي اين عمل، ضروري است. بسياري از تصميمات به شدت تحت نفـوذ عوامـل خارجي هستند و اينكه چگونـه تصميـم گيرندگان در مقابل اين عوامل بيروني عكس العمل نشان ميدهند. بستگي به درك آنها از آينده دارد. بنابراين، فعاليتهـاي پيشنگري ممكن است محركي براي توسعه واقعي از طريق ايجاد انتظارات مشترك باشد. فان مئولن (VAN DER MEULEN) در مقاله خود اشاره ميكند «كه استفاده از فرايند پيشنگري بستگي به چگونگي تاثير آن بر عدم قطعيت استراتژيك سازمانها و موقعيت استراتژيك آنها در سيستمهاي نوآوري دارد». براي درك اين روابط، وي فعاليتهاي پيشنگري ملي مختلفي را در آلمان، انگليس و همچنين هلند (بخش محيط زيست و بهداشت) مورد مقايسه قرار داده است. براساس مطالعات انجام شده، وي معتقد است كه اگر عدم قطعيت زياد باشد، علاقه زيادي به انجام پيشنگري و دريافت نتايج آن ميتواند مورد انتظار باشد و اگر عاملان دست اندركار در فرايند پيشنگري به مقدار زيادي وابسته به منابع ساير سازمانها (مانند اطلاعات، دانش، سرمايه، تامين كنندگان و... باشند). فرايند پيشنگري اثربخش خواهد بود و براي اثبات اين فرضيهها شواهدي را از مثالهاي مورد مقايسه ارائه ميكند. پيشي گرفتن از چارچوب نهادي پيشنگري فناوري موفق در جهت تحليل فرايندهاي واقعي، ممكن است فراتر از دانش درباره ارتباط دروني بين عاملان تصميم و پيشرفتهاي تكنولوژيكي و جهاني - اقتصادي نشان داده شـود و در واقع تعهد افـراد مشـاركت كننده در پيشنگري فناوري است كه بيشترين ارتباط با موفقيت را دارد. سالو(SALO) در مقاله خود سهم عواملي را كه در پيشنگري نقش بازي ميكننـــد، تحليل ميكند. وي بر توجه به موقع به محركهاي اوليه در فـاز طراحي در هر پيشنگري فناوري تاكيد ميكند. پنج CS معروف مارتين به عنوان يك معيار موفقيت درنظر گرفته ميشود. در واقع اگر فرايند پيشنگري خوب عمل كند موارد ذيل بايستي محقق شود: تمركز بر دورههاي بلندمدت تر؛ افزايش هماهنگي بين نگرشها، اهداف و فعاليتهاي ذينفعان؛ توافق نظر بر زمينههايي كه اثربخش به نظر ميرسند؛ برقراري ارتباط عميق تر با نيازهاي اجتماعي و فرصتهاي علمي و تكنولوژيك؛ تعهد به اجراي سياستهايي كه در عمل تضمين شده به نظر ميرسند. براي تحقق اهداف پنج CS، ايجاد تعهد در تمامي مشاركت كنندگان در پيشنگري ضروري است. به اين منظور، مشوقهاي معيني بايد در فرايند پيشنگري ايجاد شود. «سالو» در مقالـــه خود انگيزههايي كه ممكن است كه ذي نفعان تمايل داشته باشند تا در چنين فعاليتهاي داوطلبانهاي شركت كنند را نخست تلاش بر اعمال نفوذ (بر اولويتها)، دوم مشاركت در فرايند يادگيري، سوم توسعه پيمانها و شبكهسازي، چهارم اتفاق نظربا مقامات بــــالاي اجرايي كه مشوق اجراي پيشنگري هستنـــد و پنجم دريافت پاداش ميداند. اين مشوقها اهميتهاي متفاوتي براي ذي نفعان مختلف دارند. تاكنون اغلب پيشنگريهاي مورد بحث در سطح ملي انجام شده بودند. اما روند افزايشي در پيشنگري در سطح بخشي و حتي در سطح بنگاهي وجود دارد. جانستون ( مشكلات ديگر به فقدان چهارچوبي براي كمــك به تصميمگيري با روشي كه در آن فضا امكانپذير است، باز ميگردد. او بااين پرسش كه تحليلگران مديريتي چه چيزي را براي توسعه يك استراتژي نياز دارند، نتيجه ميگيرد كه گذشته چراغ راه آينده نيست و آنچه كه در كنار استفاده از ابزارهاي ويژهاي نظير پيـــــشنگري مورد نياز است افزايش انعطاف و قابليت انطباق پذيري ساختار و فرهنگ است. براي درك اين تغييرات ضروري، بايد بر تمامي ذينفعان اصلي در طول فعاليتهـاي پيشنگري تمركز ويژهاي داشت. به عقيده جانستون در بسياري از فرايندهاي پيشنگري كه اخيراً صورت گرفتهاند تعامل كافي بين ذينفعان و تصميم گيران روي نداده است و همين امر به عدم به كارگيـري نتايج پيشنگري در تصميمات منجر شده است. باتوجه به كمبودهاي متدولوژيك، اوچهارچوبي را براي ترسيم روشهاي مختلف پيشنگري ارائه كرده است. معيار ترسيم آينده در سطوح مختلف، عدم قطعيتـي است كه دامنـهاي از «آينده به عنوان بازتابي از گذشته» تا «ابهام كامل» دارد. بنابراين، وظيفه بسيار مهم موسساتي كه پيشنگري انجام ميدهند، (شركتها يا نهادهاي ملي) مشخص كردن سطح عدمقطعيت كارهاي خاص و متناسب ساختن آن با روشهاي مناسب به منظور بحث پيرامون ابعاد فرهنگي پيشنگري است. جانستون از دو روش برجسته تحليل سناريو و روش دلفي استفاده ميكند. روش دلفي براي جوامعي كه نسبتاً داراي ساختارهاي سلسله مراتبي خشك هستند و جاهايي كه دقت رياضي و اعداد و ارقام مورد نياز باشد مناسب به نظر ميرسد. در مقابل تحليل سناريو، روش كيفي بوده و مستلزم رويكرد فردگرايانه است. اين روش در فرهنگهاي كلامي بيشتر مورد توجه است. همين تفاوت در روش، ممكن است دليلي براي استفاده از روش تحليل سناريو در سطح بنگاهها و روش دلفي در سطح ملي و عمومي براي آيندهنگري باشد. غالب فعاليتهاي پيشنگريدر سطح ملي وبنگاهي صورت ميگيرد. اما به موازات جهانيشدن، تلاشهايي نيز براي تقويت كشورهايي صورت ميگيرد كه در منطقه اتحاديه اروپا قرار دارند، لـذا پيشنگري هم بيشتر در حال منطقـهاي شدن است. «بليس و برگوينگان، (BELIS-BERGOUINGAN) در مقاله خود يك مثال جالب توجه از پيگيري منطقهاي براي انجام يك دلفي ملي مركزي در فرانسه را ارائه كرده اند. «تكنوپوليس دلفي» در منطقـه بوردو (BORDEAUX) به طور مشخص به شبكهسازي و به فرايند برقراري ارتباط اختصاص داده شده بود و با وجود پيگيريهاي منطقـــهاي و تلاشهاي ملـي چنين به نظر ميرسيد كه به صورت يك ابزار يكپارچـه عمـل كند. رويكرد كلان پيـــشنگري علم و فناوري، نظير دلفي ملي، سعي بر شناسايي افق پيش رو جهت يافتن هدفهاي مورد علاقه را دارد، در حالي كه رويههاي نظارتي بيشتر به دنبال اهداف كوتاه مدت سياست گرايانه و خاص يك كشورند. در حال حاضر، اگرچه جهشهايي در پيشنگري فناوري صورت گرفته است اما نگرانيهايي نيز در مورد تاثير اين تلاشها وجود دارد و سعي ميشود تلاشهايي جهت بهبود پيشنگري نيز انجام پذيرد. برخي از ابداعات مورد اشاره كه در دلفي اتريش اخيراً يكپارچه شده بود مثالهايي از تلاش براي مشاركت ذينفعان، تصميم گيرندگان و نمايندگان كاربران از طريق پيشنهادهاي سياستگذاري يكپارچه در پرسشنامهها بود. آيشهولزر(AICHOLZER) مشخصههاي پيشنگري فناوري را در كشورهاي كوچك كه به دليل شرايط ويژه اقتصادي (اقتصادهاي باز، توليد بخشي، وابستگي به تجارت خارجي، غولهاي اقتصادي، منابع محدود) كه نيازهاي ويژهاي به «كسب چيزي» از پيشنگري فناوري دارند، تحليل كرده است. او اين فرضيه را بيان ميكند كه در موقعيت ويژه اين كشورها، پيشنگري فناوري بايستي با اهداف خاصتري متناسب شود. بيش از تعيين فناوريهاي نوظهور استراتژيك، براي كشورهاي كوچك ارتبــاط بين يك طيف وسيع جهت توسعه يا جهتدهي مجدد استراتژيهاي فناوري و تعيين ظرفيتهاي ملي با فرصتهاي اقتصادي و نيازهاي اجتماعي، مهمتر است. اما حتي در اين كشورها هم ممكن است رويكردهاي متفاوتي يافت شود. اما چند ويژگي مشترك در اين رابطه، جهت گيري نسبت به پتانسيلهاي بخشي، افق زماني كوتاه مدت (حدود 15 سال) تاكيد بر ارزش خود فرايند و آگاهي بهتر از نوآوري است. برخي از اين ويژگيها در برنامه پيشنگري اتريش يافت ميشود. نوآورانه ترين بخش اين پيشنگري تركيب دلفي فناوري با دلفي اجتماعي - فرهنگي بود كه يكپارچهسازي جنبههاي اجتماعي، مبناي راهنمايي اصولي براي دلفي فناوري بود. عنصر ديگر در پيشنگري فناوري اتريش ارزيابي روندهاي كلان (MEGA-TRENDS) بود كه اولين بار در دلفي آلمان براي تشريح ديدگاههاي كلي به آينده و جهان از نقطه نظر مدافعان آن به كار گرفته شد. پيش بيني فناوري اتريش تلاشي جهت تحقق يك مشاركت از پايين به بالاي قوي بين ذينفعان مختلف بود. در اين پيشنگري& شكل خاصي از روش دلفي به نام دلفي تصميم مورد استفاده قرار گرفت كه در آن روش، واقعيت پيش بينــيها تشريح نميشود بلكه ساخته ميشود. روش تصميم دلفي رويكرد مناسبي در زمينههايي است كه بيشتر تحت تاثير تصميمهاي فردي است تا قواعد كلي كه توسط تعداد زيادي از تصميم گيرندگان كوچك مستقل و ناهماهنگ صورت ميپذيرد. دلفي تصميم، براساس يك روش پايين به بالا و غيرمتمركز كه نگاهي عميق بر زمينههاي كاربردي در علوم و صنعت دارد تنظيم شده و بنابراين، افق زماني كوتاه تري دارد. در اين روش، باتوجه به فهرستي از معيارها، هفت زمينه تخصصي انتخاب شد. در هريك از اين هفت زمينه، هيئتي از دانشگاهيان، صنعتگران، مديران بخشهاي دولتي و نمايندگان مصرف كنندگان، تشكيل شد. 128 نفر از آنها، مسئول توزيع كردن پرسشنامههاي دلفي بودند. نزديك به 40 فرضيه در هريك از زمينههاي تكنولوژيكي تدوين شد. هم زمان، صدها ابزار سياسي لازم براي پشتيباني از اين نوآوريها فهرست شد. نتايج اين كار برخي از نواحي اتريش را كه در آنها پتانسيلهايي وجود داشت و همچنين برخي از كاستيها را نشان داد. شرايط آلمان بسيار متفاوت تر از اتريش است. در آلمان، دلفي سال 1998 سومين دلفي پس از دلفي 1993 و دلفي 1995 بود. اين دلفي كلاسيك به منظور به دست آوردن اطلاعاتي درباره درك متخصصان آلمان از آينده محتمل تنظيم شده بود. اين مورد مثالي از يك تحقيق علمي نــاب و ارائه داده هاست. دادههاي جمعآوري شده به تمامي احزاب علاقه مندي ارائه گرديد كه براي تحليلهاي خاص خود دعوت شده بودند. از آنجايي كه سوالهاي منفرد ويژه و زيادي وجود داشت، اين پيشنهاد مطرح شد كه به جاي سوالهاي موضوعي، ديدگاههاي متفـاوت در پرسشنامـهها بيان شوند. با انجـام چنيـن كاري، كهل(CUHL) نشان داد كه بـــــه عنوان مثال فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، در اغلب زمينهها وارد ميشوند. براساس يك چارچوب زماني مشخص معلوم شد كه «اشكال جديدي از سازماندهي در شركتها» در آينده نزديك به وجود ميآيند (2001 تا 2004) و انتظار ميرود سيستمهاي جديد آموزشي براي كار و زندگي روزمره تا بين سالهاي (2005 تا 2015) به وجود آيد. اين امر تا زماني كه «منابع جديد انرژي و شيوههاي ذخيرهسازي انرژي» (2022 - 2012) و «فناوري براي مديريت جهاني بر محيط زيست» در سالهاي (2025 - 2015) محقق شوند، به طول خواهد انجاميد. براساس مقالات منتشره، رويكردهاي مختلفي براي حذف نقاط ضعف در پيشنگري فناوري و يا براي بهبود تاثيرات اجراي فعاليتهاي پيشنگري وجود دارد. لاوريج تعداد زيادي از پارادوكسهايي كه در فعاليتهاي پيشنگري فناوري ملي وجود دارند را مشخص و هفت مورد از آنها را تحليل كرده است. پارادوكس اول با ادراك متفــاوت از دانش در علوم و حوزههاي سياستگذاري سروكار دارد. ديگر پارادوكسها اغلب به ناسازگاريهايي بين «پيـشنگري حقيقي» با «پيشنگري متعارف» بين كارآفرينان و دنباله روها، اهـداف ضمنـي پيشنگري براي يافتـن اولويتها و... باز ميگردد. اگرچه، ديدگاههاي نويسندگان مختلف ممكن است در اين زمينه متفاوت باشد، اما همه آنها ادعاي يكساني دارند و وظيفه اصلي آنها ارتقاي بحث پيشنگري فناوري به عنوان ابزاري باارزش و مهم براي سياستگذاري است. «آينده متعلق به ما نيست كه آن را ببينيم متعلق به ماست تا به آن شكل دهيم». JOHNSTON)) با تحليل نقاط قوت و ضعف پيشنگريهاي دهه گذشته، مشكل اصلي را در ارتباط نزديكتر فرايندهاي پيشنگري و به كارگيري نتايج آن در استراتژيها و عمل ميداند. نويسنده : فرزان نيك پور، هادي نيل فروشان، امين پورمحمدي گروه مطالعات فناوري رصد وابسته به گروه پژوهشي باشگاه دانشپژوهان جوان موضوع اصلي اين مقاله بررسي تجارب كشور آمريكا در زمينه برنامهريزي سياستهاي راهبردي براي تعيين اولويتهاي فناوري با استفاده از ابزار آيندهنگري فناوري است. آيندهنگري تلاشي نظاممند براي نگاه به آينده بلند مدت دانش، فناوري، اقتصاد، محيط زيست و جامعه است كه با هدف شناسايي فناوريهاي نوظهور تقويت حوزههاي تحقيقات راهبردي براي كسب بيشترين منافع اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي انجام ميپذيرد. از آنجا كه آيندهنگري فناوري فرآيندي پيچيده و شديداً وابسته به ساختارهاي بومي است، مطالعه تجارب كشورهاي مختلف و پيشگام ميتواند سياست گذاران و فعالان عرصه سياست گذاري و مديريت فناوري را در انتزاع قوانين ثابت و اجريي اين نظام و نيز بخشهاي وابسته به فرهنگها و شرايط كشورهاي مختلف ياري دهد. در اين ميان مطالعه تجارب كشور آمريكا از اهميت ويژهاي برخوردار است، چرا كه ايالات متحده به عنوان قطب برجسته علم و فناوري و با عنوان كشوري مأموريتگرا و صاحب سرمايه، جهت گيري خويش را از آيندهنگري فناوري به عنوان ابزاري براي اولويت بندي فناوريها به سمت فناوريهاي كليدي سوق دهد. پرداخت اين مقاله به تجارب آمريكا مواردي از قبيل تعريف، اهداف، تاريخچه، ساختار، منابع انساني و مالي، روشها، تقويم زماني، نتايج علمي و روشهاي اشاعه و اجرا را دربر ميگيرد. آيندهنگري فناوري هر چند به مفهوم مصطلح آن در كشور ايالات متحده داراي ادبيات وسيع و گستردهاي نيست، ولي از زاويه مفهوم و كاركرد، عميقا داراي ريشه و بنيان است. عنواني كه محور مطالعات و پژوهشها و گزارشات نهادهاي مرتبط با سياستگذاري علم و فناوري در اين مقوله است، بحث « فناوريهاي كليدي » است. در واقع همانطور كه در متن مقاله آمده است، آمريكا با داشتن معيارهايي كه از فيلتر تمامي نهادها و اشخاص مؤثر بر سياستهاي كلان اين كشور در حوزه علم و فناوري گذشته است، به دنبال شناسايي فناوريهايي است كه او را در نيل به اين اهداف ياري دهند و نام آنها را فناوريهاي كليدي نهاده است. روشن است كه خاستگاه اين رويكرد، قدرت نمايان و برجسته اقتصادي و تكنولوژيكي آمريكا و مأموريتگرا بودن آن در حوزه عملكردي است. در مقاله حاضر عمدتاً به اهداف آمريكا از دنبال كردن اين موضوع، ساختار نهادهاي ملي و مؤثر برآيندهنگري و روش به كار رفته در اين خصوص تمركز ميشود و شرح و بسط عناويني از قبيل منابع انساني، تأمين مالي، نتايج علمي و شيوههاي اشاعه و اجرا به لحاظ گستردگي حوزه مباحث به فرصتهاي بعد موكول گرديده است. اصولاً در كشور آمريكا به بحث »آيندهنگري فناوري« به آن صورت كه در كشورهاي ديگر دنيا، نظير انگلستان، ژاپن، آلمان و غيره پرداخته ميشود برخورد نشده است و اين فعاليتها در جهت تشخيص فناوريهاي »كليدي« براي مدت زمان 5 تا 10 سال مورد استفاده واقع ميشود. مفهوم كليدي در دهة 20 و با وابستگي صنايع نظامي ايالات متحده به ديگر كشورها براي واردات موادي خاص مطرح شد و تدريجاً اصطلاح »مواد كليدي« براي انعكاس اهميت مطلب و ضرورت چاره انديشي براي اين معضل رايج گرديد. اين مطلب از ديد نمايندگان كنگره هم پوشيده نماند و قانوني به تصويب رسيد كه به موجب آن ميبايست ذخيرة لازمي براي آمادگي نيروهاي نظامي آمريكا به هنگام عمليات نظامي موجود و در زمان مناسب قابل استفاده باشد. پس از اين دوره و حدوداً در دهه 70 كنگره مفهوم »كليدي بودن« را به صنايع غيرنظامي بسط داد و اصطلاح «فناوريهاي كليدي» را به آن دسته از فناوريها اطــلاق كرد كه نقـشي مهم و حسـاس در تضمين «امنيت ملي» و «رشد و رونق اقتصادي» آمريكا داشتند. در نتيجه، اهداف آيندهنگري فناوري هم تحت تأثير اين سياست، معطوف به شناسايي و تعيين علوم و فناوريهايي شد كه منافع زيادي در جهت امنيت ملي و رونق اقتصادي براي آمريكا به ارمغان ميآوردند. مطالب اين فصل در سه بخش عرضه ميشود. ابتدا به اهداف عمومي ترين برنامه آيندهنگري كه »گروه فناوريهاي كليدي ملي « مجري آن بوده است پرداخته ميشود. سپس اهداف كنگرة آمريكا از سياستهاي علم و فناوري – كه شامل دلايل كنگره از اتخاذ چنين تدابيري و روشهايي براي اعمال اين نظرات است – بيان ميشود. سپس به اهداف رييس جمهور وقت آمريكا (كلينتون) از علم و فناوري پرداخته و نهايتاً اشاره گذرايي به اهداف سازمانهاي برگزار كننده برنامههاي آيندهنگري از اجراي آن برنامهها خواهد شد. هدف » گروه فناوريهاي كليدي ملي « مشخص كردن فناوريهايي بود كه براي»امنيت ملي« و »رونق اقتصادي« بلند مدت ايالات متحده ضروري بودند. ضوابط گزينش فناوريها كه در واقع منعكس كنندة هدف اين گروه از انجام اين برنامهها است در سه دسته به صورت زير تقسيم بندي ميشوند: · قدرت رقابت صنايع · دفاع ملي · تأمين انرژي · كيفيت زندگي · توانايي در دست گرفتن بازار · كارايي و كيفيت و بهبود توليد · قدرت نفوذ · آسيب پذيري · فراگير بودن · اندازه بازار نهايي اين بخش خود به دو قسمت تقسيم ميشود: ابتدا يافتههاي كنگره و دلايل توجه آن به سياستگذاري در بخش علم و فناوري ارايه ميشود و در قسمت بعد بيان كنگره از سياست و در واقع سياستهاي اتخاذ شده با ابعاد مشخص اجرايي ارائه ميگردد. · كنگره تأثير عميق علم و فناوري را بر جامعه تشخيص داده، بر اهميت برنامهريزي در اين جهت تأكيد ميكند. · اعتبار كشور، امنيت ملي، پايداري اقتصاد و كاركرد مؤثر حكومت و جامعه به استفاده و حمايت هوشمندانه از علم و فناوري نياز دارد. · علم و فناوري كاركردهاي بسياري دارند و به صورت فزايندهاي در مجموعه حوادث ملي و بين المللي تأثير ميگذارند. براي كنترل و مهار اين نتايج و تأثيرات به برنامهريزي جامع و پيوسته در فرآيند سياستگذاريهاي ملي نياز است . · قابليتها و تواناييهاي علمي و فني آمريكا در صورت هدايت درست ميتواند در بهبود زندگي، پيش بيني و حل مشكلات آينده، تقويت جايگاه اقتصادي آمريكا و كمك به تحقق اهداف سياست خارجي كشور مؤثر باشد. · سرمايه گذاري دولت در علم و فناوري مانند سرمايه گذاري در آينده بوده، و براي پيشرفت كشور ضروري است و لذ بايد به طور پيوسته در علم، مهندسي و فناوري سرمايه گذاريهاي جديد صورت بگيرد و نياز به اين امر هيچگاه پايان نميپذيرد. · دانشمندان، مهندسين و تكنسينها منابع بيپاياني را تشكيل ميدهند كه بايد از تمام پتانسيلها و ظرفيتهاي آنها استفاده كرد. · توانايي و استعدادهاي ملي براي برنامهريزي و سياستگذاري در زمينههاي علمي و فني بايد تقويت گردند. در نتيجه نكاتي كه ذكر شد، كنگره اعلام ميكند كه علم و فناوري بدون اينكه به اهداف زير محدود شوند بايد در راستاي اين اهداف باشند. · تقويت رهبري و نقش برتر آمريكا در جستجو براي صلح جهاني و حركت به سوي آزادي و شأن و حرمت انسان. اين هدف با افزايش سهم دانشمندان و مهندسين آمريكايي در دانش بشري به وسيلة تحقيقات در علوم پايهاي كه به وفور در دسترس عموم هستند و با به كارگيري فناوري در راستاي اهداف ملي و سياست خارجي قابل دستيابي است. · افزايش بهره وري در استفاده از مواد خام و محصولات اساسي و ايجاد فرصتهاي اقتصادي و رشد مناسب. · تأمين منابع كافي غذا، مواد اوليه و انرژي براي مصارف ملي. · افزايش امنيت ملي. · ارتقاي كيفيت مراقبتهاي بهداشتي براي تمامي شهروندان ايالات متحده. · حفاظت و نگهداري از محيط زيست طبيعي. · حفاظت از مناطق معدني، دريايي و قطبي. · تقويت اقتصاد ملي و ايجاد اشتغال براي همة مردم از طريق نوآوريهاي مفيد علمي و فني. · بهبود كيفيت نظام آموزشي و فراهم ساختن امكان استفاده براي همه مردم آمريكا. · حفاظت و استفاده بهينه از منابع طبيعي و انساني. · بهبود سيستمهاي ارتباطات، حمل و نقل، اسكان و تأمين خدمات عمومي در سراسر مناطق شهري و روستايي. · برطرف كردن آلودگي آب و هوا. · پيشبرد اكتشاف فضا و استفادههاي صلح آميز از آن. در اين قسمت به قواعدي پرداخته ميشود كه كنگره براي اتخاذ سياستهاي علم و فناوري ضروري اعلام ميكند. توسعه و اجراي راهبردهايي كه براي تشخيص سطح و جهت مناسب تلاشهاي علمي و فني طراحي شده است به فعاليتهايي با ويژگيهاي زير نياز دارد: · ارزيابي مستمر نقش علم و فناوري در دستيابي به اهداف و تدوين سياستهاي ايالات متحده وانعكاس ديدگاههاي حكومتهاي ايالتي و محلي. · كاربرد علم و فناوري براي تقويت يك اقتصاد سالم كه در آن رشد و نوآوري با استفاده ي درست از منابع و حفاظت از محيط زيست سازگارند. · هدايت عملكردهاي علم و فناوري براي خدمت به نيازهاي بومي و كمك به تحقق سياستهاي خارجي. · استخدام و آموزش تعداد كافي از دانشمندان و مهندسين و استفادةكارا و بهينه از اين منابع انساني در راستاي اهداف و علايق ملي. · توسعه و حفاظت از بنيادي ثابت براي علم و فناوري در آمريكا كه شامل عناصر زير است: 1- ارتباط و همكاري با دولتهاي محلي و ايالتي و بخش خصوصي 2- تقويت تواناييهاي گوناگون علمي و فني در دولت، صنعت و دانشگاهها و ترغيب به نوآوري از طريق حذف موانع غير لازم. 3- مديريت مؤثر و انتشار اطلاعات علمي و فني. 4- تصويب استانداردها، مقياسها و روشهاي ارزيابي علمي و فني. 5- ارتقاي فهم و شعور عمومي از فناوري. براي اجرا كردن سياستهاي خود كنگره راهكارهاي زير را ارايه ميكند: · دولت مركزي (فدرال) بايد به عنوان طراح اصلي سياستها در شاخة اجرايي باقي بماند و سازمانهاي دولتي را در موارد زير ياري كند: 1- مشخص كردن خواستهها و اهداف عمومي. 2- راه اندازي و به كارگيري منابع علمي و فني براي برنامههاي اساسي ملي. 3- تأمين منابع مناسب براي برنامههايي كه در بند قبل گفته شد. 4- پيش بيني مشكلات آينده كه علم و فناوري ميتوانند آنها را حل كرده يا براي حل آنها راهكارها و استراتژيهايي معين نمايند. 5- بازنگري سياستها و برنامههاي علمي دولت و ارائة اصلاحيه در صورت نياز. · اين عناصر بايد شامل مكانيزمهاي مشاورهاي در ادارة اجرايي رييس جمهور باشند تا رييس جمهور بتواند كمكهاي كارشناسي را در مسايل سياستگذاري، كه به ارزيابي دقيق دستاوردهاي پيچيدة علمي و فني احتياج داد، در دسترس داشته باشد. · دولت در قبل انتقال سيستماتيك، قابل اعتماد و سريع اطلاعات علمي و فني مسؤول است. بعلاوه دولت تنها براي هماهنگي و وحدت بخشيدن به سيستمهاي اطلاعات علمي و فني خود مسؤول نبوده، يكي از وظايف آن تسهيل ارتباطات نزديك بين تحقيقات آكادميك علمي و كاربردهاي تجاري آن است. · همچنين حمايت از فعاليتهاي علمي و فني كه انتظار مفيد بودن آن براي مردم ميرود ولي بخش خصوصي قادر به پشتيباني آن نباشد يكي ديگر از وظايف دولت است. · فعاليتهاي علمي و فني كه فقط توسط دولت قابل حمايت و پشتيباني هستند بايد از پروژههايي كه منافعي هم براي دولتهاي ايالتي يا بخش خصوصي دارند تفكيك گردند و سپس بين نهادهاي پشتيبانيكننده (كه ممكن است سازمانها و مؤسسات صرفاً دولتي يا دولتي ـ خصوصي باشند) ارتباط مناسبي براي تقسيم فعاليتهاي حمايت مالي، تصميمگيري، برنامهريزي و اجراي پروژههاي علم و فناوري به وجود آيد. · دولت مركزي به عنوان عنصري مركزي در فرآيند تصميمگيري، بايد از مهندسي و رشتههاي گوناگون آن حمايت كرده در جهت استفاده حداكثر از جامعة مهندسي بكوشد. · قانونگذاري جامع براي حمايت از علم و فناوري مستلزم اين است كه كنگره به طور منظم از روابط و نيازهاي علم و فناوري، ارتباط بين علم و فناوري براي تغيير اهداف ملي و نياز به تغييرات قانوني در فعاليتها و ساختار دولتي كه به علم و فناوري مربوط ميشوند، مطلع گردد. كنگره اعلام كرد كه براي اجراي سياستهاي خود روشهاي زير كه بيشترين اهميت را دارند بايد اتخاذ شوند. · سياستهاي تأميني دولت مركزي بايد استفاده از علم و فناوري را براي استفاده بهينه از مواد خام، انرژي و منابع و با هدف تضمين كيفيت محيط زيست و ارتقاي كارايي محصولات ترغيب نمايد. · ضوابط صريحي بايد براي تشخيص انواع تحقيقات كاربردي و برنامههاي توسعة فناوري تهيه گردد. · با توجه به حمايتهاي مالي دولت براي تحقيقات پايه، منابع دولتي بايستي براي ترغيب آموزش در رشتههاي خاص كه مباني توسعة فناوري در آينده هستند، اختصاص يابند. · حقوق ثبت اختراع بايد بر پاية قواعدي كه هدف از آنها افزايش نوآوري فناوري است، توسعه و گسترش يابد. · ارتباطات نزديكتري بين شاغلين رشتههاي گوناگون علم و فناوري بايد بوجود آيد. · سازمان و وزارتخانههاي دولت بايد تسهيلات آزمايشگاهي را براي تحقيقات فراهم نمايند. · دولت فدرال بايد از تحقيقات كاربردي هم به نسبت مفيد بودن آنها حمايت كند. · سازمانهاي دولتي بايد براي مبادلة سيستماتيك اطلاعات علمي و دستاوردهاي فني پروژهها و برنامههاي خود، راهكارهاي مناسبي تعبيه نمايند. همانگونه كه ديديم، توجه به علم و فناوري و حمايت و استفادة بهينه از آن در قوانين ايالات متحده گنجانده شده است. ولي همانطور كه روشن خواهد شد، حمايت از علم و فناوري تنها به قانونگذاري ختم نميشود و مقامات عالي رتبه دولت هم با توجه به منافع بيشماري كه علم و فناوري به بار ميآورد براي عملي كردن سياستهاي خود از اين دو عامل سود ميجويند و در جهت استفاده از آن برنامهريزي ميكنند و منافعي كه علم و فناوري به بار ميآورد جداي از سودي كه براي مؤسسات تحقيقاتي و دانشگاه ها، صنايع و ديگر بنگاههاي اقتصادي دارند، در تحقق اهداف ملي نيز مفيد واقع ميشوند، به همين دليل رؤساي جمهور ايالات متحده به نوبة خود اولويتهايي كه تناقض و تضادي هم با قوانين و دستورالعملهاي كنگره ندارد اعلام ميكنند كه اين اولويتها نصب العين تمامي سازمانها ومؤسسات دولتي قرار ميگيرد. به همين ترتيب سازمانهايي مثل«اداره سياست گذاري علم وفناوري» و «شوراي علم و فناوري ملي» در راستاي اين اهداف حركت ميكنند وشورايي مانند «ان سي تي پي» كه زير نظر « ا اس تي پي » اقدام به تمرينات آيندهنگري ميكند تحت تأثير اين نظرات است. به همين دليل در اين بخش به اهداف كلينتون از علم و فناوري ميپردازيم. در دوران زمامداري آقاي كلينتون « ا اس تي پي»، «ان اس تي سي» و ديگر سازمانهاي تأثير گذار در سياستگذاريهاي علم و فناوري فعاليتهاي گوناگون خود را براساس اين اهداف انجام ميدادند و بالطبع « ان سي تي پي» (در بخش ساختار راجع به اين گروه توضيحات مفصلي ارايه شده است) كه زير نظر « ا اس تي پي» اقدام به معرفي فناوريهاي كليدي ميكرد نيز اين اهداف را مد نظر داشت. حال با در نظر گرفتن نكاتي كه ذكر شد و اين مطلب كه كشور آمريكا در دوران زمامداري آقاي كلينتون بيشترين رشد اقتصادي را تجربه كرده است، به تشريح اهداف شش گانه وي ميپردازيم. اهداف كلينتون از علم و فناوري عبارت بودند از: دولت آمريكا متعهد است تا در مرزهاي دانش، برتري كشور را در دنيا حفظ كند. سرمايه گذاريهاي گذشته در اين زمينه به پيشرفتهاي بينظيري در علم و فناوري منجر شده، آموزش علوم و فنون را ترقي داده و بر نوآوريهاي مربوط به فناوري افزوده است . اين قدرت علمي گنجينهاي با ارزش است و بايد در حفظ آن كوشيد. پيشرفت فني مهمترين عامل در رشد اقتصادي پايدار است و حدوداً نيمي از رشد اقتصادي 50 سال گذشتة آمريكا را ناشي شده است. به علاوه، فناروي عامل ايجاد صنايعي است كه سريعترين رشد را دارند و مشاغلي را با بالاترين دستمزدها ايجاد مينمايد و ابزار مورد نياز براي رقابت در هر زمينهاي است. اراية مراقبتهاي بهداشتي براي شهروندان هنوز يكي از اهداف اصلي سرمايه گذاريهاي دولتي در علوم و فناوري است. اين فرآيند از سال 1862 با پشتيباني مالي براي اختصاص زمين براي مصارف عمومي آغاز شد و پس از آن با تأسيس مراكز تحقيقاتي كشاورزي ايالتي و تأسيس « مؤسسات ملي بهداشت» (در سال 1887) ادامه يافت. حال بايست اين تعهد به فعاليتهاي مشابهي در آموزش علوم و مهندسي تسري يابد، زيرا اعتبار كشور در قرن 21 به توانايي براي رشد استعدادهاي علمي و فني نسل جوان وابسته است. مسايل زيست محيطي بسيار پيچيده بوده، به دانش علمي بسيار عميق و وسيعي نياز دارد. از سوي ديگر افزايش نگران كنندة آلودگي و فعاليتهاي صنعتي در جهان در طي قرن گذشته به نحو غيرقابل جبراني در محيط زيست اثر گذاشته و ميگذارد. به علاوه، آيندة ايالات متحده بر توانايي حفاظت از مواهبي كه منابع طبيعي به ارمغان ميآورند متكي است. هيچ فناورياي نميتواند عميق تر از فناوري ديجيتال بر دنياي ما تأثير بگذارد. همة بخشهاي اقتصاد، تحت تأثير « فناوري اطلاعات» در حال تحول هستند و اين تحول به شرايط جديدي از توليد، همكاري، گسترش اطلاعات و غيره منجر ميشود كه در نهايت، بهبود محصولات و رشد اطلاعات را در برخواهد داشت. اين دو مسأله، مسايل حساسي هستند كه به همكاريهاي بين المللي و مشاركت سازمانهاي متعدد احتياج دارند. اين همكاريها به اين دليل كه يك سازمان يا يك كشور به تنهايي قادر به حل مسأله نميباشد، ضروري است و بايد گسترش يابد. نكته آخر در خصوص سازمانهاي برگزار كننده برنامه آيندهنگري در آمريكا اينكه تاكنون نتايج و ماحصل عملكرد گروههاي آيندهنگري موجود در وزارت دفاع وزارت بازرگاني و انجمن صنايع هوافضاي آمريكا و نيز نتايج پروژه سياست سيستمهاي رايانهاي و شوراي رقابت پذيري كه در واقع متعلق به بخش خصوصي ميباشد منتشر شده است كه شرح و بسط فعاليتهاي آنان در اين مقال نميگنجد. هدف از اين فصل آن است كه خواننده با تاريخچهاي از فعاليتهاي آيندهنگري در كشور آمريكا آشنا شود و دريابد كه چرا اصولاً كشوري مثل ايالات متحده، تا قبل از دهة 90 سياستهاي واضح علم و فناوري نداشته است. بعلاوه انتظار داريم كه مشخصات كلي تمرينات آيندهنگري در اين كشور روشن گردد. در ادامة تاريخچه به ترتيب موارد زير را بحث خواهيم نمود. · دورههاي زماني؛ فعاليتها و سياستهاي علم و فناوري را در چندين دوره از دهة20 تاكنون توضيح ميدهد. · سياستهاي علم و فناوري؛ كه به بحث دربارة دلايل فقدان سياستهاي واضح علم و فناوري ميپردازد. · چند تمرين آيندهنگري در دهة 90؛ كه چندين فعاليت مشخص آيندهنگري را معرفي ميكند. پس از جنگ اول جهاني، در سالهاي دهة 20 با كاربرد مواد خاصي در صنايع نظامي كه براي توليد جنگ افزارها ضروري بود و واردات اين مواد از خارج كشور، به تدريج مفهوم « مواد كليدي» مطرح شد و كنگرة آمريكا دستور داد از اين مواد ذخيرةكافي در كشور موجود باشد تا در صورت بروز خطرهاي احتمالي، امكان دفاع از كشور وجود داشته باشد. البته حياتي يا به اصطلاح كليدي بودن اين مواد به دليل وابستگي ارتش آمريكا به خارج از كشور در هنگام عمليات نظامي بود و به طور واضح امنيت ملي آمريكا را به خطر ميانداخت. در اين دوره هنوز مفهوم آيندهنگري در آمريكا هنوز مطرح نشده بود و اصولاً به دلايلي كه در بخش « سياستهاي علم و فناوري» ذكر خواهد شد، نياز آمريكا به فعاليتهاي آيندهنگري بسيار كاهش يافت. در دهة 60 و اوايل دهة 70، بسياري از تمرينات آيندهنگري در بخشهاي علمي خاص انجام گرفت و پس از يك شكاف چندين ساله چند تمرين ديگر نيز با حمايت « شوراي ملي تحقيقات » در دهة 80 انجام گرفت. در اين دوره نياز به سياستهاي علم و فناوري افزايش يافت و در نتيجه در سالهاي دهة 90 چندين تمرين مشخص آيندهنگري به صورت عمومي(يعني در همة رشتههاي علمي و فني، نه يك رشتة خاص) انجام شد كه ليست آن در ادامة اين فصل (بخش تمرينات آينده نگر با آمريكا در سال 90) ارايه خواهد شد. همانطور كه ميدانيم پس از جنگ جهاني دوم آمريكا به كشوري بيرقيب در صحنة علم و فناوري تبديل شد ( البته اتحاد جماهير شوروي در مسايل علمي و فني دستاوردهاي بسيار زيادي داشته، اما در اينجا منظور بازار علم و فناوري و منافعي است كه براي ملت و دولت آمريكا داشته است). در اين هنگام ثروتهاي بيپايان آمريكا (چه از نظر منابع طبيعي، چه از نظر نيروهاي متخصص كه در هنگام جنگ جذب اين كشور شده بودند و چه از نظر زيرساختهاي قوي اين كشور كه در جنگ آسيب نديده بودند) و قدرت سياسي اين كشور، باعث شد كه سياست گذاران علم و فناوري آمريكايي به فكر بهينه كردن نظامهاي علم و فناوري خود و به كارگيري ايدة در حال ظهور و آيندهنگري (اولين فعاليت آيندهنگري را ژاپن در ابتداي دهة 70 انجام داده است) نباشند. حدود سالهاي 60 تا 80 اين بحث وجود داشت كه آيا آمريكا آنقدر ثروتمند است كه بتواند آرزوي سرآمدي در همة زمينههاي فناوري را داشته باشد يا خير. در اواخر دهة80 به نظر ميرسيد كه تغيير عقيدهاي در اين نظر بوجود آمده است كه عامل آن عمدتاً رقابت تجاري و بويژه رقابت با ژاپن بود (باز هم تأكيد ميكنيم كه علم و فناوري در كشور آمريكا در بازار و اقتصاد نمود بيشتري دارد تا در صنايع نظامي). اين تغيير عقيده، دليل عمدة انجام بسياري از تمرينات آيندهنگري در دهة 90 ميباشد. براي وضوح بيشتر تمرينات آيندهنگري كشور آمريكا را در جدول 1 نشان داده ايم. انجمن صنايع هوافضا (AIA) در سال 1987 گزارشي را منتشر كرد كه در آن هشت فناوري كه براي قدرت و رقابت صنايع هوا فضاي آمريكا اهميت داشتند، مشخص شده بود. در سال 1989 وزارت دفاع آمريكا اولين برنامة آيندهنگري را در اين بخش برگزار كرد كه در نتيجه 22 فناوري حساس براي سيستمهاي تسليحاتي در آن معين شد. برخي از فناوريهاي اين ليست كه در فصل خروجيهاي عامي آيندهنگري به آن اشاره خواهيم نمود تأثيراتي نيز بر رونق و رشد اقتصادي دارند و ميتوانند به بازار ارائه شوند. در سال 1990 وزارت دفاع براي بار دوم برنامة آيندهنگري را انجام داد. اين ليست تنها شامل دو فناوري اضافي بود كه در سال گذشته به آن اشاره نشده بود. ديگر برنامة آيندهنگري آمريكا در سال 1990 از طرف وزارت بازرگاني انجام شد كه طي آن 12 فناوري نوظهور معرفي گرديد و همانطور كه سفارش اين برنامه از طرف وزارت بازرگاني بود، خروجيهاي اين برنامه فناوريهايي بودند كه به سود اقتصادي منتج ميشدند. در سالهاي 1991، 1993 و 1995 سه فعاليت آيندهنگري توسط گروه « ملي فناوريهاي كليدي» انجام شد كه در هر كدام از اينها فناوريهاي حساس و كليدي مشخص شده بودند وجه تمايز اين سه فعاليت از برنامههاي قبلي، عمومي بودن برنامه است؛ به اين معني كه هم اهداف دفاعي و امنيت ملي در آن لحاظ شده بود و هم عنايت كافي به منافع اقتصادي داشت. اين گروه در « او اس تي پي » اقدام به فعاليت ميكرد (مشروح عملكرد اين گروه را در بخش ساختار مطالعه بفرماييد) و به خاطر عمومي بودن فعاليتهاي اين گروه تمركز ما در گزارش فعلي بر عملكرد اين گروه تمركز خواهد بود. لازم به توضيح است كه فعاليتهاي «ان سي تي پي» در سال 2000 پايان يافت و آخرين تمرين اين گروه كه قرار بود در سال 97 انجام شود، صورت نپذيرفت و « مؤسسه فناوريهاي كليدي» كه زير نظر «رند» فعاليت ميكند، به سفارش «ا اس تي پي» آخرين برنامة آيندهنگري را در سال 98 انجام داد (در واقع اين استنباط كه آيندهنگري سال 98 آخرين آن در نوع خود بوده است، بر پاية انحلال «ان سي تي پي» در سال 2000 و عدم وجود نشانهاي از فعاليتهاي آيندهنگري ديگر سازمان هاست). در اين بخش به توصيف فضاي سياست گذاري علم و فناوري كشور آمريكا و به بررسي ساختار نهاد مجري آيندهنگري خواهد پرداخت. همان طور كه در بخش سياستهاي علم و فناوري در فصل تاريخچه ديديم، اين گونه فعاليتها و سياست گذاريهاي ملي در آمريكا مدت زيادي نيست كه با جديت دنبال ميگردد. در دوران رياست جمهوري بوش پدر دمكراتها در كنگرة آمريكا براي اهميت دادن بيشتر به سياستهاي ملي فناوري به مديران فشار ميآوردند و در نتيجه كنگره نيز تأمين مالي را براي فناوريهايي كه حساس به نظر ميرسيد به عهده گرفت و از اين مقطع زماني توجه به اين مطلب افزايش يافت. اما چنين نيست كه دولت به صورت كاملاً مشخص يا حداقل آنگونه كه در كشورهاي اروپايي معمول است اقدام به سياستگذاري نمايد. چندين سازمان مختلف كه بررسي دقيق بر هم كنشهاي آنان از حوصلةاين مقاله نيز خارج است در اين راستا فعاليت ميكنند. ما سعي ميكنيم تا تعدادي از مهمترين سازمانها را كه عضو تشكيلات دولت هم محسوب ميشوند بررسي نماييم. تركيب اين فصل از دو بخش تشكيل شده است: · جايگاه نهاد آيندهنگري در ساختار ملي · ساختار نهاد مجري برنامة آيندهنگري ü عنوان گزارش ü نهاد مجري ü سال برگزاري نگرشي كلي بر: فناوريهاي كليدي در دهه 90 / انجمن صنايع هوافضا / 1987 نگرشي كلي بر: فناوريهاي كليدي در دهه 90 / وزارت دفاع / 1989 برنامه فناوريهاي كليدي وزارت دفاع آمريكا / وزارت دفاع / 1990 فناوريهاي نوظهور: بررسي فرصتهاي اقتصادي و فني / وزارت بازرگاني / 1990 دورنمايي از عوامل موفقيت در فناوريهاي كليدي / پروژة سياست سيستمهاي رايانهاي / 1990 دستيابي به زمينههاي جديد- اولويتهاي فناوري براي آينده آمريكا / شوراي رقابت پذيري / 1990 گزارش شوراي ملي فناوريهاي كليدي / گروه ملي فناوريهاي كليدي / 1991 گزارش كارگاه عملي ريزفناوري 200 / كميتة مشاورهاي ملي در نيمه هادي ها / 1991 گزارش كارگاه عملي ريزفناوري 200 / گروه ملي فناوريهاي كليدي / 1993 گزارش شوراي ملي فناوريهاي كليدي / گروه ملي فناوريهاي كليدي / 1995 گزارش شوراي ملي فناوريهاي كليدي / دانشگاه جرج واشنگتن / 1996 عواملي نو در عرصه فعاليت ـ فناوريهاي كليدي از نگاهي صنعتي / مؤسسة سي تياي به سفارش ا اس تي پي / 1998 در اين بخش به معرفي سازمانهاي ادارة سياست علم و فناوري، شوراي ملي علم و فناوري، شوراي مشاوران علم و فناوري رييس جمهور و « ان سي تي پي» ميپردازيم «ا اس تي پي» بهعنوان منبع تحليل و ارزيابي رييسجمهور در زمينة مسايل علمي و فني و براي سياستگذاريهاي كلان طرحها و برنامههاي دولت فدرال است. براي تحقق مواد اين بخش دبير « ا اس تي پي» كارهاي زير را انجام خواهد داد: 1- جستجو براي تعريف ديدگاههاي سامانمند و كاربرد علم و فناوري در جهت حل مسايل نوظهور ملي و بين المللي و ارتقاي هماهنگي مسؤوليتها و برنامههاي علم و فناوري وزارتخانهها و بخشهاي دولت براي حل اين مسايل. 2- كمك و مشورت به رييس جمهور در تهيه « گزارش علم و فناوري ». 3- جمعآوري اطلاعاتي كه شامل پيشرفتها و گرايشهاي قابل توجهي در علم و فناوري و در اولويتهاي ملي باشد. اين اطلاعات براي تعيين اينكه چنين پيشرفتها و گرايشهايي چقدر براي دستيابي به اهداف ملياي كه كنگره مشخص نموده است مفيد ميباشد، مورد تحليل و تفسير قرار ميگيرد. 4- توسعه و نگهداري بانك اطلاعاتي براي منابع انساني علم، فناوري و مهندسي كه شامل ايجاد مدلي مناسب براي پيش بيني نيازهاي آيندة نيروي انسان باشد و ارزيابي تأثير برنامههاي كلان دولتي و عمومي بر منابع انساني. 5- آغاز مطالعه و تحليل بر روي راه حلهايي كه براي مسايل حياتي و نوظهور ملي و بين المللي وجود دارند در جهت ارزيابي هزينهها و منافعي كه در گزينههاي گوناگون مستقر است و استفاده از علم و فناوري در حل آن مسايل. 6- مشاوره به رييس جمهور در حوزههايي كه برنامهها و سياستهاي علم و فناوري دولت فدرال احتمال تأثيرگذاري بر اهداف ملي تصويب شده توسط كنگره را دارد. 7- تهية گزارشهاي دورهاي از وضعيت و برنامههاي مديريتي سازمانها و وزارتخانههاي گوناگون در فعاليتهاي تحقيق و توسعه، يا اقداماتي كه مانع نوآوريهاي مطلوب در فناوري ميگردند، به همراه توصيهها و راه كارهايي براي حذف موانع براي رييس جمهور. 8- تكميل، بهبود و توصية ضوابطي براي مشخص كردن فعاليتهاي علمي و فني كه به هدايت درست كمكهاي مالي دولت كمك ميكند و توصية سياستهاي دولتي كه براي پيشرفت موارد زير مؤثر است: الف ـ توسعه و نگهداري ظرفيتهاي وسيع علمي و فني، به ويژه منابع انساني، در همة راههاي دولت، دانشگاهها و صنعت. ب ـ كاربرد مؤثر اين ظرفيتها براي نيازهاي ملي. 9- تهيه و توصية سياستهايي براي همكاري بين المللي در علم و فناوري كه به دستيابي به اهداف آمريكا كمك خواهد كرد. 10- مشخصكردن زمينههايي در مسايل ملي و بينالمللي كه علم و فناوري ميتوانند در آنها مورد استفاده قرار بگيرند. 11- گزارش حداقل يكسالانه به رييس جمهور و كنگره در مورد مجموع فعاليتهاي « ا اس تي پي». 12- بررسي دورهاي ويژگيها و نيازهاي سياستهاي علم و فناوري ملي و توصيههايي به رييس جمهور براي ارايه به كنگره. «ا اس تي پي» از طريق «ان اس تي پي» براي تعيين استراتژي ها، گزارش ها، كارگاههاي آموزشي و تعيين موضوعات مهم براي سرمايه گذاري دولتي در فناوريهاي جديد فعاليت ميكند. «ان اس تي سي» ساختاري براي اولويت بندي تقاضاها ايجاد ميكند. «ان اس تي سي» مجمعي ايجاد ميكند كه از طريق آن نيازهاي حياتي كشور تحت تأثير منافع سازماني قرار نگيرد. به صورت كلي كارهاي « ان اس تي سي» عبارت است از: · مشاركت در تدوين سياستهاي علم و فناوري و تضمين اينكه اين سياستگذاريها در فرآيند برنامههاي بودجه رييس جمهور لحاظ شده است. · تضمين اينكه تصميمات و برنامههاي علم و فناوري در راستاي اهداف علم و فناوري رييس جمهور است. · كمك به اجرا و تكميل ليست سياستهاي علم و فناوري رييس جمهور. · تضمين اينكه علم و فناوري در توسعه و اجراي همة فعاليتهاي دولت شركت دارد. · تقويت همكاريهاي بين المللي علم و فناوري با شركت آمريكا در آنها. · براي دستيابي به اهداف ملي در سالهاي پيش رو نياز به تعيين اولويتهاي تحقيق و توسعه با نگاه به آينده است . زيرا بيشتر كارهاي در دست انجام، پروژههايي چندين ده ساله هستند. « ان اس تي پي « ابزاري براي تهية افق پيش رو، تعيين اولويتها و تكميل فعاليتها و برنامهاي علم و فناوري فدرال است. كاركردهاي اصلي شورا عبارت است از: 1- هماهنگي روند سياست گذاري علم و فناوري. 2- تضمين اينكه سياستهاي علم و فناوري اتخاذ شده با اهداف رييس جمهور در اين زمينه همسويي دارد. 3- كمك به لحاظ كردن سياستهاي علم و فناوري رييس جمهور در اهداف و سياستهاي دولت. 4- تضمين اينكه اصولاً علم و فناوري در توسعه و اجراي سياستها و برنامههاي دولتي لحاظ شده است. 5- همكاريهاي بيشتر بين المللي با حضور آمريكا در علم و فناوري. همه وزارتخانهها و سازمانهاي دولتي چه در شورا حضور داشته باشند و چه نداشته با شند بايد با سياستهاي علم و فناوري كه در شورا گرفته ميشود هماهنگ بوده و اطلاعات راجع به درخواستهاي بودجه تحقيق و توسعه را به شورا نيز بدهند. شورا پيشنهادهايي را براي بودجههاي تحقيق و توسعه كه منعكس كننده اهداف ملي نيز هستند تنظيم كرده، آن را به دبير « اام بي» ارائه مينمايد . به علاوه شورا ميتواند توصيههايي براي دبير « اام بي» با توجه به نظرات سازمانها در مورد بودجههاي تحقيق و توسعه داشته باشد. شورا بر وظايف شوراي هماهنگي علم و مهندسي و فناوري، شوراي ملي مواد كليدي و شوراي ملي فضا نظارت دارد. شورا از طريق كميتهها يا گروههاي بين سازماني يا تيمهاي كاري خود انجام وظيفه ميكند. وزارتخانهها و سازمانهاي دولتي در صورتي كه مشاور علم و فناوري رييس جمهور درخواست كند بايد پرسنل، اداره و خدمات خود را در اختيار شورا قرار دهند. حال كه عوامل تأثير گذار بر تصميمات دولت در علم و فناوري را ملاحظه نموديم، به ابزاري براي اعمال نظرات صنايع و بخش خصوصي ميپردازيم. «پي سياي اس تي» به «ان اس تي سي» و رييس جمهور در مورد مسايل علم و فناوري مشاوره ارايه ميكند و تركيب آن به گونهاي است كه نظرات خارج از بخش دولتي هم در تصميمات عالي دولت لحاظ گردد. اين شورا تأمين بقيه نيازهاي ملي را تضمين كرده، باز خوردي هم از برنامههاي دولتي در دست اجرا فراهم ميآورد. اعضاي «پي سياي اس تي» افرادي برجسته از صنعت، مؤسسات آموزشي و تحقيقاتي و بقيه سازمانهاي دولتي هستند. سه عضو هم از برندگان جايزه ي نوبل هستند. اين گروه كه چند برنامة فناوريهاي كليدي را به انجام رسانده است زير نظر دبير « ا اس تي پي» و تنها براي تعيين فناوريهاي كليدي تشكيل شده است . و به دليل تشكيل گاه به گاه آن كه براي انجام تنها يك پروژه كه عبارت از آيندهنگري است ارتباط و تعامل خاصي با ديگر سازمانهاي تأثير گذار در سياستهاي علم و فناوري كشور آمريكا ندارد. مشروح وظايف و نحوة تشكيل اين گروه در بخش ب ارائه ميگردد. با يادآوري تاريخچه ي آيندهنگري در آمريكا و اينكه چندين سازمان در اين كشور به مناسبت علايق خود به اين كار دست زدهاند در اين بخش تنها فعاليتهاي « ان سي تي پي» و ساختار آن را بررسي ميكنيم زيرا اين گروه عمومي ترين تمرينات آيندهنگري را در آمريكا به انجام رسانده است و نمونه خوبي از مواجهه دولت آمريكا با مسايل سياست گذاري علم و فناوري ميباشد. در اين بخش ابتدا « ان سي تي پي » و سپس « مؤسسة فناوريهاي كليدي» و در نهايت راهبردهاي فناوريهاي كليدي را بررسي مينماييم. دبير « ا اس تي پي»، « ان سي تي پي» يا «گروه ملي فناوريهاي كليدي» را از اعضاي اداره « ا اس تي پي » تشكيل ميدهد كه موظف است هر دو سال گزارشي در اين زمينه ارايه كند. گروه «ان سي تي پي» به رييس جمهور گزارش دو سالانه ي فناوريهاي كليدي ملي را ارايه ميكند. چنين گزارشي بايد شامل فناوريهايي (چه فناوريهاي توليد محصولات و چه فناوريهاي فرآيندهاي توليد) باشد كه براي آمريكا اهميت زيادي دارند. تعداد فناوريهايي كه اين گروه مشخص ميكند نبايد از 30 تا بيشتر باشند ولي شامل مهمترين فناوريهاي غيرنظامي نوظهور با افق 10 ساله باشد. در اين گزارش تخميني هم از اندازه بازارهاي حال و آينده چنين فناوريهايي چه در داخل و چه در خارج از كشور وجود دارد. گزارشها حداكثر تا اول اكتبر سالهاي فرد به رييس جمهور ارايه ميگردند. براي تحقق بند قبلي « ان سي تي پي» فناوريهايي را به عنوان فناوريهاي كليدي معرفي ميكند كه براي افزايش امنيت ملي و رونق اقتصادي بلند مدت آمريكا اساسي باشند. هر گزارش با توجه به هر فناوري مشخص شده در گزارش بايد شامل اطلاعات زير باشد. 1- دلايل گروه براي انتخاب آن فناوري 2- وضعيت پيشرفت اين فناوري در آمريكا و در كشورهاي ديگر 3- تخميني از فعاليتهاي حال و آينده تحقيق و توسعه در آمريكا به همراه فعاليتهاي مهمي كه توسط بخشهاي زير انجام ميشود · دولت فدرال · دولتهاي ايالتي و محلي · صنايع خصوصي · دانشگاهها و مراكز آموزشي · اقدامات مورد نياز تحقيق و توسعه ي فناوريها و بازارهايي كه بوسيله شركاي بزرگ تجاري هدف قرار گرفته اند. هر گزارش شامل مواد زير خواهد بود. - معرفي اقداماتي براي از بين بردن شكافها و كمبودهاي موجود در پايه و اساس فناوري آمريكا - ليستي از فناوريها و بازارهايي كه توسط شركاي بزرگ تجاري براي توسعه در نظر گرفته شده اند اين مؤسسه يك مؤسسه ي غيرانتفاعي با مديريت «رند» و حمايت دولتي است. 1- جمعآوري اطلاعات به روز و موثق درباره پيشرفتها و گرايشهاي عمده در تحقيق و توسعه فناوريها در آمريكا و خارج از كشور با تأكيد ويژه بر اطلاعات مربوط به فناوريهايي كه اخيراً توسط رييس جمهور به كنگره ارائه شده است (همان گزارش «ان سي تي پي»). 2- تحليل و تفسير اطلاعات مربوط به بند قبل براي مشخص كردن ميزان تأثير احتمالي اين پيشرفتها و گرايشها بر سياستهاي فناوري ايالات متحده 3- آغاز مطالعه و تحليل بر روي گزينههاي قابل دسترس براي تضمين برتري بلند مدت ايالات متحده در توسعه و كاربرد فناوريهاي بند الف. اين فعاليت شامل دولت فدرال، دولتهاي ايالتي، صنايع خصوصي و مؤسسات آموزش عالي در توسعه و كاربرد آن فناوريها ميشود. 4- « سي تي آي» بايد بنا به درخواست دبير « ا اس تي پي» پشتيباني و كمك فني به اين اداره و سازمانهاي زير ارايه نمايد. الف ـ كميتهها و گروههاي «پي سياي اس تي» ب ـ كميتهها و گروههاي شوراي هماهنگي فدرال علم و فناوري (علم، مهندسي، فناوري) كه مسؤول هماهنگي فعاليتهاي دولت فدرال براي توسعه فناوريهاي حياتي و تقويت مباني فناوري ايالات متحده است. براي انجام وظايف خود در بند قبل، پرسنل مؤسسه بايد فعاليتهاي زير را انجام دهند: 1- تماس و ارتباط نزديكي با نمايندگان صنايع بخش خصوصي، آموزش عالي و مؤسسات غيرانتفاعي داشته باشند و از نظرات آنها در ارايه گزارشها و تحليلهاي خود استفاده نمايند. 2- حداكثر استفاده را از اطلاعاتي كه در بند قبل به دست آمده است در انجام چنين وظايفي بنمايند. اين كميته بايد گزارشهاي ساليانه اش را در مورد فعاليتهاي كميته به رييس جمهور ارايه كند. هر گزارش بايد موادي را كه رييس جمهور لازم دارد در برداشته باشد. به دليل اينكه مهم ترين و عمومي ترين تمرينات آيندهنگري توسط « گروه ملي فناوريهاي كليد» انجام گرفته است، در اين قسمت تنها به روشي كه اين گروه براي تعيين « فناوريهاي كليدي» به كار برده است ميپردازيم. مهم ترين و ابتدايي ترين بحث در اين بخش اين است كه اعضاي اين گروه چه كساني هستند اعضاي اين گروه از مقامات عاليرتبة دولتي و اعضاي برجستة صنعت و دانشگاه هستند و توسط دبير « ادارة سياست علم و فناوري» انتخاب و نصب ميگردند. «گروه ملي فناوريهاي كليدي» طبق قانون آمريكا وظيفة تعيين فناوريهاي كليدي را كه در واقع با دو معيار اساسي رونق اقتصادي و امنيت ملي سنجيده ميشدند بر عهده داشت. (اين گروه در 31 دسامبر 2000 منحل شد) 1- تشكيل «ان سي تي پي» 2- تهية ليست كانديدا 3- مشاوره و رايزني 4- گزينش فناوري ها(معيارها) « ان سي تي پي » به دستور دبير « ا اس تي پي» و با اعضايي كه وي انتخاب ميكند تشكيل شده، اقدام به تعيين ليست فناوريهاي كليدي ميكند. در مرحلة اول تعيين اين گونه فناوريها اين گروه به تهيه يك ليست كانديا اقدام ميكند. اين ليست كانديدا شامل فناوريهايي است كه در هفت طبقه مشخص شده اند. اين طبقه بندي نگارش مجددي از طبقه بندي شش گانهاي است كه اين گروه براي اولين بار در سال 91 آن را ايجاد كرد. در اين هفت طبقه يا هفت گروه فناوري، همة فناوريهايي كه در تمرينات آيندهنگري قبلي سازمانها و گروههاي مختلف (كه شامل « ان سي تي پي » هم ميشود) كليدي تشخصيص داده شده بودند، به تناسب موضوع وارد شده اند. اين طبقه بندي براساس نوع مهارتها يا مسايل موجود در هر فناوري انجام شد و براساس كاربردهاي خاص آنها تنظيم نگرديد. پس از تنظيم ليست كانديدا اين ليست براي اظهار نظر كارشناسي به « ان اس تي سي » فرستاده شد. در اين مرحله تنها اعضاي « ان اس تي سي » نبودند كه حق اظهار نظر در اين زمينه را داشتند و هر سازمان يا مؤسسة دولتي كه به نحوي در فعاليتهاي « ان اس تي سي» و كميتههاي آن مشاركت داشت ميتوانست روي ليست نظر بدهد. مشاوره و اظهار نظر كارشناسان در اين مرحله به دو نحو انجام ميشد: كارشناسان « ان اس تي سي » ميتوانستند در جاييكه ليست كانديدا فاقد جزييات لازم يا زمينهاي از فناوري بود، آنرا پيشنهاد كرده و به ليست اضافه نمايد. همچنين از كارشناسان « ان اس تي سي» خواسته شده بود تا موقعيت جهاني آمريكا را در هر زمينه از فناوري مشخص كرده، گرايشهاي پنج سال آيندة اين موقعيت را نيز تعيين نمايند؛ به اين معني كه در اين مدت موقعيت نسبي آمريكا نسبت به رقباي صنعتي اش چه تغيير نسبت به وضعيت فعلي خواهد داشت. پس از اينكه نظرات كارشناسي بر ليست كانديدا اعمال شد، گروه يا پانل « ان سي تي پي» به گزينش فناوريهاي حياتي با دو معيار اصلي « رونق اقتصادي» و « امنيت ملي » به صورت زير اقدام مينمايد: (براي كليدي شناخته شدن يك فناوري كافي است آن فناوري داراي يكي يا بيشتر از معيارهاي زير باشد) · به صورت مستقيم به تحقق اهداف ملي علم و فناوري كه در تفاهم نامة اولويتهاي تحقيق و توسعة سال 95 گنجانده شده بود كمك كند. · به طور محسوس براي ارتقا موقعيت رقابتي جهاني آمريكا براي يك يا تعدادي از صنايع آمريكايي مفيد باشد. · سرعت پيشرفت آنها زياد باشد. · فناوريهايي كه عليرغم نياز شديد صنعت به دليل خطر پذيري بالا و برگشت طولاني مدت سرمايه بخش خصوصي در آن سرمايه گذاري نميكند و دولت بايستي در اين امر پيشگام بوده و مقادير زيادي از سرمايه گذاري در آن بخش را تقبل نمايد. · از نظر اقتصادي اهميت آنها اثبات شود: در كوتاه مدت با توجه به پيشرفت تدريجي و گام به گام و در بلند مدت با لحاظ كردن پيشرفتها وجهشهاي علمي غير منتظره · براي تقويت يا پيشرفت جنگ افزارهاي آينده به آنها نياز فراواني باشد. · در جهت افزايش امنيت ملي باشد · براي دستيابي به نيازهاي دفاعي كشور آنطور كه در برنامه علم و فناوري دفاعي سال 194 اشاره شده است، ضروري و لازم باشد. 1. ASTEC: Matching science and technology to future needs: an international perspective. 2. Changes in the U.S. Approach to Technology Foresight and Critical Technology Assessment http://www.nistep.go.jp/achiey/ftx/eng/mat077e/html/mat0779e.html. 3. U.s.code.title42-the public health and welfare, chapter 79 – science and technology policy, organization and priorities, subchapter 1 – national science, engineering, and technology policy: http:// envirotext.eh.doe.gov/data/uscode/.National Critical Technologies Report March 1995. 5. TECHNOLOGY FORESIGHT IN A RAPIDLY GLOBALIZING ECONOMY Author: Ben R. Martin, SPRU- Science and Technology Policy Research, University of Sussex. 6. “Statement of The Honorable John H. Gibbons, Director of Office of Science and Technology Policy before the Subcommittee on Veterans’ Affairs, HUD, and Independent Agencies Committee on Appropriations”: U.S. House of Representatives. 7. FY 2001 Interagency Research and Development Priorities www.ostp.gov/html/996-3-2.html. 8. Technology Foresight within the Context of Sustainable Development: UNIDO, International Center for Science and High Technology. 9. U.S Technology Administration: Technology in the National Interest. 10. Technology Foresight , PERSPECTIVES for European and international cooperation? Table: Reports on Critical Technologies and National Foresight programmes. P, 6. 11. Summary of national Foresight projects. P1, 2. 12. National Science and Technology Council, 2000 Annual Report. نويسنده : انديشكده آصف انديشكدة آصف يكي از مراكز فعال در حوزة آينده است. در سايت اين انديشكده، مقالات و كتابهايي در حوزة آينده موجود است. Iran foresight شما را به مطالعة اين مقاله دعوت مينمايد. چرا بايد فناوري را پيشبيني كرد؟ البته شايد اين پرسش تلويحاً به اين معني باشد كه ما بين پيشبيني و عدم پيشبيني مختاريم؛ اما اينگونه نيست, چرا كه هر فرد، سازمان، يا ملتي كه از تغييرات فناوري تاثير بپذيرد، هنگام تصميمگيري درباره تخصيص منابع، ناگزير با پيشبيني فناوري مواجه خواهد شد. شايد برخي ادعا كنند كه به جاي پيشبيني عقلاني و تحليلي, گزينههاي ديگري هم وجود دارند. ابتدا با اين گزينهها آشنا ميشويم: "عدم پيشبيني": ميتوان كوركورانه با آينده مواجه شد. به بيان ديگر از پيشبيني آينده پرهيز كرد و هيچ توجهي به پيامدهاي آتي تصميمها نداشت. واضح است هر سازماني كه چنين عمل كند بقا نخواهد يافت. حتي اگر محيط تغيير نكند، اكثر تصميمهاي اتخاذ شده اشتباه خواهند بود. چرا كه طبيعتاً ثبات محيط را پيشبيني نكردهاند و اگر محيط به سرعت تغيير نكند، فاجعه سريعتر روي خواهد داد, زيرا تصميمي كه در كوتاهمدت درست است, شايد در درازمدت غلط از آب درآيد. اما در اكثر موارد، "عدم پيشبيني" در واقع به معناي پيشبيني تداوم يا تغييرات جزئي در وضعيت موجود است. بنابراين، زماني ك
اسلام و روان شناسی
نويسنده: دکتر نزارعانی
مترجم: بهروز رفیعی
جوانان در روایات
اشاره :
ديدگاههاي تئوريك در پيشنگري فناوري
پيشنگري فناوري در سطوح مختلف
دورنماي پيشنگري فناوري
چكيده
مقدمه
تعريف آيندهنگري
هدف
اهداف برنامه عمومي آيندهنگري
نيازهاي ملي :
اهميت و حساسيت:
اندازه بازار:
اهداف كنگره از سياستهاي علم و فناوري
يافتههاي كنگره
اهداف كنگره
اراية سياستها توسط كنگره
اجرا
روشها
اهداف كلينتون از علم و فناوري
سرآمدي جهان در علم، مهندسي و فناوري
رشد اقتصادي بلند مدت
فراهم كردن بهداشت و آموزش مناسب براي شهروندان
حفاظت از محيط زيست
تحت كنترل در آوردن فناوري اطلاعات
ارتقاي امنيت ملي و پايداري جهاني
تاريخچه
دورههاي زماني
از دهة 20 تا جنگ جهاني دوم
از جنگ جهاني دوم تا دهة 60
از دهة 60 تا دهة 80
از دهة80 تاكنون
سياستهاي علم و فناوري
چند تمرين آيندهنگري در دهة 90
ساختار
الف ـ جايگاه نهاد آيندهنگري در ساختار ملي
ادارة سياست علم و فناوري « ا اس تي پي»
شوراي ملي علم و فناوري « ان اس تي پي»
كاركردها
اختيارات شورا
شوراي مشاوران علم و فناوري رييس جمهور «پي سياي اس تي»
«ان سي تي پي»
ب ـ ساختار نهاد مجري برنامه آيندهنگري
گزارش دو سالانه فناوريهاي كليدي ملي
1- گزارش فناوريهاي كليدي به رييس جمهور
2- فناوريهايي كه به عنوان فناوريهاي كليدي شناخته ميشوند
3- مواد گزارش
« سي تي آي»
وظايف
رايزني در مورد فعاليتهاي مؤسسه
گزارشهاي ساليانه
مراحل اجرا
1- تشكيل « ان سي تي پي»
2- تهية ليست كانديدا
3- مشاوره
اظهار نظر راجع به ليست
تعيين موقعيت جهاني آمريكا در هر فناوري
4- گزينش فناوريهاي كليدي
رونق اقتصادي
امنيت ملي
فهرست منابع
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
