تبليغاتX
وبلاگ تخصصی آيینه پژوهش
وبلاگ تخصصی آيینه پژوهش

زيبايي در قلب کسي که مشتاق آن است روشن تر مي درخشد تا در چشمان کسي که آن را مي بيند

 

نويسنده : اميدوار، مجيد

چكيده

اين مقاله به شرح مختصر برنامه ريزي استراتژيك (راهبردي) مي‌پردازد. برنامه ريزي تعريف مي‌شود و تأثير تغيير در شرايط بر برنامه ريزي روشن مي‌گردد. سپس نقش استراتژي (راهبرد) در برنامه ريزي مشخص مي‌شود و برنامه ريزي استراتژيك تعريف مي‌شود. در پايان مدل برنامه ريزي استراتژيك در سازمانهاي دولتي و غيرانتفاعي (مدل برايسون) شرح داده مي‌شود.

منبع : سايت شركت توسعه خدمات مديريت بهار

كليدواژه : برنامه ريزي استراتژيك؛ استراتژي؛ برنامه ريزي؛ تغيير؛ راهبرد؛ برنامه

 

1- تعريف برنامه ریزی

برنامه ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات. برنامه ریزی فكر كردن راجع به آينده يا كنترل آن نيست بلكه فرايندي است كه مي‌تواند در انجام اين امور مورد استفاده قرار گيرد. برنامه ريزي، تصميم‌گيري در شكل معمول آن نيست بلكه از طريق فرايند برنامه ريزي، مجموعه‌اي از تصميمات هماهنگ اتخاذ مي‌شود. برنامه ریزی مي‌تواند براي زمان حال يا آينده انجام شود.

بر طبق اين تعريف، تصميم‌گيري‌هاي مقطعي و ناپيوسته و اتخاذ سياستها براي پيشبرد سازمان در زمان حال يا آينده برنامه ريزي نيستند. برنامه ريزي متكي بر انتخاب و مرتبط ساختن حقايق است. حقايق مفاهيم واقعي، قابل آزمون و اندازه‌گيري هستند. ديدگاهها، عقايد، احساسات و ارزشها به عنوان حقايقي تلقي مي‌شوند كه فرايند برنامه ریزی بر اساس آنها سازمان داده مي‌شود. همانطور كه اشاره شد برنامه ريزي صرفاً يك فرايند تصميم‌گيري نيست بلكه فرايندي شامل روشن ساختن و تعريف حقايق و تشخيص تفاوت بين آنهاست يا به عبارتي گونه‌اي فرايند ارزيابي است كه در پايان آن، در انتخاب حقايق ارزيابي شده تصميم‌گيري مي‌شود.

برنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است. برنامه خروجي فرايند برنامه ريزي است اما برنامه ريزي يك فرايند پيوسته است كه بيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مي‌يابد. برنامه‌ها تهيه شده و اجرا مي‌گردند.

 

2- ويژگي‌هاي برنامه ریزی

برنامه ريزي يك فرايند ذهني آگاهانه با خصوصيات زير است:

1) تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه

2) جمع‌آوري اطلاعات

3) مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد

4) تعريف اهداف

5) تأمين مقدمات

6) پيش‌بيني شرايط آينده

7) ساخت زنجيره‌هاي متفاوتي از اقدامات مبتني بر تصميمات متوالي

8) رتبه‌بندي و انتخاب گزينه‌ها

9) تعريف سياستها

10) تعريف معيارهاي ابزار ارزيابي برنامه

 

3- انواع برنامه ريزي

برنامه ريزي از جنبه ماهيت به برنامه ریزی فيزيكي، برنامه ريزي سازماني، برنامه ريزي فرايند، برنامه ريزي مالي، برنامه ریزی وظيفه‌اي و برنامه ريزي عمومي دسته‌بندي مي‌شوند كه در اينجا منظور از برنامه ريزي، برنامه ريزي از نوع عمومي است. برنامه ریزی عمومي معمولاً تمام ديگر انواع برنامه ريزي را در خود دارد. برنامه ريزي را از جنبه افق زماني مي‌توان در قالب برنامه ريزي كوتاه‌مدت (برنامه ریزی عملياتي و تاكتيكي)، برنامه ريزي ميان‌مدت و برنامه ريزي بلندمدت دسته‌بندي نمود.

 

4- برنامه ريزي استراتژيك

بيشتر برنامه ریزیها براساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل «آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نياز» مي‌باشند. در اين مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبيين شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع مورد نياز براي انجام برآورد مي‌گردند. تغيير در شرايط محيط، سياستها، نگرشها، ديدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملي هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامه ريزي تأثير گذاشته و در نهايت باعث تغيير برنامه مي‌گردند. برنامه ريزي در شكل عقلايي فوق، ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست مي‌گردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامه ريزي بايد بتوان مطابق با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينه‌ساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه ريزي سنتي كه در آن آرمانها و اهداف تعيين مي‌شوند هدف برنامه ريزي استراتژيك، تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط مي‌توان تركيبي از برنامه ريزي سنتي و برنامه ریزی استراتژیک را بكار برد.

تعاريف مختلف و متفاوتي از استراتژي ارائه شده است. در اينجا تعريفي ارائه مي‌شود كه بتواند مفهوم آن را در برنامه ريزي استراتژيك مشخص نمايد. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان مي‌دهد. استراتژي مي‌تواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود.

برنامه ريزي استراتژيك گونه‌اي از برنامه ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست. از آنجايي كه استراتژي مي‌تواند داراي عمر كوتاه يا بلند باشد برنامه ریزی استراتژیک مي‌تواند برنامه ريزي بلندمدت يا كوتاه‌مدت باشد اما متفاوت از آنهاست.

واژه «استراتژيك» معني هر آنچه را به استراتژي مربوط باشد در بردارد. واژه «استراتژي» از كلمه يوناني «استراتگوس» گرفته شده است كه به معناي رهبري است. برنامه ريزي استراتژيك كوششي است ساخت‌يافته براي اتخاذ تصميم‌هاي اساسي و انجام اعمالي كه ماهيت سازمان، نوع فعاليت‌ها و دليل انجام آن فعاليتها توسط سازمان را شكل داده و مسير مي‌بخشد. همانطور كه استراتژي نظامي پيروزي در جنگ است، برنامه ريزي استراتژیک نيز طرق انجام مأموريتهاي سازمان را دنبال مي‌كند.

 

5- مزاياي برنامه ریزی استراتژيك

برنامه ريزي استراتژيك داراي مزاياي زيادي است كه از جمله مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

قبل از پيش آمدن مشكلات احتمالي از وقوع آنها خبر مي‌دهد.

به علاقمند شدن مديران به سازمان كمك مي‌كند.

تغييرات را مشخص كرده و شرايط عكس‌العمل در برابر تغييرات را فراهم مي‌كند.

هر نيازي را كه براي تعريف مجدد سازمان ضروري است تعيين مي‌كند.

براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده بستر مناسب ايجاد مي‌كند.

به مديران كمك مي‌كند كه درك روشن‌تري از سازمان داشته باشند.

شناخت فرصتهاي بازارهاي آينده را آسان‌تر مي‌سازد.

ديدي هدفمند از مسائل مديريت ارائه مي‌دهد.

قالبي براي بازنگري اجراي برنامه و كنترل فعاليتها ارائه مي‌دهد.

به مديران كمك مي‌كند كه تا در راستاي اهداف تعيين شده تصميمات اساسي را اتخاذ كنند.

به نحو مؤثرتري زمان و منابع را به فرصت‌هاي تعيين شده تخصيص مي‌دهد.

هماهنگي در اجراي تاكتيكهايي كه برنامه را به سرانجام مي‌رسانند بوجود مي‌آورد.

زمان و منابعي را كه بايد فداي تصحيح تصميمات نادرست و بدون ديد بلندمدت گردند، به حداقل مي‌رساند.

قالبي براي ارتباط داخلي بين كاركنان به وجود مي‌آورد.

ترتيب‌دهي اولويتها را در قالب زماني برنامه فراهم مي‌آورد.

مزيتي براي سازمان در مقابل رقيبان به دست مي‌دهد.

مبنايي براي تعيين مسئوليت افراد ارائه داده و به موجب آن افزايش انگيزش را باعث مي‌شود.

تفكر آينده‌نگر را تشويق مي‌كند.

براي داشتن يك روش هماهنگ، يكپارچه همراه با اشتياق لازم از سوي افراد سازمان در برخورد با مسائل و فرصتها، انگيزش ايجاد مي‌كند.

 

6- ويژگي‌هاي برنامه ريزي استراتژیک

فرايند برنامه ريزي استراتژيك اساساً فرايندي هماهنگ‌كننده بين منابع داخلي سازمان و فرصتهاي خارجي آن مي‌باشد. هدف اين فرايند نگريستن از درون «پنجره استراتژيك» و تعيين فرصتهايي است كه سازمان از آنها سود مي‌برد يا به آنها پاسخ مي‌دهد. بنابراين فرايند برنامه ریزی استراتژیک، يك فرايند مديريتي است شامل هماهنگي قابليتهاي سازمان با فرصتهاي موجود. اين فرصتها در طول زمان تعيين شده و براي سرمايه‌گذاري يا عدم سرمايه‌گذاري منابع سازمان روي آنها، مورد بررسي قرار مي‌گيرند. حوزه‌اي كه در آن تصميمات استراتژيك اتخاذ مي‌گردند شامل (1) محيط عملياتي سازمان، (2) مأموريت سازمان و (3) اهداف جامع سازمان مي‌باشد. برنامه ريزي استراتژيك فرايندي است كه اين عناصر را با يكديگر در نظر گرفته و گزينش گزينه‌هاي استراتژیک سازگار با اين سه عنصر را آسان مي‌سازد و سپس اين گزينه‌ها را بكار گرفته و ارزيابي مي‌كند.

بايد توجه داشت كه هر فرايند برنامه ريزي استراتژيك زماني باارزش است كه به تصميم‌گيرندگان اصلي كمك كند كه به صورت استراتژيك فكر كرده و عمل كنند. برنامه ريزي استراتژیک به خودي خود هدف نيست بلكه تنها مجموعه‌اي از مفاهيم است كه براي كمك به مديران در تصميم‌گيري استفاده مي‌شود. مي‌توان گفت كه اگر استراتژيك فكر كردن و عمل كردن در فرايند برنامه ریزی استراتژيك به صورت عادت درآيد، آنگاه فرايند مي‌تواند كنار گذاشته شود.

 

7- برنامه ريزي استراتژیک در بخش دولتي

برنامه ريزي استراتژيك در بخش خصوصي توسعه يافته است. تجارب اخير مبين آن است كه رويكردهاي برنامه ريزي استراتژيك كه در بخش خصوصي تدوين شده‌اند مي‌توانند به سازمانهاي عمومي و غيرانتفاعي و هم چنين جوامع و ديگر نهادها كمك نمايند تا با محيط‌هاي دستخوش تغيير، برخوردي مناسب داشته و به شيوه‌اي كارسازتر عمل كنند. البته اين به آن معنا نيست كه همه رويكردهاي برنامه ریزی استراتژیک بخش خصوصي در بخش‌هاي عمومي و غيرانتفاعي به يك اندازه كاربرد داشته باشند.

برايسون مدلهاي برنامه ريزي استراتژيك را بررسي كرده و شرايط بكارگيري آنها را در بخش‌هاي عمومي و غيرانتفاعي مورد تحليل قرار مي‌دهد و در نهايت خود رويكردي ارائه مي‌دهد كه در بخش‌هاي عمومي و غيرانتفاعي قابل كاربرد باشد.

 

8- مدل برايسون

نمودار آمده در آخر اين بخش مراحل فرايند برنامه ريزي استراتژيك در قالب مدل برايسون را نمايش مي‌دهد. همانطور كه اشاره شد اين مدل نتيجه بررسي خصوصيات مدلهاي قبلي و رفع نقاط ضعف آنها براي كاربرد در سازمانهاي عمومي و غيرانتفاعي مي‌باشد. همانطور كه ملاحظه مي‌شود اين مدل شامل يك فرايند پيوسته (مطابق با تعريف برنامه ريزي) و تكرارپذير مي‌باشد كه پيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مي‌يابد. در اين جا اين فرايند در قالب ده مرحله شرح داده مي‌شود. از خصوصيات اين فرايند اين است كه نتايج حاصل از هر مرحله مي‌تواند در بازنگري يا تكميل مراحل پيش از آن مورد استفاده قرار گيرند.

مراحل فرايند برنامه ریزی استراتژیک در مدل برايسون به شرح زير مي‌باشد:

توافق اوليه: در اين مرحله ضرورت برنامه ريزي استراتژيك براي سازمان مورد برنامه ريزي بررسي شده و آشنايي با اين نوع برنامه ريزي حاصل مي‌شود. سازمانها، واحدها، گروهها يا افرادي كه بايد در برنامه ریزی درگير شوند مشخص گرديده و توجيه مي‌شوند. مراحلي كه در برنامه ريزي بايد انجام شوند شرح داده مي‌شوند. روش انجام برنامه ريزي، زمانبندي انجام، آيين‌نامه‌هاي مورد نياز براي جلسات و نحوة گزارش‌دهي مشخص مي‌گردند. منابع و امكانات لازم تعيين مي‌گردند.

تعيين وظايف: وظايف رسمي و غيررسمي سازمان «بايد هايي» است كه سازمان با آنها روبروست. در اين مرحله هدف اينست كه سازمان و افراد آن وظايفي را كه از طرف مراجع ذيصلاح (دولت، مجلس و.‌.‌.) به آنها محول شده است شناسايي نمايند. شايد اين هدف به ظاهر خيلي روشن باشد ولي اين واقعيت در بيشتر سازمانها وجود دارد كه بيشتر افراد اختيارات و وظايف سازماني را كه در آن مشغول بكارند نمي‌دانند و اساسنامه آن را حتي براي يكبار مطالعه نكرده‌اند. از طرف ديگر وظايف محول شده به سازمان عموماً كلي بوده و تمام فضايي را كه سازمان مي‌تواند در آن فعاليت كند تعريف نمي‌كند. بنابراين ضروري است كه با مطالعه وظايف مكتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظايف آشنا شد (كه از اين طريق بعضي از اختيارات و ذينفعان سازمان نيز شناسايي مي‌گردند)، ثانياً مواردي را كه در حيطه اختيارات سازمان قرار مي‌گيرند اما تا بحال كشف نشده‌اند، شناخت.

تحليل ذينفعان: ذينفع فرد، گروه يا سازماني است كه مي‌تواند بر نگرش، منابع يا خروجي‌هاي سازمان تأثير گذارد و يا از خروجي‌هاي سازمان تأثير پذيرد. تحليل ذينفعان پيش‌درآمد ارزشمندي براي تنظيم بيانيه مأموريت سازمان است. تحليل ذينفعان بسيار ضروري است، چرا كه رمز موفقيت در بخش دولتي و غيرانتفاعي ارضاي ذينفعان كليدي سازمان است. اگر سازمان نداند كه ذينفعانش چه كساني هستند، چه معيارهايي براي قضاوت درباره سازمان به كار مي‌برند، و وضعيت عملكردي سازمان در قبال اين معيارها چيست، به احتمال زياد نخواهد توانست فعاليت‌هايي را كه بايد براي ارضاي ذينفعان كليدي خود انجام دهد، شناسايي كند.

تنظيم بيانيه مأموريت سازمان: مأموريت سازمان جملات و عباراتي است كه اهداف نهايي سازمان، فلسفه وجودي، ارزشهاي حاكم بر سازمان و نحوة پاسخگويي به نياز ذينفعان را مشخص مي‌كند. علاوه بر اين موارد، اختلافات درون سازماني را مرتفع ساخته و بستر بحث‌ها و فعاليتهاي سازنده و مؤثر را هموار مي‌كند. توافق بر مأموريت سازمان، تمام فعاليتهاي آن را همسو مي‌سازد و انگيزش و توجه ذينفعان سازمان خصوصاً كاركنان آن را افزايش مي‌دهد.

شناخت محيط سازمان: اساس استراتژيك عمل كردن شناخت شرايط است. يك بازيكن موفق فوتبال علاوه بر اينكه از توانايي‌ها و وظايف هر يك از اعضاي تيم خود آگاهي دارد، سعي مي‌كند شرايط تيم مقابل و نقاط قوت و ضعف هر يك از افراد آن را دريابد و با داشتن اين مأموريت در ذهن يعني پيروز شدن در بازي، در هر لحظه بهترين حركت را انجام دهد. براي اينكه يك سازمان نيز در رسيدن به مأموريت خود موفق گردد بايد شرايط حاكم بر خود را به خوبي شناسايي نمايد. در اين مرحله، محيط خارجي سازمان در قالب شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و تكنولوژيكي مورد بررسي قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها براي سازمان تعيين مي‌گردند. در راستاي شناخت محيط سازمان، در اين مرحله محيط داخلي نيز در قالب ورودي‌ها، خروجي‌ها، فرايند و عملكرد سازمان مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.

تعيين موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان: اين مرحله قلب فرايند برنامه ريزي استراتژیک است. موضوعات استراتژيك تصميمات سياسي و اساسي هستند كه بر اختيارات، مأموريت، ارزشها، محصول يا خدمات ارائه شده، مراجعان يا استفاده‌كنندگان، هزينه‌ها، تأمين منابع مالي، سازمان يا مديريت تأثير مي‌گذارد. هدف اين مرحله تعيين انتخاب‌هايي است كه سازمان با آنها مواجه است.

تعيين استراتژيها: به منظور پرداختن به هر يك از موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان بايد اقداماتي صورت گيرد كه در قالب برنامه‌ها، اهداف، طرحها و . . . بيان مي‌شوند. اين اقدامات استراتژي ناميده مي‌شوند. در واقع استراتژي عبارتست از قالبي از اهداف، سياستها، برنامه‌ها، فعاليتها، تصميمات يا تخصيص‌هاي منابع كه مشخص مي‌كنند سازمان چيست، چه كاري انجام مي‌دهد و چرا آن را انجام مي‌دهد. استراتژي‌ها مي‌توانند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدودة زماني متفاوتي تعريف شوند.

شرح طرحها و اقدامات: اين مرحله مي‌تواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعيين استراتژيها، انجام شود اما از آنجايي كه كار برنامه ریزی استراتژيك با تعيين استراتژيها به پايان مي‌رسد و اجراي آن در قالب تعريف طرحها و اقدامات و مديريت استراتژیک برنامه تهيه شده انجام مي‌شود اين تفكيك صورت گرفته است. به عبارت ديگر از اين مرحله به بعد از مدل برايسون مربوط به اجراي برنامه و مديريت استراتژيك مي‌گردد. در اين مرحله به منظور اجراي هر يك از استراتژيهاي انتخاب شده تعدادي طرح و اقدام تعريف مي‌گردد.

تنظيم دورنماي سازماني براي آينده: در اين مرحله، توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژي‌هاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، ارائه مي‌شود. اين توصيف دورنماي موفقيت سازمان ناميده مي‌شود كه در آن شرحي از مأموريت، استراتژي‌هاي اساسي، معيارهاي عملكرد، بعضي از قواعد تصميم‌گيري مهم و استانداردهاي اخلاقي مد نظر همة كارمندان ارائه مي‌شود. در صورت تنظيم چنين دورنمايي، افراد سازمان خواهند دانست كه چه انتظاري از آنها مي‌رود، پويايي و همسويي انگيزه و نيروي افراد در رسيدن به اهداف سازمان به وجود آمده و نياز به نظارت مستقيم كاهش مي‌يابد.

 برنامه عملياتي يكساله: در اين مرحله با استفاده از اطلاعات تدوين شده در مرحله هشتم و بر اساس اولويت‌هاي تعيين شده توسط تصميم‌گيران، يك برنامه عملياتي تهيه شده و بر اساس آن مديريت و كنترل طرحها و اقدامات انجام مي‌شود.

 

فرهاد سلطاني -------------------------

 

وضعيت تحصيلات دانشگاهي:

كارشناسي ارشد علوم اقتصادي / دانشگاه مفيد  / 1378

آخرين درجه تحصيلات حوزوي:

       - خارج فقه و اصول / حوزه علميه قم

 

ب) سوابق علمي - اجرايي:

1.  مركز تحقيقات دارالحديث قم / تحقيق / از سال 73 تاكنون

2. مسئول واحد برنامه ريزي و ارزشيابي پژوهشگاه حوزه ودانشگاه / از نيمه دوم سال 80 به مدت 6 ماه

3. رييس اداره پژوهش پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / از سال 81 تاكنون

4. عضو شوراي علمي گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي/ از سال 76 تا كنون

5. عضو حلقه نقد و نظر گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي / 76 الي 78

6. عضو هيئت تحريريه مجله تخصصي اقتصاد اسلامي / از سال 80 تا كنون

7. عضوا نجمن اقتصاد اسلامي حوزه ؛

8. عضو كميته برنامه ريزي پژوهشي مركز مديريت حوزه علميه قم ؛

9. مجري طرح تدوين برنامه چهارساله اول پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 81 الي 84

10. مجري طرح تدوين و تصويب برنامه آموزشي و سرفصلهاي رشته كارشناسي ارشد؛

11. مجري طرح تدوين برنامه چهارساله دوم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 85 الي 88؛

12. مجري طري ارزيابي و رتبه بندي محققان مركز مطالعات اديان و مذاهب؛

13. ارزيابي ده‌ها عنوان مقاله براي مجلات اقتصاد اسلامي ، نامه مفيد، دانشنامه امام علي (ع) و ...؛

14. ارزيابي و نظارت بر بيش از ده  عنوان از طرح‌هاي پژوهشي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و كانون انديشه جوان ؛

15. همكاري با جشنواره‌هاي مختلف كتاب سال حوزه ، پژوهش برتر كنگره دين پژوهان و ...؛

16. مشاركت در برنامه‌هاي راديو و تلويزيون (راديو معارف ، شبكه استاني راديو قم ، شبكه هاي 1، 2 و 4 سراسري تلويزيون)؛

 

ج) سوابق تحقيقاتي:

1. ماهيت و احكام معاملات بانكي / مجري/ مركز تحقيقات قوه قضاييه/ 78

2. منابع مالي  حكومت در اقتصاد صدر اسلام/ مؤلف/ سازمان برنامه و بودجه / 76

3. راهكارهاي فقرستيزي / مؤلف / مركز پژوهش‌هاي صدا و سيما/ 77

4. فقر زدايي در شيوه رفتاري امام علي ( ع) / مؤلف / مركز پژوهش هاي صدا و سيما / 77

5. تكافل اجتماعي در قرآن و حديث / 1380 / دارالحديث

6. تامين اجتماعي در اسلام و غرب / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / 1383

 

د) سوابق فعاليت‏هاي آموزشي:

1. فقه الحديث اقتصادي / مركز جهاني علوم اسلامي / قم / كارشناسي ارشد / 83 ـ 84 ترم دوم ؛

2. فقه الحديث / مركز جهاني علوم اسلامي / قم / كارشناسي ارشد / 84 ـ 85 ترم اول؛

3. نظام اقتصادي صدر اسلام / دانشگاه مفيد / كارشناسي / 84ـ 85 ترم اول .

 

ه) عناوين پايان نامه‏هايي كه استاد راهنماي آن بوده‏اند:

1. فقر و فقر زدايي از ديدگاه اسلام / پايان‌نامه كارشناسي ارشد / سال 82 / مشاور؛

2. انفاق در قرآن با تأكيد بر مفهوم و ماهيت آن / پايان‌نامه كارشناسي ارشد / 83 / مشاور؛

3. راهكارهاي توزيع درآمد و ثروت در قرآن / پايان نامه كارشناسي ارشد / 1384/ راهنما؛

 

و) تأليف يا ترجمه كتاب: عنوان كتاب/ناشر/زمان نشر

1. الگوي تخصيص درآمد و رفتار مصرف‌كننده مسلمان / پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي / 79

2. التنميه الاقتصاديه في الكتاب و السنه / انتشارات دارالحديث / 80

3. سيره اقتصادي امام علي عليه‌السلام / كانون انديشه جوان / 83

4. نظام درآمد هزينه دولت اسلامي / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / كارگروهي / 81

5 . دانشنامه  ميزان الحكمه / جلد اول، دوم و سوم / دارالحديث / كارگروهي/ 1383

 

ز) تأليف يا ترجمه مقاله:

1. نقدي بر ديدگاه سرمايه داري درباره انسان اقتصادي / كتاب نقد/ تابستان 78 ش 11

2. بيت‌المال از ديدگاه امام علي ( ع) / دانشنامه امام علي‌( ع) / 79

3. انفال / دايره‌المعارف قرآن كريم / آماده نشر

4. مباني و مفروضات نظريه رفتار مصرف كننده / مجله اقتصاد اسلامي ـ ش 9 / 82

5. قيمت گذاري در فقه و اقتصاد / دو فصلنامه جستارهاي اقتصادي ش 3 زمستان 84؛

 

ح) آشنايي با زبان

عربي و انگليسي

 

ط) آشنايي با كشورهاي

عراق ، عربستان، سوريه

 

ي) اسامي و مشخصات جوايز علمي

1. رتبه اول امتحانات سراسري حوزه در سالهاي 75 ـ 76؛

2. رتبه دوم كتاب برگزيده كتاب سال حوزه در سال 80 براي تأليف كتاب «الگوي تخصيص درآمد و نظريه رفتار مصرف كننده مسلمان»؛

3. رتبه اول مقالات دانشنامه امام علي «عليه‌السلام» براي تأليف مقاله سيره اقتصادي امام علي (ع)؛

4. رتبه سوم جشنواره اقتصاد اسلامي براي تأليف كتاب «سيره اقتصاد امام علي (ع)»؛

5. رتبه دوم جشنواره علامه طباطبايي براي تأليف كتاب «سيره اقتصاد امام علي (ع)»؛

6. رتبه قابل تقدير جشنواره مطبوعات اسلامي براي تأليف مقاله «مباني و مفروضات نظريه رفتار كننده مسلمان».

 

فرهاد سلطاني -------------------------

 

 وضعيت تحصيلات دانشگاهي: - كارشناسي ارشد علوم اقتصادي / دانشگاه شيخ مفيد (ره) - قم / 1376

عنوان پايان نامه كارشناسي ارشد : اصول مالياتهاي اسلامي

 آخرين درجه تحصيلات حوزوي:  - خارج فقه و اصول

 

ب) سوابق علمي - اجرايي:

 1. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه  / دبير، محقق، عضو هيئت علمي وشوراي علمي گروه اقتصاد

 ج) سوابق تحقيقاتي: عنوان طرح تحقيقاتى/ سمت در طرح

 1.درآمدي نظام مالياتي اسلام / مجري

 2. جهت‏گيري نظام مالياتي / مجري

 3. ماهيت و ساختار اقتصاد اسلامي / همكار

 4. نظام مالي اسلام / همكار

 5. نظام هزينه و درآمد دولت اسلامي / همكار

 6. توسعه در آيينه تحولات / كار مشترك

 7. مقاله خمس و خصوصيات آن / مجله روند / مجري

 

 د) سوابق فعاليت‏هاي آموزشي:

1. تدريس مباني علم اقتصاد / مركز تخصصي قضا / قم

 ه) تأليف يا ترجمه كتاب: عنوان كتاب/ناشر/زمان نشر

 1.درآمدي بر نظام مالياتي اسلام / معاونت اقتصادي وزارت دارايي / 1380

 2. جهت‏گيري نظام مالياتي / پژوهشگاه فرهنگ و انديشه/1382

 3. ماهيت و ساختار اقتصاد اسلامي / پژوهشگاه فرهنگ و  انديشه اسلامي / 1379

 4. نظام مالي اسلام / پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي /1379

 5. نظام هزينه و درآمد دولت اسلامي / 1380

 6. توسعه در آيينه تحولات / 1383

7. ترجمه مقاله «جهاني سازي ؛ گذشته و حال» در كتاب جهاني سازي / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

8. سازمان توليدي بنگاه / كتاب درسهايي از اقتصاد اسلامي چاپ دانشگاه مفيد / بهار 84

 

و) تأليف يا ترجمه مقاله

 1. خمس و خصوصيات آن / روند / 1374

 

ح) آشنايي با زبان: انگليسي و عربي

 

 

فرهاد سلطاني -------------------------

 وضعيت تحصيلات دانشگاهي:

كارشناسي ارشد علوم اقتصادي /  مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) / 1377

عنوان پايان نامه: اصول حاكم بر بازار اسلامي و مقايسه آن با بازار رقابت كامل

 آخرين درجه تحصيلات حوزوي:

- مدرك شش سال درس خارج معادل سطح چهار حوزه و دكتراي دانشگاهي /  حوزه علميه قم / 1377

- عنوان پايان نامه: الربا في القرآن الكريم و الفقه الاسلامي

- خارج فقه و اصول

- مدرك معارف اسلامي / موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) / با 5 سال آموزش

 

 ب) سوابق علمي - اجرايي:

 پژوهشگاه حوزه و دانشگاه  / پژوهشي - اجرايي / محقق - دبيري گروه،‌عضو هيئت علمي و شوراي علمي گروه اقتصاد

دانشگاه قم / تدريس/ علوم اقتصادي

 

 ج) سوابق تحقيقاتي:

1 – درآمدي به مباني اقتصاد خرد با نگرش اسلامي / همكار تدوين نيمي از كتاب و تدوين نهايي آن

2 – مباحثي در فلسفه اقتصاد (علم اقتصاد و ارزشها) / همكار تدوين نزديك به دو سوم كتاب / برگزيده كتاب سال حوزه

3 – مباني فلسفي تعادل عمومي بازارها / مجري

4 – سياستهاي پولي در بانكداري بدون ربا / مجري

5 – عقلانيت در علم اقتصاد / مجري

6 – الگويي از عرضه نيروي كار با نگرش اسلامي / مجري

7 – علم اقتصاد از نظر شهيد سيد محمد باقر صدر(ره) / مجري

8 -  الربا في القران الكريم و الفقه الاسلامي / مجري / پايان نامه 6 سال درس خارج حوزه علميه

9 -  اثر تقوي در زندگي اقتصادي از ديدگاه قرآن كريم / مجري

10 -  خلق پول در بانكداري اسلامي / مجري

11 -  مباني فقهي بانكداري اسلامي / مجري

12 - اصول حاكم بر بازار اسلامي و مقايسه آن با بازار رقابت كامل/ پايان نامه كارشناسي ارشد

13 - مباني اقتصاد خرد در جامعه اسلامي / گزارش علمي / همكار/ كنفرانس حوزه و دانشگاه

14 - مشكلات و راه حل‏هاي بانكداري بدون ربا / همكار (با درخواست معاونت اقتصادي وزارت اقتصاد و دارايي)

 

 د) تأليف يا ترجمه كتاب:

 1. در آمدي به مباني اقتصاد خرد با نگرش اسلامي / مؤسسه پژوهشي حوزه و دانشگاه  / 1378

2. مباحثي در فلسفه اقتصاد / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / بهار 1384/ برگزيده كتاب سال حوزه

 

 ه) تأليف يا ترجمه مقاله:

 1. سياست هاي پولي از ديدگاه فقهي امام خميني (ره) / مقالات اولين كنگره بررسى انديشه‏هاى اقتصادى امام خمينى (ره) /خرداد 1374/ يكي از مقالات برگزيده اين كنگره

 2. بكارگيري سياست هاي پولي در بانكداري بدون ربا / مجله معرفت شماره3 /  1371

 3. مهمترين پيشفرض انسان شناختي علم اقتصاد / مجله حوزه و دانشگاه شماره9 / 1375  / برگزيده براي ارائه در كنفرانس حوزه و دانشگاه

 4. مشكلات و راه حل هاي بانكداري بدون ربا / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره4 / 1374

5 . درآمدي بر الگوي تخصيص زمان با نگرش ديني / مجله جستارهاي اقتصادي(علمي پژوهشي) / شماره اول / 1383

 

 و) آشنايي با زبان: انگليسي و عربي


 

فرهاد سلطاني -------------------------

سمت :  معاون اداری و مالی ، عضو هيئت علمي گروه اقتصاد

و سردبير دو فصلنامه علمي ـ تخصصي جستارهاي اقتصادي

مرتبه: استاديار

شماره تلفن : 2111206 - 0251

E_mail: hadi_Arabi@hawzeh.com

Sayyed_arabi@yahoo.com

Econ _ Essays@hawzeh.ac.ir

1- مشخصات فردي

الف – نام و نام خانوادگي : سيد هادي عربي             شماره شناسنامه : 1908   محل صدور: سبزوار        تاريخ تولد : 24/12/1339

نام پدر : سيد علي اصغر

2 – وضعيت تحصيلي

 

تحصيلات

نوع مدرك

رشته تحصيلي

محل اخذ مدرك تحصيلي

دانشگاهي

كارشناسي ارشد

علوم اقتصادي

تهران

دانشگاه تربيت مدرس

دكتري

علوم اقتصادي (اقتصاد بين الملل )

تهران

دانشگاه تربيت مدرس

حوزوي

آغاز تحصيلات حوزوي تا پايان سطح

حوزه علميه قم

آغاز درس خارج

خارج فقه و اصول

حوزه علميه قم

 

عنوان پايان نامه فوق ليسانس: نگرشي بر تعادل همزمان طرف تقاضا در اقتصاد اسلامي

عنوان پايان نامه دكتري : انتخاب نظام ارزي مناسب و استراتژي خروج از نظام موجود (مطالعه موردي ايران)

3- سوابق پژوهشي

الف ) تاليف يا ترجمه كتاب

«مباني اقتصاد اسلامي»، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه و سازمان سمت، مصباحي ، غلامرضا ؛ عربي ، سيد هادي (1377) ،

«موجز اسس الاقتصاد الاسلامي» (ترجمه كتاب قبلي به عربي)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، مصباحي ، غلامرضا ؛ عربي ، سيد هادي (1378).

«توسعه در آينه تحولات» ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سازمان سمت ، عربي ، سيد هادي ؛ لشكري ، عليرضا (1383) ..

«جهاني سازي (چالشها و راهكارها)» ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، عربي ، سيد هادي و همكاران (1384) .

 

ب ) تاليف يا ترجمه مقاله

عربي ، سيد هادي (1373) ، «توسعه آموزش و روحانيت»، مجله نور علم

عربي ، سيد هادي (1374) ، «ارزيابي نگاه برنامه اول به تورم»، فصلنامه حوزه و دانشگاه ، سال اول، شماره دوم.

عربي، سيد هادي (1374) ، «درآمدي بر تقاضاي سرمايه گذاري در اقتصاد اسلامي» ، فصلنامه حوزه و دانشگاه ، سال اول ، شماره چهارم.

عربي ، سيد هادي (1373 ) ، «درآمدي بر تقاضاي پول در اقتصاد اسلامي» ، مجموعه مقالات هفتمين كنفرانس وحدت حوزه ودانشگاه.

كميجاني ، اكبر ؛ عربي ، سيد هادي (1380 ) ، «بررسي عوامل موثر بر انتخاب نظام ارزي»، نامه مفيد، سال هفتم،  شماره 27 .

كميجاني ، اكبر ؛ عربي ، سيد هادي (1381) ، «خاصيت حفاظتي نظامهاي ارزي (مطالعه موردي ايران)» ،  پژوهشنامه اقتصادي مدرس ، سال دوم ، شماره چهارم .

سوليوان ، آرتور؛ «تحليل اقتصادي جرم و مجازات» ، ترجمه سيد هادي عربي ،  در دست تدوين در مجموعه مقالات جرم شناسي ،‌ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

 

ج ) طرحهاي تحقيقاتي / سمت در طرح

1. الگوي توسعه نبوي / مجري

2. كليات علم اقتصاد / مجري

 

4- سوابق آموزش : عنوان دروس مورد تدريس / نام موسسه يا دانشگاه / شهر

تاريخ عقائد اقتصادي / مجتمع آموزش عالي باقرالعلوم / قم / سالهاي 1375 و 1376

مباني علم اقتصاد / مجتمع آموزش عالي باقرالعلوم  / قم / سالهاي 1377 و 1378-1381-1382 ،1383

مباني علم اقتصاد / مجتمع آموزش عالي قم / قم /. از سال 1377 تاكنون ادامه دارد . / دانشگاه قم ،‌ 1382 ،1383

ماليه عمومي / مجتمع آموزش عالي قم / قم / از سال 1377 تاكنون ادامه دارد. / دانشگاه قم ، 1382،1383

اقتصاد كلان / دانشگاه امام حسين (ع) واحد قم / 1377، دانشگاه قم 1383

موضوعات انتخابي در اقتصاد اسلامي (كارشناسي ارشد) / دانشگاه آزاد اسلامي ، تربيت مدرس ، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (بصورت مشترك) / واحد علوم و تحقيقات – 1381

مباني علم اقتصاد / دانشكده شهيد محلاتي / قم / سال 1381

اقتصاد ايران / دانشگاه مفيد / قم / سال 1381

اصول فقه / دانشگاه الزهراء / تهران / 1378

مباني علم اقتصاد / دوره تخصصي تبليغ حوزه علميه / قم / 1378

توسعه و برنامه ريزي اقتصادي /دانشگاه قم/1383ـ 1384

پول و ارز و بانكداري / دانشگاه قم / 1383 ـ 1384

 

5 – سوابق علمي – اجرايي : نام سازمان يا موسسه / نوع فعاليت /. سمت

سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها / اجرايي / مدير گروه اقتصاد از سال 1377 تاكنون

پژوهشگاه حوزه و دانشگاه :‌

الف. عضو شوراي علمي گروه اقتصاد

ب . عضو شوراي پژوهشي مؤسسه

پ . سردبير فصلنامه حوزه و دانشگاه (سال 1377و 1378)، سردبير مجله تخصصي جستارهاي اقتصادي

ت. مشاور رياست مؤسسه از تاريخ 27/3/1381

ث ـ. عضو شوراي نشر مؤسسه

ج . عضو كميته منتخب ارتقاء

چ . عضو شوراي آموزش مؤسسه

خ . عضو كميته برنامه ريزي استراتژيك مؤسسه

ه. معاون پژوهشي از 7/83

3. پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي / پژوهشي / عضو شوراي بررسي متون ،‌ كميته اقتصاد ،‌از سال 1376 تاكنون

4. پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي / پژوهشي / عضو شوراي علمي گروه اقتصاد ،‌ از سال 1377 تاكنون

5. عضو انجمن محققان اقتصاد اسلامي و عضو هيات مديره انجمن

6- آشنايي با زبان هاي :  انگليسي و عربي


فرهاد سلطاني -------------------------

CURRICULUM VITAE

 

Hassan Agha Nazari

Head of Economics Department

Howzah and University Research Institute

 

PRESENT ASSIGNMENTS:

Head of Economics Department at HUI (Howzah and University Institute)

Professor and Research Scholar at IKERI (Imam Khomeini Educational and Research Institute)

Head of Economic Department at ICIS (International Center for Islamic Studies)

Member of Scientific Board of the International Conference on Islamic Economics at Teacher Training University Tehran.

Member of Educational Committee on Shaheed Sadr.

Member of Educational Committee Fourth Islamic Economic Conference.

Member Editorial Board of Bi-quarterly Journal of Economic Essays.

AREA OF INTEREST:

Teaching of Islamic Economics.

Curriculum-development and Research

Also Interested in Teaching: Basis of Islamic Economic, Methodology of Islamic Economics, and  Financial System in Islamic Perspective.

 

QUALIFICATIONS

Ph. D Economics in 1990, Iran.

Ijtihad (The highest degree in Islamic Jurisprudence from Howzeh Ilmia Qom;20 years).

 

HONORS/AWARDS

Gold medal from Teacher Training University Tehran on the Book “Analysis of Income and Expenditure in Islamic Perspective”

Gold medal from Religious Research Center Ministry of Guidance and Culture on the same Book.

Gold medal from Howzah (High Authority for Religious Education) on the same Book.

 

JOB EXPERIENCE:

Have earned expertise in the following areas of activities:

As a Researcher and Scholar at HURI since 1983.

As a Head of Economics Department at HURI since 1987 (also taught “our Economics” of Baqir-ul-Sadr).

As a Head of Research Department  at IKERI since 1995.

As a Head of Economics Department at ICIS since 2004.

As a Professor of Economics at University of Shaheed Bahishti (5 years)

As a Professor of Economics at University of Allama Tabatabai. (2Years)

As a Professor of Islamic Economics for 3 years at HEQ.

As a Research Scholar on compiling Draft of ‘Fiqh Encyclopedia’ (7 years)

OTHER SKILLS AND EXPERIENCE

Curriculum Development

Designed and developed Syllabus for Master Level Program in Economics at ICIS.

Supervised students theses on variety of topics

 

Languages:

                        Persian                        Excellent

                        Arabic                        Excellent

                        English                        Fair

                       

PAPERS PRESENTED/LECTURES DELIVERED IN WORKSHOPS

2nd conference on Islamic Economics.

Conference on Islamic Economics (TTU)

International Conference on Thought of Shaheed Sadr.

Conference on Islamic Economic (Ministry of Finance, Iran).

3rd Conference on Islamic Economics (TTU).

16th Wahdat Milli Conference.

Numerous others

 

PUBLICATIONS:

Analysis of Income and Expenditure in Islamic Government

Micro Economics in Islamic Perspective

Islamic Economics

Basis of Islamic Economics

Role of Money in Islamic Economics

Privatization in an Islamic Economy

Distribution of Income in Islamic Economics

 

PERSONAL INFORMATION

 

First Name:                              Hassan

Middle Name:                           Agha

Family Title:                             Nazari

Date of Birth                            1947

Nationality                               Irani.

National ID Card No.              21

Phone:                                     Res: 0098-251-8822453

                                                Off: 0098-251-2936043-5

Fax:                                         0098-251-2936042

Email:                          HNazari@hawzeh.ac.ir

                                                Agha_nazari@yahoo.com

                                                Economic@hawzeh.ac.ir

 

 

ussain Hamdani

فرهاد سلطاني -------------------------

 

                        معاون پژوهشی پژوهشگاه

  الف) مشخصات فردي:

نام ونام خانوادگي:محمد فتحعلي‏خاني

وضعيت تحصيلات دانشگاهي:

 - كارشناسي ارشد  فلسفه / دانشكده ادبيات و علوم انساني ‏دانشگاه شهيد بهشتي / 1379

 - دكتراي فلسفه / دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران / 1385

سمت :معاون پژوهشی و عضو  هیئت علمی  گروه فلسفه وكلام

شماره تلفن :۲۱۱۱۲۳۳ ، ۲۱۱۱۲۳۱

 

  E_mail: M_fathalikhni@hawzeh.ac.ir

 

 آخرين درجه تحصيلات حوزوي:

- خارج فقه و اصول / هشت سال

 

ب) سوابق علمي - اجرايي: نام سازمان يا مؤسسه/نوع فعاليت/سمت

1. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها / دبير گزينش اساتيد معارف اسلامي دانشگاه‏ها / 69الي 71

2. مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما / مدير واحد نقد / 76 الي 77

3. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه :

الف. معاونت پژوهشي

ب. محقق گروه علوم تربيتي

ج. سرپرست و دبير گروه فلسفه و کلام

د. محقق و عضو هيئت علمي گروه فلسفه و کلام

و. دبير اجرايي سمينار حوزه و دانشگاه سال 71

ه. عضو گروه علوم تربيتي از سال 1369

4. دبير كنفرانس انسان‏شناسي / 1375

5. عضو هيأت علمي كنفرانس انسانشناسي (2)/ 1376

 

 

ج) سوابق تحقيقاتي: عنوان طرح تحقيقاتى/ سمت در طرح

1. عقل و دين از نگاه  فيلسوفان مسلمان و غربي / مجري

2. آراء تربيتي انديشمندان مسلمان -ج1 / محقق - مؤلف و ويراستار علمي

 

د) سوابق فعاليت‏هاي آموزشي: عنوان دروس مورد تدريس/نام مؤسسه يا دانشگاه/شهر

1. معارف اسلامي از سال 1379 تا سال 1380

2. دروس حوزوي از سال 1366

3. فلسفه غرب / معاونت پژوهشي حوزه / 80 الي 81

4. فلسفه غرب / مدرسه امام خميني / 81 و 82

5. فلسفه اخلاق / مدرسه امام خميني / 81 و 82 و 83

6.  كلام / دانشكده علوم قرآني / 80 و 81

7. فلسفه اخلاق . مؤسسه آموزش عالي باقرالعلوم / 82

8. فلسفه  علم ، مؤسسه آموزش عالي باقر‌العلوم / 82 و 84 _ 85

9. تدريس در دورة آموزش کوتاه مدت مرکز جهاني علوم اسلامي/ 85

 

ه) عناوين پايان نامه‏هايي كه استاد راهنماي آن بوده‏اند: عنوان پايان نامه/مقطع/سال

1. قلمرو دين / كارشناسي ارشد / 81 – 82

2. مباني انديشه‌هاي اجتماعي و سياسي اقبال لاهوري (مشاور)

3.آثار تربيتي معاد (راهنما)

4.معاد از ديدگاه علامه طباطبايي (مشاور)

 

و) عنوان پايان نامه: استاد راهنما/ استاد مشاور/ سال و محل ارائه

1. عقل و دين از ديدگاه ديويد هيوم/ استاد راهنما دكتر سهراب علوي نيا/ استاد مشاور دكتر عبدالكريم رشيديان/ دانشگاه شهيد بهشتي 1379

2. تعارض ادلّه (پايان نامه كارشناسي‏ارشد رشته الهيات‏ومعارف‏اسلامي)/استاد راهنما دكتر سيد محمد باقر حجتي / 1368

3. استنتاج علّي در فلسفه ديويد هيوم/ دکتر محسن جهانگيري/ دکتر غلامعلي حداد عادل، دکتر حسين غفاري/ دانشگاه تهران/ 1385

 

ز) تأليف يا ترجمه كتاب: عنوان كتاب/ناشر/زمان نشر

1. آراء دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن  / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه  / 1377

2. فلسفه اخلاق / مركز جهاني علوم اسلامي / 1379

3. آموزه‏هاي بنيادين علم اخلاق (2 جلد)/ مركز جهاني علوم اسلامي / 1379

 

ح) تأليف يا ترجمه مقاله: عنوان مقاله/نام نشريه/زمان نشر

1. عقل و وحي در بستر زمان /سمينار بررسي آراء فقهي امام خميني

2. علم ديني / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره‌هاي 16-17/ 1377 

3. ماترياليسم، فرهنگ واژه‏ها (كتاب) / مؤسسه اندشيه و فرهنگ ديني / 1381

4. ترجمه بخشي از كتاب can science dispence.../ فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره 21و 22/ 1379

5. اخلاق ودين / كتاب تربيت / 1380

6. آراي تربيتي امام خميني / كتاب تربيت / 1380

7. بولتن قرآن پژوهي و گزارش كتاب «الكتاب و القرآن قرائة المعاصرة» / سازمان فرهنگ و ارتباطات / 1377

8. خاستگاه تاريخي و روش‌شناختي فلسفه دين هيوم / فصلنامه حوزه و دانشگاه ش 36

 

ط) آشنايي با زبان‏هاي:

 انگليسي و عربي


فرهاد سلطاني -------------------------

                              ریاست پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

الف) مشخصات فردي:

نام: عليرضا

نام خانوادگي: اعرافي

سال تولد: ١٣٣٨

رتبه علمي: اجتهاد در فقه و اصول

آخرين درجه تحصيلي: سطح چهار (دكترا)

رشته اصلي: فقه و اصول

رشته فرعي: فلسفه و عرفان اسلامي - تعليم و تربيت اسلامي

 

ب‌) سوابق اجرایی:

١. مركز جهاني علوم اسلامي / علمي - اجرايي / رئيس

2. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم / پژوهشي - آموزشي - اجرايي / رئيس

3. مؤسسه آموزشي - پژوهشي امام خميني (ره‌) قم / پژوهشي / مدير گروه علوم تربيتي

4. شوراي فرهنگ عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي / پژوهشي / عضو

5. شوراي فرهنگي‌- اجتماعي وزارت علوم, تحقيقات و فناوري / پژوهشي - اجرايي / عضو

6. شوراي پژوهشهاي علمي كشور / پژوهشي - اجرايي / عضو

7. حوزه علميه قم / علمي اجرايي / معاون پژوهشي

8. مركز جهاني علوم اسلامي و سازمان مدارس / علمي - اجرايي / عضو هيأت امناء

9. دفتر تبليغات حوزه علميه قم / اجرايي / عضو هيأت امناء

10. مركز خدمات حوزه علميه / عضو هيئت مديره

11. هيأت امناء منطقه ٢ كشور / پژوهشي - اجرايي / عضو

12. مؤسسه بين المللي هدي / اجرايي / عضو هيأت امناء

13. كنگره دين‌پژوهان كشور / پژوهشي / عضو

14. دانشكده علوم قرآني ميبدو دانشكده الهيات / اجرايي / رئيس هيئت امناء

15. حوزه علميه برادران وخواهران ميبد / مؤسس و مسئول

16 . فصلنامه حوزه و دانشگاه / اجرايي / مدير مسئول

17. دو فصلنامه «جستارهاي اقتصادي»/ پژوهشي ـ  اجرايي / مدير مسئول

18. دو فصلنامه «تربيت اسلامي» / پژوهشي ـ اجرايي / مدير مسئول

19. سازمان پژوهش و برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش / عضو

20. كميته علمي ستاد سال اميرالمؤمنين ( ع ) / عضو

21. دبير همايش‌هاي علمي از جمله همايش تربيت در كلام و سيره امام علي ( ْع)

22. امامت جمه ميبد

 

ج‌) سوابق تحقيقاتي:

ðطرح هاي خاتمه يافته

١. فلسفه تعليم و تربيت / مؤلف

٢. اهداف تعليم و تربيت از ديدگاه اسلام / مجري

٣. در باب استعداد آدمي / مجري

٤. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد١/ مجري

٥. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد٢/ مجري

٦. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد٣/ مؤلف

٧. آراء تربيتي دانشمندان مسلمان جلد٤/ مجري

٨. سيره تربيتي پيامبر و اهل بيت (ع‌) جلد١ (تربيت فرزند) / مجري

 

ðطرح‌هاي در دست اجرا

١. نظام تربيت اسلامي (سه جلد) / مجري

٢. سيره تربيتي پيامبر و ائمه (ع‌) (سه جلد) / مجري

3. نقش تربيت معلم / مشاور و ناظر

4. ارتباط معرفتي علوم تربيتي و اسلام / مشاوره و ناظر

5. درسهاي فقه تربيتي و درسهاي قضا و شهادات

6. مجموعه مقالات و سخنراني‌ها

 

د) سوابق فعاليت‌هاي آموزشي: عنوان دروس مورد تدريس/نام مؤسسه يا دانشگاه

١. كتاب هاي مربوط به فقه و اصول در دوره سطح حوزه/ حوزه علميه قم

2. فلسفه اسلامي،  كتابهاي بدايه, نهايه, اسفار و منطق / حوزه علميه قم

3. خارج فقه :  كتابهاي قضاء و شهادات و حدود / حوزه علميه قم

4. خارج اصول / حوزه علميه قم

5. فقه التربيه / حوزه علميه قم

6. عرفان اسلامي . كتاب تمهيد القواعد/ مركز جهاني علوم اسلامي

7. فلسفه تعليم و تربيت و تربيت در قرآن و روايات / دانشگاه تربيت مدرس تهران - دانشگاه تربيت معلم تهران

8.  تربيت اسلامي / مؤسسه آموزشي - پژوهشي امام خميني (ره‌) قم و مراكز تخصصي تبليغ وتفسير حوزه

9. فلسفه اخلاق / مؤسسه امام خميني و مراكز تخصصي حوزه

10. فلسفه / دانشگاه سپاه قم

11. فقه و اصول / دانشگاه قم (مدرسه عالي قضايي)

12. دروس معارف / دانشگاه علامه طباطبايي تهران

 

ه‍ ) عناوين پايان نامه هايي كه استاد راهنما، يا مشاور آن بوده‌اند:

١. ميزان انطباق محتوا و اهداف كتب تعليمات ديني مقطع راهنمايي / كارشناسي ارشد / ١٣٧٦

٢. انگيزش در اخلاق از ديدگاه قرآن كريم / كارشناسي ارشد / ١٣٧٧

٣. روش‌هاي تربيتي ـ  انذار و تبشير در قرآن / كارشناسي ارشد / ١٣٧٧

٤. بررسي تطبيقي فطرت از ديدگاه شهيد مطهري و استعداد از ديدگاه اسكفلر وپيامدهاي آن / كارشناسي ارشد / ١٣٧٧

٥. بررسي ارتباط ميان آموزه هاي وحياني و  دانش‌آموز آموزش و پرورش از منظر معرفت شناسي / دكتري / ١٣٧٩

٦. رابطه فقه و تربيت / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

٧. تاريخ تحول ادوار اجتهاد / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

٨. جايگاه عقل و دين‌شناسي علامه طباطبايي و اقتضائات آن در تربيت عقلاني / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

٩. آداب و شيوه هاي آموزشي در سيره معصومين (ع‌) / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

١٠. آراي تربيتي امام خميني (ره‌) / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

١١. مباني كلامي حكومت ديني / سطح ٤ حوزه(دكترا) / ١٣٨١

١٢. خانواده در اسلام / كارشناسي ارشد / ١٣٨٠

١٣. تربيت  فرزند در قرآن / كارشناسي ارشد / ١٣٨٠

١٤. ماديت گرايي، ريشه و علل آن از ديدگاه اسلام / ١٣٧٩

١٥. اسلام و دموكراسي / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

١٦. تربيت اخلاقي در سيره معصومين(ع) / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

١٧. روشهاي آسيب زا در تربيت اسلامي / كارشناسي ارشد / ١٣٧٩

ـ چند پايان‌نامه سطح 4 حوزه (دكترا) در حال راهنمايي و مشاوره است.

 

و) تأليف يا ترجمه مقاله و مصاحبه:

١. تعليم و تربيت از ديدگاه ابن خلدون / مجله نور علم / ١٣٧٠

٢. در خصوص وظيفه مركز جهاني علوم اسلامي / نشريه در آينه نقد دفتر اول / ١٣٧٦

٣. نقد و بررسي وحدت حوزه و دانشگاه / فصلنامه دانشگاه اسلامي / ١٣٧٧

٤. مسائل و مشكلات جوانان در يك نگاه / نشريه داخلي مؤسسه امام خميني (ره‌) / ١٣٧٧

٥. مفهوم‌شناسي مشاوره ديني / مجموعه مقالات همايش مشاوره از ديدگاه اسلام / ١٣٧٨

٦. نقد و بررسي وحدت حوزه و دانشگاه در دو دهه اخير / مجموعه مقالات كتاب دوم‌حوزه و دانشگاه / ١٣٧٨

٧. مفهوم‌شناسي مشاوره ديني / فصلنامه حوزه و دانشگاه / ١٣٧٨

٨. سرمقاله / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٠ / ١٣٧٨

٩. آسيب‌شناسي, روش شناختي و راه حل‌ها / فصلنامه پژوهش و حوزه / ١٣٧٩

١٠. روش‌هاي استنباط آداب تعليم و تربيت / كتاب اول تربيت اسلامي / ١٣٧٩

١١. سرمقاله / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٢ / ١٣٧٩

١٢. سخن آغازين / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ١٨ / ١٣٧٨

١٣. تربيت در سيره و كلام امام علي(ع) / مجموعه مقالات تربيت اسلامي / ١٣٧٩

١٤. سرمقاله / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٨ / ١٣٨١

١٥. مناسبات علم انساني و دين / فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ٢٠ و ٢٢ / ١٣٧٨

١٦. نقش پژوهش در تعامل ميان حوزه و دانشگاه / پيام پژوهش / ١٣٨١

١٧. آرامش روان از منظر اسلام / چكيده مقالات مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني / ١٣٨١

١٨. وحدت حوزه و دانشگاه "بيمها و اميدها" / جزوه ويژه همايش ٢٧ آذر / ١٣٨٢

١٩. حوزه و دانشگاه و اقتضاء همگرايي / نشريه پگاه حوزه شماره ٩٧ - ٩٦ / ١٣٨٢

٢٠. حوزه و دانشگاه از واگرايي تا همگرايي / نشريه پگاه حوزه / ١٣٨٠

٢١. پژوهشهاي حوزوي، ظرافتها و چالشها / نشريه پگاه حوزه / ١٣٨١

٢٢. گامهاي آغازين در نظريه پردازي ديني / نشريه پگاه حوزه / ١٣٨٢

٢٣. قلمروهاي جهاني حوزه / پگاه حوزه ١١٦ و ١١٥ / ١٣٨٢

٢٤. وحدت حوزه و دانشگاه (هست)ها و (بايد)ها / خردنامه همشهري / ١٣٨٠

25. حدود آزادي بيان / ارائه به شوراي عالي انقلاب فرهنگي

26. خطبه‌هاي نماز جمعه و سخنرانيها 600 ساعت

 

ز) آشنايي با زبان‌ها: 

عربي و انگليسي

 

ح‌) آشنايي با كشورها:

آلمان, فرانسه، سوئيس، انگلستان، ايتاليا و آذربايجان, روسیه, اندونزی

 

ط) اسامي و مشخصات جوايز علمي

١. كتاب "آراء دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن ج١" به عنوان كتاب برترحوزه در سال ١٣٧٧ رتبه اول را كسب كرد و لوح تقدير و سكه دريافت نمود.

2. كتاب تربيت فرزند ( سيره تربيتي پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)/  جلد اول  / مجري آقاي عليرضا اعرافي / حائز رتبه برگزيده سومين دوره كنگره دين پژوهان كشور  در سال 1380/

3.  كتاب آراي دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن ج 3/ مجري آقاي عليرضا اعرافي / حائز رتبه اول در بيست و يكمين دوره انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران در سال 1382

فرهاد سلطاني -------------------------

 

1.       قوت قلب؛ امير مؤمنان عليه‏السلام مى‏فرمايد: «ريشه و اصل قوت قلب، توكل بر خداست»

2.       رام شدن دشوارى‏ها و آسان گشتن اسباب؛ امير مؤمنان عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هر كس بر خدا توكل كند، سختى‏ها در برابرش رام و اسباب و وسايل، براى او آسان و هموار مى‏گردد»

3.       شكست‏ناپذير شدن؛ حضرت باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هر كس بر خداوند توكل و اعتماد كند، شكست نمى‏خورد و هر كس به دامن او چنگ زند، مغلوب نمى‏گردد»

فرهاد سلطاني -------------------------

کتاب شناسی
اسلام و روان شنا‏سی
نويسنده: دکتر نزارعانی
مترجم: بهروز رفیعی

بررسی مسائل تربیتی 
جوانان در روایات

نویسندگان: دکتر سیدعلی حسینی‏زاده

 دکتر محمدعلی حاجی‏ده‏آبادی 

 

 

 

معرفت‏شناسی باور دینی

از دیدگاه پلنتینگا

نویسنده: دکتر سیدحسن عطیمی‏دخت شورکی

 

 

 

 

عقل و دین از دیدگاه ملاصدرا

نویسنده: عباس نیکزاد

 

 

 

دولت زیدیه در یمن چاپ دوم

نويسنده: حسن خضیری احمد

مترجم: احمد بادکوبه هزاره

 

 

فرهاد سلطاني -------------------------

Technology Foresight and Critical Technology Selection in China

 

Yang Qi-Quan

 

Abstract

Delphi survey in three fields of information and communication, life science and biotechnology, new materials technology was carried out in China based on the analysis of socioeconomic needs. More than 1,300 excellent experts from different domains were invited to evaluate 222 technological topics. Two rounds Delphi survey were processed and 46.8% respondents filled the questionnaires in the second round. Some indexes such as Iindex (importance index), Hindex (high-technique industry index) and Tindex (Traditional industry index) etc were calculated based on the survey data. These single indexes were used to analyze the results of the investigation in different aspects and synthesis indexes including Techindex and Ecoindex were also calculated on them. Significant correlation was found between Techindex and Ecoindex, also Tindex and Ecoindex. But to Hindex and Ecoindex, also Sindex and Ecoindex, only scatter plots were described from the different effects of high-techniques. Based on these interactive analyses, twenty-one national critical techniques were selected and each of them was a technique cluster of several techniques from the original technological topics.

 

 

فرهاد سلطاني -------------------------

Technology forecasting and Foresight:pedantry or disciplined vision?

 

Denis Loveridge

 

Abstract

Since the late 1980s, technology forecasting and particularly foresight have emerged from one of their temporary eclipses to seemingly occupy an important place in the public world of policy making. The occurrence of these eclipses is itself surprising for an activity that the mathematician cum philosopher, Whitehead1, and neuroscientists, Calvin2 and Greenfield3, amongst many others, indicate to be an ineluctable human activity. However, there is no doubt whatever that forecasting and foresight remain contentious activities in both public and company policy formulation. The validity of this contention is explored with the likelihood of their further eclipse, at some future time, very much in mind.


فرهاد سلطاني -------------------------

Technology Foresight: Philosophy & Principles

 

Professor Greg Tegart

 

Abstract

Science and technology are vital to our society, economy and environment. They lead to wealth creation and improvement of the quality of life. Successful exploitation of technology has become critical to achieving economic competitiveness. However, we live in a world which is changing rapidly and where global environmental issues, such as climate change resulting from increasing emissions of greenhouse gasses or pollution of the oceans, are emerging as threats to our progress. To cope with these changes, our science and technology systems must be able to respond and change, either by adapting existing technologies or developing and applying new ones. The value of Foresight is that it provides a structured opportunity to look ahead and consider the role that may be required of science and technology in the future


فرهاد سلطاني -------------------------

Technology Foresight in the Czech Republic

 

Karel Klusacek

 

Abstract

The paper reports on the first technology foresight exercise conducted in the Czech Republic in the year 2001. Aim of the technology foresight was to identify priorities for the new `National Programme of Oriented Research' (NPOR) and to devise a suitable method of implementing and managing the new Programme. The proposed NRP consists of five thematic programmes, which are divided into 19 sub-programmes, which include 90 key research directions (key technologies or KRDs). The NPOR includes further three cross-cutting programmes which are divided into 19 cross-cutting sub-programmes (systematic measures). The results were achieved through a broad cooperation of several hundreds of leading representatives of research, industry, services, business, financing, state administration and other organisations who worked in panels and expert groups. Panel discussions were complemented by thorough SWOT analyses of key industrial sectors.

فرهاد سلطاني -------------------------

  TECHNOLOGY FORESIGHT IN A RAPIDLY GLOBALIZING ECONOMY

 

 Ben R. Martin

 

Abstract

This paper begins by examining the challenges posed for technology and research in a rapidly globalizing economy and by the transition to a ‘knowledge-based economy’. It then examines the concept of technology foresight, looking at how it offers a tool for the strategic management of research and technology. It describes how technology foresight has evolved from its origins in the United States. Widely used in Japan over the last 30 years in both the public and private sectors, it spread extensively during the 1990s and is now employed in many industrial nations. The paper considers experiences in Japan, the US, the Netherlands, Germany, France and particularly the UK with their foresight respective programmes. The paper highlights the role of technology foresight in ‘wiring up’ the national or regional system of innovation and hence in enhancing competitiveness in a globalizing and increasingly knowledge-intensive economy.

فرهاد سلطاني -------------------------

Rationalizing the future?

Foresight in science and technology policy co-ordination

 

Brian Rappert

 

Abstract

Commentators from diverse fields and backgrounds have argued the present innovation environment is one constituted by unprecedented levels of uncertainty. National Foresight programmers recently have emerged as a means of co-ordinating science and technology policies and responding to a condition of uncertainty and change. Perhaps the most systematic Foresight programme is that of the United Kingdom. This article discusses the response the UK Foresight programme offers to the present and future innovation environments. In doing so, it is argued we should examine how the ‘need’ for the programme is constructed and how that need is defined and shaped in relation to past UK science and technology policies. It is suggested that Foresight presents an ambivalent response to many of the concerns it proposes to address. Ó 1999 Elsevier Science Ltd. All rights reserved.


فرهاد سلطاني -------------------------

National Technology Foresight Activities Around the Globe

 

HARIOLF GRUPP and HAROLD A. LINSTONE

 

Abstract

This contribution summarizes recent experiences in government or national technology forecasting which are now often termed “foresight.” While the methodological tool kit changed from mathematical models to more qualitative scenarios or visions, the Delphi method has become the backbone of foresight projects. Recent national activities, being dealt with in this special issue, are compared in terms of their comprehensiveness, their science versus industry orientation, and their analytic versus action-oriented targets. Although some of these are ongoing, we can discern several new foresight paradigms. From the perspectives of sociology and political sciences, foresight elements seem to be the means of communication (or the  “wiring up”) for the negotiating systems of the society. From an economics and management point of view, foresight is helpful for benchmarking and for initiating feedback processes between future demand and present day investment in research and development. From a cultural point of view, the resurrection of foresight in the 1990s seems to be related to growing globalization and at the same time the recognition of national or regional innovation systems. Finally, in terms of international affairs supranational foresight seems to become a new venture. Ó 1998 Elsevier Science Inc.


فرهاد سلطاني -------------------------

Technology Foresight for Wiring Up the National Innovation System

 

BEN R. MARTIN and RON JOHNSTON

 

Abstract

Since 1990, technology foresight has spread rapidly. We begin by analyzing the reasons for this before examining the specific political background to technology foresight in the United Kingdom, Australia, and New Zealand. The article analyzes and compares the approaches to foresight in these countries, identifying the strengths and weaknesses of each approach. We then propose a new rationale for technology foresight, which centers on its role inwiring up” and thereby strengthening the national innovation system, before arriving at a number of conclusions. Ó 1998 Elsevier Science Inc

فرهاد سلطاني -------------------------

تاليف: والتر پسيل

ترجمه و تلخيص: گروه مديريت فناوري سازمان مديريت صنعتي

اشاره :

پيش‌نگري نه طالع‌بيني است و نه غيب‌گويي به قول ادوارد كورنيش ـ بنيانگذار و رهبر انجمن آينده جهان ـ «مهمترين هدف» از پيش‌نگري درك اين نكته است كه با تداوم روندهاي موجود، در آينده چه روي خواهد داد و به همين لحاظ تصميم بگيريم كه آيا چنين آينده‌اي براي ما مطلوب است يا خير و اگر نيست بكوشيم تا آن را تغيير دهيم.

 مارتين، پيش‌نگري را «شامل تلاشي سيستماتيك براي بررسي آينده درازمدت علم، فناوري، اقتصاد، محيط و جامعه به منظور شناسايي فناوريهاي عام و نوظهور و همچنين حوزه‌هاي زيربنايي تحقيقات استراتژيك كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را در پي خواهد داشت» تعريف مي‌كند و هدف از آن را افزايش دقت در سياستگذاري، كاهش مقاومت در فرآيند سياستگذاري، ارتقاي تعهد افراد به دستيابي به نتايج و ايجاد هماهنگي براي افزايش اثربخش سياستها مي‌داند.

در اين راستا تاكيد براين نكته ضروري است كه پيش‌نگري فناوري، همان پيش بيني فناوري نيست. در پيش بيني علاوه بر اينكه افقهاي كوتاه مــــدت (مثلاً 5 ساله) مدنظر پيش بيني كننده است، سعي براين است كه حداكثر دقت در پيش بيني صورت پذيرد، حال آنكه در پيش‌نگري جزئيات آينده چندان مهم نيست و تعيين اولويتها جهت انتخاب آگاهانه تر و تصميم‌گيري هوشمندانه تر هدف اصلي آن است.

يادآور مي‌شود در اين مقاله گروه مديريت فناوري سازمان مديريت صنعتـي، واژه «پيـــش‌نگري فناوري» را به عنوان ترجمه واژه “TECHNOLOGY FORESIGHT” از ميان واژگان آينده‌نگري فناوري، آينده‌نگاري فناوري و آينده‌شناسي فناوري، در نظر گرفته است. از آنجاكه اين گروه بر آن است تا از واژگان پيشنهادي متخصصان و خوانندگان محترم مجله براي ترجمه واژگان تخصصي مديريت فناوري حداكثر استفاده را نمايد از اين رو خوانندگان محترم مي‌توانند نظرات خود را به آدرس mot@imi-ir.org ارسال نمايند.

از اوايل دهه 1990 ما شاهد رواج پيش‌نگري فناوري بوده‌ايم. اما آيا واقعاً از پتانسيل آن اطلاع داريم و آيا مي‌دانيم كه چه انتظاري مي‌توان از رويكردهاي مختلف به آن داشت؟ اكثر كشورهاي عضو سازمان توسعه همكاريهاي اقتصادي (OECD) پيش‌نگريهايي را در يك يا چند موضوع داشته‌اند و حتي خارج از دايره كشورهاي صنعتي پيشرفته، تلاشهاي متعددي در زمينه پيش‌نگري فناوري ملي در آسيا و آمريكاي جنوبي صورت گرفته است. باوجود اين، علي رغم شواهد تئوريك و تجربي مبني بر موثربودن اين ابزار در سياستگذاريهاي علوم و فناوري، اين روش هنوز ناكارا باقي مانده است.

اما واقعاً منظور از «پيش‌نگري فناوري» چيست؟ تعاريف متفاوت، ديدگاههاي نسبتاً گسترده‌اي را در اين خصوص ارائه مي‌كنند. از يك ديدگاه پيـش‌نگري، به عنوان فرآيندي كه به وسيله آن فهم كامل تري از نيروهايي كه آينده بلندمدت را شكل مي‌دهند و بايستي در تدوين سياستها، برنامه‌ريزيها و تصميم‌گيريها به حساب آيند، تعريف مي‌شود.

 اين تعريـف به طور ويژه‌اي بر محور يادگيري و ادراك استوار است كه به نظر مي‌رسد نسبتاً متفاوت تر از تعريف كلاسيك آن است كه بيشتر منافع اجتماعي و اقتصادي را هدف قرار داده اند.

 از اين ديدگاه پيش‌نگري فناوري «فرايندي سيستماتيك است كه مي‌كوشد آينده بلندمدتي را از علم، فناوري، اقتصاد و جامعه با هدف شناسايي زمينه‌هاي تحقيقات استراتژيك و ظهور فناوريهاي ژنريك جهت كسب منافع بيشتر اقتصادي و اجتماعي» تعريف كند.

 اين تعريف بر آن تاكيد مي‌كند كه آينده، در بسياري از زمينه‌ها به وسيله تعداد زيادي از تصميمات كوچك و منفرد شكل داده مي‌شود. به طور آشكار، يكي از مهمترين موارد در پيش‌نگري فناوري، همسوكــــردن ادراك مختلف تصميم گيرندگان و ذينفعان درگير در اين فرايند است.

از دلايل اهميت يافتن پيش‌نگري فناوري مي‌توان به مسايلي مانند جهاني شدن و رقابت در عرصه بين المللي و نقش آن در توسعه اقتصادي و محدوديتهاي مالي و فشـار سياسـي براي مشروعيت بخشيـدن به كارگيـري سرمايـه‌ها در جهت دهي جامعه، به سمت جامعه‌اي دانش محور، اشاره كرد.

 به ويژه آنكه در كشورهاي توسعه‌يافته، دانش نقش مهم‌تري از توليد ايفا مي‌كند. ايجاد يك درك مشترك از توسعه آينده يكي از وروديهاي اصلي سياستگذاري است اما هماهنگ كردن اين درك مشترك به تنهايي كافي نيست و پس از آن يكپارچه‌سازي پيش‌نگري فناوري، ارزيابي فناوري و ارزيابي برنامه‌ها با يك سيستم هوشمند استراتژيك ضروري است.

ديدگاههاي تئوريك در پيش‌نگري فناوري

پيش‌نگري فناوري در كشورها، مناطق و شركتهاي مختلف به روشهاي متفاوتـي اجرا مي‌شود. براي درك بهتر مكانيسم پيش‌نگري و به منظور بهبود استراتژي‌هاي به كارگيري آن، لازم است تا نگاهي به زمينه‌هاي مختلفي كه پيش‌نگري فناوري در آن كاربرد دارد، انداخته شود.

 براي مثال، از ديدگاه سانز و منندز (SANZ-MENENDEZ) دلايل اصلي تنوع تجارب پيــش‌نگري فناوري در كشورهاي مختلف، متغيرهاي موجود در فضاي سياسي، سازماني و رويه‌هاي متفاوت تصميم‌گيري است كه در يك سير تاريخي ايجاد شده است. آنها باتوجه به توسعه پيش‌نگري در اسپانيا، چنين نتيجه گرفته‌اند كه به رغم وجود يك آگاهي اوليه و فرآيند نهادينه‌سازي در آن زمان پيـــش‌نگري به عنوان يك راه حل مناسب براي سياستگذاريهاي علوم و فناوري در اسپانيا به نظر نمي‌رسيد.

 دو فاكتور اصلي در اين امر دخالت داشتند يكي كسب وجوه دولتي و ديگري شركتهـا و يا مشتريـان دولتــي بودند. به طور كلي، پيش‌نگري در زمينه سياستگذاري به گونه‌اي پديدار مي‌شود كه سياستگذاران همانند فرايند از دست دادن اقتدارشان در سياستگذاري علوم و فناوري نسبت به آن واكنش نشان مي‌دهند.

 پيش‌نگري فناوري علاوه براينكه به صورت سمبوليك وظيفه مشروعيت بخشيدن به تصميم‌گيريها را برعهده دارد، به عنوان ابزاري مهم در توليد اطلاعات، توسعه دانش و تشويق ساختارتعامل و اجماع در جامعه و به عنوان منبع غني براي موفقيت نيز به شمار مي‌رود.

زمانـي كه آينده به وسيله تصميمات تصميم گيران مرتبط شكل داده مي‌شود، دانستن انگيزه‌ها و دلايل آنها براي اين عمل، ضروري است. بسياري از تصميمات به شدت تحت نفـوذ عوامـل خارجي هستند و اينكه چگونـه تصميـم گيرندگان در مقابل اين عوامل بيروني عكس العمل نشان مي‌دهند.

 بستگي به درك آنها از آينده دارد. بنابراين، فعاليتهـاي پيش‌نگري ممكن است محركي براي توسعه واقعي از طريق ايجاد انتظارات مشترك باشد. فان مئولن (VAN DER MEULEN) در مقاله خود اشاره مي‌كند «كه استفاده از فرايند پيش‌نگري بستگي به چگونگي تاثير آن بر عدم قطعيت استراتژيك سازمانها و موقعيت استراتژيك آنها در سيستم‌هاي نوآوري دارد».

 براي درك اين روابط، وي فعاليتهاي پيش‌نگري ملي مختلفي را در آلمان، انگليس و همچنين هلند (بخش محيط زيست و بهداشت) مورد مقايسه قرار داده است. براساس مطالعات انجام شده، وي معتقد است كه اگر عدم قطعيت زياد باشد، علاقه زيادي به انجام پيش‌نگري و دريافت نتايج آن مي‌تواند مورد انتظار باشد و اگر عاملان دست اندركار در فرايند پيش‌نگري به مقدار زيادي وابسته به منابع ساير سازمانها (مانند اطلاعات، دانش، سرمايه، تامين كنندگان و... باشند). فرايند پيش‌نگري اثربخش خواهد بود و براي اثبات اين فرضيه‌ها شواهدي را از مثالهاي مورد مقايسه ارائه مي‌كند.

پيشي گرفتن از چارچوب نهادي پيش‌نگري فناوري موفق در جهت تحليل فرايندهاي واقعي، ممكن است فراتر از دانش درباره ارتباط دروني بين عاملان تصميم و پيشرفتهاي تكنولوژيكي و جهاني - اقتصادي نشان داده شـود و در واقع تعهد افـراد مشـاركت كننده در پيش‌نگري فناوري است كه بيشترين ارتباط با موفقيت را دارد.

 سالو(SALO) در مقاله خود سهم عواملي را كه در پيش‌نگري نقش بازي مي‌كننـــد، تحليل مي‌كند. وي بر توجه به موقع به محركهاي اوليه در فـاز طراحي در هر پيش‌نگري فناوري تاكيد مي‌كند. پنج CS معروف مارتين به عنوان يك معيار موفقيت درنظر گرفته مي‌شود. در واقع اگر فرايند پيش‌نگري خوب عمل كند موارد ذيل بايستي محقق شود:

تمركز بر دوره‌هاي بلندمدت تر؛ افزايش هماهنگي بين نگرشها، اهداف و فعاليتهاي ذينفعان؛ توافق نظر بر زمينه‌هايي كه اثربخش به نظر مي‌رسند؛ برقراري ارتباط عميق تر با نيازهاي اجتماعي و فرصتهاي علمي و تكنولوژيك؛ تعهد به اجراي سياستهايي كه در عمل تضمين شده به نظر مي‌رسند.

براي تحقق اهداف پنج  CS، ايجاد تعهد در تمامي مشاركت كنندگان در پيش‌نگري ضروري است. به اين منظور، مشوقهاي معيني بايد در فرايند پيش‌نگري ايجاد شود. «سالو» در مقالـــه خود انگيزه‌هايي كه ممكن است كه ذي نفعان تمايل داشته باشند تا در چنين فعاليتهاي داوطلبانه‌اي شركت كنند را نخست تلاش بر اعمال نفوذ (بر اولويتها)، دوم مشاركت در فرايند يادگيري، سوم توسعه پيمانها و شبكه‌سازي، چهارم اتفاق نظربا مقامات بــــالاي اجرايي كه مشوق اجراي پيش‌نگري هستنـــد و پنجم دريافت پاداش مي‌داند. اين مشوقها اهميتهاي متفاوتي براي ذي نفعان مختلف دارند.

 تاكنون اغلب پيش‌نگريهاي مورد بحث در سطح ملي انجام شده بودند. اما روند افزايشي در پيش‌نگري در سطح بخشي و حتي در سطح بنگاهي وجود دارد. جانستون (

 مشكلات ديگر به فقدان چهارچوبي براي كمــك به تصميم‌گيري با روشي كه در آن فضا امكانپذير است، باز مي‌گردد. او بااين پرسش كه تحليلگران مديريتي چه چيزي را براي توسعه يك استراتژي نياز دارند، نتيجه مي‌گيرد كه گذشته چراغ راه آينده نيست و آنچه كه در كنار استفاده از ابزارهاي ويژه‌اي نظير پيـــــش‌نگري مورد نياز است افزايش انعطاف و قابليت انطباق پذيري ساختار و فرهنگ است.

 براي درك اين تغييرات ضروري، بايد بر تمامي ذينفعان اصلي در طول فعاليتهـاي پيش‌نگري تمركز ويژه‌اي داشت. به عقيده جانستون در بسياري از فرايندهاي پيش‌نگري كه اخيراً صورت گرفته‌اند تعامل كافي بين ذينفعان و تصميم گيران روي نداده است و همين امر به عدم به كارگيـري نتايج پيش‌نگري در تصميمات منجر شده است.

باتوجه به كمبودهاي متدولوژيك، اوچهارچوبي را براي ترسيم روشهاي مختلف پيش‌نگري ارائه كرده است. معيار ترسيم آينده در سطوح مختلف، عدم قطعيتـي است كه دامنـه‌اي از «آينده به عنوان بازتابي از گذشته» تا «ابهام كامل» دارد.

 بنابراين، وظيفه بسيار مهم موسساتي كه پيش‌نگري انجام مي‌دهند، (شركتها يا نهادهاي ملي) مشخص كردن سطح عدم‌قطعيت كارهاي خاص و متناسب ساختن آن با روشهاي مناسب به منظور بحث پيرامون ابعاد فرهنگي پيش‌نگري است.

 جانستون از دو روش برجسته تحليل سناريو و روش دلفي استفاده مي‌كند. روش دلفي براي جوامعي كه نسبتاً داراي ساختارهاي سلسله مراتبي خشك هستند و جاهايي كه دقت رياضي و اعداد و ارقام مورد نياز باشد مناسب به نظر مي‌رسد. در مقابل تحليل سناريو، روش كيفي بوده و مستلزم رويكرد فردگرايانه است.

 اين روش در فرهنگهاي كلامي بيشتر مورد توجه است. همين تفاوت در روش، ممكن است دليلي براي استفاده از روش تحليل سناريو در سطح بنگاهها و روش دلفي در سطح ملي و عمومي براي آينده‌نگري باشد.

 پيش‌نگري فناوري در سطوح مختلف

غالب فعاليتهاي پيش‌نگري‌در سطح ملي وبنگاهي صورت مي‌گيرد. اما به موازات جهاني‌شدن، تلاشهايي نيز براي تقويت كشورهايي صورت مي‌گيرد كه در منطقه اتحاديه اروپا قرار دارند، لـذا پيش‌نگري هم بيشتر در حال منطقـه‌اي شدن است.

 «بليس و برگوينگان، (BELIS-BERGOUINGAN) در مقاله خود يك مثال جالب توجه از پيگيري منطقه‌اي براي انجام يك دلفي ملي مركزي در فرانسه را ارائه كرده اند. «تكنوپوليس دلفي» در منطقـه بوردو (BORDEAUX) به طور مشخص به شبكه‌سازي و به فرايند برقراري ارتباط اختصاص داده شده بود و با وجود پيگيريهاي منطقـــه‌اي و تلاشهاي ملـي چنين به نظر مي‌رسيد كه به صورت يك ابزار يكپارچـه عمـل كند.

 رويكرد كلان پيـــش‌نگري علم و فناوري، نظير دلفي ملي، سعي بر شناسايي افق پيش رو جهت يافتن هدفهاي مورد علاقه را دارد، در حالي كه رويه‌هاي نظارتي بيشتر به دنبال اهداف كوتاه مدت سياست گرايانه و خاص يك كشورند.

در حال حاضر، اگرچه جهش‌هايي در پيش‌نگري فناوري صورت گرفته است اما نگرانيهايي نيز در مورد تاثير اين تلاشها وجود دارد و سعي مي‌شود تلاشهايي جهت بهبود پيش‌نگري نيز انجام پذيرد. برخي از ابداعات مورد اشاره كه در دلفي اتريش اخيراً يكپارچه شده بود مثالهايي از تلاش براي مشاركت ذينفعان، تصميم گيرندگان و نمايندگان كاربران از طريق پيشنهادهاي سياستگذاري يكپارچه در پرسشنامه‌ها بود.

آيشهولزر(AICHOLZER) مشخصه‌هاي پيش‌نگري فناوري را در كشورهاي كوچك كه به دليل شرايط ويژه اقتصادي (اقتصادهاي باز، توليد بخشي، وابستگي به تجارت خارجي، غولهاي اقتصادي، منابع محدود) كه نيازهاي ويژه‌اي به «كسب چيزي» از پيش‌نگري فناوري دارند، تحليل كرده است.

 او اين فرضيه را بيان مي‌كند كه در موقعيت ويژه اين كشورها، پيش‌نگري فناوري بايستي با اهداف خاص‌تري متناسب شود. بيش از تعيين فناوريهاي نوظهور استراتژيك، براي كشورهاي كوچك ارتبــاط بين يك طيف وسيع جهت توسعه يا جهت‌دهي مجدد استراتژي‌هاي فناوري و تعيين ظرفيتهاي ملي با فرصتهاي اقتصادي و نيازهاي اجتماعي، مهم‌تر است.

اما حتي در اين كشورها هم ممكن است رويكردهاي متفاوتي يافت شود. اما چند ويژگي مشترك در اين رابطه، جهت گيري نسبت به پتانسيل‌هاي بخشي، افق زماني كوتاه مدت (حدود 15 سال) تاكيد بر ارزش خود فرايند و آگاهي بهتر از نوآوري است.

 برخي از اين ويژگيها در برنامه پيش‌نگري اتريش يافت مي‌شود. نوآورانه ترين بخش اين پيش‌نگري تركيب دلفي فناوري با دلفي اجتماعي - فرهنگي بود كه يكپارچه‌سازي جنبه‌هاي اجتماعي، مبناي راهنمايي اصولي براي دلفي فناوري بود. عنصر ديگر در پيش‌نگري فناوري اتريش ارزيابي روندهاي كلان (MEGA-TRENDS) بود كه اولين بار در دلفي آلمان براي تشريح ديدگاههاي كلي به آينده و جهان از نقطه نظر مدافعان آن به كار گرفته شد.

پيش بيني فناوري اتريش تلاشي جهت تحقق يك مشاركت از پايين به بالاي قوي بين ذينفعان مختلف بود. در اين پيش‌نگري& شكل خاصي از روش دلفي به نام دلفي تصميم مورد استفاده قرار گرفت كه در آن روش، واقعيت پيش بينــي‌ها تشريح نمي‌شود بلكه ساخته مي‌شود.

 روش تصميم دلفي رويكرد مناسبي در زمينه‌هايي است كه بيشتر تحت تاثير تصميمهاي فردي است تا قواعد كلي كه توسط تعداد زيادي از تصميم گيرندگان كوچك مستقل و ناهماهنگ صورت مي‌پذيرد. دلفي تصميم، براساس يك روش پايين به بالا و غيرمتمركز كه نگاهي عميق بر زمينه‌هاي كاربردي در علوم و صنعت دارد تنظيم شده و بنابراين، افق زماني كوتاه تري دارد.

در اين روش، باتوجه به فهرستي از معيارها، هفت زمينه تخصصي انتخاب شد. در هريك از اين هفت زمينه، هيئتي از دانشگاهيان، صنعتگران، مديران بخشهاي دولتي و نمايندگان مصرف كنندگان، تشكيل شد. 128 نفر از آنها، مسئول توزيع كردن پرسشنامه‌هاي دلفي بودند. نزديك به 40 فرضيه در هريك از زمينه‌هاي تكنولوژيكي تدوين شد. هم زمان، صدها ابزار سياسي لازم براي پشتيباني از اين نوآوريها فهرست شد. نتايج اين كار برخي از نواحي اتريش را كه در آنها پتانسيل‌هايي وجود داشت و همچنين برخي از كاستي‌ها را نشان داد.

شرايط آلمان بسيار متفاوت تر از اتريش است. در آلمان، دلفي سال 1998 سومين دلفي پس از دلفي 1993 و دلفي 1995 بود. اين دلفي كلاسيك به منظور به دست آوردن اطلاعاتي درباره درك متخصصان آلمان از آينده محتمل تنظيم شده بود.

 اين مورد مثالي از يك تحقيق علمي نــاب و ارائه داده هاست. داده‌هاي جمع‌آوري شده به تمامي احزاب علاقه مندي ارائه گرديد كه براي تحليلهاي خاص خود دعوت شده بودند. از آنجايي كه سوالهاي منفرد ويژه و زيادي وجود داشت، اين پيشنهاد مطرح شد كه به جاي سوالهاي موضوعي، ديدگاههاي متفـاوت در پرسشنامـه‌ها بيان شوند.

 با انجـام چنيـن كاري، كهل(CUHL) نشان داد كه بـــــه عنوان مثال فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، در اغلب زمينه‌ها وارد مي‌شوند. براساس يك چارچوب زماني مشخص معلوم شد كه «اشكال جديدي از سازماندهي در شركتها» در آينده نزديك به وجود مي‌آيند (2001 تا 2004) و انتظار مي‌رود سيستم‌هاي جديد آموزشي براي كار و زندگي روزمره تا بين سالهاي (2005 تا 2015) به وجود آيد. اين امر تا زماني كه «منابع جديد انرژي و شيوه‌هاي ذخيره‌سازي انرژي» (2022 - 2012) و «فناوري براي مديريت جهاني بر محيط زيست» در سالهاي (2025 - 2015) محقق شوند، به طول خواهد انجاميد.

 دورنماي پيش‌نگري فناوري

براساس مقالات منتشره، رويكردهاي مختلفي براي حذف نقاط ضعف در پيش‌نگري فناوري و يا براي بهبود تاثيرات اجراي فعاليتهاي پيش‌نگري وجود دارد.

 لاوريج تعداد زيادي از پارادوكس‌هايي كه در فعاليتهاي پيش‌نگري فناوري ملي وجود دارند را مشخص و هفت مورد از آنها را تحليل كرده است.

پارادوكس اول با ادراك متفــاوت از دانش در علوم و حوزه‌هاي سياستگذاري سروكار دارد. ديگر پارادوكس‌ها اغلب به ناسازگاريهايي بين «پيـش‌نگري حقيقي» با «پيش‌نگري متعارف» بين كارآفرينان و دنباله روها، اهـداف ضمنـي پيش‌نگري براي يافتـن اولويتها و... باز مي‌گردد.

اگرچه، ديدگاههاي نويسندگان مختلف ممكن است در اين زمينه متفاوت باشد، اما همه آنها ادعاي يكساني دارند و وظيفه اصلي آنها ارتقاي بحث پيش‌نگري فناوري به عنوان ابزاري باارزش و مهم براي سياستگذاري است. «آينده متعلق به ما نيست كه آن را ببينيم متعلق به ماست تا به آن شكل دهيم».

JOHNSTON))  با تحليل نقاط قوت و ضعف پيش‌نگريهاي دهه گذشته، مشكل اصلي را در ارتباط نزديكتر فرايندهاي پيش‌نگري و به كارگيري نتايج آن در استراتژي‌ها و عمل مي‌داند.


فرهاد سلطاني -------------------------

نويسنده : فرزان نيك پور، هادي نيل فروشان، امين پورمحمدي

گروه مطالعات فناوري رصد

وابسته به گروه پژوهشي باشگاه دانش‌پژوهان جوان

 چكيده

موضوع اصلي اين مقاله بررسي تجارب كشور آمريكا در زمينه برنامه‌ريزي سياستهاي راهبردي براي تعيين اولويت‌هاي فناوري با استفاده از ابزار آينده‌نگري فناوري است. آينده‌نگري تلاشي نظام‌مند براي نگاه به آينده بلند مدت دانش، فناوري، اقتصاد، محيط زيست و جامعه است كه با هدف شناسايي فناوري‌هاي نوظهور تقويت حوزه‌هاي تحقيقات راهبردي براي كسب بيشترين منافع اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي انجام مي‌پذيرد. از آنجا كه آينده‌نگري فناوري فرآيندي پيچيده و شديداً وابسته به ساختارهاي بومي است، مطالعه تجارب كشورهاي مختلف و پيشگام مي‌تواند سياست گذاران و فعالان عرصه سياست گذاري و مديريت فناوري را در انتزاع قوانين ثابت و اجريي اين نظام و نيز بخشهاي وابسته به فرهنگ‌ها و شرايط كشورهاي مختلف ياري دهد.

در اين ميان مطالعه تجارب كشور آمريكا از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، چرا كه ايالات متحده به عنوان قطب برجسته علم و فناوري و با عنوان كشوري مأموريت‌گرا و صاحب سرمايه، جهت گيري خويش را از آينده‌نگري فناوري به عنوان ابزاري براي اولويت بندي فناوري‌ها به سمت فناوري‌هاي كليدي سوق دهد. پرداخت اين مقاله به تجارب آمريكا مواردي از قبيل تعريف، اهداف، تاريخچه، ساختار، منابع انساني و مالي، روشها، تقويم زماني، نتايج علمي و روشهاي اشاعه و اجرا را دربر مي‌گيرد.

مقدمه

آينده‌نگري فناوري هر چند به مفهوم مصطلح آن در كشور ايالات متحده داراي ادبيات وسيع و گسترده‌اي نيست، ولي از زاويه مفهوم و كاركرد، عميقا داراي ريشه و بنيان است. عنواني كه محور مطالعات و پژوهشها و گزارشات نهادهاي مرتبط با سياستگذاري علم و فناوري در اين مقوله است، بحث « فناوري‌هاي كليدي » است. در واقع همانطور كه در متن مقاله آمده است، آمريكا با داشتن معيارهايي كه از فيلتر تمامي نهادها و اشخاص مؤثر بر سياستهاي كلان اين كشور در حوزه علم و فناوري گذشته است، به دنبال شناسايي فناوريهايي است كه او را در نيل به اين اهداف ياري دهند و نام آنها را فناوري‌هاي كليدي نهاده است. روشن است كه خاستگاه اين رويكرد، قدرت نمايان و برجسته اقتصادي و تكنولوژيكي آمريكا و مأموريت‌گرا بودن آن در حوزه عملكردي است. در مقاله حاضر عمدتاً به اهداف آمريكا از دنبال كردن اين موضوع، ساختار نهادهاي ملي و مؤثر برآينده‌نگري و روش به كار رفته در اين خصوص تمركز مي‌شود و شرح و بسط عناويني از قبيل منابع انساني، تأمين مالي، نتايج علمي و شيوه‌هاي اشاعه و اجرا به لحاظ گستردگي حوزه مباحث به فرصتهاي بعد موكول گرديده است.

تعريف آينده‌نگري

اصولاً در كشور آمريكا به بحث »آينده‌نگري فناوري« به آن صورت كه در كشورهاي ديگر دنيا، نظير انگلستان، ژاپن، آلمان و غيره پرداخته مي‌شود برخورد نشده است و اين فعاليت‌ها در جهت تشخيص فناوري‌هاي »كليدي« براي مدت زمان 5 تا 10 سال مورد استفاده واقع مي‌شود. مفهوم كليدي در دهة 20 و با وابستگي صنايع نظامي ايالات متحده به ديگر كشورها براي واردات موادي خاص مطرح شد و تدريجاً اصطلاح »مواد كليدي« براي انعكاس اهميت مطلب و ضرورت چاره انديشي براي اين معضل رايج گرديد. اين مطلب از ديد نمايندگان كنگره هم پوشيده نماند و قانوني به تصويب رسيد كه به موجب آن مي‌بايست ذخيرة‌ لازمي براي آمادگي نيروهاي نظامي آمريكا به هنگام عمليات نظامي موجود و در زمان مناسب قابل استفاده باشد.

پس از اين دوره و حدوداً در دهه 70 كنگره مفهوم »كليدي بودن« را به صنايع غيرنظامي بسط داد و اصطلاح «فناوري‌هاي كليدي» را به آن دسته از فناوري‌ها اطــلاق كرد كه نقـشي مهم و حسـاس در تضمين «امنيت ملي» و «رشد و رونق اقتصادي» آمريكا داشتند. در نتيجه، اهداف آينده‌نگري فناوري هم تحت تأثير اين سياست، معطوف به شناسايي و تعيين علوم و فناوري‌هايي شد كه منافع زيادي در جهت امنيت ملي و رونق اقتصادي براي آمريكا به ارمغان مي‌آوردند.

هدف

مطالب اين فصل در سه بخش عرضه مي‌شود.

ابتدا به اهداف عمومي ترين برنامه آينده‌نگري كه »گروه فناوريهاي كليدي ملي « مجري آن بوده است پرداخته مي‌شود. سپس اهداف كنگرة آمريكا از سياست‌هاي علم و فناوري – كه شامل دلايل كنگره از اتخاذ چنين تدابيري و روشهايي براي اعمال اين نظرات است – بيان مي‌شود. سپس به اهداف رييس جمهور وقت آمريكا (كلينتون) از علم و فناوري پرداخته و نهايتاً اشاره گذرايي به اهداف سازمان‌هاي برگزار كننده برنامه‌هاي آينده‌نگري از اجراي آن برنامه‌ها خواهد شد.

اهداف برنامه عمومي آينده‌نگري

هدف » گروه فناوريهاي كليدي ملي « مشخص كردن فناوري‌هايي بود كه براي»امنيت ملي« و »رونق اقتصادي« بلند مدت ايالات متحده ضروري بودند. ضوابط گزينش فناوري‌ها كه در واقع منعكس كنندة هدف اين گروه از انجام اين برنامه‌ها است در سه دسته به صورت زير تقسيم بندي مي‌شوند:

نيازهاي ملي :

·                   قدرت رقابت صنايع

·                   دفاع ملي

·                   تأمين انرژي

·                   كيفيت زندگي

اهميت و حساسيت:

·                   توانايي در دست گرفتن بازار

·                   كارايي و كيفيت و بهبود توليد

·                   قدرت نفوذ

اندازه بازار:

·                   آسيب پذيري

·                   فراگير بودن

·                   اندازه بازار نهايي

اهداف كنگره از سياست‌هاي علم و فناوري

اين بخش خود به دو قسمت تقسيم مي‌شود: ابتدا يافته‌هاي كنگره و دلايل توجه آن به سياستگذاري در بخش علم و فناوري ارايه مي‌شود و در قسمت بعد بيان كنگره از سياست و در واقع سياست‌هاي اتخاذ شده با ابعاد مشخص اجرايي ارائه مي‌گردد.

يافته‌هاي كنگره

·                   كنگره تأثير عميق علم و فناوري را بر جامعه تشخيص داده، بر اهميت برنامه‌ريزي در اين جهت تأكيد مي‌كند.

·          اعتبار كشور، امنيت ملي، پايداري اقتصاد و كاركرد مؤثر حكومت و جامعه به استفاده و حمايت هوشمندانه از علم و فناوري نياز دارد.

·          علم و فناوري كاركردهاي بسياري دارند و به صورت فزاينده‌اي در مجموعه حوادث ملي و بين المللي تأثير مي‌گذارند. براي كنترل و مهار اين نتايج و تأثيرات به برنامه‌ريزي جامع و پيوسته در فرآيند سياستگذاري‌هاي ملي نياز است .

·          قابليت‌ها و توانايي‌هاي علمي و فني آمريكا در صورت هدايت درست مي‌تواند در بهبود زندگي، پيش بيني و حل مشكلات آينده، تقويت جايگاه اقتصادي آمريكا و كمك به تحقق اهداف سياست خارجي كشور مؤثر باشد.

·          سرمايه گذاري دولت در علم و فناوري مانند سرمايه گذاري در آينده بوده، و براي پيشرفت كشور ضروري است و لذ بايد به طور پيوسته در علم، مهندسي و فناوري سرمايه گذاري‌هاي جديد صورت بگيرد و نياز به اين امر هيچگاه پايان نمي‌پذيرد.

·          دانشمندان، مهندسين و تكنسين‌ها منابع بي‌پاياني را تشكيل مي‌دهند كه بايد از تمام پتانسيل‌ها و ظرفيت‌هاي آنها استفاده كرد.

·                   توانايي و استعدادهاي ملي براي برنامه‌ريزي و سياستگذاري در زمينه‌هاي علمي و فني بايد تقويت گردند.

در نتيجه نكاتي كه ذكر شد، كنگره اعلام مي‌كند كه علم و فناوري بدون اينكه به اهداف زير محدود شوند بايد در راستاي اين اهداف باشند.

 

اهداف كنگره

·          تقويت رهبري و نقش برتر آمريكا در جستجو براي صلح جهاني و حركت به سوي آزادي و شأن و حرمت انسان. اين هدف با افزايش سهم دانشمندان و مهندسين آمريكايي در دانش بشري به وسيلة‌ تحقيقات در علوم پايه‌اي كه به وفور در دسترس عموم هستند و با به كارگيري فناوري در راستاي اهداف ملي و سياست خارجي قابل دستيابي است.

·                   افزايش بهره وري در استفاده از مواد خام و محصولات اساسي و ايجاد فرصت‌هاي اقتصادي و رشد مناسب.

·                   تأمين منابع كافي غذا، مواد اوليه و انرژي براي مصارف ملي.

·                   افزايش امنيت ملي.

·                   ارتقاي كيفيت مراقبت‌هاي بهداشتي براي تمامي شهروندان ايالات متحده.

·                   حفاظت و نگهداري از محيط زيست طبيعي.

·                   حفاظت از مناطق معدني، دريايي و قطبي.

·                   تقويت اقتصاد ملي و ايجاد اشتغال براي همة مردم از طريق نوآوري‌هاي مفيد علمي و فني.

·                   بهبود كيفيت نظام آموزشي و فراهم ساختن امكان استفاده براي همه مردم آمريكا.

·                   حفاظت و استفاده بهينه از منابع طبيعي و انساني.

·                   بهبود سيستم‌هاي ارتباطات، حمل و نقل، اسكان و تأمين خدمات عمومي در سراسر مناطق شهري و روستايي.

·                   برطرف كردن آلودگي آب و هوا.

·                   پيشبرد اكتشاف فضا و استفاده‌هاي صلح آميز از آن.

اراية سياست‌ها توسط كنگره

در اين قسمت به قواعدي پرداخته مي‌شود كه كنگره براي اتخاذ سياست‌هاي علم و فناوري ضروري اعلام مي‌كند. توسعه و اجراي راهبردهايي كه براي تشخيص سطح و جهت مناسب تلاش‌هاي علمي و فني طراحي شده است به فعاليت‌هايي با ويژگي‌هاي زير نياز دارد:

·          ارزيابي مستمر نقش علم و فناوري در دستيابي به اهداف و تدوين سياست‌هاي ايالات متحده وانعكاس ديدگاه‌هاي حكومت‌هاي ايالتي و محلي.

·          كاربرد علم و فناوري براي تقويت يك اقتصاد سالم كه در آن رشد و نوآوري با استفاده ي درست از منابع و حفاظت از محيط زيست سازگارند.

·                   هدايت عملكردهاي علم و فناوري براي خدمت به نيازهاي بومي و كمك به تحقق سياست‌هاي خارجي.

·          استخدام و آموزش تعداد كافي از دانشمندان و مهندسين و استفادة‌كارا و بهينه از اين منابع انساني در راستاي اهداف و علايق ملي.

·                   توسعه و حفاظت از بنيادي ثابت براي علم و فناوري در آمريكا كه شامل عناصر زير است:

1-   ارتباط و همكاري با دولت‌هاي محلي و ايالتي و بخش خصوصي

2-  تقويت توانايي‌هاي گوناگون علمي و فني در دولت، صنعت و دانشگاه‌ها و ترغيب به نوآوري از طريق حذف موانع غير لازم.

3-   مديريت مؤثر و انتشار اطلاعات علمي و فني.

4-   تصويب استانداردها، مقياس‌ها و روشهاي ارزيابي علمي و فني.

5-  ارتقاي فهم و شعور عمومي از فناوري.

اجرا

براي اجرا كردن سياستهاي خود كنگره راهكارهاي زير را ارايه مي‌كند:

·          دولت مركزي (فدرال) بايد به عنوان طراح اصلي سياست‌ها در شاخة ‌اجرايي باقي بماند و سازمان‌هاي دولتي را در موارد زير ياري كند:

1-     مشخص كردن خواسته‌ها و اهداف عمومي.

2-     راه اندازي و به كارگيري منابع علمي و فني براي برنامه‌هاي اساسي ملي.

3-     تأمين منابع مناسب براي برنامه‌هايي كه در بند قبل گفته شد.

4-    پيش بيني مشكلات آينده كه علم و فناوري مي‌توانند آنها را حل كرده يا براي حل آنها راهكارها و استراتژي‌هايي معين نمايند.

5-     بازنگري سياست‌ها و برنامه‌هاي علمي دولت و ارائة اصلاحيه در صورت نياز.

·     اين عناصر بايد شامل مكانيزم‌هاي مشاوره‌اي در ادارة اجرايي رييس جمهور باشند تا رييس جمهور بتواند كمك‌هاي كارشناسي را در مسايل سياستگذاري، كه به ارزيابي دقيق دستاوردهاي پيچيدة علمي و فني احتياج داد، در دسترس داشته باشد.

·      دولت در قبل انتقال سيستماتيك، قابل اعتماد و سريع اطلاعات علمي و فني مسؤول است. بعلاوه دولت تنها براي هماهنگي و وحدت بخشيدن به سيستم‌هاي اطلاعات علمي و فني خود مسؤول نبوده، يكي از وظايف آن تسهيل ارتباطات نزديك بين تحقيقات آكادميك علمي و كاربردهاي تجاري آن است.

·      همچنين حمايت از فعاليت‌هاي علمي و فني كه انتظار مفيد بودن آن براي مردم مي‌رود ولي بخش خصوصي قادر به پشتيباني آن نباشد يكي ديگر از وظايف دولت است.

·      فعاليت‌هاي علمي و فني كه فقط توسط دولت قابل حمايت و پشتيباني هستند بايد از  پروژه‌هايي كه منافعي هم براي دولت‌هاي ايالتي يا بخش خصوصي دارند تفكيك گردند و سپس بين نهادهاي پشتيباني‌كننده (كه ممكن است سازمانها و مؤسسات صرفاً دولتي يا دولتي ـ خصوصي باشند) ارتباط مناسبي براي تقسيم فعاليت‌هاي حمايت مالي، تصميم‌گيري،  برنامه‌ريزي و اجراي پروژه‌هاي علم و فناوري به وجود آيد.

·      دولت مركزي به عنوان عنصري مركزي در فرآيند تصميم‌گيري، بايد از مهندسي و رشته‌هاي گوناگون آن حمايت كرده در جهت استفاده حداكثر از جامعة‌ مهندسي بكوشد.

·      قانونگذاري جامع براي حمايت از علم و فناوري مستلزم اين است كه كنگره به طور منظم از روابط و نيازهاي علم و فناوري، ارتباط بين علم و فناوري براي تغيير اهداف ملي و نياز به تغييرات قانوني در فعاليت‌ها و ساختار دولتي كه به علم و فناوري مربوط مي‌شوند، مطلع گردد.

 روش‌ها

كنگره اعلام كرد كه براي اجراي سياستهاي خود روشهاي زير كه بيشترين اهميت را دارند بايد اتخاذ شوند.

·          سياست‌هاي تأميني دولت مركزي بايد استفاده از علم و فناوري را براي استفاده بهينه از مواد خام، انرژي و منابع و با هدف تضمين كيفيت محيط زيست و ارتقاي كارايي محصولات ترغيب نمايد.

·                   ضوابط صريحي بايد براي تشخيص انواع تحقيقات كاربردي و برنامه‌هاي توسعة ‌فناوري تهيه گردد.

·          با توجه به حمايت‌هاي مالي دولت براي تحقيقات پايه، منابع دولتي بايستي براي ترغيب آموزش در رشته‌هاي خاص كه مباني توسعة‌ فناوري در آينده هستند، اختصاص يابند.

·                   حقوق ثبت اختراع بايد بر پاية‌ قواعدي كه هدف از آنها افزايش نوآوري فناوري است، توسعه و گسترش يابد.

·                   ارتباطات نزديكتري بين شاغلين رشته‌هاي گوناگون علم و فناوري بايد بوجود آيد.

·                   سازمان و وزارتخانه‌هاي دولت بايد تسهيلات آزمايشگاهي را براي تحقيقات فراهم نمايند.

·                   دولت فدرال بايد از تحقيقات كاربردي هم به نسبت مفيد بودن آنها حمايت كند.

·          سازمان‌هاي دولتي بايد براي مبادلة سيستماتيك اطلاعات علمي و دستاوردهاي فني پروژه‌ها و برنامه‌هاي خود، راهكارهاي مناسبي تعبيه نمايند.

اهداف كلينتون از علم و فناوري

همانگونه كه ديديم، توجه به علم و فناوري و حمايت و استفادة‌ بهينه از آن در قوانين ايالات متحده گنجانده شده است.

 ولي همانطور كه روشن خواهد شد، حمايت از علم و فناوري تنها به قانونگذاري ختم نمي‌شود و مقامات عالي رتبه دولت هم با توجه به منافع بي‌شماري كه علم و فناوري به بار مي‌آورد براي عملي كردن سياست‌هاي خود از اين دو عامل سود مي‌جويند و در جهت استفاده از آن برنامه‌ريزي مي‌كنند و منافعي كه علم و فناوري به بار مي‌آ‌ورد جداي از سودي كه براي مؤسسات تحقيقاتي و دانشگاه ها، صنايع و ديگر بنگاه‌هاي اقتصادي دارند، در تحقق اهداف ملي نيز مفيد واقع مي‌شوند، به همين دليل رؤساي جمهور ايالات متحده به نوبة‌ خود اولويت‌هايي كه تناقض و تضادي هم با قوانين و دستورالعمل‌هاي كنگره ندارد اعلام مي‌كنند كه اين اولويت‌ها نصب العين تمامي سازمان‌ها ومؤسسات دولتي قرار مي‌گيرد.

 به همين ترتيب سازمانهايي مثل«اداره سياست گذاري علم وفناوري» و «شوراي علم و فناوري ملي» در راستاي اين اهداف حركت مي‌كنند وشورايي مانند «ان سي تي پي» كه زير نظر « ا اس تي پي » اقدام به تمرينات آينده‌نگري مي‌كند تحت تأثير اين نظرات است. به همين دليل در اين بخش به اهداف كلينتون از علم و فناوري مي‌پردازيم.

 در دوران زمامداري آقاي كلينتون « ا اس تي پي»، «ان اس تي سي» و ديگر سازمان‌هاي تأثير گذار در سياستگذاري‌هاي علم و فناوري فعاليت‌هاي گوناگون خود را براساس اين اهداف انجام مي‌دادند و بالطبع « ان سي تي پي» (در بخش ساختار راجع به اين گروه توضيحات مفصلي ارايه شده است) كه زير نظر « ا اس تي پي» اقدام به معرفي فناوري‌هاي كليدي مي‌كرد نيز اين اهداف را مد نظر داشت.

 حال با در نظر گرفتن نكاتي كه ذكر شد و اين مطلب كه كشور آمريكا در دوران زمامداري آقاي كلينتون بيشترين رشد اقتصادي را تجربه كرده است، به تشريح اهداف شش گانه وي مي‌پردازيم. اهداف كلينتون از علم و فناوري عبارت بودند از:

سرآمدي جهان در علم، مهندسي و فناوري

دولت آمريكا متعهد است تا در مرزهاي دانش، برتري كشور را در دنيا حفظ كند. سرمايه گذاري‌هاي گذشته در اين زمينه به پيشرفت‌هاي بي‌نظيري در علم و فناوري منجر شده، آموزش علوم و فنون را ترقي داده و بر نوآوري‌هاي مربوط به فناوري افزوده است . اين قدرت علمي گنجينه‌اي با ارزش است و بايد در حفظ آن كوشيد.

رشد اقتصادي بلند مدت

پيشرفت فني مهمترين عامل در رشد اقتصادي پايدار است و حدوداً نيمي از رشد اقتصادي 50 سال گذشتة آمريكا را ناشي شده است. به علاوه، فناروي عامل ايجاد صنايعي است كه سريعترين رشد را دارند و مشاغلي را با بالاترين دستمزدها ايجاد مي‌نمايد و ابزار مورد نياز براي رقابت در هر زمينه‌اي است.

فراهم كردن بهداشت و آموزش مناسب براي شهروندان

اراية‌ مراقبت‌هاي بهداشتي براي شهروندان هنوز يكي از اهداف اصلي سرمايه گذاري‌هاي دولتي در علوم و فناوري است. اين فرآيند از سال 1862 با پشتيباني مالي براي اختصاص زمين براي مصارف عمومي آغاز شد و پس از آن با تأسيس مراكز تحقيقاتي كشاورزي ايالتي و تأسيس « مؤسسات ملي بهداشت» (در سال 1887) ادامه يافت. حال بايست اين تعهد به فعاليت‌هاي مشابهي در آموزش علوم و مهندسي تسري يابد، زيرا اعتبار كشور در قرن 21 به توانايي براي رشد استعدادهاي علمي و فني نسل جوان وابسته است.

حفاظت از محيط زيست

مسايل زيست محيطي بسيار پيچيده بوده، به دانش علمي بسيار عميق و وسيعي نياز دارد. از سوي ديگر افزايش نگران كنندة‌ آلودگي و فعاليت‌هاي صنعتي در جهان در طي قرن گذشته به نحو غيرقابل جبراني در محيط زيست اثر گذاشته و مي‌گذارد. به علاوه، آيندة ايالات متحده بر توانايي حفاظت از مواهبي كه منابع طبيعي به ارمغان مي‌آورند متكي است.

تحت كنترل در آوردن فناوري اطلاعات

هيچ فناوري‌اي نمي‌تواند عميق تر از فناوري ديجيتال بر دنياي ما تأثير بگذارد. همة بخش‌هاي اقتصاد، تحت تأثير « فناوري اطلاعات» در حال تحول هستند و اين تحول به شرايط جديدي از توليد، همكاري، گسترش اطلاعات و غيره منجر مي‌شود كه در نهايت، بهبود محصولات و رشد اطلاعات را در برخواهد داشت.

ارتقاي امنيت ملي و پايداري جهاني

اين دو مسأله، مسايل حساسي هستند كه به همكاري‌هاي بين المللي و مشاركت سازمان‌هاي متعدد احتياج دارند. اين همكاري‌ها به اين دليل كه يك سازمان يا يك كشور به تنهايي قادر به حل مسأله  نمي‌باشد، ضروري است و بايد گسترش يابد.

نكته آخر در خصوص سازمانهاي برگزار كننده برنامه آينده‌نگري در آمريكا اينكه تاكنون نتايج و ماحصل عملكرد گروههاي آينده‌نگري موجود در وزارت دفاع وزارت بازرگاني و انجمن صنايع هوافضاي آمريكا و نيز نتايج پروژه سياست سيستم‌هاي رايانه‌اي و شوراي رقابت پذيري كه در واقع متعلق به بخش خصوصي مي‌باشد منتشر شده است كه شرح و بسط فعاليتهاي آنان در اين مقال نمي‌گنجد.

تاريخچه

هدف از اين فصل آن است كه خواننده با تاريخچه‌اي از فعاليت‌هاي آينده‌نگري در كشور آمريكا آشنا شود و دريابد كه چرا اصولاً كشوري مثل ايالات متحده، تا قبل از دهة 90 سياست‌هاي واضح علم و فناوري نداشته است. بعلاوه انتظار داريم كه مشخصات كلي تمرينات آينده‌نگري در اين كشور روشن گردد.

در ادامة تاريخچه به ترتيب موارد زير را بحث خواهيم نمود.

·                   دوره‌هاي زماني؛ فعاليت‌ها و سياست‌هاي علم و فناوري را در چندين دوره از دهة‌20 تاكنون توضيح مي‌دهد.

·                   سياست‌هاي علم و فناوري؛ كه به بحث دربارة دلايل فقدان سياست‌هاي واضح علم و فناوري مي‌پردازد.

·                   چند تمرين آينده‌نگري در دهة 90؛ كه چندين فعاليت مشخص آينده‌نگري را معرفي مي‌كند.

دوره‌هاي زماني

از دهة‌ 20 تا جنگ جهاني دوم

پس از جنگ اول جهاني، در سال‌هاي دهة‌ 20 با كاربرد مواد خاصي در صنايع نظامي كه براي توليد جنگ افزارها ضروري بود و واردات اين مواد از خارج كشور، به تدريج مفهوم « مواد كليدي» مطرح شد و كنگرة‌ آمريكا دستور داد از اين مواد ذخيرة‌كافي در كشور موجود باشد تا در صورت بروز خطرهاي احتمالي، امكان دفاع از كشور وجود داشته باشد. البته حياتي يا به اصطلاح كليدي بودن اين مواد به دليل وابستگي ارتش آمريكا به خارج از كشور در هنگام عمليات نظامي بود و به طور واضح امنيت ملي آمريكا را به خطر مي‌انداخت.

از جنگ جهاني دوم تا دهة‌ 60

در اين دوره هنوز مفهوم آينده‌نگري در آمريكا هنوز مطرح نشده بود و اصولاً به دلايلي كه در بخش

« سياست‌هاي علم و فناوري» ذكر خواهد شد، نياز آمريكا به فعاليت‌هاي آينده‌نگري بسيار كاهش يافت.

از دهة 60 تا دهة 80

در دهة 60 و اوايل دهة 70، بسياري از تمرينات آينده‌نگري در بخش‌هاي علمي خاص انجام گرفت  و پس از يك شكاف چندين ساله چند تمرين ديگر نيز با حمايت « شوراي ملي تحقيقات » در دهة 80 انجام گرفت.

از دهة‌80 تاكنون

در اين دوره نياز به سياست‌هاي علم و فناوري افزايش يافت و در نتيجه در سالهاي دهة‌ 90 چندين تمرين مشخص آينده‌نگري به صورت عمومي(يعني در همة رشته‌هاي علمي و فني، نه يك رشتة‌ خاص) انجام شد كه ليست آن در ادامة‌ اين فصل (بخش تمرينات آينده نگر با آمريكا در سال 90) ارايه خواهد شد.

سياست‌هاي علم و فناوري

همانطور كه مي‌دانيم پس از جنگ جهاني دوم آمريكا به كشوري بي‌رقيب در صحنة‌ علم و فناوري تبديل شد ( البته اتحاد جماهير شوروي در مسايل علمي و فني دستاوردهاي بسيار زيادي داشته، اما در اينجا منظور بازار علم و فناوري و منافعي است كه براي ملت و دولت آمريكا داشته است). در اين هنگام ثروت‌هاي بي‌پايان آمريكا (چه از نظر منابع طبيعي، چه از نظر نيروهاي متخصص كه در هنگام جنگ جذب اين كشور شده بودند و چه از نظر زيرساخت‌هاي قوي اين كشور كه در جنگ آسيب نديده بودند) و قدرت سياسي اين كشور، باعث شد كه سياست گذاران علم و فناوري آمريكايي به فكر بهينه كردن نظام‌هاي علم و فناوري خود و به كارگيري ايدة ‌در حال ظهور و آينده‌نگري (اولين فعاليت آينده‌نگري را ژاپن در ابتداي دهة‌ 70 انجام داده است) نباشند.

حدود سال‌هاي 60 تا 80 اين بحث وجود داشت كه آيا آمريكا آنقدر ثروتمند است كه بتواند آرزوي سرآمدي در همة زمينه‌هاي فناوري را داشته باشد يا خير.

در اواخر دهة‌80 به نظر مي‌رسيد كه تغيير عقيده‌اي در اين نظر بوجود آمده است كه عامل آن عمدتاً رقابت تجاري و بويژه رقابت با ژاپن بود (باز هم تأكيد مي‌كنيم كه علم و فناوري در كشور آمريكا در بازار و اقتصاد نمود بيشتري دارد تا در صنايع نظامي). اين تغيير عقيده، دليل عمدة‌ انجام بسياري از تمرينات آينده‌نگري در دهة‌ 90 مي‌باشد.

چند تمرين آينده‌نگري در دهة 90

براي وضوح بيشتر تمرينات آينده‌نگري كشور آمريكا را در جدول 1 نشان داده ايم.

انجمن صنايع هوافضا (AIA) در سال 1987 گزارشي را منتشر كرد كه در آن هشت فناوري كه براي قدرت و رقابت صنايع هوا فضاي آمريكا اهميت داشتند، مشخص شده بود. در سال 1989 وزارت دفاع آمريكا اولين برنامة‌ آينده‌نگري را در اين بخش برگزار كرد كه در نتيجه 22 فناوري حساس براي سيستم‌هاي تسليحاتي در آن معين شد. برخي از فناوري‌هاي اين ليست كه در فصل خروجي‌هاي عامي آينده‌نگري به آن اشاره خواهيم نمود تأثيراتي نيز بر رونق و رشد اقتصادي دارند و مي‌توانند به بازار ارائه شوند.

 در سال 1990 وزارت دفاع براي بار دوم برنامة آينده‌نگري را انجام داد. اين ليست تنها شامل دو فناوري اضافي بود كه در سال گذشته به آن اشاره نشده بود. ديگر برنامة آينده‌نگري آمريكا در سال 1990 از طرف وزارت بازرگاني انجام شد كه طي آن 12 فناوري نوظهور معرفي گرديد و همانطور كه سفارش اين برنامه از طرف وزارت بازرگاني بود، خروجي‌هاي اين برنامه فناوري‌هايي بودند كه به سود اقتصادي منتج مي‌شدند.

در سالهاي 1991، 1993 و 1995 سه فعاليت آينده‌نگري توسط گروه « ملي فناوري‌هاي كليدي»   انجام شد كه در هر كدام از اينها فناوري‌هاي حساس و كليدي مشخص شده بودند  وجه تمايز اين سه فعاليت از برنامه‌هاي قبلي، عمومي بودن برنامه است؛ به اين معني كه هم اهداف دفاعي و امنيت ملي در آن لحاظ شده بود و هم عنايت كافي به منافع اقتصادي داشت. اين گروه در « او اس تي پي » اقدام به فعاليت مي‌كرد (مشروح عملكرد اين گروه را در بخش ساختار مطالعه بفرماييد) و به خاطر عمومي بودن فعاليت‌هاي اين گروه تمركز ما در گزارش فعلي بر عملكرد اين گروه تمركز خواهد بود.

 لازم به توضيح است كه فعاليت‌هاي «ان سي تي پي» در سال 2000 پايان يافت و آخرين تمرين اين گروه كه قرار بود در سال 97 انجام شود، صورت نپذيرفت و « مؤسسه فناوري‌هاي كليدي» كه زير نظر «رند» فعاليت مي‌كند، به سفارش «ا اس تي پي» آخرين برنامة آينده‌نگري را در سال 98 انجام داد (در واقع اين استنباط كه آينده‌نگري سال 98 آخرين آن در نوع خود بوده است، بر پاية انحلال «ان سي تي پي» در سال 2000 و عدم وجود نشانه‌اي از فعاليت‌هاي آينده‌نگري ديگر سازمان هاست).

ساختار

در اين بخش به توصيف فضاي سياست گذاري علم و فناوري كشور آمريكا و به بررسي ساختار نهاد مجري آينده‌نگري خواهد پرداخت. همان طور كه در بخش سياست‌هاي علم و فناوري در فصل تاريخچه ديديم، اين گونه فعاليت‌ها و سياست گذاري‌هاي ملي در آمريكا مدت زيادي نيست كه با جديت دنبال مي‌گردد. در دوران رياست جمهوري بوش پدر دمكرات‌ها در كنگرة آمريكا براي اهميت دادن بيشتر به سياست‌هاي ملي فناوري به مديران فشار مي‌آوردند و در نتيجه كنگره نيز تأمين مالي را براي فناوري‌هايي كه حساس به نظر مي‌رسيد به عهده گرفت و از اين مقطع زماني توجه به اين مطلب افزايش يافت. اما چنين نيست كه دولت به صورت كاملاً مشخص يا حداقل آنگونه كه در كشورهاي اروپايي معمول است اقدام به سياست‌گذاري نمايد.

چندين سازمان مختلف كه بررسي دقيق بر هم كنش‌هاي آنان از حوصلة‌اين مقاله نيز خارج است در اين راستا فعاليت مي‌كنند. ما سعي مي‌كنيم تا تعدادي از مهمترين سازمان‌ها را كه عضو تشكيلات دولت هم محسوب مي‌شوند بررسي نماييم.

تركيب اين فصل از دو بخش تشكيل شده است:

·                   جايگاه نهاد آينده‌نگري در ساختار ملي

·                   ساختار نهاد مجري برنامة آينده‌نگري

ü       عنوان گزارش

ü       نهاد مجري

ü       سال برگزاري

نگرشي كلي بر: فناوري‌هاي كليدي در دهه 90 / انجمن صنايع هوافضا / 1987

نگرشي كلي بر: فناوري‌هاي كليدي در دهه 90 / وزارت دفاع  / 1989

برنامه فناوري‌هاي كليدي وزارت دفاع آمريكا / وزارت دفاع / 1990

فناوري‌هاي نوظهور: بررسي فرصت‌هاي اقتصادي و فني / وزارت بازرگاني / 1990

دورنمايي از عوامل موفقيت در فناوري‌هاي كليدي / پروژة سياست سيستم‌هاي رايانه‌اي / 1990

دستيابي به زمينه‌هاي جديد- اولويت‌هاي فناوري براي آينده آمريكا / شوراي رقابت پذيري / 1990

گزارش شوراي ملي فناوري‌هاي كليدي / گروه ملي فناوري‌هاي كليدي / 1991

گزارش كارگاه عملي ريزفناوري 200 / كميتة مشاوره‌اي ملي در نيمه هادي ها / 1991

گزارش كارگاه عملي ريزفناوري 200 / گروه ملي فناوري‌هاي كليدي / 1993

گزارش شوراي ملي فناوري‌هاي كليدي / گروه ملي فناوري‌هاي كليدي / 1995

گزارش شوراي ملي فناوري‌هاي كليدي / دانشگاه جرج واشنگتن / 1996

عواملي نو در عرصه فعاليت ـ فناوري‌هاي كليدي از نگاهي صنعتي /  مؤسسة سي تي‌اي به سفارش ا اس تي پي / 1998

الف ـ جايگاه نهاد آينده‌نگري در ساختار ملي

در اين بخش به معرفي سازمان‌هاي ادارة سياست علم و فناوري، شوراي ملي علم و فناوري، شوراي مشاوران علم و فناوري رييس جمهور و « ان سي تي پي» مي‌پردازيم

ادارة سياست علم و فناوري « ا اس تي پي»

«ا اس تي پي» به‌عنوان منبع تحليل و ارزيابي رييس‌جمهور در زمينة مسايل علمي و فني و براي سياست‌گذاري‌هاي كلان طرح‌ها و برنامه‌هاي دولت فدرال است. براي تحقق مواد اين بخش دبير « ا اس تي پي» كارهاي زير را انجام خواهد داد:

1-   جستجو براي تعريف ديدگاه‌هاي سامانمند و كاربرد علم و فناوري در جهت حل مسايل نوظهور ملي و بين المللي و ارتقاي هماهنگي مسؤوليت‌ها و برنامه‌هاي علم و فناوري وزارتخانه‌ها و بخش‌هاي دولت براي حل اين مسايل.

 2-   كمك و مشورت به رييس جمهور در تهيه « گزارش علم و فناوري ».

 3-   جمع‌آوري اطلاعاتي كه شامل پيشرفت‌ها و گرايش‌هاي قابل توجهي در علم و فناوري و در اولويت‌هاي ملي باشد. اين اطلاعات براي تعيين اينكه چنين پيشرفتها و گرايش‌هايي چقدر براي دستيابي به اهداف ملي‌اي كه كنگره مشخص نموده است مفيد مي‌باشد، مورد تحليل و تفسير قرار مي‌گيرد.

4-   توسعه و نگهداري بانك اطلاعاتي براي منابع انساني علم، فناوري و مهندسي كه شامل ايجاد مدلي مناسب براي پيش بيني نيازهاي آيندة نيروي انسان باشد و ارزيابي تأثير برنامه‌هاي كلان دولتي و عمومي بر منابع انساني.

 5-  آغاز مطالعه و تحليل بر روي راه حل‌هايي كه براي مسايل حياتي و نوظهور ملي و بين المللي وجود دارند در جهت ارزيابي هزينه‌ها و منافعي كه در گزينه‌هاي گوناگون مستقر است و استفاده از علم و فناوري در حل آن مسايل.

 6-  مشاوره به رييس جمهور در حوزه‌هايي كه برنامه‌ها و سياست‌هاي علم و فناوري دولت فدرال احتمال تأثيرگذاري بر اهداف ملي تصويب شده توسط كنگره را دارد.

7-  تهية گزارش‌هاي دوره‌اي از وضعيت و برنامه‌هاي مديريتي سازمانها و وزارتخانه‌هاي گوناگون در فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه، يا اقداماتي كه مانع نوآوري‌هاي مطلوب در فناوري مي‌گردند، به همراه توصيه‌ها و راه كارهايي براي حذف موانع براي رييس جمهور.

8-   تكميل، بهبود و توصية ضوابطي براي مشخص كردن فعاليت‌هاي علمي و فني كه به هدايت درست كمك‌هاي مالي دولت كمك مي‌كند و توصية سياست‌هاي دولتي كه براي پيشرفت موارد زير مؤثر است:

الف ـ توسعه و نگهداري ظرفيت‌هاي وسيع علمي و فني، به ويژه منابع انساني، در همة راه‌هاي دولت، دانشگاه‌ها و صنعت.

ب ـ كاربرد مؤثر اين ظرفيت‌ها براي نيازهاي ملي.

9-   تهيه و توصية ‌سياست‌هايي براي همكاري بين المللي در علم و فناوري كه به دستيابي به اهداف آمريكا كمك خواهد كرد.

10-  مشخص‌كردن زمينه‌هايي در مسايل ملي و بين‌المللي كه علم و فناوري مي‌توانند در آنها مورد استفاده قرار بگيرند.

11-   گزارش حداقل يكسالانه به رييس جمهور و كنگره در مورد مجموع فعاليت‌هاي « ا اس تي پي».

12-  بررسي دوره‌اي ويژگي‌ها و نيازهاي سياست‌هاي علم و فناوري ملي و توصيه‌هايي به رييس جمهور براي ارايه به كنگره.

 شوراي ملي علم و فناوري « ان اس تي پي»

«ا اس تي پي» از طريق «ان اس تي پي» براي تعيين استراتژي ها، گزارش ها، كارگاه‌هاي آموزشي و تعيين موضوعات مهم براي سرمايه گذاري دولتي در فناوري‌هاي جديد فعاليت مي‌كند.

«ان اس تي سي» ساختاري براي اولويت بندي تقاضاها ايجاد مي‌كند.

«ان اس تي سي» مجمعي ايجاد مي‌كند كه از طريق آن نيازهاي حياتي كشور تحت تأثير منافع سازماني قرار نگيرد. به صورت كلي كارهاي « ان اس تي سي» عبارت است از:

·          مشاركت در تدوين سياست‌هاي علم و فناوري و تضمين اينكه اين سياستگذاري‌ها در فرآيند برنامه‌هاي بودجه رييس جمهور لحاظ شده است.

·                   تضمين اينكه تصميمات و برنامه‌هاي علم و فناوري در راستاي اهداف علم و فناوري  رييس جمهور است.

·                   كمك به اجرا و تكميل ليست سياست‌هاي علم و فناوري رييس جمهور.

·                   تضمين اينكه علم و فناوري در توسعه و اجراي همة فعاليت‌هاي دولت شركت دارد.

·                   تقويت همكاري‌هاي بين المللي علم و فناوري با شركت آمريكا در آنها.

·          براي دستيابي به اهداف ملي در سالهاي پيش رو نياز به تعيين اولويتهاي تحقيق و توسعه با نگاه به آينده است . زيرا بيشتر كارهاي در دست انجام، پروژه‌هايي چندين ده ساله هستند. « ان اس تي پي « ابزاري براي تهية افق پيش رو، تعيين اولويت‌ها و تكميل فعاليت‌ها و برنامه‌اي علم و فناوري فدرال است.

كاركردها

كاركردهاي اصلي شورا عبارت است از:

1-     هماهنگي روند سياست گذاري علم و فناوري.

2-     تضمين اينكه سياست‌هاي علم و فناوري اتخاذ شده با اهداف رييس جمهور در اين زمينه همسويي دارد.

3-     كمك به لحاظ كردن سياست‌هاي علم و فناوري رييس جمهور در اهداف و سياست‌هاي دولت.

4-     تضمين اينكه اصولاً علم و فناوري در توسعه و اجراي سياست‌ها و برنامه‌هاي دولتي لحاظ شده است.

5-     همكاري‌هاي بيشتر بين المللي با حضور آمريكا در علم و فناوري.

همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي چه در شورا حضور داشته باشند و چه نداشته با شند بايد با سياست‌هاي علم و فناوري كه در شورا گرفته مي‌شود هماهنگ‌ بوده و اطلاعات راجع به درخواست‌هاي بودجه تحقيق و توسعه را به شورا نيز بدهند.

 شورا پيشنهادهايي را براي بودجه‌هاي تحقيق و توسعه كه منعكس كننده اهداف ملي نيز هستند تنظيم  كرده، آن را به دبير « ا‌ام بي‌» ارائه مي‌نمايد . به علاوه شورا مي‌تواند توصيه‌هايي براي دبير « ا‌ام بي» با توجه به نظرات سازمانها در مورد بودجه‌هاي تحقيق و توسعه داشته باشد.

اختيارات شورا

شورا بر وظايف شوراي هماهنگي علم و مهندسي و فناوري، شوراي ملي مواد كليدي و شوراي ملي فضا نظارت دارد. شورا از طريق كميته‌ها يا گروه‌هاي بين سازماني يا تيم‌هاي كاري خود انجام وظيفه مي‌كند.

وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي در صورتي كه مشاور علم و فناوري رييس جمهور درخواست كند بايد پرسنل، اداره و خدمات خود را در اختيار شورا قرار دهند.

حال كه عوامل تأثير گذار بر تصميمات دولت در علم و فناوري را ملاحظه نموديم، به ابزاري براي اعمال نظرات صنايع و بخش خصوصي مي‌پردازيم.

شوراي مشاوران علم و فناوري رييس جمهور «پي سي‌اي اس تي»

«پي سي‌اي اس تي» به «ان اس تي سي» و رييس جمهور در مورد مسايل علم و فناوري مشاوره ارايه مي‌كند و تركيب آن به گونه‌اي است كه نظرات خارج از بخش دولتي هم در تصميمات عالي دولت لحاظ گردد. اين شورا تأمين بقيه نيازهاي ملي را تضمين كرده، باز خوردي هم از برنامه‌هاي دولتي در دست اجرا فراهم مي‌آورد.

 اعضاي «پي سي‌اي اس تي» افرادي برجسته از صنعت، مؤسسات آموزشي و تحقيقاتي و بقيه سازمان‌هاي دولتي هستند. سه عضو هم از برندگان جايزه ي نوبل هستند.

«ان سي تي پي»

    اين گروه كه چند برنامة فناوري‌هاي كليدي را به انجام رسانده است زير نظر دبير « ا اس تي پي» و تنها براي تعيين فناوري‌هاي كليدي تشكيل شده است . و به دليل تشكيل گاه به گاه آن كه براي انجام تنها يك پروژه كه عبارت از آينده‌نگري است ارتباط و تعامل خاصي با ديگر سازمان‌هاي تأثير گذار در سياست‌هاي علم و فناوري كشور آمريكا ندارد. مشروح وظايف و نحوة تشكيل اين گروه در بخش ب ارائه مي‌گردد.

ب ـ ساختار نهاد مجري برنامه آينده‌نگري

با يادآوري تاريخچه ي آينده‌نگري در آمريكا و اينكه چندين سازمان در اين كشور به مناسبت علايق خود به اين كار دست زده‌اند در اين بخش تنها فعاليت‌هاي « ان سي تي پي» و ساختار آن را بررسي مي‌كنيم زيرا اين گروه عمومي ترين تمرينات آينده‌نگري را در آمريكا به انجام رسانده است و نمونه خوبي از مواجهه دولت آمريكا با مسايل سياست گذاري علم و فناوري مي‌باشد.

در اين بخش ابتدا « ان سي تي پي » و سپس « مؤسسة‌ فناوري‌هاي كليدي» و در نهايت راهبردهاي فناوري‌هاي كليدي را بررسي مي‌نماييم. دبير « ا اس تي پي»، « ان سي تي پي» يا «گروه ملي فناوري‌هاي كليدي» را از اعضاي اداره « ا اس تي پي » تشكيل مي‌دهد كه موظف است هر دو سال گزارشي در اين زمينه ارايه كند.

گزارش دو سالانه فناوري‌هاي كليدي ملي

1- گزارش فناوري‌هاي كليدي به رييس جمهور

گروه «ان سي تي پي» به رييس جمهور گزارش دو سالانه ي فناوري‌هاي كليدي ملي را ارايه مي‌كند. چنين گزارشي بايد شامل فناوري‌هايي (چه فناوري‌هاي توليد محصولات و چه فناوري‌هاي فرآيندهاي توليد) باشد كه براي آمريكا اهميت زيادي دارند. تعداد فناوري‌هايي كه اين گروه مشخص مي‌كند نبايد از 30 تا بيشتر باشند ولي شامل مهمترين فناوري‌هاي غيرنظامي نوظهور با افق 10 ساله باشد. در اين گزارش تخميني هم از اندازه بازارهاي حال و آينده چنين فناوري‌هايي چه در داخل و چه در خارج از كشور وجود دارد. گزارش‌ها حداكثر تا اول اكتبر سال‌هاي فرد به رييس جمهور ارايه مي‌گردند.

2- فناوري‌هايي كه به عنوان فناوري‌هاي كليدي شناخته مي‌شوند

براي تحقق بند قبلي « ان سي تي پي» فناوري‌هايي را به عنوان فناوري‌هاي كليدي معرفي مي‌كند كه براي افزايش امنيت ملي و رونق اقتصادي بلند مدت آمريكا اساسي باشند.

3- مواد گزارش

هر گزارش با توجه به هر فناوري مشخص شده در گزارش بايد شامل اطلاعات زير باشد.

1-     دلايل گروه براي انتخاب آن فناوري

2-     وضعيت پيشرفت اين فناوري در آمريكا و در كشورهاي ديگر

3-     تخميني از فعاليت‌هاي حال و آينده تحقيق و توسعه در آمريكا به همراه فعاليت‌هاي مهمي كه توسط بخش‌هاي زير انجام مي‌شود

·   دولت فدرال

·   دولت‌هاي ايالتي و محلي

·   صنايع خصوصي

·   دانشگاه‌ها و مراكز آموزشي

·   اقدامات مورد نياز تحقيق و توسعه ي فناوري‌ها و بازارهايي كه بوسيله شركاي بزرگ تجاري هدف قرار گرفته اند.

هر گزارش شامل مواد زير خواهد بود.

-     معرفي اقداماتي براي از بين بردن شكاف‌ها و كمبودهاي موجود در پايه و اساس فناوري آمريكا

-     ليستي از فناوري‌ها و بازارهايي كه توسط شركاي بزرگ تجاري براي توسعه در نظر گرفته شده اند

« سي تي آي»

اين مؤسسه يك مؤسسه ي غيرانتفاعي با مديريت «رند» و حمايت دولتي است.

وظايف

1-  جمع‌آوري اطلاعات به روز و موثق درباره پيشرفت‌ها و گرايش‌هاي عمده در تحقيق و توسعه فناوري‌ها در آمريكا و خارج از كشور با تأكيد ويژه بر اطلاعات مربوط به فناوري‌هايي كه اخيراً توسط رييس جمهور به كنگره ارائه شده است (همان گزارش «ان سي تي پي»).

2- تحليل و تفسير اطلاعات مربوط به بند قبل براي مشخص كردن ميزان تأثير احتمالي اين  پيشرفت‌ها و گرايش‌ها بر سياست‌هاي فناوري ايالات متحده

3-  آغاز مطالعه و تحليل بر روي گزينه‌هاي قابل دسترس براي تضمين برتري بلند مدت ايالات متحده در توسعه و كاربرد فناوري‌هاي بند الف. اين فعاليت شامل دولت فدرال، دولت‌هاي ايالتي، صنايع خصوصي و مؤسسات آموزش عالي در توسعه و كاربرد آن فناوري‌ها مي‌شود.

4-  « سي تي آي» بايد بنا به درخواست دبير « ا اس تي پي» پشتيباني و كمك فني به اين اداره و سازمان‌هاي زير ارايه نمايد.

الف ـ كميته‌ها و گروه‌هاي «پي سي‌اي اس تي»

ب ـ كميته‌ها و گروه‌هاي شوراي هماهنگي فدرال علم و فناوري (علم، مهندسي، فناوري) كه مسؤول هماهنگي فعاليت‌هاي دولت فدرال براي توسعه فناوري‌هاي حياتي و تقويت مباني فناوري ايالات متحده است.

رايزني در مورد فعاليت‌هاي مؤسسه

براي انجام وظايف خود در بند قبل، پرسنل مؤسسه بايد فعاليت‌هاي زير را انجام دهند:

1-  تماس و ارتباط نزديكي با نمايندگان صنايع بخش خصوصي، آموزش عالي و مؤسسات غيرانتفاعي داشته باشند و از نظرات آنها در ارايه گزارش‌ها و تحليل‌هاي خود استفاده نمايند.

2-  حداكثر استفاده را از اطلاعاتي كه در بند قبل به دست آمده است در انجام چنين وظايفي بنمايند.

گزارش‌هاي ساليانه

اين كميته بايد گزارش‌هاي ساليانه اش را در مورد فعاليت‌هاي كميته به رييس جمهور ارايه كند. هر گزارش بايد موادي را كه رييس جمهور لازم دارد در برداشته باشد.

به دليل اينكه مهم ترين و عمومي ترين تمرينات آينده‌نگري توسط « گروه ملي فناوري‌هاي كليد» انجام گرفته است، در اين قسمت تنها به روشي كه اين گروه براي تعيين « فناوري‌هاي كليدي» به كار برده است مي‌پردازيم.

مهم ترين و ابتدايي ترين بحث در اين بخش اين است كه اعضاي اين گروه چه كساني هستند اعضاي اين گروه از مقامات عاليرتبة‌ دولتي و اعضاي برجستة صنعت و دانشگاه هستند و توسط دبير « ادارة سياست علم و فناوري» انتخاب و نصب مي‌گردند.

«گروه ملي فناوري‌هاي كليدي» طبق قانون آمريكا وظيفة‌ تعيين فناوري‌هاي كليدي را كه در واقع با دو معيار اساسي رونق اقتصادي و امنيت ملي سنجيده مي‌شدند بر عهده داشت. (اين گروه در 31 دسامبر 2000 منحل شد)

مراحل اجرا

1-     تشكيل «ان سي تي پي»

2-     تهية ليست كانديدا

3-     مشاوره و رايزني

4-     گزينش فناوري ها(معيارها)

1- تشكيل « ان سي تي پي»

« ان سي تي پي » به دستور دبير « ا اس تي پي» و با اعضايي كه وي انتخاب مي‌كند تشكيل شده، اقدام به تعيين ليست فناوري‌هاي كليدي مي‌كند.

2- تهية ليست كانديدا

در مرحلة‌ اول تعيين اين گونه فناوري‌ها اين گروه به تهيه يك ليست كانديا اقدام مي‌كند. اين ليست كانديدا شامل فناوري‌هايي است كه در هفت طبقه مشخص شده اند.

اين طبقه بندي نگارش مجددي از طبقه بندي شش گانه‌اي است كه اين گروه براي اولين بار در سال 91 آن را ايجاد كرد. در اين هفت طبقه يا هفت گروه فناوري، همة فناوري‌هايي كه در تمرينات آينده‌نگري قبلي سازمان‌ها و گروه‌هاي مختلف (كه شامل « ان سي تي پي » هم مي‌شود) كليدي تشخصيص داده شده بودند، به تناسب موضوع وارد شده اند. اين طبقه بندي براساس نوع مهارت‌ها يا مسايل موجود در هر فناوري انجام شد و براساس كاربردهاي خاص آنها تنظيم نگرديد.

3- مشاوره

پس از تنظيم ليست كانديدا اين ليست براي اظهار نظر كارشناسي به « ان اس تي سي » فرستاده شد. در اين مرحله تنها اعضاي « ان اس تي سي » نبودند كه حق اظهار نظر در اين زمينه را داشتند و هر سازمان يا مؤسسة دولتي كه به نحوي در فعاليت‌هاي « ان اس تي سي» و كميته‌هاي آن مشاركت داشت مي‌توانست روي ليست نظر بدهد. مشاوره و اظهار نظر كارشناسان در اين مرحله به دو نحو انجام مي‌شد:

اظهار نظر راجع به ليست

كارشناسان « ان اس تي سي » مي‌توانستند در جاييكه ليست كانديدا فاقد جزييات لازم يا زمينه‌اي از فناوري بود، آنرا پيشنهاد كرده و به ليست اضافه نمايد.

تعيين موقعيت جهاني آمريكا در هر فناوري

همچنين از كارشناسان « ان اس تي سي» خواسته شده بود تا موقعيت جهاني آمريكا را در هر زمينه از فناوري مشخص كرده، گرايش‌هاي پنج سال آيندة‌ اين موقعيت را نيز تعيين نمايند؛ به اين معني كه در اين مدت موقعيت نسبي آمريكا نسبت به رقباي صنعتي اش چه تغيير نسبت به وضعيت فعلي خواهد داشت.

4- گزينش فناوري‌هاي كليدي

پس از اينكه نظرات كارشناسي بر ليست كانديدا اعمال شد، گروه يا پانل « ان سي تي پي» به گزينش فناوري‌هاي حياتي با دو معيار اصلي « رونق اقتصادي» و « امنيت ملي » به صورت زير اقدام مي‌نمايد: (براي كليدي شناخته شدن يك فناوري كافي است آن فناوري داراي يكي يا بيشتر از معيارهاي زير باشد)

رونق اقتصادي

·          به صورت مستقيم به تحقق اهداف ملي علم و فناوري كه در تفاهم نامة‌ اولويت‌هاي تحقيق و توسعة‌ سال 95 گنجانده شده بود كمك كند.

·                   به طور محسوس براي ارتقا موقعيت رقابتي جهاني آمريكا براي يك يا تعدادي از صنايع آمريكايي مفيد باشد.

·                   سرعت پيشرفت آنها زياد باشد.

·          فناوريهايي كه عليرغم نياز شديد صنعت به دليل خطر پذيري بالا و برگشت طولاني مدت سرمايه بخش خصوصي در آن سرمايه گذاري نمي‌كند و دولت بايستي در اين امر پيشگام بوده و مقادير زيادي از سرمايه گذاري در آن بخش را تقبل نمايد.

·          از نظر اقتصادي اهميت آنها اثبات شود: در كوتاه مدت با توجه به پيشرفت تدريجي و گام به گام و در بلند مدت با لحاظ كردن پيشرفت‌ها وجهش‌هاي علمي غير منتظره

امنيت ملي

·                   براي تقويت يا پيشرفت جنگ افزارهاي آينده به آنها نياز فراواني باشد.

·                   در جهت افزايش امنيت ملي باشد

·          براي دستيابي به نيازهاي دفاعي كشور آنطور كه در برنامه علم و فناوري دفاعي سال 194 اشاره شده است، ضروري و لازم باشد.

فهرست منابع

1.  ASTEC: Matching science and technology to future needs: an international perspective.

2. Changes in the U.S. Approach to Technology Foresight and Critical Technology Assessment http://www.nistep.go.jp/achiey/ftx/eng/mat077e/html/mat0779e.html.

3. U.s.code.title42-the public health and welfare, chapter 79 – science and technology policy, organization and priorities, subchapter 1 – national science, engineering, and technology policy: http:// envirotext.eh.doe.gov/data/uscode/.National Critical Technologies Report March 1995.

5. TECHNOLOGY FORESIGHT IN A RAPIDLY GLOBALIZING ECONOMY Author: Ben R. Martin, SPRU- Science and Technology Policy Research, University of Sussex.

6. Statement of The Honorable John H. Gibbons, Director of Office of Science and Technology Policy before the Subcommittee on Veterans’ Affairs, HUD, and Independent Agencies Committee on Appropriations”: U.S. House of Representatives.

7. FY 2001 Interagency Research and Development Priorities www.ostp.gov/html/996-3-2.html.

8. Technology Foresight within the Context of Sustainable Development: UNIDO, International Center for Science and High Technology.

9. U.S Technology Administration: Technology in the National Interest.

10. Technology Foresight , PERSPECTIVES for European and international cooperation? Table: Reports on Critical Technologies and National Foresight programmes. P, 6.

11. Summary of national Foresight projects. P1, 2.

12. National Science and Technology Council, 2000 Annual Report.


فرهاد سلطاني -------------------------

نويسنده : انديشكده آصف

 

انديشكدة آصف يكي از مراكز فعال در حوزة آينده است. در سايت اين انديشكده، مقالات و كتابهايي در حوزة آينده موجود است. Iran foresight  شما را به مطالعة اين مقاله دعوت مي‌نمايد.

 چرا بايد فناوري را پيش‌بيني كرد؟ البته شايد اين پرسش تلويحاً به اين معني باشد كه ما بين پيش‌بيني و عدم پيش‌بيني مختاريم؛ اما اين‌گونه نيست, چرا كه هر فرد، سازمان، يا ملتي كه از تغييرات فناوري تاثير بپذيرد، هنگام تصميم‌گيري درباره تخصيص منابع، ناگزير با پيش‌بيني فناوري مواجه خواهد شد. شايد برخي ادعا كنند كه به جاي پيش‌بيني عقلاني و تحليلي, گزينه‌هاي ديگري هم وجود دارند. ابتدا با اين گزينه‌ها آشنا مي‌شويم:

 "عدم پيش‌بيني": مي‌توان كوركورانه با آينده مواجه شد. به بيان ديگر از پيش‌بيني آينده پرهيز كرد و هيچ توجهي به پيامدهاي آتي تصميم‌ها نداشت.

 واضح است هر سازماني كه چنين عمل كند بقا نخواهد يافت. حتي اگر محيط تغيير نكند، اكثر تصميم‌هاي اتخاذ شده اشتباه خواهند بود. چرا كه طبيعتاً ثبات محيط را پيش‌بيني نكرده‌اند و اگر محيط به سرعت تغيير نكند، فاجعه‌ سريعتر روي خواهد داد, زيرا تصميمي كه در كوتاه‌مدت درست است, شايد در درازمدت غلط از آب درآيد. اما در اكثر موارد، "عدم پيش‌بيني" در واقع به معناي پيش‌بيني تداوم يا تغييرات جزئي در وضعيت موجود است.

 بنابراين، زماني كه تصميم‌گيرنده مي‌گويد به پيش‌بيني فناوري اعتقاد ندارد يا از آن استفاده نمي‌كند، در واقع مي‌خواهد بگويد كه تصميم‌گيري او بر فرض ثبات فناوري استوار است.

 اين رويكرد در واقع گزينه‌ بديل پيش‌بيني نيست، بلكه نوعي بسيار خاص اما تلويحي پيش‌بيني است.

 "هر چه بادا باد": اين گزينه بيانگر نگرشي است كه مي‌گويد آينده يك بازي كاملاً تصادفي است، و هيچ دليلي وجود ندارد كه بخواهيم از قبل آن را پيش‌بيني كنيم. جاي ترديد است كه هيچ تصميم‌گيرنده‌اي بخواهد زندگي شخصي خود را اين‌گونه اداره كند.

 حتي تصميم‌گيراني كه مي‌گويند به اين نگرش اعتقاد دارند در روزهاي سرد و ابري احتمالاً باراني مي‌پوشند. بنابراين، وقتي آن‌ها وانمود مي‌كنند كه در رابطه با تصميم‌هاي حرفه‌اي خود از اين نگرش برخوردارند، در واقع سعي دارند به اين بهانه از تفكر درباره نتايج پيش‌بيني طفره بروند.

 روشن است هر تصميم‌گيرنده‌اي كه واقعاً بر مبناي اين نگرش عمل كند, با مشكل مواجه خواهد شد. بويژه شايد دريابد كه سازمان وي قادر نيست با سازمان‌هاي ديگري كه از روشهاي عقلاني پيش‌بيني بهره مي‌برند, رقابت كند. لذا، سازمان‌هاي "هرچه بادا باد", عمر كوتاهي خواهند داشت.

 "گذشته درخشان": بسياري از سازمان‌ها تاريخچه درخشاني دارند. بقاي طولاني‌مدت آنها نشان مي‌دهد كه اين سازمان‌ها به نحو صحيح عمل كرده‌اند. متأسفانه وقتي شرايط تغيير مي‌كند، احتمال كمي وجود دارد كه سياست‌ها و تصميم‌هايي كه در گذشته موفقيت‌آميز بوده‌اند, همچنان مناسب و اثربخش باقي بمانند. افتخار متعصبانه به گذشته‌ درخشان, با اين فرض كه آينده درخشان را تضمين مي‌كند, قطعاً فاجعه‌بار خواهد بود. سازماني كه به جاي آينده بر گذشته تمركز كند, مسلماً به موزه تاريخ خواهد رفت.

 "پيش‌بيني رو به بالا": در اين نگرش فرض مي‌شود كه فناوري مانند كركره مغازه، روي يك خط ثابت و فقط به سمت بالا حركت مي‌كند. جوهره‌ي اين طرز برخورد را در گفته‌هاي متداولي چون "بالاتر، تندتر، دورتر" يا "هرچه بزرگتر بهتر" مي‌توان مشاهده كرد. در اينجا فرض مي‌شود كه آينده همچون گذشته خواهد بود، فقط كمي بيشتر يا بهتر.

 هر چند اين ديدگاه وقوع تغييرات را تاييد مي‌كند، اما اين را تشخيص نمي‌دهد كه علاوه بر مسير "بالا" مسيرهاي ديگري هم وجود دارد. شكي نيست كه با ظهور يك رهيافت فني جايگزين، رهيافت قبلي متوقف شده يا به حاشيه مي‌رود. سازماني كه به پيش‌بيني رو به بالا متكي باشد، دير يا زود غافلگير مي‌شود؛ زيرا تغييرات فناورانه‌اي كه ناگهان آشكار مي‌شوند، آن را به خط پايان نزديك مي‌كنند.

 "فشردن دكمه بحران": نگرش "عمل در شرايط بحران" يعني آنقدر منتظر بمانيم تا مشكل موجود به بحران تبديل شود و سپس براي كاهش اثرات بحران تلاش كنيم. در درازمدت اين شيوه عمل مانع پيشرفت سازمان در جهت تحقق اهداف خود مي‌شود و در بهترين حالت به معني حركت كج و كوله و نه مستقيم به سمت هدف است. به علاوه، در اين نگرش فرض مي‌شود كه وقتي بحران فرا برسد, وقت كافي براي واكنش اثربخش به آن وجود خواهد داشت. اگر در بحران خاصي اين فرض نادرست باشد، سازمان از بين خواهد رفت.

 به علاوه نگرش فشردن دكمه بحران اين واقعيت را ناديده مي‌گيرد كه اگر روش پيش‌بيني مناسبي به‌كار گرفته شود مي‌توان از ظهور بحران‌ها جلوگيري كرد. هر چند مردم به چنين نگرشي معتادند, با اين حال نمي‌توان آن را جايگزين روش‌هاي عقلاني پيش‌بيني كرد.

 "پيش‌بيني شهودي": اين نگرش نيز روش بديلي در برابر پيش‌بيني نيست، زيرا خود محتوي نوعي پيش‌بيني است. در واقع نگرش مذكور در نقطه مقابل روشهاي عقلاني، روشن و دقيق پيش‌بيني قرار مي‌گيرد. اين روش بدين ‌معني است كه دنبال يك نابغه بگرديم ـ كسي كه از توانايي برتر پيش‌بيني برخوردار باشد ـ و از او بخواهيم به‌طور شهودي آينده را پيش‌بيني كند.

 بسياري از اين گونه پيش‌بيني‌ها كه در گذشته انجام شده اند, درست از آب درآمده‌اند . اما اين شيوه كم وكاستي‌هايي نيز دارد. رالف لنز ـ تحليلگر فناوري ـ درباره پيش‌بيني شهودي مي‌گويد كه ياد دادن آن غيرممكن و يادگيري آن بسيار پرهزينه است و امكان بررسي آن توسط ديگران وجود ندارد.

 واضح است كه هيچ راه مطمئن و سريعي براي يافتن چنين كسي وجود ندارد و به فرض كه بتوان وي را پيدا كرد، امكان بررسي و ارزيابي پيش‌بيني او توسط ديگري وجود ندارد ـ حتي اگر فرد دوم هم نابغه باشد. شايد در برخي موارد هيچ راهي جز توسل به پيش‌بيني شهودي يك "نابغه" يا "كارشناس" وجود نداشته باشد، اما بايد دانست كه در صورت وجود روش منطقي و روشن، اين روش‌ها ارجحيت بيشتري دارند.

 هدف از بحث درباره جايگزين‌هاي "پيش‌بيني عقلاني" اين است كه نشان دهيم واقعا چنين جايگزيني وجود ندارد. زيرا هر تصميم قطعا بر مبناي يك پيش‌بيني استوار است. فرد تصميم‌گيرنده بين پيش‌بيني يا عدم پيش‌بيني مختار نيست، بلكه فقط مي‌تواند انتخاب كند كه آيا روش‌هاي عقلاني را به كار گيرد يا روش‌هاي شهودي و رجوع به ناخودآگاه يك فرد ديگر را.

 مزاياي استفاده از روش‌هاي عقلاني اين است كه قابل آموزش و يادگيري هستند؛ و دستورالعمل‌هايي دارند كه مي‌توان آنها را از طريق آموزش به ديگران ياد داد. حتي مي‌توان تضمين كرد كه در برخي موارد, صرف‌نظر از اينكه چه كسي از آن‌ها استفاده مي‌كند، به جوابي يكتا مي‌رسند.

پيش‌بيني‌اي را كه بر پايه روش‌هاي صريح استوار باشد، ديگران مي‌توانند بررسي كرده و ببينند آيا در جريان كاربرد روش‌ها, در محاسبات، يا در اطلاعات استفاده شده اشتباهي رخ داده است يا نه.

 هـمچـنيـن در مقاطع بعدي مي‌توان پيش‌بيني را از نو مرور كرد و ديد كه آيا هنوز قابل قبول است يا نه، اگر شرايط چنان تغيير كرده باشد كه پيش‌بيني بي‌اعتبار شده باشد، مي‌توان طرح‌ها و برنامه‌هاي مبتني بر آن پيش‌بيني را نيز تغيير داد.

 اگر پيش‌بيني عقلاني و صريح نباشد، بعدها نمي‌توان آن را بازبيني كرد و از ادامه آن مطمئن شد. همچنين اين خطر وجود دارد كه طرحهاي مبتني بر اين پيش‌بيني‌ها بدون تغيير باقي بمانند.

آيا پيش‌بيني به حقيقت خواهد پيوست؟

 شايد چنين به نظر برسد كه پيش‌بيني خوب لزوماً بايد به حقيقت بپيوندد. به بيان ديگر اگر پيش‌بيني غلط از آب در آيد, شايد به كلي بي‌فايده و حتي زيانبار به نظر برسد.

 به عنوان مثال، فردي كه به پيش‌بيني وضع آب و هوا توجه مي‌كند در صورت شنيدن خبر غلط نامساعد بودن وضع هوا ممكن است تداركات غيرضروري انجام دهد و يا به دليل اين كه وضع هوا خوب پيش‌بيني شده، خود را براي هواي بد آماده نكند. واضح است كه پيش‌بيني وضع هوا هنگامي سودمند است كه درست باشد.

 اكثرا همين معيار را براي پيش‌بيني فناوري نيز به‌كار مي‌گيرند. اما اين كار به دو دليل اشتباه است. اول به اين دليل كه نمي‌توان دقت پيش‌بيني را از قبل تعيين كرد, و دوم به اين دليل كه پيش‌بيني‌هاي خوداصلاحگر در نظر گرفته نمي‌شوند.

 پيش‌بيني‌هاي خوداصلاحگر نتيجه و رويداد نهايي را تغيير مي‌دهند. مثلا تصميم‌گيرنده پيش‌بيني نامساعدي را دريافت كرده و بنابراين جلوي تحقق آن را مي‌گيرد. آيا اين پيش‌بيني بد بود؟ مسلما خير، خيلي هم مفيد بود زيرا توانست به نتيجه بهتري بيانجامد. پيش‌بيني رويداد مطلوب تنها به اين دليل تحقق مي‌يابد كه بر اساس آن دست به كار مي‌شويد.

 در اينجا نيز ارزش پيش‌بيني در سودمندي آن است، نه در تحقق آن. بايد به اين نكته مهم توجه كرد كه پيش‌بيني‌ها نبايد بر اساس تحقق يا عدم تحقق آنها ارزيابي شوند. مهمتر از آن، بايد به ديگران ياد داد كه خوبي يك پيش‌بيني در كاربردي بودن آن است و اين كه بتوان با استفاده از آن تصميم‌هاي بهتري گرفت، نه اينكه آيا نهايتا به واقعيت مي‌پيوندد يا نه.

گام‌هاي نوآوري

مفـهـوم مهـمي كه در پيش‌بيـني فـناوري از آن استـفـاده مي‌شـود، "گام‌هاي نـوآوري" است. هيچ‌يك از نوآوري‌هاي فناوري بلافاصله پس از تراوش از ذهن مبتكر، استفاده عمومي پيدا نمي‌كنند.

 بر عكس، هر يك از نوآوري‌هاي فناوري از گام‌هاي متعددي عبور كرده و هر گام نسبت به گام پيش قابليت استفاده و كاربرد بيشتري را نشان مي‌دهد. پيش‌بيني فناوري با نگرش به اين گام‌ها انجام مي‌شود. ذيلاً اين‌گام‌ها مرور مي‌شوند:

 1. يافته‌هاي علمي: در اين مرحله، نوآوري به شكل درك علمي يك پديده يا خواصي از ماده، رفتار يك نيرو، و نظاير آن ظهور مي‌يابد. از اين يافته علمي نمي‌توان براي حل مشكلات فني استفاده كرد، اما بيانگر دانشي است كه راه حل مسائل مشخص را مي‌توان از آن استنتاج كرد.

 2. امكان‌پذيري آزمايشگاهي: در اين مرحله، راه‌حل مشخصي براي يك مساله شناسايي شده و يك نمونه آزمايشگاهي ساخته مي‌شود. واضح است كه اين نمونه با قوانين طبيعي يا فيزيكي سازگار است و مي‌تواند تحت شرايط آزمايشگاهي يك مشكل را حل كند، اما در خارج از آزمايشگاه يا بدون نظارت يك تكنسين ماهر عمل نمي‌كند.

 3. نمونه عملياتي: در اين مرحله ابزاري ساخته مي‌شود كه هدف آن عملكرد رضايتبخش در يك محيط عملياتي است. اكنون انتظار مي‌رود كه نمونه فوق به اندازه كافي قوي و قابل اطمينان باشد كه يك كاربر نوعي بتواند با آن كار كرده و از آن نگهداري كند.

 4. عرضه به بازار يا كاربرد عملياتي: در اين مرحله، اختراع مذكور نه تنها از دقت و كفإيت فني و طراحي برخوردار شده، بلكه توجيه اقتصادي هم دارد. عبارت "اولين نمونه توليدي" اغلب زماني به كار برده مي‌شود كه اختراع مذكور به اين مرحله رسيده باشد.

 5. پذيرش همگاني: در اين مرحله، نوآوري از لحاظ فني و يا اقتصادي ـ حداقل از بعضي جهات ـ برتر از ابزارهاي سابق است و لذا به طور گسترده جايگزين ابزارها، فنون يا قواعد گذشته مي‌شود. اين مرحله زماني آغاز مي‌شود كه ابزار جديد، درصدي از همه ابزارهاي داراي عملكرد يكسان و يا درصدي از همه وسايل مورد استفاده براي عملكرد يكسان را به خود اختصاص مي‌دهد.

 6. اشاعه به ساير حوزه‌ها: اين مرحله‌اي است كه نوآوري يا اختراع نه‌تنها در حوزه خاص خود كاربرد عام يافته، بلكه به حوزه‌هاي ديگري كه ابزار مذكور هرگز در آنجا كاربرد نداشته است گسترش مي‌يابد. به عنوان مثال: ترانزيستور هم‌اكنون به اين مرحله رسيده است. ترانزيستور نه‌تنها جاي لامپ خلا را گرفته، بلكه در سيستم احتراق خودروها و كنترل خودكار دوربين‌ها نيز استفاده مي‌شود.

 7. آشكار شدن اثرات اجتماعي و اقتصادي: نوآوري در اين مرحله به شكلي رفتار جامعه را تغيير مي‌دهد يا به نقطه‌اي مي‌رسد كه نقش اقتصادي مهمي پيدا مي‌كند. به عنوان مثال، تلويزيون قطعاً اثري عمده بر جامعه بشري برجاي گذاشته است.

 همه نوآوري‌ها همه اين مراحل را پشت سر نمي‌گذارند، اما در پيش‌بيني فناوري با استفاده از مفهوم "مراحل نوآوري" مي‌توان در همان مراحل ابتدايي توسعه فناوري، رويدادهاي آتي را پيش بيني كرد.  

روشهاي پيش‌بيني

 اساسا چهار روش پيش‌بيني وجود دارد، و تحليلگران با انواع تركيبات اين چهار روش پيش‌بيني مي‌كنند.

1. برون‌يابي. اين روش الگوي گذشته را به آينده تعميم مي‌دهد. يعني نخست يك سريِ زماني از اطلاعات مربوط به موضوع جمع‌آوري، و سپس برون‌يابي مي‌شود. به عنوان مثال، تحليلگري مي‌خواهد سرعت هواپيماهاي آينده را پيش‌بيني كند.

 ابتدا تاريخچه سرعت هواپيماها را بر اساس زمان وقوع آن‌ها گردآوري كرده و سپس مي‌كوشد الگوي حاكم براين اطلاعات را كشف كند. اين الگوهاي نوعي يا به صورت "روند" (مثل اطلاعات فناوري ‌و اقتصادي) يا به صورت "چرخه" هستند (مثل ‌اطلاعات مربوط به آب و هوا). پس از كشف الگو، آن را به آينده تعميم مي‌دهيم و از اين طريق پيش‌بيني انجام مي‌شود.

 2. شاخص هادي: كاهش درجه هواسنج اغلب نشانگر اين است كه به زودي باران مي‌بارد. بنابراين فرد مي‌تواند با استفاده از نقطه عطف سري زماني اطلاعات هواسنجي و فشارسنجي, نقطه عطف موجود در سري زماني بارش باران را پيش‌بيني كند.

 در اين روش از يك سري زماني مشخص براي پيش‌بيني وضعيت آينده يك سري زماني ديگر استفاده مي‌شود. نكته اساسي در روش شاخص پيشرو اين است كه رفتار سري زماني مدنظر با رفتار سري زماني اوليه، يعني همان شاخص پيشرو يكسان و صرفاً اين دو با همديگر تاخير زماني داشته باشند.

 به بيان ساده رفتار امروز سري زمانيِ هواسنج حاكي از رفتار فرداي سري زماني باران است.

 3. الگوي علت و معلولي: در روشهاي برون‌يابي و شاخص هادي بايد بين گذشته و آينده رابطه‌اي به‌دست آيد و هيچ نيازي نيست كه علت‌هاي اين رابطه شناخته شود.

 تحليلگري كه از روش شاخص هادي استفاده مي‌كند, نيازي ندارد كه بداند چرا رفتار دو سري زماني يكسان است. در مقابل، در الگوهاي علت و معلولي، اطلاعات مربوط به علت و دليل جمع‌آوري مي‌شود. به عنوان مثال, پيش‌بينيِ گرفتگي خورشيد بر پايه رابطه‌ علت و معلولي استوار است, و از قوانين بنيادي فيزيك تبعيت مي‌كند.

 4. روش‌هاي آماري و احتمالي: تفاوت اين روش‌ها با روش‌هاي قبلي در اين است كه يك توزيع احتمالي بر روي دامنه ارزش‌هاي ممكن توليد مي‌كند. هم اكنون برخي از پيش‌بيني‌هاي آب و هوايي به اين شيوه انجام مي‌شود. به عنوان مثال، مي‌گويند احتمال بارندگي فردا 30 درصد است. اين بدان معني است كه در دامنه نتايج ممكن، يعني بين بارندگي و عدم بارندگي، درصد احتمال وقوع آن‌ها به ترتيب30 درصد و 70 درصد است.

 نكته‌اي كه بايد به خاطر داشت اين است كه براي پيش‌بيني فناوري فقط چهار روش وجود دارد. تفاوت‌هايي كه در كاربرد اين روش‌ها ديده مي‌شود, اساسا ناشي از تفاوت در نوع اطلاعات موجود است.

 به عنوان مثال، اطلاعات اقتصادي همچون قيمت‌ها در فاصله زماني منظم (هفتگي، ماهانه، و غيره)‌ ارائه مي‌شوند، اما اطلاعات مربوط به فناوري در فاصله زماني منظم عرضه نمي‌شوند. لذا، هر چند هنگام پيش‌بيني اقتصادي و فناوري از روش برون‌يابي استفاده مي‌شود، تكنيك‌هاي خاص مورد استفاده آن‌ها با يكديگر متفاوت است، زيرا ماهيت اطلاعات آنها تفاوت اساسي دارد.

 بايد به خاطر داشت كه پيش‌بيني فناوري به خودي خود ارزشي ندارد، بلكه ابزاري براي كمك به تصميم‌گيري است. بنابراين، بايد بتوان به كمك پيش‌بيني پاسخ سوال‌هاي تصميم‌گيرنده را به دست آورد.

 ارزش پيش‌بيني به ميزان سودمندي آن در زمان اتخاذ تصميم بستگي دارد. هر پيش‌بيني كه كيفيت تصميم را بهبود بخشد، صرف‌نظر از اين كه در آينده چه رخ دهد، پيش‌بيني مفيدي خواهد بود.

منبع:

ملكي فر، عقيل و همكاران، الفباي آينده‌پژوهي: علم و هنر شكل بخشيدن به فردا، انديشكده صنعت و فنآوري ( آصف)، در دست انتشار ( براي پيش خريد اين كتاب با شماره تلفن‌هاي 8550305 و 8701848 تماس بگيريد)

فرهاد سلطاني -------------------------

در دهه 90 در كشور ژاپن به دنبال انباشته شدن كسري بودجه‌هاي ساليانه بدهي‌هاي دولت به ميزان زيادي افزايش پيدا مي‌كند. اين كسري زياد بودجه در اواسط دهه 90 به عنوان يك معضل سياسي مطرح شد كه هنوز هم نگراني‌هاي آن به اتمام نرسيده است.

 در ادامه آن ماجرا مردم ژاپن نسبت به سرمايه گذاري‌هاي دولت بسيار حساس شدند. شكست بانك‌ها به همراه غفلت‌ها و گمراهي زياد مسئولان تجاري و بازرگاني دولت نظرات مردم را به شدت تحت الشعاع قرار داده بود. در نتيجه همگي به اين نتيجه رسيدند كه مي‌بايست سيستم حكومتي تغيير كند و تبديل به يك سيستم كوچك تر و در عين حال موثرتر بشود. بنابراين در سال 1999 مجلس ژاپن وزارت خانه‌ها و سازمان‌هاي مربوط را از 22 به 13 كاهش مي‌دهد.

 بر طبق اين برنامه وزارتخانه "تحصيلات، علم، ورزش، فرهنگ" با "سازمان علم و فناوري" ادغام شد و تبديل به وزارتخانه "تحصيلات، علم، ورزش، فرهنگ و فناوري" شد. اين وزارتخانه مسئول محدوده گسترده‌اي از علم و فناوري شده كه گستره آن علوم پايه تا تحقيق وتوسعه كاربردي را زير پوشش قرار مي‌دهد.

ضمنا "موسسه ملي سياست گذاري علم و فناوري" يكي از موسسات، اين وزارتخانه تازه و نوپا است. به طور هم زمان "شوراي علم و فناوري" تقويت شده و به عنوان يك شوراي جامع علم و فناوري محدوده فعاليت گسترده تري پيدا كرد. به طوري كه علاوه بر علوم طبيعي در زمينه‌هاي علوم انساني و اجتماعي هم شروع به كار كرد. البته كاركرد انجمن و شوراي فوق­الذكر تهيه چارچوبي براي تحقق تحقيقات علم و فناوري است.

طي سالهاي گذشته در ژاپن شاهد دوره‌اي بوديم كه تغييرات بنيادي در سيستم دولتي آن انجام مي‌شود. كه البته اين تغييرات با در نظر گرفتن محدوديت‌هاي موجود در ژاپن است اعم از بدهي‌هاي زياد دولت، پير شدن سريع جمعيت و موضوعات مربوط به جهاني شدن، در ضمن به عنوان يك مساله مهم قابل ذكر است كه استفاده از منابع طبيعي محدود هم بايد مورد توجه قرار گيرد.

منابع انساني

بدنه علمي

بدنه علمي در بررسي دلفي تهيه كنندگان سئوال‌ها و پرسش شوندگان هستند. اعضاي زيرگروه‌ها را كه تهيه پرسش نامه بر عهده آنهاست در بخش بدنه اجرايي معرفي مي‌كنيم و در اين بخش به معرفي نحوه انتخاب پاسخ دهندگان، خصوصيات و نحوه توزيع آنها در مشاغل مختلف مي‌پردازيم.

 انتخاب پاسخ‌دهندگان

بعد از چندين دوره برگزاري مطالعات دلفي در ژاپن اكنون بانك اطلاعاتي خوبي از افرادي كه مي‌توان در بررسي دلفي از آنان بهره جست وجود دارد. علاوه بر امكان فوق در ادامه روش انتخاب پاسخ دهندگان در بررسي هفتم ارايه مي‌شود.

انتخاب پاسخ دهندگان بر مبناي توصيه اعضاي هر زيرگروه انجام شد. به وسيله توصيه اعضا سعي شد تا ليستي هر چه بزرگتر از متخصصين با دانش وسيع در شاخه مربوطه تهيه شود. البته اين نكته نيز در نظر بود كه تعداد افراد حاضر از بخشهاي دولت دانشگاه و صنعت نيز متناسب مي‌باشد.

پاسخ دهندگان مي‌بايست يا در "تحقيق و توسعه" كار مي‌كردند و يا مديريت پروژه‌هايي را در دست مي‌داشتند و يا در اين گونه موقعيتها مي‌بودند و دانش تخصصي در شاخه مربوطه مي‌داشتند.

در دور هفتم، پاسخ دهندگان با توجه به توزيع افرادي كه در "تحقيق و توسعه" در هر شاخه فعاليت مي‌كنند، انتخاب شدند. با توجه به اين موضوع درصد طبقه بندي افراد به صورت زير شد:

·    كارمندان شركتها 36%

·    افراد دانشگاهي 37%

·    كارمندان دولتي 15%

·    ديگر كارمندان غير شركتي10%

·    ديگر مشاغل 2%

در دور هفتم سعي شده است كه نسبتا از افراد جوانتر كه در ده سي سالگي يا چهل سالگي از عمر خود هستند استفاده شود. (در دور ششم حدود 80% از افراد در دهه چهل سالگي يا پنجاه سالگي از عمر خود به سر مي‌بردند). همچنين سعي شده است كه از خانم‌ها بيشتر استفاده شود (تنها 2% از افراد در دور ششم، زن بودند.)

از پاسخ دهندگاني كه طي مراحل بالا انتخاب شدند، سئوال شد كه آيا آنها مايل به همكاري در اين برنامه مي‌باشند؟ سپس از ميان آنهايي كه تمايل خود را ابراز كرده بودند كه در دور اول شركت كنند، افرادي انتخاب شدند در دور اول 4448 پرسشنامه و در دور دوم 3809 پرسشنامه فرستاده شد. از آنهايي كه پس از دور اول از تصميم خود منصرف شدند، صرفنظر شد.

طبقه بندي افراد در اين بخش به شرح زير بود:

·    كارمندان شركتها 31%

·    افراد دانشگاهي 42%

·    كارمندان دولت 14%

·    ديگر كارمندان غير شركتي 10%

·    ديگر مشاغل 3%

 در مقايسه با دور قبل، درصد افراد دانشگاهي بالا رفته استع اما درصد افراد كارمندان شركتها افت كرده است، كه عمدتا به اين دليل بود كه دو شاخه "مخابرات" و "اطلاعات" با يكديگر تلفيق شدند و به دليل اينكه اين دو شاخه بيشترين تعداد از پاسخ دهندگان را دارا بودند، درصد اين افراد با كاهش مواجه شد.

از نظر سن، تعداد پاسخ دهندگاني كه در دهه 40 سالگي بودند كمي كاهش يافت و آنهايي كه در دهه 50 سالگي بودند كمي افزايش يافتند. همچنين تعداد زنان پاسخگو كمي افزايش يافت، اما اين تغيير نيز بسيار اندك بود و هنوز درصد زنان كمتر از 3% بود.

 روش سياستگذاري تحقيق و فناوري

تصميم‌گيري در زمينه سياست‌هاي تحقيق و فناوري و مديريت نوآوري كارآفرين نيازمند روشي برنامه‌ريزي شده، نظام‌مند و سازمان يافته مي‌باشد كه شامل اجزاء زير است:

·    موقعيت يك فناوري را تحليل مي‌كند. (مونيتورينگ فناوري)

·    توسعه‌هاي احتمالي آن را مي‌شكافد. (آينده‌نگري)

·    اثرات مستقيم و غيرمستقيم آن را بر اقتصاد، محيط زيست، بهداشت، جامعه و ديگر زمينه­ها تخمين مي‌زند. (ارزيابي اثرات فناوري)

·    اين اثرات را بر پايه اهداف از پيش تعيين شده ارزيابي كرده با ديگر توسعه‌هاي مطلوب مقايسه مي‌كند و فعاليت‌ها و سازماندهي‌هاي احتمالي را بر پايه آن تدوين مي‌كند. (راهبردهاي نوآوري يا مطالعات سياست فناوري)

كليات روش دلفي

فرآيند دلفي ـ با نگاهي كلي‌تر ـ روش تخصصي براي ارزيابي فناوري است. اين روش بر پايه روشهاي خلاقانه حل مسأله علمي بنا شده و در تحليل و فناوري سيستم‌ها به طور خاص تعريف و به كار گرفته شده است.

اندوخته‌هاي كلاسيك ارزيابي فناوري را مي‌توان به دو بخش تقسيم كرد، هر چند در عمل همواره تركيبي از اين دو به كار گرفته مي‌شود. اين دو دسته عبارتند از: روشهاي كمي و روش‌هاي كيفي. روش دلفي خصوصيات هر دو دسته را دارا مي‌باشد از آن مي‌توان براي تعريف و ساختاربندي يك زمينه مورد تحقيق و يا پيش بيني و ارزيابي فناوري و گرايشهاي آن استفاده كرد.

مطالعه دلفي راهي است براي يافتن نظرات، شكل دهي عقايد و پيش بيني. در بررسي دلفي با روشي نظام‌مند بينش و ارزيابي متخصصان انتخاب شده معلوم مي‌گردد.

نتايج دلفي يك يا چند بار به متخصصان ارايه مي‌شود تا به آنها اجازه داده شود نظرات خود را در سايه عقايد ديگر متخصصان امتحان كرده، در صورت لزوم آن را اصلاح كنند.

موفقيت روش وابستگي بسياري به انتخاب متخصصاني دارد كه از آنها سئوال مي‌شود. بهترين افرادي كه مي‌توانند درباره يك زمينه خاص نظر دهند افراد آگاه در آن زمينه‌اند ولي اين نكته نيز به ذهن هر كسي خطور مي‌كند كه افرادي كه در يك زمينه خاص درگير هستند معمولا ديدي خوش بينانه نسبت به آن دارند بر همين اساس بايد قاعده زير را مدنظر قرار داد:

"متخصصاني كه درباره زمينه‌اي خاص آگاهي كافي دارند ولي مستقيما در آن درگير نيستند بايد براي نظر دادن ترغيب شوند."

قواعدي از اين دست را بايد در كنار بررسي نتايج خام در نظر گرفت.

دلفي ژاپن

بيشترين تجربه در زمينه مطالعات فراگير دلفي در ژاپن انجام شده است و اين روش با تفكر ژاپني به خوبي مطابقت يافته است. در ژاپن مطالعات دلفي كم تعداد ولي بسيار گسترده‌اي هر 5 سال يكبار و با افقي 30 ساله از سال 1971 ميلادي انجام شده است.

 به گونه‌اي كه اين مطالعات جزء لاينفك سياست گذاري علم وفناوري شده است. اين مطالعات توسط پيمانكاران مختلفي سازماندهي شده و گروه‌هاي مشاور مختلفي داشته است ولي مديريت اين مطالعات همواره بر عهده شخصي ثابت بوده است. مدير سابق موسسه تحقيقات ميتسوبيشي ـ فردي شناخته شده در حلقه‌هاي پژوهشي ژاپن.

هرچند ژاپني‌ها مطالعات آينده‌نگري خود را با نام "پيش‌بيني" مي‌شناسند ولي به نظر مارتين و ايرواين (1989) هدف ژاپني‌ها در سياست و اقتصاد پيش‌بيني دقيقي از آينده نبوده است بلكه اطلاعاتي راجع به تمايلات ترويجي در علم و فناوري مورد نظر بوده است. تا اين اطلاعات باعث هوشياري و آگاهي مديريت تحقيق و توسعه گردد.

بر خلاف تحليل دورنماهاي ديگر، پيش­بيني­هاي 30 ساله علم و فناوري در ژاپن به يك مجموعه اهداف خاص توجه نكرده و در يك چهارچوب سياسي خشك نيز قرار نگرفته است. هدف كلي مسئولان آغازگر برنامه ايجاد نمايي كلي و جامع از گرايش‌هاي مهم نوآوري درعلم و فناوري بوده، كه اين اطلاعات براي ارايه و كمك به فرآيندهاي برنامه‌ريزي حكومتي در زمينه سياست گذاري علم وفناوري و براي تامين اطلاعاتي شركتهاي صنعتي در نظر گرفته شده بودند.

"وزارت فرهنگ، آموزش، ورزش، علم و فناوري (مكست حاصل از ادغام "سازمان علم وفناوري" و "وزارت فرهنگ، آموزش، ورزش و علم" در دسامبر سال 2000 است)، 7 برنامه پيش بيني فناوري را در بازه­هاي زماني 5 ساله از سال 1971 و براي مشخص كردن آينده فناوري در ژاپن از منظري بلند مدت، هدايت كرده است.

انجام برنامه

در ادامه مراحل انجام روش دلفي را در دور هفتم از زبان مجريان برنامه آورده شده است:

زير گروه­ها:

زير گروه‌هاي نيازهاي اقتصادي ـ اجتماعي شامل سه زير گروه زير است:

·    سيستم اجتماعي ـ اقتصادي جديد

·    جامعه رو به پيري

·     امنيت

زير گروه‌هاي شاخه فناوري

اين 14 زيرگروه كه شاخه‌هاي اصلي فناوري را تشكيل مي‌دهند عبارتند از:

 

 اطلاعات و ارتباطات

علم حيات

بهداشت و مراقبت پزشكي

كشاورزي، جنگلداري، ماهيگيري، غذا

مواد و فرآيند

الكترونيك

علم دريا، علم زمين و فضا

منابع طبيعي، انرژي و محيط زيست

توليدات صنعتي

توزيع

تجارت و مديريت

شهرسازي و ساخت

حمل و نقل

خدمات

 

 

 وظيفه گروه راهبردي ايجاد ساختار كلي، برنامه‌ريزي و مطالعه نتايج زير گروه‌ها است. زيرگروه‌هاي شاخه‌هاي فناوري "موضوع هاي" مختلف فناوري را براي درج در پرسشنامه‌ها و شاخه تخصصي خود را در هر شاخه مشخص مي‌كنند، افراد شركت كننده را انتخاب مي‌كنند و نتايج برنامه را در شاخه تخصصي خود تجزيه و تحليل مي‌كنند. زيرگروه نيازها نيز تمايلات محتمل آينده را در نيازهاي اقتصادي – اجتماعي در 30 سال آينده مشخص مي‌كند.

 پس از بررسي نتايج، زيرگروه‌هاي شاخه‌هاي فناوري، گزارش مربوط به شاخه خود را تاليف مي‌كنند و زيرگروه‌هاي نيازها نيز گزارشي را آماده مي‌كنند كه در آن نتايجي از دورنماي نيازها خلاصه شده است.

بررسي تحليل نهايي در همه شاخه‌هاي برنامه توسط نيستپ، انجام شده و گروه راهبري نيز با توجه به همه نتايج گزارشي جامع فراهم مي‌كند.

 شاخه‌هاي برنامه

بر خلاف برنامه ششم كه در آن تنها 14 شاخه فناوري مطرح بود در اين برنامه 16 شاخه وجود داشت. تغييرات زير نيز در اين دوره ايجاد شده بود.

·    شاخه‌هاي "اطلاعات" و "مخابرات" در شاخه "اطلاعات و مخابرات" تلفيق شدند.

·    شاخه‌هاي "پخش و توزيع"، "تجارت و مديريت" و "خدمات" در اين دور اضافه شدند.

·    "بهداشت، مراقبتهاي درماني و رفاه" به "بهداشت ومراقبتهاي درماني" تغيير كرد و شاخه "خدمات"، شاخه "رفاه" را هم شامل شد. دوره پيش بيني شده 30 سال مي‌باشد. (ازسال 2001 تا 2030)

روش برنامه

همانند دوره‌هاي گذشته، در اين دوره نيز از روش دلفي استفاده شد و جواب‌ها طي دو مرحله جمع‌آوري وتثبيت شد.
روش دلفي: روش دلفي روشي است‌كه ديدگاه پاسخ‌دهندگان در آن به وسيله دادن پرسشنامه به عده كثيري از افراد يكسان ميگردد. در دوره دوم پاسخ دهندگان بازتابي از نتايج دور قبل را دريافت مي‌كنند و بنابراين آنها مي‌توانند جواب خود در سايه تمايلات كلي بازنگري و بروردآورد نمايند. اين مشخصه عمده‌اي مي‌باشد كه روش دلفي را از روشهاي ديگر جدا مي‌كند. بعضي از پاسخ دهندگان به طور كلي تمايلبه حمايت از ديدگاه اكثريت دارند. بنابراين ممكن است كه ديدگاه آنان يكسان شود.

 تنظيم موضوعات

زيرگروه‌هاي نيازها در مورد نيازهاي اقتصادي و اجتماعي آينده تحقيق به عمل آورده، سپس هر موضوع به زيرگروه مربوط به خود ارجاع داده شد.

زيرگروه‌هاي فناوري با در نظر گرفتن موارد نيازي كه برشمرده شد، موضوعات را تنظيم مي‌كنند.

در مرحله اول، زيرگروه‌ها در هر شاخه ميدان عمل را مشخص مي‌كنند، يعني در مورد جهت توسعه فناوري آينده تحقيق مي‌كنند و چارچوبي را ايجاد مي‌كنند كه در آن موضوعات مهم از قلم نيفتد. سپس ليستي از موضوعات مهم تهيه مي‌نمايند.

موضوعات با اين پارامترها تنظيم مي‌شود:

·    چارچوب موضوعات برنامه ششم از ديدگاه تمايلات فناوري جديد بررسي مي‌شود.

·    به طور معمول تعداد موضوعات اين دوره با دور قبل برابر است با توجه به موضوعات تغيير يافته و موضوعات جديد كه هر كدام تقريبا 3/1 كل موضوعات را تشكيل مي‌دهند.

·    به طور اصولي، موضوعات بايد تا 2030 تحقق يابند. هر كجا لازم باشد، موضوعاتي كه بعد از 2031 تحقق يابند نيز شامل مي‌شوند.

·    به طور اصولي مرحله بلوغ هر يك از موضوع‌ها بايد با يكي از 4 كليد واژه "مقدماتي"، "توسعه يافته"، "استفاده علمي" و "استفاده عمومي" تشريح شود.

·    در مورد مكان تحقق، به جز در مواردي كه به طور مشخص نام برده شده است، فرض مي‌شود كه در هر جاي دنيا مي‌تواند محقق شود، كشور يا هر ناحيه‌اي كه تحقق آن موضوع زودتر رخ مي‌دهد.

·    در يك موضوع بيشتر از يك مورد خاص پيش بيني نشود.

·    موضوعات بايد داراي اهداف مشخص باشد و هر جا ممكن است، داده‌هاي مورد نياز را شامل شود و نيز مي‌بايست تصويري از كاربردهاي عملي و مشخص ايجاد كند.

·    در صورت لزوم، موضوعات همانند، مي‌بايست در بيشتر از يك شاخه از فناوري مطرح شوند.

·    هنگام تنظيم موضوعات، نيازهايي كه به وسيله زيرگروهها نيازها مطرح مي‌شود، در نظر گرفته شود.

·    موضوعات غيرمربوط به فناوري را نيز شامل بشود. (به عنوان مثال سيستمهاي اجتماعي و نوع زندگي) كه به طور خيلي نزديك با پيشرفت و فناوري ارتباط دارد.

پس از آنكه زيرگروهها موضوعات دور قبل را تكامل بخشيدند و در مورد موضوعات جديد تحقيق كردند، در نهايت 1065 موضوع براي اين دوره انتخاب شد.

موارد مطرح شده در برنامه

مورد سئوال

در پرسشنامه براي هر سئوال موارد زير پرسيده شده است:

·  درجه تخصص

·  درجه اهميت در ژاپن

·  تاثيرات مورد انتظار

·  زمان تحقق پيش بيني شده

·  كشورهاي پيشرو

·  تاثيرات مورد انتظار از دولت

·  مشكلات بالقوه در ژاپن

سئوال‌هاي عمومي

علاوه بر موارد پرسيده شده در هر موضوع، در مورد جهت تحقيق وتوسعه ژاپن و دورنماي كلي توسعه فناوري در همه شاخه‌ها سئوال شد.

سئوال‌هاي متفرقه

از پاسخ دهندگان خواسته شد تا عباراتي در مورد موضوعاتي كه در زير مطرح مي‌شود، بنويسند:

·   دورنماي علم و فناوري در قرن 21 (دور اول پرسشنامه)

·   سياستهاي علم و فناوري در ژاپن (دور دوم پرسشنامه)

·   عباراتي در مورد برنامه‌هاي كلي (دور اول و دور دوم پرسشنامه ها)

 به كارگيري پرسشنامه

پرسشنامه‌ها به ترتيب زير براي پاسخ دهندگان ارسال شد:

دور اول: آگوست سال 2000، دور دوم: دسامبر سال 2000

در دور دوم از پاسخ دهندگان پرسش‌هاي مشابه دور اول پرسيده شد و همچنين نتايج دور اول براي آنها ارسال شد. انشاي بعضي از سئوالات در دور دوم پرسشنامه دوباره مورد بررسي قرار گرفت و با توجه به عباراتي كه پاسخ دهندگان در دور اول پاسخ داده بودند تغيير يافت.

فرضيات در نظر گرفته شده

·   به طور اصولي، آينده‌نگري فناوري كليدهاي تحقيق و توسعه را در 30 سال آينده درباره زماني 2001 تا 2030 بررسي مي‌كند.

·   در 30 سال آينده جنگي در مقياس جهاني يا حوادث طبيعي كه موجب تغييرات اقتصادي و اجتماعي باشد در نظر گرفته نشده است.

·   مگر در مواردي كه به طور صريح كلمه ژاپن ذكر شده است، زمان تحقق در هر جاي دنيا مورد نظر است.

اشاعه و اجرا

ژاپن با سابقه ترين كشور در انجام مطالعات آينده‌نگري است. استمرار اجراي مطالعه دلفي در دوره‌هاي پنج ساله باعث شده است كه آينده‌نگري و استفاده از خروجي‌هاي آن در جامعه ژاپن به خوبي جا بيفتد.

در دوره‌هاي اول مطالعات آينده‌نگري ممكن است خروجي‌ها مستقيما وارد روندهاي سياست گذاري شده باشد ولي از دور پنجم به بعد نتايج برنامه به طور رسمي براي هيچ موسسه خاصي فرستاده نشده است. گزارش نهايي در اختيار همگان قرار مي‌گيرد و شركت‌ها و موسسات تحقيقاتي مختلف در سياست گذاري‌هاي خود از اين نتايج سود مي‌جويند.

"موسسه ملي سياست‌گذاري علم و فناوري" ميزان استفاده شركتها از نتايج چهارمين تمرين را ارزيابي كرده است كه نتايج آن بدين شرح است:

از250 شركت و موسسه مورد بررسي، 59% اعلام كرده‌اند كه نتايج "بسيار مهم" هستند و بيشتر از 36% قضاوتشان اين بود كه نتايج "ارزشمند" است. استفاده اصلي از نتايج سازمان علم و فناوري شامل موارد زير مي‌باشد:

·    برنامه‌ريزي براي تحقيق و توسعه و پروژه‌هاي اقتصادي 72%

·    تحليل گرايش‌هاي ميان مدت فناوري 61%

·    تحليل محتويات خاص موضوعات بررسي شده 60%

"موسسه ملي سياست گذاري علم و فناوري" هم چنين صحت نتايج اولين بررسي دلفي در سال 1971 را ارزيابي كرده است، آنها دريافته‌اند كه 64% موضوعات مطرح شده در بررسي اول بعد از 20 سال كاملا و يا تقريبا تحقق پيدا كرده اند.

 با در نظر گرفتن اين موضوع كه افق زماني مورد بررسي در برنامه آينده‌نگري افقي بلندمدت بوده و با توجه به اين حقيقت كه بررسي فوق اولين مورد در نوع خود بوده است اعداد و ارقام فوق بسيار اميدبخش است. در ضمن در مواردي نيزكه نتايج آينده‌نگري با شكست مواجه مي‌شود اغلب مشكل با توسعه فناوري نيست بلكه دليل اصلي آن تحولات سياسي و اجتماعي است.

 به هر حال ابزارهايي كه ژاپني‌ها براي اشاعه و اجراي برنامه آينده‌نگري خود به كار برده‌اند هر چه بوده است، اكنون اين فرآيند جزء مباني اطلاعاتي شركت‌هاي مختلف تجاري و صنعتي قرار گرفته است.

1-  Science and Technology Foresight Center National Institute of Science and Technology Policy – (NISTER)- Ministry of Education Culture, Sports, Science and Technology Japan – The Seventh Technology Foresight- Future Technology in Japan toward the Year 2030.

2-  Ben R.Martin, SPRU-Science and Technology Policy Research, University of Sussex – Technology Foresight in a Rapidly Globalizing Economy.

3-  Michio Seya, senior Researcher, Four h Policy – Oriented Researcher Group, National Institute of Science and Technology Policy – Technology Foresight Japan.

 


28. هوشمندي استراتژيك در سياست‌گذاري (در حوزه علوم و فناوري)

نويسنده: الكساندر توبك

برگردان: محمدرضا ميرزا اميني

(انديشگاه شريف)

 

 سندي كه پيش رو داريد, برمبناي پنج مقاله اوليه ارايه‌شده توسط شبكه ديده‌بان علوم و فناوري اروپا, به شرح روندهاي موجود و پيشرفت‌هاي حاصل‌شده در ”هوشمندي استراتژيك سياستي“ مي‌پردازد.

 مخاطب اصلي اين سند, سياست‌گذاران هستند. عمده‌ترين هدف اين سند, بررسي نحوه مشاركت و تاثيرگذاري هوشمندي استراتژيك سياستي در سياست‌گذاري‌ها و ارايه راهكارهايي براي تقويت اين مفهوم جهت استفاده در سياست‌گذاري‌هاي يك اقتصاد دانش‌بنيان است.

هوشمندي استراتژيك سياستي را مي‌توان اين‌گونه تعريف نمود:

”مجموعه‌اي از اعمال جستجو, پردازش, اشاعه و حفاظت از اطلاعات با هدف ارايه آن‌ها به فرد مناسب در زمان مناسب جهت اتخاذ تصميم درست“.

در اين سند, تمركز اصلي بر انواعي از هوشمندي استراتژيك است كه آينده‌نگرانه بوده و در راستاي تصميمات سياستي هستند كه به‌طور ويژه بايد به پيش‌بيني فناوري, ارزيابي فناوري و آينده‌نگاري فناوري اشاره كرد.

به همين جهت, انواع هوشمندي استراتژيك را مي‌توان اين‌گونه برشمرد:

·          پيش‌بيني فناوري به پايش مستمر پيشرفت‌هاي فناورانه و شرايط آنان مي‌پردازد تا بتوان كاربردهاي آينده آنان را به‌موقع شناسايي نمود و پتانسيل‌هاي آن‌ها را ارزيابي نمود. پيش‌بيني فناوري, يك فرآيند سه‌مرحله‌اي است (شناسايي, اعتبارسنجي, انتقال اطلاعات و پياده‌سازي) كه تصميم‌گيرندگان را در يك چارچوب فناورانه منسجم ياري مي‌دهد. در اين امر, پيشرفت‌هاي گسترده فناوري و ابعاد اجتماعي-اقتصادي آنان در نظر گرفته مي‌شود, اما زياد به تحليل جزئيات ‌پرداخته نمي‌شود.

·          نتايج ارزيابي فناوري, از طريق تحليل پتانسيل‌هاي اجتماعي, اقتصادي و زيست‌محيطي پيشرفت‌هاي علمي و فناورانه نوين, به تصميم‌گيري‌‌ها در حوزه فناوري ياري مي‌رساند. اين امر, شامل تاثيرات و شرايط ساختاري آنان است. غالباً اين كار برمبناي تجربيات گذشته پايش فناوري انجام مي‌شود. به كمك ارزيابي فناوري, مي‌توان به گزينه‌هايي براي بهره‌برداري بهتر از فرصت‌هاي ناشي از فناوري‌هاي نوين دست يافت. ارزيابي فناوري, يا بر يك فناوري خاص متمركز مي‌گردد (فناوري‌مبنا) يا اينكه بر مسايل اجتماعي ناشي از بكارگيري يك فناوري متمركز مي‌شود (مساله‌مبنا).

·          آينده‌نگاري فناوري بر مفهومي فوق‌العاده گسترده‌تر استوار است, به‌طوريكه در راستاي بررسي ابعاد اجتماعي, اقتصادي و زيست‌محيطي فناوري‌هاي جديد, به گستره وسيعي از مقولات و ذي‌نفعان مي‌‌پردازد. فرآيند آن, فوق‌العاده تعاملي و باز است و ماهيتي پايين-به-بالا دارد تا بتوان خط‌شكني‌ها را شناسايي كرده و به فرضياتي دست يافت كه ما را در تعيين و تدوين استراتژي ياري دهد. بارها از آينده‌نگاري فناوري در پشتيباني از تصميم‌گيري‌هاي سياستي در سطوح ملي و فراملي استفاده شده است. 

با توجه به روند روبه‌رشد دانش‌محوري در اقتصاد, نوآوري‌هاي ناشي از علوم و فناوري, انتخابي قطعي براي تحقق هدف اجلاس ليزبون مبني بر تبديل‌نمودن اتحاديه اروپا به ”رقابتي‌ترين و پوياترين اقتصاد دانش‌بنيان جهان تا سال 2010“ خواهد بود.

 اجلاس ليزبون صراحتاً به نياز ما مبني بر دستيابي به هوشمندي و آگاهي قابل‌اطميناني نسبت به الگوهاي نوآوري اشاره مي‌كند. قالب‌هاي جديد دانش و كاربردهاي آنان در محصولات و خدمات, توام با فناوري‌هاي دانشي قدرتمند, اهميت مديريت دانش را افزايش داده است.

  امروز شاهد ظهور ابزارها و داده‌هاي ناآشناي سابق كه در هوشمندي نقش دارند, هستيم. به‌علاوه, نياز روزافزون به شفافيت و مشاركت هرچه‌بيشتر در تصميمات دولتي در حوزه علوم و فناوري باعث شكل‌گيري الگوهاي نويني از تصميم‌گيري در اين حوزه شده است. در اين‌جا, توجه به دو نكته ذيل ضروري است:

 اول اينكه, ديگر هيچ كانون مركزي براي نوآوري وجود ندارد. نوآوري در شبكه‌ها و ائتلاف‌ها رخ مي‌دهد نه در شركت‌هاي مشخص يا آزمايشگاه‌هاي تحقيق و توسعه. ماهيت توزيع‌شده نوآوري, باعث شكل‌گيري تصويري بسيار پيچيده‌تر و ناپايدارتر در مقايسه با نگرش سنتي به ابداعات و اختراعات موفق شده است.

 دوم اينكه, امروز اكثر كاربردهاي علوم و فناوري (مرتبط با سياست‌ها) جامعه گسترده‌تري را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اين امر, ما را به جستجو در پي الگوهايي از تحليل آينده‌نگرانه وامي‌دارد كه قادر به درنظرگرفتن ماهيت تسهيم‌شده نوآوري باشند به‌طوريكه ذي‌نفعان مختلف جامعه بتوانند بر سر مخاطرات و تصميمات مذاكره نمايند.

 اين امر, بيشتر خود را از طريق افزايش سوابق ارتباطي ”علوم و حكومت“ در سال‌هاي اخير, و تقاضا براي ارتقاي سطوح مشاركت و شفافيت در تنظيم فراخوان‌ها و برنامه‌هاي كلان علوم و فناوري نشان داده است. به‌علاوه اين نگرش عمومي تقويت شده است كه بايد سياست‌گذاران, تقريباً هميشه, قادر به شرح و توضيح و توجيه تصميمات خود باشند.

 در مجموع, اين روندها باعث افزايش پيچيدگي و عدم‌قطعيت‌ها در مورد تاثيرات علوم و فناوري در جامعه شده است و مخاطراتي را براي تصميم‌گيرندگان ايجاد كرده است. در نتيجه, اين امر باعث دشوارترشدن هرچه‌بيشتر وظيفه سياست‌گذاران در اتخاذ سياست‌هاي نظام‌مند شده است.

 با توجه به شكل‌گيري اقتصاد دانش‌بنيانِ نوآوري‌محور, سرعت پيشرفت‌هاي فناوري و نقش آن در جامعه و اقتصاد,‌ ديگر فرصت چنداني براي تصميم‌گيري‌هاي سياسي باقي نمي‌گذارد.

 اين واقعيتي اساسي در حوزه‌هاي به‌سرعت‌درحال‌پيشرفت است (بالاخص با توجه به خط‌شكني‌هاي فناورانه و پيشرفت‌هاي غيرقابل‌پيش‌بيني). هوشمندي استراتژيك سياستي دربردارنده ابزارهايي است كه امكان پيش‌بيني خط‌شكني‌ها را, در قالب كاركردي به‌نام ”هشداردهي به‌موقع“, فراهم مي‌كند.

  هوشمندي استراتژيك سياستي, روش‌هاي متنوعي را براي پاسخگويي به نيازهاي سياست‌گذاري در اختيار مي‌گذارد. اين تنوع, نشانگر قوت اين مفهوم است بطوريكه باعث انعطاف‌پذيري و افزايش استقلال عمل مي‌شود. به‌عنوان مثال, پيش‌بيني فناوري مايل به تمركز بر يك چارچوب فناورانه منسجم و خاص است؛ بنابراين, بيشتر در واحدهاي كوچك, مستقل و تخصصي يك سازمان بزرگ‌تر بكار مي‌رود. به‌همين جهت,‌ بخش‌ خصوصي بسيار بيشتر از بخش دولتي از آن استفاده كرده است.

ارزيابي فناوري معمولاً به يك فناوري خاص يا مسايل ناشي از كاربرد يك فناوري مي‌پردازد. مدت مديدي است كه از اين ابزار براي پشتيباني از سياست‌گذاران (به‌ويژه در سطح مجلس) استفاده مي‌گردد. به‌علاوه, بيشتر تجربيات ارزيابي فناوري توسط نهادهاي رسمي ملي و منطقه‌اي و در حوزه‌هاي فناورانه خاص (همچون بهداشت و سلامت) انجام شده است (معمولاً در دانشگاه‌ها). در بعضي موارد, از ارزيابي فناوري براي پاسخگويي به نيازهاي دولت در تصميمات سياسي استفاده مي‌شود.

 اما تجربيات آينده‌نگاري فناوري توسط عناصري در سطوح منطقه‌اي و ملي, حتي در سطح كل اروپا, انجام شده است. اين تجربيات, بيشتر در قالب طرح‌هاي ابتكاري خاصي سازماندهي شده و به جاي پرداختن به الگوهاي تصميم‌سازي موجود, ذي‌نفعان مختلف را به‌گونه‌اي اختصاصي (متناسب با شرايط) گرد هم مي‌آورد.

 اين تنوعِ سبكِ عملكرد, حائز اهميت است چون از نهادينه‌شدن ورودي هوشمندي استراتژيك سياستي به نظام سياستي (وابستگي به يك ذي‌نفع خاص يا منافع سياسي) جلوگيري مي‌نمايد.

 فراي نياز به تنوع قواعد نهادي (نهادهاي درگير), روندهاي مشتركي براي پياده‌سازي هوشمندي استراتژيك سياستي در هر يك از زمينه‌هاي آن وجود دارد:

اول اينكه, تمامي فنون, باورِ پيش‌بيني‌پذيريِ مطمئنِ آينده‌ي ميان‌مدت و بلندمدت را رها كرده‌اند. اين امر, به طور ويژه, در مورد پيش‌بيني فناوري ديده مي‌شود, بطوريكه ديگر شاهد پيش‌بيني كمـي مشخصات كليدي يك فناوري خاص از طريق تعميم روندهاي فناوري نيستيم؛ بلكه پيش‌بيني فناوري به ارايه عواملي مي‌پردازد كه بر چگونگي توسعه فناوري‌ها در يك حوزه خاص حاكمند و ضمن ارايه توصيه‌هايي, شاخص‌هاي پياده‌سازي را مشخص مي‌سازد.

 دوم اينكه, امروز در هر زمينه, به طور شفاف, اين واقعيت در نظر گرفته شده است كه ديگر پيشرفت‌هاي فناوري صرفاً برمبناي قوانين خلل‌ناپذير علوم و مهندسي تعريف نمي‌شود, بلكه توسط زمينه كاربرد فناوري مشخص مي‌شود, يعني اينكه چگونه گروه‌هاي مختلف, فرصت‌ها و مخاطرات يك فناوري جديد را درك كرده و براي آن مفهوم‌سازي مي‌نمايند.

سوم اينكه, عمده‌ترين تغييري كه در هر يك از زمينه‌هاي هوشمندي استراتژيك سياستي رخ داده را مي‌توان در برخورد پيش‌دستانه با مسير پيشرفت يك فناوري نوين مشاهده كرد. به عنوان نمونه, امروز پيش‌بيني فناوري در حال تغييردادن جايگاه خود به سمت پشتيباني از فرآيند انتقال فناوري از طريق تسهيل گفتگوي بين تامين‌كنندگان و كاربران بالقوه فناوري است.

 ارزيابي فناروي نيز به جاي اينكه صرفاً به پيامدهاي منفي بالقوه فناوري‌هاي خاص بپردازد, در حال تكامل به سمت شناسايي انتخاب‌هاي اجتماعي و سياسي مرتبط با پيشرفت‌هاي فناورانه است؛ بطوريكه امروز, تركيبي از پايش كلاسيك فناوري با روش‌هاي ارزيابي آينده‌نگرانه است. آينده‌نگاري فناوري نيز در حال مبدل‌سازي خود به فرآيند اصلي ياري‌رسان به سياست‌گذاران در سطوح ملي و فراملي است.

 اين سه روند به اين جا منتهي شده است كه سهم پيش‌بيني فناوري, ارزيابي فناوري, و آينده‌نگاري فناوري در سياست‌گذاري‌ها كاملاً شفاف شده و ديگر به صورت عناصر مجزا به آنان‌نگريسته نشود, بلكه در چشم‌انداز جامعي به نام ”هوشمندي استراتژيك سياستي“ بكار گرفته شوند. در جدول 1, حوزه‌هاي كاربرد, نوع مسايل سياسي پرداختني, و نتايج روش‌هاي هوشمندي استراتژيك نشان داده شده است.

 قبل از پرداختن به بعضي ابعاد روش‌شناسانه و علمي موضوع, نمي‌توان متوقع بهره‌برداري كامل از پتانسيل هوشمندي استراتژيك سياستي بود. اگرچه تنوع مهم است, اما پرداختن به بحث‌هاي كاملاً مستقل و مجزا راجع به هر يك از مفاهيم ارزيابي فناوري, پيش‌بيني فناوري و آينده‌نگاري فناوري, مي‌تواند خلف نظر و نامطلوب باشد. زيرا:

 اولاً, بايد از هم‌افزايي بين اين سه روش استفاده شده و به دنبال ”تناسب روش‌شناسانه“ آنان (استفاده در جايگاه مناسب) باشيم. واقعاً بايد به ارزيابي و آزمون جدي سه روش پيش‌بيني فناوري, ارزيابي فناوري و آينده‌نگاري فناوري بپردازيم تا دريابيم چگونه مي‌توان به شكلي بهتر اهداف و نيازهاي سياست‌گذاران را برآورده نمود و محدوديت‌هاي روش‌شناسانه بي‌مورد را به آنان تحميل نكرد. بهبود روش‌هاي هوشمندي استراتژيك در سياست‌گذاري‌ها بدان معنا است كه بايد مستمراً به پايش و مقايسه اين روش‌ها بپردازيم. به‌علاوه بايد در اينجا به موضوع تضمين كيفيت و ايجاد واسطي بهتر براي ارتباط با نيازهاي كاربران نيز پرداخت.

 ثانياً, بايد براي درك بهتر فرآيندهاي تصميم‌گيري در اقتصاد دانش‌بنيان, تحليل تعامل بين فرآيندهاي نوآوري و ساختارهاي نهادي, و پيونددهي اين يافته‌ها با هوشمندي استراتژيك سياستي, اقداماتي اساسي انجام گيرد. توجه به اين نكته از آن جهت حائز اهميت است كه كارهاي انجام‌شده در زمينه هوشمندي استراتژيك سياستي, بيشتر به حوزه‌هاي سياستي پرداخته است بطوريكه همچنان ارتباط آن با تصميمات سياستي در هاله‌اي از ابهام به سر مي‌برد.

 با توجه به تمامي مسايل و موارد فوق‌الذكر, بايد اولين گام براي آينده, انسجام‌بخشي و پيونددهي بهتر هوشمندي استراتژيك سياستي باشد به‌گونه‌اي كه به ايجاد شبكه‌اي توزيع‌شده در كل اروپا منتهي گردد. اين امر مي‌تواند به توليد به‌موقع اطلاعات از منابع مستقل و غيرهمگن انجاميده و امكان پوشش‌دهي گسترده‌تر مقولات و نيازها را فراهم سازد.

 به‌علاوه مي‌تواند زمينه‌ساز ايجاد ارتباطات مناسبي در راستاي برآوردن الزامات سياست‌گذاري در اقتصاد دانش‌بنيان باشد. در توضيح نقش نوين هوشمندي استراتژيك سياستي بايد گفت كه كاركرد مهمي از اين شبكه توزيع‌شده مي‌بايست كنترل كيفيت, ارزيابي اعضاء, و پايش و بهبود روش كار باشد. چنين شبكه توزيع‌شده‌اي مي‌تواند پاسخگوي چالش ديگري در زمينه الزامات بخش خصوصي براي مشاركت در خلق هوشمندي استراتژيك سياستي (بالاخص در مورد پيش‌بيني فناوري)‌ باشد. يك شبكه توزيع‌شده نبايد صرفاً به پيش‌برد رشد علمي و روش‌شناسانه در اين زمينه بپردازد, بلكه بايد به شكل‌گيري چهره‌اي دقيق‌تر و جدي‌تر از هوشمندي استراتژيك سياستي نيز منجر گردد.

 به هر تقدير, مفاهيم نويني همچون هوشمندي استراتژيك نيازمند يادگيري از كاربران خود است. بايد اراده و خواست شفافي (توام با درجه مشخصي از استقلال نسبت به ذي‌نفعان مختلف) وجود داشته باشد تا اين امر به ثمر بنشيند.

 نبايد نتايج هوشمندي استراتژيك سياستي را به عنوان مجموعه‌اي از ”پيش‌بيني‌ها“ تلقي نمود؛  كاربران نيز نبايد پيش‌گويي‌هاي خودخواهانه و شخصي خود را وارد آن كنند. بايد هوشمندي استراتژيك سياستي را در دل فرآيند گسترده‌تري از تصميم‌گيري و سناريوپردازي جاي داد. به‌علاوه نبايد آن را برمبناي درست يا نادرست‌بودن نتايج آن ارزيابي نمود بلكه بايد عملكرد آن را در سهم آن در انجام مباحث سياستي آگاهانه, شايسته و قانوني جستجو كرد.

 در مجموع بايد گفت كه هوشمندي استراتژيك سياستي, ابزاري است كه ما را در پاسخگويي به چالش‌هاي تصميم‌گيري در اقتصاد دانش‌بنيان ياري مي‌دهد. به‌علاوه, پشتيباني‌هاي مشخصي از سياست‌گذاري‌ها مي‌نمايد كه فقط در زمينه پيش‌نيازهاي دستيابي به درجه مناسبي از هوشياري سياستي است.

 امروز, اتحاديه اروپا با چالش‌هاي متعددي روبرو است: يكپارچه‌سازي دولت‌هاي عضو جديد, پياده‌سازي ”ناحيه تحقيقاتي اروپا“, جستجو براي يافتن سبك‌هاي نويني از اداره و بهبود تاثيرات اقتصادي علوم و فناوري. اين گزارش بر آن است تا نشان دهد كه مفهوم هوشمندي استراتژيك (در همين حد امروز), نه فقط باعث افزايش توان روش‌مندانه ما در پرداختن به مسايل مي‌شود بلكه انعطاف كافي براي ارتباط با ديگر اشكال تعامل, وفق با الگوهاي حكومتي جديد, و آزادي‌عمل در مواجه با تغييرات سريع و دورازچشم‌مانده فناوري و پيشرفت‌هاي اجتماعي فراهم مي‌كند.

فرهاد سلطاني -------------------------

آينده‌نگري فناوري در کشور ژاپن

نويسنده : حميد رضا تبرايي، احسان مظفري پور، پدرام عطايي

گروه مطالعات فناوري رصد، وابسته به گروه پژوهشي باشگاه دانش‌پژوهان جوان

چكيده

موضوع اصلي اين مقاله بررسي تجارب كشور ژاپن در زمينه برنامه‌ريزي سياستهاي راهبردي براي تعيين اولويت­هاي فناوري با استفاده از ابزار آينده‌نگري فناوري است. آينده‌نگري تلاشي نظام‌مند براي نگاه به آينده بلند مدت دانش، فناوري، اقتصاد، محيط زيست و جامعه است كه با هدف شناسايي فناوري‌هاي نوظهور وتقويت حوزه­هاي تحقيقات راهبردي براي كسب بيشترين منابع اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي انجام مي­پذيرد.

ازآنجا كه آينده‌نگري فناوري فرآيندي پيچيده و شديدا وابسته به ساختارهاي بومي است، مطالعه تجارب كشورهاي مختلف و پيشگام مي‌تواند سياست گذاران و فعالان عرصه سياست گذاري و مديريت فناوري را در انتزاع قوانين ثابت و اجرايي اين نظام و نيز بخشهاي وابسته به فرهنگ‌ها و شرايط كشورهاي مختلف ياري دهد.

در اين ميان مطالعه تجارب كشور ژاپن به دليل انتخاب روش‌هاي متناسب با ساختارهاي بومي و نيز برنامه‌ريزي جامع و منظم با انجام هفت دوره فعاليت آينده‌نگري از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. پرداخت اين مقاله به تجارب ژاپن مواردي از قبيل تعريف، اهداف، تاريخچه، ساختار، منابع انساني و مالي، روشها، تقويم زماني، نتايج علمي و روشهاي اشاعه و اجرا را در بر مي‌گيرد.

مقدمه

دراين مقاله هدف بررسي تجربيات كشور ژاپن در زمينه آينده‌نگري فناوري است. اهميت بررسي فرآيند آينده‌نگري در ژاپن از آنرو است كه اين كشور با سابقه ترين كشور در پرداخت به مقوله آينده‌نگري به صورت فراگير و در سطح ملي است.

نحوه پرداخت به بررسي تجارب ژاپن در مقاله به شرح زير است:

ابتدا به بيان تعريف آينده‌نگري از ديدگاه ژاپن و اهداف ژاپني‌ها از اين فرآيند پرداخته مي‌شود. سپس تاريخچه آينده‌نگري در ژاپن به عنوان پيشروترين كشور در انجام مطالعات ملي آينده‌نگري آورده شده است.

تركيب نيروي انساني در اجراي برنامه و نحوه انتخاب اعضا از ميان اجزاي مختلف و تاثيرگذار در ادامه بررسي مي‌شود. سپس روند انجام برنامه هفتم آورده شده است و در نهايت نحوه استفاده از نتايج برنامه ذكر گرديده است.

تعريف آينده‌نگري

آينده‌نگري فرآيندي است كه به كمك تلاش‌هاي نظام‌مند به دوره‌هايي طولاني تر از آينده علم، فناوري، اقتصاد و محيط زيست و جامعه نگاه مي‌كند و در اين مسير به دنبال "مشخص كردن فناوري‌هاي عام نوظهور" و "تعيين كردن آن دسته از بخش‌هاي زير بنايي تحقيقات راهبردي است كه احتمال ثمردهي و سود دهي اقتصادي و اجتماي بيشتري دارد".

 از طرف ديگر مي‌توان گفت آينده‌نگري فرآيندي است كه طي آن درك كامل تري از نيروهاي شكل دهنده آينده بلند مدت پيدا مي‌شود. آن نيروهاي شكل دهنده در تدوين و تنظيم سياست، برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري در نظر گرفته مي‌شود.

 آينده‌نگري هم چنين شامل ابزارهاي كمي و كيفي براي مونيتورينگ سرنخ‌ها و شاخص‌هاي شكل‌گيري جريان‌ها و توسعه‌ها است. قابل ذكر است اگر آينده‌نگري نيازها و فرصت‌هاي آينده را به ما نشان مي‌دهد. آينده‌نگري سياست دولتي را تعيين نمي‌كند بلكه به تعديل آن كمك مي‌كند تا در مقابل تغييرات شرايط زمانه مناسب تر، انعطاف پذيرتر و مقاوم تر باشد.

هدف

اهداف فناوري آينده‌نگري را مي‌توان در موارد زير بيان كرد:

1-  تعيين "فناوري‌هاي عام نوظهور" به قصد به دست آوردن بيشترين منفعت‌هاي اجتماعي و اقتصادي تعريف فناوري عام اين است:

فناوري‌اي كه به كار بردن آن سودهايي براي بخشهاي اقتصادي و اجتماعي موجب مي‌شود.

2-  فراهم كردن اطلاعات پايه براي استفاده در سياست‌هاي علم و فناوري سطح دولتي و مديريت تحقيق و توسعه شركت‌ها

3-  تشريح گرايشهاي فناوري به قصد كمك به "سياست گذاري و برنامه‌ريزي دولتي" و ياري رساندن به "بخش خصوصي به وسيله تامين اطلاعات مربوط به تحقيق و توسعه آنها". اجراي آينده‌نگري فناوري به طور جداناپذري به ويژگي‌هاي سازمان دولتي كه در علم و فناوري درگير هستند مربوط مي‌شود و در ضمن به فاكتورهاي اقتصادي و اجتماعي در زمان اجرا بستگي دارد.

4-  بنا نهادن يك ديد همه جانبه كه شامل همه اجزا علم و فناوري باشد. از اين رو براي جهت گيري گسترده در هر دو بخش خصوصي و دولتي نياز است كه تصميم گيرندگان را با اطلاعات پيش زمينه‌اي درباره تمايلات بلندمدت تامين اطلاعاتي كنيم.

 5-  نتايج بررسي آينده‌نگري فناوري دو استفاده اصلي دارد:

 الف) تاليف كردن اطلاعات پس زمينه‌اي براي برنامه‌ريزي تحقيق و توسعه به ويژه فراهم كردن ديد كلي تمايلات درازمدت در فناوري و معين كردن فناوري‌هاي نوظهور مهم

 ب) مونيتورينگ علم و فناوري جاري كه شامل سطح فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه جاري ژاپن در مقايسه با كشورهاي ديگر مي‌باشد. مشخص كردن زمينه‌هايي كه در آن نيازهاي نوظهور براي همكاري‌هاي بين المللي وجود دارد و معين كردن فاكتورهاي مقيدكننده توسعه فناوري دو مورد بالا يكي از ورودي‌هاي شوراي علم و فناوري ژاپن را در مورد سياست‌هاي آينده علم و فناوري تشكيل مي‌دهد و همچنين بيانگر پس زمينه‌اي اطلاعاتي براي صنعت و وزارتخانه‌هاي دولت نيز مي‌باشد.

 مزاياي فرآيند آينده‌نگري

ژاپني‌ها تشخيص دادند كه ارزش اصلي آينده‌نگري اغلب به صورت خروجيهاي مستقيم آن نيست، بلكه ارزش اصلي به مزاياي فرآيند آينده‌نگري است. (پيش بيني و سياستهاي متعاقب آن بر روي خروجي‌هاي پايه گذاري مي‌شوند)

 مزاياي اين فرآيند را مي‌توان در cc5  خلاصه كرد. (5 لغتي كه در انگلیسی با c شروع مي‌شوند)

1-  ارتباط (گفت و شنود)

2-  تمركز روي دوره‌هاي طولاني

3-  هماهنگ شدن

4-  همزباني و وفاق

5-  تعهد قانوني

 تاريخچه

در اواخر دهه 60 ژاپن متوجه شد كه فناوري آينده‌نگري يك ابزار بالقوه مفيد سياست را عرضه كرده است، بنابراين تيمي به ايالات متحده امريكا فرستاد تا با متخصصين آن كشور مشورت كنند. در سال 1970 سازمان علم و فناوري اولين آينده‌نگري در 30 سال آينده علم و فناوري را به عهده گرفت.

برنامه آينده‌نگري ژاپن تا به امروز تحت 4 رده اجرا مي‌شده است كه به ترتيب اهميت و گستردگي سازمان‌هاي مربوط طبقه بندي مي‌شوند. به طور خلاصه مي‌توان اين طبقه بندي را در جدول 1 نمايش داد.

برنامه آينده‌نگري ژاپن تا به امروز تحت 4 رده اجرا مي‌شده است كه به ترتيب اهميت و گستردگي سازمان‌هاي مربوط طبقه بندي مي‌شوند. به طور خلاصه مي‌توان اين طبقه بندي را در جدول 1 نمايش داد.

 

جدول1 طبقه بندي برنامه‌هاي آينده‌نگري فناوري در ژاپن

نهادهاي برگزاركننده

ميزان گستردگي

بررسي دلفي سازمان علم وفناوري

فراگير

وزارتخانه

سطح بالا

گروهي از شركتها

سطح مياني

شركت‌هاي خصوصي و موسسات تحقيقاتي

سطح

 نمونه فعاليت‌هاي سطح بالاي آينده‌نگري فناوري پيش بيني‌هاي متنوع فناوري و ويژن اجتماعي است كه به وسيله سازمان‌هاي دولتي تدوين و تنظيم مي‌شود. فعاليت‌هاي سطح متوسط آينده‌نگري فناوري را سازمان‌هاي صنعتي با همكاري شركت‌هاي مربوط انجام مي‌دهند و در نهايت فعاليت‌هاي سطح پايين آينده‌نگري فناوري توسط شركتهاي خصوصي انجام شده است كه تعداد قابل ملاحظه‌اي دارند ولي به صورت عمومي نيستند.

 بررسي‌هاي فراگير

در طول اين سال‌ها ژاپني‌ها درگير بسياري فعاليت آينده‌نگري فناوري بوده اند. نمودار زير دوره زماني برنامه‌هاي فراگير آينده‌نگري را از اولين تا آخرين بررسي در طي 30 سال اخير نشان مي­دهد.

همه هفت بررسي به كمك روش دلفي انجام شده است. "سازمان علم و فناوري" و "موسسه ملي سياست گذاري علم وفناوري" برنامه بررسي آينده‌نگري فناوري را هر پنج سال يكبار از سال 1971 تا به حال اجرا كرده‌اند.

 "موسسه ملي سياست گذاري علم وفناوري" از بررسي پنجم متولي انجام بررسي آينده‌نگري فراگير ژاپن بوده است كه جدول 2-2 روند انجام اين بررسي‌ها را در 15 سال اخير نشان
فرهاد سلطاني -------------------------

نگاهي نو به انگيزه‌ها و دغدغه‌هاي آمريكا در حمله به عراق

نويسنده: عقيل ملكي‌فر

اشاره

يك گروه 1000نفره از آينده‌شناسان و كارشناسان مسايل استراتژيك در عظيم‌ترين پروژه آينده‌شناسي نيروي هوايي آمريكا، كه در سال 1995 انجام شد، آينده‌هاي تيره‌اي را براي اين كشور پيش‌بيني كردند و به پنتاگون هشدار دادند كه اگر ....

تصوير بزرگ بحث

در حالي كه حمله مشكوك آمريكا به عراق ظاهراً به نفع آمريكا پيش مي‌رود، چند سوال استراتژيك وجود دارد كه اين روزها ذهن تحليل‌گران مسائل امنيتي ـ نظامي را به خود مشغول كرده است:

•  پيش‌زمينه‌ها و انگيزه‌هاي آمريكا در حمله به عراق چه بوده است؟

•  آمريكا چه اهدافي را از حمله به عراق دنبال مي‌كند؟

•  پيامدهاي اين جنگ مشكوك براي جهان، منطقه خاورميانه، و خصوصاً ايران اسلامي چه خواهد بود؟

 جنگ عراق چنان رويداد غيرمتعارفي است كه حتي اگر به‌عنوان يك نقطه عطف در تاريخ بشريت ارزيابي شود، عميقاً گمراه‌كننده خواهد بود. جنگ عراق يك  گسست بزرگ  در روند تكوين نظام نوين جهاني است كه روياهاي گذشته بشريت معاصر را نقش بر آب مي‌كند و دلالت بر شكل‌گيري آينده‌اي دارد كه تقريباً هيچ شباهتي به گذشته نخواهد داشت.

جنگ عراق يك سينگنال قوي از آنتن‌هاي پنتاگون است كه به جهانيان هشدار مي‌دهد: شب ظلماني بشريت آغاز شده است! اكنون جامعه جهاني به كفاره‌ انفعال خود در برابر تجاوزگري شيطان بزرگ بايد منتظر حوادث دردناكي باشد كه زخم‌هاي عميق آن جز با ظهور سپيده مبارك التيام نخواهد يافت.

 اگر در گذشته از كنار بعضي حقايق و آموزه‌ها به سادگي مي‌گذشتيم، اين جنگ و حوادث پس از آن ما را لاجرم متقاعد خواهد كرد كه فرآيند تكامل بشريت و كسب آمادگي براي حيات طيبه فراتر از آنچه كه تصور مي‌كرده‌ايم، دردناك خواهد بود. وقتي دانش و قدرت ناشي از آن در تيول افرادي قرار مي‌گيرد كه تزكيه نشده‌اند و براي لاپوشاني اين واقعيت مدام بر طبل سكولاريزم مي‌كوبند، چرا بشريت بايد منتظر حوادثي غير از اين باشد؟!

مسكوت‌گذاشتن آموزه‌هاي قدسي و بي‌اعتنايي رنج‌آور بشريت و حكومت‌ها به خون‌دل‌هايي كه اولياي الهي خورده‌اند، آيا نبايد هيچ كفاره‌اي داشته باشد؟ با اين همه به‌نظر مي‌رسد كه فرارسيدن شب ظلماني بشريت متضمن اين بشارت بزرگ است كه تا ظهور سپيده مبارك چيزي نمانده است.

شوك‌ ناشي ‌ازجنگ عراق، جهانيان ‌را مجبوربه يك خانه‌تكاني ‌ِ‌ذهني اما دردناك خواهدكرد؛ خوش‌باوريها و ساده‌انگاريها جايشان را به واقع‌بيني خواهند سپرد؛ و تفكر خطي كه آينده را استمرار گذشته مي‌بينيد به زودي منسوخ خواهد شد.

در آينده نزديك شاهد اشاعه الگوي نويني از تفكر موسوم به تفكر غيرخطي خواهيم بود كه مي‌تواند گسست‌هاي ناگهاني در روندهاي جهاني را بفهمد و هضم كند، و بپذيرد كه گذشته لزوماً نمي‌تواند چراغ راه آينده باشد. در جهان فردا، آينده چراغ راه آينده خواهد بود.

 درحالي‌كه تفكر غيرخطي لااقل در آمريكا به‌خوبي شناخته شده است، اشاعه آن در كشورهاي اسلامي موجب خواهد شد كه دوره  انفعال در برابر آينده  در اين كشورها به سر برسد، و نهضت مبارك آينده‌پژوهي اسلامي به‌عنوان يك جنبش فكري نوين، در مسير شكوفايي قرار گيرد.

همانطور كه قابل‌پيش‌بيني بود جهان اسلامي در برابر جنگ عراق موضعي انفعالي و متشتت دارد و آشكارا بر سر دوراهي و چندراهي قرار گرفته است. اين انفعال از آنجا ناشي مي‌‌شود كه در جهان اسلام تقريباً هيچ قرائت مشترك و سازمان‌يافته‌اي از آينده كه بتوان آن را  قرائت اسلامي آينده  ناميد، عملاً وجود ندارد (به استثناي درك خاص تشيع از آينده جهان كه هنوز منحصر به ايران اسلامي و مجامع شيعي در ساير كشورهاي اسلامي است).

 مسكوت بودن گفتمان آينده‌پژوهي اسلامي اساساً به اين دليل است كه جهان اسلام هنوز به اين تراز فكري نرسيده كه مي‌تواند ابتكار عمل را در نظام بين‌الملل به دست گيرد و حركت سازمان‌يافته‌اي را براي شكل‌دهي به آينده جهان آغاز كند كه جوهره‌ ناب اسلامي داشته باشد.

در مقابل، ايالات متحده از مدت‌ها پيش با تئوريزه كردن فعالانه پديده جهاني‌سازي تصوير خاصي از آينده جهان را ابداع و القا كرده است كه بدون وجود آمريكا ـ به‌عنوان يك قدرت بلامنازع ـ قابل‌تصور نيست. همانطور كه اين گزارش نشان خواهد داد، جنگ عراق بيش از پيش اين واقعيت را آشكار كرد كه نظريه‌پردازان پنتاگون در جايي كه پاي آينده آمريكا و ارزش‌هاي آمريكايي در ميان باشد، از هيچ اقدامي و به هر قيمتي فروگذار نمي‌كنند.

پنتاگون از اين موضوع غافل نبوده است كه شبيخون به عراق مي‌تواند تأثيراتي منفي و ديرپا بر افكار عمومي جهان داشته باشد و هزينه‌هاي سياسي گزافي را بر آمريكا تحميل كند. اما نگرش‌ها و ارزش‌هايي كه طي قرن بيستم در پنتاگون نهادينه شده‌اند به هيأت حاكمه آمريكا ديكته مي‌كنند كه هيچ چيز نبايد در ترازوي مصالح آينده آمريكا قرار گيرد و هر هزينه‌اي كه آينده اين كشور را تضمين كند بايد به‌عنوان يك سرمايه‌گذاري تلقي شود؛ حتي اگر بي‌اعتنايي و توهين به شعور بشريت باشد.

تحليل ما نشان خواهد داد كه حمله آمريكا به عراق، حمله به يك كشور نيست، بلكه نماد خشني از واكنش پنتاگون به آينده‌هاي تاريكي است كه هفت سال پيش در عظيم‌ترين پروژه‌ آينده‌شناسي قرن بيستم براي آمريكا تصوير شده است. اين رويداد حاكي از آن است كه آمريكا براي تضمين آينده مطلوب خود، به‌گونه‌اي ددمنشانه مصمم است تا آينده بشريت را مصادره كند.

عظيم‌ترين پروژه آينده‌شناسي نيروهـاي مسلـح آمـريكـا در قرن بيستم و يافته‌هاي آن؛ نيروي هوايي 2025

 سابقه پروژه نيروي هوايي 2025

پيشينه فعاليت‌هاي آينده‌شناسي در آمريكا، كه ابتدا رنگ تكنولوژيك داشته است، به دهه 1930 ـ زمان رياست‌جمهوري روزولت ـ باز مي‌گردد. با شروع جنگ جهاني دوم، پاي مطالعات رسمي آينده‌شناسي به نيروهاي مسلح آمريكا باز شد.

در سال 1945 كه مقارن با تأسيس انديشگاه رند (RAND) در نيروي هوايي آمريكاست، ارتش اين كشور مطالعاتي را با عنوان به‌سوي افق‌هاي نو براي پي بردن به تأثير تكنولوژي‌هاي آينده بر قدرت دفاعي آغاز كرد. به اين منظور، بسيج همگاني آينده‌شناسان، دانشمندان، نويسندگان داستان‌هاي علمي ـ تخيلي، افسران، و تكنولوژيست‌هاي غيرنظامي را به راه انداخت و آن‌ها را در هم‌انديشي‌‌هاي متعدد گردهم آورد. اين مطالعات، به‌ويژه با كوشش نيروي هوايي كه بازوي اصلي فعاليت‌هاي آينده‌شناسي در ارتش آمريكاست، كماكان تا امروز دنبال شده است.

تازه‌ترين و عظيم‌ترين پروژه آينده‌شناسي نيروي هوايي آمريكا، پروژه نيروي هوايي 2025 است كه در اوايل سال 1995 آغاز شد و يافته‌هاي تكان‌دهنده‌ آن سرانجام در 3300 صفحه و 10 مجلد تنظيم و به فرماندهي نيروي هوايي آمريكا ارائه گرديد:

در اوايل سال 1995 نيروي هوايي آمريكا تني چند از افسران كارآمد خود و تعدادي از افسران ساير نيروها را مأمور كرد تا عميقاً به پيشرفت‌هاي تكنولوژي، سياست‌هاي جهاني، روندهاي اجتماعي و ديگر عوامل تعيين‌كننده نگاه كنند و بدترين وضعيتي را كه ممكن است ايالات متحده در 30 سال آينده با آن روبرو شود را به تصوير در آورند؛ و به اين وسيله نيروي هوايي كشور را براي مواجهه با چالش‌هاي آينده مهيا نمايند.

در بخش ديگري از اسناد اين پروژه خاطرنشان شده است:

طرح نيروي هوايي 2025 در دانشگاه هوايي آمريكا فراهم شده است. در تهيه اين طرح از افراد مختلفي مانند تكنولوژيست‌ها، آينده‌شناسان، نويسندگان داستان‌هاي علمي ـ تخيلي، دانشمندان، تاريخدانان و افسران شاغل و بازنشسته نيروي هوايي استفاده شده است. هدف نهايي پروژه اين بود كه شرايط اقتصادي، سياسي و نظامي جهان در سال 2025 ترسيم، و نيز راههاي افزايش استعدادها و قابليت‌هاي نيروي هوايي آمريكا براي سازگاري با اين شرايط بررسي شود.

همزمان با پروژه نيروي هوايي 2025 كه در تابستان سال 1996 به پايان رسيد، مطالعه ديگري با عنوان  نگرشي به جهان نو  نيز توسط كميته‌ مشاوران نيروي هوايي انجام شد:

در پروژه نگرشي به جهان نو، تكنولوژي‌هاي نوظهور و داراي پتانسيل استراتژيك مورد بررسي قرار گرفتند تا با سرمايه‌گذاري مناسب بتوان از آن‌ها براي تقويت استعدادها و قابليت‌هاي نيروي هوايي استفاده كرد.

فرمانده وقت نيروي هوايي آمريكا، ژنرال كلي، به صراحت در مورد ديدگاه حاكم بر پروژه نيروي هوايي 2025 گفته است:

چيزي كه ما سعي در انجام آن داشتيم اين بود كه يك موقعيت بسيار مشكل را پيش روي نيروي هوايي قرار دهيم! از نظر ما اين يك روش دورانديشي و كسب آمادگي براي آينده است. ما نمي‌خواهيم ناگهان با اَبُرليزرهاي 30 سال آينده روبرو شده و غافلگير شويم.

 اهداف كليدي و پرسش‌هاي محوري در پروژه نيروي هوايي 2025

 اهداف كليدي

پروژه نيروي هوايي 2025 آمريكا، سه هدف كليدي زير را دنبال مي‌كرده است:

•  خلق چند تصوير واقع‌بينانه از جهان در سال 2025

•  نشان دادن بدترين وضعتي كه آمريكا ممكن است در 30 سال آينده با آن روبرو شود.

•  تدوين استراتژي 30 ساله نيروي هوايي آمريكا، به‌طوري كه اين نيرو را براي مواجهه با بدترين شرايط ممكن در سال 2025 آماده نمايد.

 پرسش‌هاي محوري

اين پروژه سه پرسش محوري داشته است:

•  ارتش آمريكا در 30 سال آينده با چه مسايلي در ابعاد جهاني و ملي روبرو خواهد شد؟

•  به‌طور خاص، نيروي هوايي آمريكا در 30 سال آينده با چه چالش‌ها و مسايلي دست به گريبان خواهد بود؟

•  نيروي هوايي براي غلبه بر اين چالش‌ها و مسايل از هم‌اكنون بايد به استقبال چه تحولاتي در مأموريت، سازماندهي، دكترين، استعدادهاي نظامي، سلاح‌ها و تكنولوژي‌هاي خود برود؟ به‌خصوص بايد روي كدام تكنولوژي‌ها و سلاح‌ها سرمايه‌گذاري نمايد؟

 بديهي است پاسخگويي به اين سوال‌ها يكباره امكانپذير نبوده، و قبل از آن مي‌بايست به زنجيره‌اي از سوال‌هاي ديگر پاسخ گفته مي‌شده است:

 الف اوضاع كلي جهان در 30 سال آينده چگونه خواهد بود؟

ب وضعيت كلي ايالات متحده در سال 2025 چگونه خواهد بود؟

پ سرعت رشد و وضعيت كلي تكنولوژي در خلال 30 سال آينده چگونه خواهد بود؟

ت در طول 30 سال آينده، احتمالاً چه سلاح‌هاي جديدي ظهور خواهند كرد؟

 هنجارها و فضاي تفكري در پروژه نيروي هوايي 2025

فعاليت‌هاي آينده‌شناسي، كليد تدوين هر نوع استراتژي بلندمدت است. يكي از روش‌هاي قابل‌فهمي كه آينده‌شناسان ابداع كرده‌اند، اصطلاحاً به  سناريوسازي  موسوم است. از آنجايي كه هيچ آينده‌شناسي به خود اجازه نمي‌دهد كه آينده را با قطعيت پيش‌بيني كند، بنابراين همواره بيش از يك سناريو براي آينده ساخته مي‌شود.

هر سناريو مبتني بر يك ديدگاه خاص است، و بر پايه چندين هنجار (يا متغير) ابداع مي‌شود. مثلاً ممكن است وقتي شما به آينده جهان نگاه مي‌كند صرفاً ديدگاه سياسي داشته باشيد و هنجارهاي سياسي را براي ابداع سناريوهاي خود انتخاب كنيد. ديگري ممكن است نگاه سياسي ـ اقتصادي داشته باشد و مجموعه‌اي از هنجارهاي سياسي ـ اقتصادي را براي آفرينش‌ سناريوهاي آينده انتخاب كند.

به‌نظر مي‌رسد كه آينده‌شناسان آمريكايي در پروژه نيروي هوايي 2025، يك ديدگاه كل‌نگر  را براي سناريوسازي انتخاب كرده‌اند. براساس اين ديدگاه، آن‌ها توانستند يك فضاي سه‌بعدي خلق كنند كه بتوان انواع آينده‌هاي احتمالي جهان را از زاويه ديد آمريكا در آن نمايش داد. خلق اين فضا، كه خصوصاً با افراد ديداري ارتباط برقرار مي‌كند، يكي از هنر نمايي‌هاي آينده‌شناسان آمريكايي در اين پروژه بوده است.

همانطور كه شكل (1) نشان مي‌‌دهد، پروژه نيروي هوايي 2025 آمريكا از سه بعد به آينده‌نگاه مي‌كند و سه نوع هنجار را در نظر مي‌گيرد:

الف. بُعد ايدئولوژيك فرهنگي. اين بُعد كه وضعيت جهاني نگرش آمريكايي نام دارد به اين سوالات پاسخ مي‌دهد كه آيا مردم جهان در 30 سال آينده، آمريكايي فكر خواهند كرد؟! آيا جهان‌بيني و ارزش‌هاي آمريكايي طرد نخواهد شد؟ آيا نگرش‌ها و ارزش‌هاي ديني، به‌ويژه اسلامي، بر سكولاريزم آمريكا غلبه نخواهند كرد؟ بسته به پاسخ اين سوال‌ها، آمريكا حتي ممكن است در جهان آينده به‌ كلي منزوي شود.

ب. بُعد تكنولوژيك. اين بُعد كه سرعت پيشرفت تكنولوژي و توزيع جهاني آن ناميده مي‌شود، به اين سوال‌ها پاسخ مي‌‌هد كه آيا سرعت پيشرفت تكنولوژي طي 30 سال آينده مانند امروز خواهد بود و يا صورت ‌نمايي و انقلابي پيدا خواهد كرد؟ آيا تكنولوژي برتر كماكان در دست عده انگشت‌شماري از ملت‌ها باقي خواهد ماند يا ملت‌هاي ديگري هم صاحب تكنولوژي برترخواهندشد؟

 توضيحات

•  هر بُعد يا محور نشاندهنده يك هنجار است كه مانند متغير فرض مي‌شود. متغيرها كيفي هستند، و به زبان جبري مقادير مختلفي را اختيار مي‌كنند.

•  به ازاي نقاط مختلفي كه روي محورها اختيار مي‌شود، نقاط مختلفي در فضا شكل مي‌گيرند. هر يك از اين نقطه‌ها نشاندهنده‌ يك آينده خاص در سال 2025 است.

سرعت پيشرفت تكنولوژي و توزيع جهاني آن در سال 2025

شبكه جهاني قدرت در سال 2025

وضعيت جهاني نگرش آمريكايي در سال 2025

پ. بُعد سياسي‌ ـ امنيتي. اين بُعد كه شبكه جهاني قدرت نام دارد به اين سوال پاسخ مي‌دهد كه آيا قدرت سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي در جهان 30 سال آينده همچنان در انحصار برخي از ملت‌ها خواهد بود و يا كاملاً در جهان توزيع خواهد شد؟

فرهاد سلطاني -------------------------

دكتر محمدرضا تاجيك

 

بنابراين، به گفته «پاول والدي»، «آينده همان ساختن است» (۳). اما بايد توجه داشت كه برخلاف گذشته كه حقايق و وقايع در آن از قبل رخ داده اند، آينده تهي از هرگونه حادثه اتفاقيه است. اين بدان معناست كه ماهيت آينده نمي‌تواند موضوع دانش علمي باشد. از اين رو، آينده شناس سعي مي‌كند كه آينده را از رهگذر ردگيري آثار و نشانه هايش، كه در سرزمين «گذشته» و «حال» باقي گذارده است، تعقيب كند.

آداب و سنن و الگوهاي مختلف زندگي را، به واسطه فناوري‌هاي پيشرفته ارتباطي وحمل ونقل، به اقصي نقاط جهان صادر مي‌كند؛ با كنار هم قرار دادن فرهنگ‌هاي خاص، ذات باوري و مطلق‌گرايي فرهنگي را به شدت متزلزل مي‌كند و هر فرهنگ را به مثابه يك نظام معنايي در كنار نظام‌هاي معنايي ديگر كه به صورت اجتماعي ساخته مي‌شوند وبه هيچ روي فراتاريخي نيستند، قرار مي‌دهد(۸)؛

با نسبي كردن فرهنگ ها، تصور سنتي از فرهنگ چونان امر مطلق، پايدار و فراتاريخي را بي‌اعتبار مي‌كند و اختلالي جدي در كارويژه هويت‌سازي آن پديد مي‌آورد،و سرانجام اين كه با تكثير مرجع‌هاي اجتماعي، هويت‌سازي سنتي را دشوار مي‌سازد.(۲)

اين ايدئولوژي گراي ارتدوكس مشرب، با بازي‌هاي زباني و گفتماني متنوع مواجه شده است؛ اين مسلمان ناب گرا، با اسلام‌ها و صراط‌ها مواجه شده است؛ اين اهل حريم و حرمت، با فروپاشي حريم‌ها و حرمت‌ها مواجه شده است؛ اين انسان انسداد/ بستارگراي معرفتي- ارزشي، با فتح باب‌ها و تسخير حصار‌ها مواجه شده است؛ اين مريد و رهرو فراگفتمان‌هاي جهان شمول، با خرده گفتمان‌هاي محلي مواجه شده است؛ اين خواهان اصالت و ثبات فرهنگي، با بحران اصالت‌ها و ثبات‌ها و مطلق‌ها مواجه شده است؛ اين انگاره پرداز «ديوار»، با عصر هم كناري، عصر نزديك و دور، عصر نزديك هم بودن، عصر پراكندگي و تفرق و عصر قدرت انتظامي و مشرف بر حيات(۹) مواجه شده است؛

اين مستغرق در «گذشته» با تبديل زمان كرونولوژيك به «حالِ» بي‌پايان مواجه شده است؛ اين پاسدار اقتدارِ مرجع واحد و مطلق، با تكثر مرجع‌هاي اجتماعي و به تبع آن، با «تحول پارادوكسيكال عام‌گرايي و خاص گرايي» (به تعبير رولن رابرتسون) مواجه شده است؛

 اين انسان دنياي محدود و ثابت و شفاف، با «دنياي داراي دگرگوني گيج كننده»، «جهان سيال، نفوذپذير و غير مشخص»، «دنياي عدم قطعيت و ابهام»، «عصر احتمال و تصادف»، «حال غير قابل تحمل»، «دنيايي فاقد حد و مرز»، «دنيايي بزرگ و غير قابل كنترل»، «دنياي تضادها، ابهامات و پيچيدگي ها» مواجه شده است؛

 اين توليدكننده روايت بي‌بديل از خويشتن، با توليد روايت‌هاي بديل از خويشتن و تقدس «ارتداد» و «بدعت» مواجه شده است؛ اين انساني كه خويشتن خويش را وام‌دار اراده‌اي بيرون از خود مي‌داند، با تعلق‌گرفتن خويشتن فرد به خود مواجه شده است؛ اين انسان سنت پيشه‌اي كه سنت و طبيعت را هم چون چشم‌اندازهاي نسبتاً ثابت و معين مي‌پندارد، كه كارويژه ساختار بخشي به زندگي اجتماعي و هويت را بر عهده دارند، با استقلال فزاينده انسان از قيد اين دو مواجه شده است. (۳)

اما توصيف آينده به عنوان «قلمرو امكان» را نبايد به اين معنا فرض كنيم كه ما قدرت نامحدودي براي خلق رؤياهاي خود داريم. بلكه چنين توصيفي ما را در موقعيت ملواني قرار مي‌دهد كه هم زمان بايد باد را پيش بيني كند كه در حال شروع به وزيدن است و در همان زمان عجله كند كه به نقطه امني برسد.

 كدامين علايم و نشانه‌هاي دلالت دهنده براي پيش بيني و شناخت روندهايي كه در محيط رواني و هويتي ما جاري و ساري هستند مي‌توانند وجود داشته باشند، زماني كه خود ما نمي‌دانيم به كجا مي‌رويم؟ صرفاً با قرار گرفتن در مسير است كه آينده در قلمرو اراده ما قرار مي‌گيرد و موضوع ساختن و پرداختن مي‌شود.

 سنكا(۱۰) مي‌گويد:« كسي كه نمي‌داند دارد به كجا مي‌رود، نمي‌تواند بگويد كه كدام جهت وزش باد براي او مطلوب است ». اگر خود ما ندانيم كه به كجا مي‌خواهيم برويم، چه هدفي مي‌تواند براي تلاش جهت پيش بيني آينده‌هاي محتمل و روندهاي پنهان در محيط فرهنگي و اجتماعي كنوني مان وجود داشته باشد؟ از اين جهت است كه آينده حيطه‌اي براي اراده است.

 پي‌نوشت‌ها

 ۱. Ilya Prigogine ۲. اام. امريكا، ص ۲۱ ۳. پاول والدي، مفتاح‌هايي به سوي قرن بيست و يكم. ۴. مانوئل كاستلز، عصر اطلاعات: قدرت هويت، ترجمه حسن چاووشيان (تهران: طرح نو، ۱۳۸۰)، ص ۱۸.  ۵. ريچارد جنكينز، هويت اجتماعي، ترجمه تورج ياراحمدي (تهران: نشر شيرازه، ۱۳۸۱)، صص ۱۵-۱۴.  ۶. آمريكا، ص ۲۱. ۷.هويت اجتماعي، ص ۱۵-۱۴. ۸. عصر اطلاعات: قدرت هويت، ص ۱۸. ۹. Bio-power ۱۰. Seneca

چهارم، بايد بپذيريم كه ما شديداً نيازمند بازسازي احساس و برداشت خود از زمان در عصر تغييرات شتاب آلود جهاني شدن هستيم.  پنجم، بايد باور كنيم كه عصر ما، عصر بت شكني است؛ بنابراين به هيچ جامعه‌اي مجال نمي‌دهد كه عقب ماندگي خود را در پرتو« بت‌هاي ذهني » توجيه نمايد. بنابراين، بايد تلاش كرد تا با تكيه بر اراده معطوف به آگاهي و اقتدار، بت‌هاي پندار را شكسته، با بازتوليد ارزش‌هاي اصيل و شكوفا كردن استعدادهاي نهفته در جامعه، راه خود را به سوي آينده‌اي بهتر هموار نماييم.  دوم، بايد بپذيريم كه آينده را صرفاً از رهگذر ردگيري آثار و نشانه هايش، كه در سرزمين «گذشته» و «حال» باقي گذارده است، مي‌توان تعقيب كرد. به بيان ديگر، بايد اعتقاد داشت كه «آينده» در زمان «گذشته» و «حال» مخفي است. سوم، بايد بپذيريم كه «چيزي مطبوع تر و مطلوب تر از يك باد براي كسي كه مقصد خود را نمي‌داند، نيست» .غافل از اين كه به قول بودا، «ما همان چيزي هستيم كه انجام داده ايم و آن چه خواهيم بود كه اكنون انجام مي‌دهيم» و غافل از آن كه «آينده همان ساختن است» .(۴) براي تمهيد و تدبير آينده‌اي كه متضمن امنيت هستي شناختي و وجوديِ «من ايراني» است: نخست بايد باور كنيم كه «آينده همان ساختن است» .راست تر مي‌خواهيد؟ انسان ايراني، بارها در همين قرن، طمع در ميوه‌هاي باغ ديگران كرده است. كشت ناكرده، عزم برداشت كرده؛ رنج نابرده، گنج را طلب كرده؛ نارفته راه، رسيدن را آرزو كرده؛ خواسته بدون سير و سلوك به كشف و شهود برسد و بدون طي طريق، عوالم ناپيدا و نامكشوف را مسخر خود سازد. هم چون ماركسيست‌هاي راست كيش، بر اين باور بوده كه مي‌تواند با «جهشي ديالكتيكي» دوران‌هاي مختلف تاريخي را پشت سر نهد و دفعتاً سر از دوران مدرن درآورد.ما چو فرزندان آن گم كرده يوسف هيچ جز سرمايه‌اي اندك براي عرضه در پاي خاك تو در كيسه هامان نيست ما- چون آنان- خشكسالي سخت را در پشتِ پس كرديم راست مي‌خواهي؟ طمع درميوه‌هاي ديررس كرديم...»مي دانيم اين انسان با اين كه چند بار در همين قرن بيستم، به قول اخوان ثالث در آخر «آخر شاهنامه»، چشم گشوده و گفته «آنك طرفه قصرِ زرنگارِ صبح شيرين كار» ؛ يعني با سادگي و خوش خيالي گمان كرده فردا به بهشت برين و جامعه برترين (با هر تعريفي از اين ها) خواهد رسيد، هنوز در خم كوچه تدبير جامعه گرفتار است. شايد به دليل كم توسعگيِ سياسي و اجتماعي، هنوز نتوانسته هدف را از آرزو تفكيك نمايد. به قول شاعري ناشناس:اكنون، چه بايد و چه نبايد كرد؟ چگونه بايد در مقابل هجمه شالوده شكن و هويت برانداز پديده جهاني شدن از مرزهاي هويتي خود پاسداري كرد؟  چگونه بايد حريم فرهنگي و هويتي خود را از گزند اين پديده محفوظ نگاه داشت؟ چگونه بايد از رهگذر «شناخت» آينده به «ساختن» فردايي پرداخت كه در آن امنيت هستي شناختي (هويتي) انسان و جامعه ايراني تضمين شده باشد؟ چگونه مي‌توان چشم فرهنگي انسان ايراني را شست كه طور ديگر (متفاوت از گذشته) به «خود» و «دگرخود» بنگرد و طرحي نو براي آينده فرهنگي و هويتي خود دراندازد؟انسان ايراني نيز در مواجهه با اين پديده با چالش ها، آسيب‌ها و تهديدات بديع هويتي مواجه شده است. در يك نگاه كلي مي‌توان گفت: اين انسانِ «مرزدار» و «مرزپسند» با دنياي بدون «مرز» مواجه شده است؛ اين صاحب «هويت شفاف» و «مواضع سديد و مستحكم»، با هويت‌هاي كدر و موزاييكي و مواضع اختلاطي وپيوندي مواجه شده است؛ اين عنصر حقيقت محور، با تكثر حقايق مواجه شده است؛ اين محصور شده در فضا و مكان، با فشردگي زمان و مكان مواجه شده است؛جهاني شدن همچنين همه حوزه‌هاي استحفاظي را در هم مي‌ريزد و هر فرهنگي را در فضايي قرار مي‌دهد كه عرصه حضور و ابراز وجود فرهنگ‌هاي ديگر هم هست؛ نظام‌هاي معنايي را از لنگرگاه‌هاي محلي خود آزاد مي‌سازد؛ دنياي نسبتاً بسته دين‌هاي خاص را، بسيار بيش از پيش، برروي اديان ديگر باز مي‌كند؛ بنابراين، پيدايش مفهوم «جهاني شدن» بر كار ويژه هويت‌سازي فرهنگ به واسطه «فشردگي زمان/فضا» و فضامند شدن زندگي اجتماعي تاثير گذاشت، و اين امكان را فراهم ساخت كه زندگي اجتماعي، و بنابراين، گستره زندگي اجتماعي، بسيار كاهش يابد(به بيان گيدنز، فرايند جهاني شدن با متحول ساختن فضا و زمان، در واقع زندگي اجتماعي را متحول ساخت)(۶)؛ امكان «تقاطع حضور و غياب» و «كنش از دور» را افزايش داد و سلطه مكان و محل بر زندگي اجتماعي را كاهش داد(۷)؛ از دامنه و عمق كارآيي واستحكام انواع مرزهاي طبيعي و قراردادي كاست؛ فضاي امن و خلوت فرهنگ‌ها را از بين برد تا در فضاي بسيار فراخ زندگي اجتماعي، فرهنگ‌هاي مختلف به آساني گسترش و جريان يابد.در اين شرايط، همچنين دل مشغولي به هويت شديداً تحت تأثير بلاتكليفيِ ناشي از دگرگوني‌هاي سريع و ارتباطات حجيم و گسترده فرهنگي و اطلاعاتي قرار گرفته است. به تعبير ريچارد جنكينز: «نقشه‌هاي اجتماعي ما ديگر آينه تمام نماي چشم‌اندازهاي اجتماعي ما نيستند. با كساني رويارو مي‌شويم كه هويت و سرشت آن‌ها براي ما معلوم نيست. ما حتي ديگر راجع خود به خودمان مطمئن نيستيم. برخلاف نسل‌هاي قبل، در نظرما آينده آن قدرها قابل پيش بيني نيست» (۵). از منظر ديگر، برخي بر اين نظرند كه «جهاني شدن»، به عنوان فراگفتمان و يا فرا روايت Grand Narrative عصر ما، همچون هر گفتمان ديگري، تركيبي از «قدرت» ،«مقاومت»، «معرفت»، «متن»، «حاشيه»، «خودي»، «دگر»، «درون»، «برون»، «گزاره‌هاي جدي»، «گزاره‌هاي غيرجدي»، «بازي‌هاي زباني»، «زبان‌هاي بازي»، «واقعيت»، «وانموده»، «اسطوره» و .... است. درنتيجه، در اين فضاي گفتماني، مدلول‌هاي بديع و نويني طالب همنشيني و جانشيني با دال هويت شده اند.به تعبير مانوئل كاستلز: «همراه با انقلاب تكنولوژيك و تغيير شكل سرمايه داري و سقوط دولت سالاري در ربع پاياني قرن، شاهد خيزش تظاهرات نيرومند هويت‌هاي جمعي بوده ايم كه در دفاع از يگانگي فرهنگي و كنترل مردم بر زندگي و محيط زيست، فرايند جهان شمولي و جهان وطني شدن را به مبارزه طلبيده اند. اين تظاهرات، به لحاظ خطوط كلي فرهنگ‌هاي مختلف و ريشه‌هاي تاريخي شكل گيري هر هويت جمعي، بسيار گوناگون و متنوعند» (۴). به بيان ديگر، جهاني شدن نوعي فرايند و تحول ديالكتيكي را سبب مي‌شود كه از رهگذر آن مرزهاي سياسي، فرهنگي و هويتي به طور فزاينده‌اي فرو مي‌ريزد و جوامع در جامعه‌اي جهاني ادغام مي‌شوند؛ فرهنگ‌هاي خاص گوناگون به يكديگر نزديك مي‌شوند؛ فرهنگ‌هاي عام شكل مي‌گيرند و توسل به عناصر هويت بخش خاص فرهنگي نيز تشديد مي‌شود.به بيان ديگر، آينده شناس معتقد است كه «آينده» در زمان «گذشته» و «حال» مخفي است. بنابراين «آينده‌انديشي»، جز از رهگذر «گذشته/ حال انديشي» ممكن نمي‌شود. جامعه ايراني، در شرايط كنوني، در آستانه ورود به «آينده» خود و يا آفرينش آينده خود است. در زمانه ما، پديده‌اي به نام «جهاني شدن» يك بار ديگر هويت ايراني را به چالش طلبيده است. فرايند جهاني شدن از رهگذر دگرگون كردن شالوده‌هاي نظريِ رويكردهاي سنتي، فرايند هويت‌سازي را دستخوش تحولات جدي نموده است.درنتيجه، آينده تنها از آن كساني است كه اين ضرورت را، به هنگام، تشخيص دهند و وسوسه و جذبه «شناخت» و «ساخت» آينده، آنان را به خود مشغول كند. تاريخ، كساني را كه در هنگامه‌هاي تغيير و تحول آن حضور ندارند، فراموش و آنان را در تار وپود جزميت خود اسير خواهد كرد.بنابراين،‌نگريستن به آينده، هر اندازه دشوار باشد، هم ضروري است و هم وسوسه انگيزو جذاب. ضروري است؛ چرا كه خطرات آن قدر زياد است كه حتي كوششي اندك براي آينده‌نگري، بهتر از عدم تلاش و تكاپو است. وسوسه انگيز و جذاب است؛ زيرا ما موجودات بشري، كنجكاو ودرگير احساسات و مجذوب چالش‌ها هستيم.(۲) بر اساس قرائتي آزاد از ايليا پريگوجين(۱)، ما نمي‌توانيم آينده را پيش بيني كنيم، اما مي‌توانيم به شكل گرفتن آن ياري رسانيم؛ زيرا آينده، طبيعت چيزهايي است كه مستند نشده اند. البته، آينده تنها به ما بستگي ندارد، اما در گستره زيادي در دستان هر يك از ما آرميده و توسط مجموعه‌اي از كنش‌هاي نوع انسان شكل گرفته است. آينده رازي است پيچيده به چيزهايي كه به خو گرفته ايم. زماني هابز گفته بود: «هيچ كس نمي‌تواند تصويري از آينده را در انديشه خود داشته باشد؛ چرا كه امروز، آينده نيست. در عين حال، ما از تصاوير و برداشت‌هاي گذشته خود، آينده‌اي را مي‌پرورانيم».

فرهاد سلطاني -------------------------

تفاوت و رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي

سونيا شفيعي[1]، امير ناظمي[2]، علي شماعي[3]، روح اله قديري[4]

چكيده

آينده‌نگاري بر آمده از نياز «آمادگي براي آينده»؛ يعني به كار بردن منابع به بهترين وجه ممكن براي دست‌يابي به مزيت «رقابتي» «بهبود كيفيت زندگي» و «توسعه پايدار» مي‌باشد . استفاده روزافزون از اين ابزار در سالهاي اخير موجب آن شده است که ملاحظات محوري و پايه‌اي در مفهوم فعلي آينده‌نگاري در اروپا تغيير يابد.يکي از اين تغييرات حرکت از آينده‌نگاري ملي به آينده‌نگاري منطقه‌اي است. در آينده‌نگاري منطقه‌اي تفاوت‌هايي با آينده‌نگاري ملي مشاهده مي‌شود، از جمله در افق زماني و روش مورد استفاده. از سويي ديگر رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي با آينده‌نگاري ملي آن کشور مي‌تواند به صورت‌هاي متفاوتي ايجاد شود. در اين مقاله آينده‌نگاري منطقه‌اي معرفي گشته و تفاوت‌هايي از آن با آينده‌نگاري ملي ذکر مي‌گردد و پس از آن رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي با آينده‌نگاري ملي آورده مي‌شود.

 واژگان کليدي: آينده‌نگاري، آينده‌نگاري منطقه‌اي، آينده‌نگاري ملي

 Keywords: Technology foresight Regional Foresight, National Foresight

1 ـ مقدمه

اقتضائات و شرايط هر زمانه­اي ما را مجبور به بازنگري در مفاهيم ،پيش‌فرض‌ها و روشهاي قبلي خود مي­سازد، تفاوت‌هاي  دنياي امروزي با جهان گذشته را مي‌توان حداقل در 4 مولفه ذيل‌نگريست، 4 مولفه‌اي که از ديد بسياري از خبرگان آينده‌نگاري، همچون مارتين، 4 پيش‌ران اصلي اقبال و توجه به آينده‌نگاري بوده‌اند و عبارتند از [1] :

1-     افزايش رقابت [5]

2-     افزايش محدوديتها[6] بر هزينه بخش عمومي

3-     افزايش پيچيدگي[7]

4-     افزايش اهميت توانش[8] علم و تكنولوژي

در ادبيات آينده‌نگاري به واسطة آنكه اين 4 پيش‌ران، همگي با حرف c آغاز مي‌شوند، با نام c4  نيز شناخته مي‌شوند. ديگر نکته قابل تامل در خصوص c4 آن است که تمامي اين محرک‌ها و سايق‌ها الزاما محدود به يک منطقه جغرافيايي خاص نمي‌شوند و تمامي اين موارد به همان اندازه‌اي که براي يک کشور مطرح است براي يک منطقه ايالتي يا استاني و به همان اندازه براي يک منطقه فراملي نيز چالش برانگيز است. از اين‌رو آينده‌نگاري به عنوان يک ابزار بالقوه توانمند براي سياست گذاري مي‌تواند در هر يک از مناطق فوق‌الذکر  مورد استفاده قرار گيرد . مناطق زير ملي (ايالت و استانها) نيز سعي در استفاده از اين ابزار توانمند گرفتند.

     آينده‌نگاري برحسب محدودة‌ جغرافيايي مورد پوشش، به 3 صورت ذيل قابل مشاهده است .[2]

1-   در سطح منطقه اي:[9] در اين سطح دولت‌هاي محلي به انجام فعاليت آينده‌نگاري در محدودة خود مي‌پردازند. اين نوع از آينده‌نگاري در اروپا به صورت وسيعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اتحاديه اروپا نيز از برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي پشتيباني‌هاي ويژه­اي نموده و برنامه‌هاي متنوعي جهت گسترش آن انجام داده است. برنامه‌هاي ليون فرانسه[10] ،شمال شرق انگلستان[11] و كاتالونياي[12] اسپانيا از جمله برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي مي‌باشد.

2-   در سطح ملي[13] : برنامه‌هاي آينده‌نگاري ملي قديمي ترين و شناخته شده ترين برنامه‌هاي  آينده‌نگاري است .

3-   در سطح بين المللي[14]: آينده‌نگاري‌هاي زيادي نيز در سطح بين المللي انجام گرفته است. اتحاديه اروپا آينده‌نگاريهايي را درخصوص بيوتكنولوژي و سنسور در سطح بين المللي انجام داده است. گاهي اين فعاليت‌ها در سطح همكاري دو يا چند كشور انجام گرفته است. به عنوان مثال برنامه ميني دلفي[15] برنامه‌اي بود كه به صورت مشترك ميان آلمان و ژاپن انجام گرفته است. گاهي از مواقع نيز برنامه ايي در سطح سازمان‌ها و اتحاديه‌هاي بين‌المللي انجام مي­گيرد. آينده‌نگاري‌هايي كه در سازمان همكاري‌هاي اقتصادي آسيا و اقيانوسيه اپك[16] درخصوص وضعيت آب انجام گرفته، از جمله اين فعاليت‌ها است.

در اين مقاله سعي مي‌شود تا تفاوت‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي مورد بررسي قرار گيرد.

 2- ضرورت و اهميت تحقيق

آينده‌نگاري بر آمده از نياز «آمادگي براي آينده ؛ يعني به كار بردن منابع به بهترين وجه ممكن براي دست‌يابي به مزيت «رقابتي» «بهبود كيفيت زندگي» و «توسعه پايدار» مي‌باشد . آينده‌نگاري نيز به ابزاري براي تاثير گذاري بر جامعه و سوق دادن آن در جهت مطلوب است.

استفاده روزافزون از اين ابزار در سالهاي اخير موجب آن شده است که ملاحظات محوري و پايه‌اي در مفهوم فعلي آينده‌نگاري در اروپا تغيير يابد. اين تغيرات عبارتند از [3] :

§  فعاليت آينده‌نگاري به صورت فزاينده‌اي از مفهوم پيش بيني[17] ،فاصله مي‌گيرد . اين فاصله به واسطه جهت گيري و توانايي گسترده فعاليت آينده‌نگاري در مديريت عدم اطمينان‌ها و وضعيت‌هاي مبهم است. در حالي كه پيش بيني سعي در پيش گويي آينده و كشف آن با توجه به گذشته دارد.

§  فعاليت آينده‌نگاري ملاحظة زيادي درخصوص توجه و تمركز بر نقش انسان در ساخت آينده خويش، در كنار پذيرش رويدادهاي ملي دارد.

· اين امر ما را نيازمند چشم‌انداز موازي و استراتژيك در مورد خطر پذيري و مسائل و (به همان اندازه در مورد) فرصت‌ها مي‌سازد.

· به اين ترتيب با رويكردي كل نگر[18] مواجهيم كه در آن واحد، نه تنها به تعاملات تكنولوژيكي توجه مي‌كند، بلكه تعاملات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و متغيرهاي فرهنگي را نيز مدنظر دارد.

· آينده‌نگاري از "سطح ملي" و "فضاي عمودي / بخشي" به صورت فزاينده‌اي به "فضاي بومي / منطقه‌اي" با مشخصه ها(ويژگي ها) و اهداف متقاطع تغيير كاربري مي‌دهد.

به اين ترتيب مشخص مي‌گردد که آينده‌نگاري منطقه‌اي به شدت مورد توجه و علاقمندي سياست گذاران منطقه‌اي قرار گرفته است و امروزه به عنوان يکي از روندهاي قابل تامل در آينده‌نگاري دانسته مي‌شود.

اهميت اين مقاله در اين است كه تلاش مي‌نمايد تا اولا  به موضوع آينده‌نگاري منطقه‌اي بپردازد و به ابعاد آن بپردازد، ثانيا تفاوت‌هاي آن با آينده‌نگاري ملي مورد بررسي قرار گيرد و ثالثا به عنوان يک پيش‌آگهي، بازيگران منطقه‌اي را متوجه ميزان اهميت و تعدد فعاليت جهاني در حوزه آينده‌نگاري منطقه‌اي نمايد.

3- تعريف و مفهوم آينده‌نگاري ملي و منطقه‌اي

امروزه واژة ‌آينده‌نگاري به صورت گسترده‌اي به كار مي‌رود. اين واژه بيانگر طيف وسيعي از رويكردهايي است كه باعث بهبود فرآيند تصميم‌گيري مي‌شوند[4] .

ارائه تعريف مشخص و دقيق از آينده‌نگاري مشكل است، چرا كه اولاً تفاوت ديدگاه‌هاي افراد مختلف كه آينده‌نگاري را از حوزة مورد علاقه خود مي‌نگرند، باعث مي‌شود تا آنان تعريفي براساس ديدگاه موجود در آن حوزه ارائه دهند. ثانياً عمر كوتاه اين دانش و سير تجربيات گوناگون از اين دانش باعث گرديده است كه مفهوم آينده‌نگاري مرتباً تغيير يابد. در سال‌هاي اخير كشورهاي متفاوتي فعاليت آينده‌نگاري را در برنامه‌هاي ملي خود قرار داده اند، هر يك از اين فعاليت‌ها بر دانش آينده‌نگاري مي‌افزايد و لذا روز به روز توسعة اين مفهوم ادامه دارد.

بن مارتين[19] به عنوان يكي از متقدمين و پيشروان بحث آينده‌نگاري مطرح است . اولين تعريفي كه تقريباً مورد پذيرش عمومي قرار گرفت، متعلق به وي است . وي در سال 1995 آينده‌نگاري را به عنوان يك نوع از پژوهش دانست و پژوهش آينده‌نگاري [20]را به صورت ذيل تعريف نمود[2]

" آينده‌نگاري تلاش سيستماتيك براي نگاه به آينده بلندمدت علم، تكنولوژي، اقتصاد و اجتماع  مي‌باشد، كه با هدف شناسايي تكنولوژي‌هاي عام نوظهور و تقويت حوزه‌هاي تحقيقات استراتژيكي است، كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را به همراه دارد."

مارتين اين تعريف از آينده‌نگاري تكنولوژي را داراي پنج جنبه مهم مي‌داند [2]:

1-   تلاش براي نگاه به آينده هنگامي فعاليت آينده‌نگاري ناميده مي‌شود كه تلاشي سيستماتيك باشد. اين امر تفاوت ميان آينده‌نگاري و ساخت سناريوهايي كه روزانه براي برنامه‌ريزيها استفاده مي‌گردد، را نشان مي‌دهد.

2-   دومين وجه تمايز اين فعاليت، نگاه بلند مدت آن است كه بسيار فراتر از افق‌هاي برنامه‌ريزي معمول مي‌باشد. افق زماني در فعاليت‌هاي آينده‌نگاري از 5 تا 30 است.

3-   سومين جنبه مورد لحاظ در تعريف آينده‌نگاري توجه به تعادل ميان «فشار علم/تكنولوژي» با «كشش تقاضا» مي‌باشد. به اين ترتيب است كه نوآوري تنها محدود به فشار تكنولوژي نمي‌شود و به نقش نيازهاي برآمده از عوامل اقتصادي – اجتماعي در فعاليت آينده‌نگاري نيز پرداخته مي‌شود.

4-   تمركز فعاليت آينده‌نگاري بر تكنولوژيهاي نوظهور: به معناي تمركز بر تكنولوژيهايي است كه وارد مرحله رقابتي نشده اند، و اين امر باعث مي‌شود تا دولت مشروعيت سرمايه گذاري و ورود به اين حوزه را بدست آورد.

5-     توجه به منافع اجتماعي و عدم تمركز صرف بر ايجاد ثروت، پنجمين وجه از تعريف فوق است.

آنگونه كه ذكر شد، شدت افزايش دانش آينده‌نگاري باعث گرديد تا مارتين در سال 2000 تغييرات بسيار اندكي را در تعريف خود اعمال نمايد. به اين ترتيب مارتين آينده‌نگاري را مجدداً به صورت ذيل تعريف نمود [1]:

"آينده‌نگاري فرآيند تلاش سيستماتيك براي نگاه به آينده بلندمدت علم، تكنولوژي، محيط زيست، اقتصاد و اجتماع مي‌باشد، كه با هدف شناسايي تكنولوژي‌هاي عام نوظهور و تقويت حوزه‌هاي تحقيقات استراتژيكي است، كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را به همراه دارد." به اين ترتيب علاوه بر پنج جنبه مهم قبلي وي جنبة ششمي را نيز بر تعريف قائل شد:

6-   فعاليت آينده‌نگاري يك فرآيند مي‌باشد. به اين ترتيب است كه طراحي مناسب فعاليت، حضور بازيگران فعال و كليدي از گروه‌هاي ذي نفع جامعه (مانند جامعه متخصصين، دولت، صنعت، سازمان‌هاي غير دولتي، گروههاي مصرف كننده) مي‌تواند در جهت ايجاد جامعه مطلوب آينده موثر باشد.

طبق تعريف لوك جورجيو[21] از آينده‌نگاري  " آينده‌نگاري  ابزاري سيستماتيك براي ارزيابي آن دسته از توسعه‌هاي علمي و تكنولوژيكي است، كه مي‌تواند تأثيرات بسيار شديدي بر رقابت صنعتي، خلق ثروت و كيفيت زندگي داشته باشد."  .[2]اين تعريف به عنوان تعريف اصلي آينده‌نگاري در فعاليت آينده‌نگاري سال 1995 انگلستان مورد توجه قرار گرفت.

هورتون[22] در سال 1999 تعريف ذيل را از آينده‌نگاري ارائه داد[5]:

" آينده‌نگاري فرآيند توسعة‌ گستره‌اي از ديدگاه‌ها در مورد راه‌هاي امكان پذير براي توسعة آينده است، كه درك كافي اين ديدگاه‌ها، منجر به تصميم‌گيري‌هايي مي‌شود كه بهترين فرداي ممكن را خلق مي‌كند."

" مركز پژوهش‌هاي مديريت و استراتژيك[23] " در برزيل كه يك سازمان دولتي است و متولي برنامه­ريزي‌ها و سياست‌گذاري‌هاي حوزه علم و تكنولوژي است، آينده‌نگاري را به صورت ذيل تعريف مي‌كند[6]:

" فعاليتي كه 3 بعد مختلف تفكر، مباحثه و شكل دهي به آينده را در يك فرآيند به هم مرتبط مي‌سازد.

·          تفكر در مورد آينده : رويدادهاي ممكن در آينده كه از روندهاي بلندمدت و پيش فرض‌هاي ناشي از حقايق جديد و غير منتظره بدست مي‌آيد مورد آزمون قرار مي‌گيرد. روند‌هاي علم و تكنولوژي مورد پايش قرار مي‌گيرد و تغييرات اقتصادي، اجتماعي، ژئوپلتيك و فرهنگي نيز لحاظ مي‌گردد.

مباحثه در مورد آينده: فرآيند تفكر در مورد آينده هنگامي كه رويكردي مشاركتي طرح شود، نيازمند درگيري و مشاركت ذي نفعان و بازيگران مختلف مي‌گردد كه اين بازيگران شامل بازيگران دولتي (صاحب قدرت)، شركت‌ها و سازمان‌هاي R&D خواهد بود. اين فرآيند مي‌تواند در سطوح مختلف ملي، منطقه‌اي و فراملي انجام گيرد.

شكل دهي به آينده : در خلال شناسايي آينده‌هاي ممكن و مطلوب و فرآيند يادگيري و تعامل، امكان رسيدن به سطوح مختلفي از تصميمات وجود دارد تا اين تصميمات تلاش‌ها را هماهنگ ساخته منجر به ساخت چشم‌اندازي از آينده شود."

تمامي تعاريف فوق به عنوان تعريف آينده‌نگاري در تجربيات متفاوتي مورد استفاده قرار گرفته است اما اولا تمامي اين تعاريف در تجربيات ملي مورد استفاده قرار گرفته‌اند و ثانيا مورد اجماع نيز قرار ندارند (البته بجز تعريف مارتين ).

 در برنامه " شبكه توسعه منطقه‌اي آينده‌نگاري[24] اتحاديه اروپا كه با نام اختصاري " فورن"[25] شناخته مي‌شود، تعريفي از آينده‌نگاري به صورت ذيل ارايه گشته است:

 آينده‌نگاري " فرآيندي سيستماتيك، مشاركتي[26] و گردآورنده ادراكات آينده[27] است، كه چشم‌اندازي ميان مدت تا بلندمدت را با هدف اتخاذ تصميمات روز آمد[28] و بسيج اقدامات مشترك بنا مي‌سازد."[3]

اين تعريف که بر پايه تعريف گويگان[29] بنا شده بود با استقبال شديدي خصوصا در برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي روبرو شد. اين تعريف در برنامه ديگري كه درخصوص آينده‌نگاري و توسط اتحاديه اروپا انجام گرفت و با نام " استراتا"[30] شناخته مي‌شود، نيز پايه تعريف آينده‌نگاري منطقه‌اي قرار گرفت.[7]

اين تعريف در برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي فنلاند [8]، انگلستان [4]، کشورهاي اروپاي شمالي[9]  و بسياري ديگر از کشورها خصوصا کشورهاي اروپايي مورد توجه قرار گرفت. اين تعريف در "راهنماي عملي آينده‌نگاري منطقه‌اي اتحاديه اروپا" نيز به عنوان تعريف  آينده‌نگاري آورده شده است.[10]

مشخص است که تعريف مارتين اتخاذ تصميمات، گردآوري ادراكات و بسيج اقدامات را از وظايف آينده‌نگاري نميداند. در تعريف مارتين آينده‌نگاري به عنوان ابزاري جهت شناسايي آينده  و استفاده از آن به عنوان يک ورودي در فرآيند تدوين استراتژي و تصميم‌گيري استراتژيک دانسته مي‌شود. اما در تعريف فورن آينده‌نگاري به مفهوم برنامه‌ريزي نزديک‌تر مي‌شود و تصميم‌گيري نقشي افزون‌تر مي‌يابد.  اين تفاوت در تعريف بيانگر تفاوت در دو نوع آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي است.

4- تفاوت‌ها در ويژگي‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي

4-1- روش‌هاي مورد استفاده

روش‌هايي كه در پروژه‌هاي آينده‌نگاري استفاده مي‌شوند، بطور عمده‌اي وابسته به ساير جنبه‌هاي پروژة آينده‌نگاري مي‌باشند. اين روش‌ها متنوع‌اند و هر يك اهداف متفاوتي دارند. اغلب اين روش‌ها از حوزه پيش بيني تكنولوژي[31] در دهة 1970 و يا قبل تر نشأت گرفته و توسعه يافته اند. گرچه در فعاليت‌هاي آينده‌نگاري ملي روش دلفي به عنوان يک روش اصلي مورد توجه مي‌باشد اما در آينده‌نگاري منطقه‌اي روش غالب روش سناريو نويسي است.[10]

4-2- افق زماني

براي هر برنامه آينده‌نگاري افق زماني خاصي در نظر گرفته مي‌شود، افق زماني در فعاليت‌هاي آينده‌نگاري ملي مي‌تواند از 5 سال تا 30 و حتي به ندرت 50 سال نيز ديده مي‌شود. به عنوان مثال ژاپني‌ها افق زماني 30 ساله را در برنامه‌هاي خود در نظر مي‌گيرند و به اين ترتيب سعي دارند تا اهداف خود را در اين افق زماني ببينند و پيش بيني‌ها و روندها را نيز در يك دورة‌30 ساله در نظر مي‌گيرند.

افق زماني در آينده‌نگاري منطقه‌اي غالبا کوتاه مدت تر در نظر گرفته مي‌شود، و معمولا 5 تا 10 سال در نظر گرفته مي‌شود.[4]

5- پل ميان فعاليت‌هاي آينده‌نگاري ملي و منطقه اي

در اين بخش سوال اساسي دربارة رابطة ميان فعاليت‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي و فعاليت آينده‌نگاري ملي  است. به طور كلي يك آينده‌نگاري منطقه‌اي داراي چه نسبتي با آينده‌نگاري ملي است؟

هيرشمن[32] در سال 1979 كتابي با نام " خروج، اعتراض و وفاداري"[33] را به رشته تحرير درآورد. اين كتاب كه در حوزه اقتصاد سياسي نگاشته شده بود، تبديل به كتابي مرجع در آن حوزه گرديد، كه در اغلب دانشكده‌هاي اقتصاد سياسي هم چنان تدريس مي‌شود. در اين كتاب هيرشمن با مقايسه يك بنگاه اقتصادي و يك حزب سياسي سعي داشت به شباهت‌هاي رفتاري آنان اشاره نمايد. در اين مقايسه يك حزب سياسي نيز همانند يك بنگاه اقتصادي به عرضه كالاي خود مي‌پردازد و همانگونه كه مشتري يعني طرف تقاضا، بنا به مطلوبيت ايجاد شده توسط كالا، اقدام به هزينه مي‌نمايد، مشتريان يك حزب يعني راي دهندگان نيز، بنا به مطلوبيت ايجاد شده توسط هر حزب، به پرداخت هزينه، كه همان راي آنان است،  ]راي نشان دهنده مدت زمان ادارة‌ امور توسط آن حزب است  [اقدام مي‌نمايند. به اين ترتيب در هر دو مورد به موارد و مفاهيم مشابه و نوعي تطابق، دست مي‌يابد . وي پس از آن به بررسي مفهوم رقابت مي‌پردازد. از ديد وي رقابت زماني معنا مي‌يابد كه خريداران حق انتخاب كالاي جايگزين را داشته باشند و همچنين رقابت به همراه خود كارآيي را نيز به ارمغان مي‌آورد. پس مصرف كنندگان زماني كه مي‌توانند از ميان خروج از بازار، اعتراض و وفاداري دست به انتخاب بزنند، موجبات رقابت را در بازار ايجاد مي‌كنند. اين مدل توسط كينان[34] و يان مايلز[35] براي تشريح رابطه ميان آينده‌نگاري ملي و منطقه‌اي مورد استفاده قرار گرفت. [11]

به اين ترتيب يك آينده‌نگاري منطقه اي، مي‌تواند همان 3 نوع رابطه را با آينده‌نگاري ملي داشته باشد. اين نوع از روابط به صورت اجمالي در ذيل آورده شده است:

 5-1- آينده‌نگاريهاي وفادارانه

در اين حالت آينده‌نگاري منطقه‌اي تاييديه‌اي براي آينده‌نگاري ملي است . به عبارت ديگر در اين نوع آينده‌نگاري، تنها سعي مي‌شود تا برنامه‌ريزي مناسب براي تحقيق آينده‌نگاري ملي، در سطح آن منطقه طراحي شود. در اين نوع از برنامه با استفاده از پاداش‌هاي تشويقي به پياده‌سازي آينده‌نگاري ملي كمك مي‌شود.

در آينده‌نگاريهاي منطقه‌اي وفادارانه، به ايجاد شبكه‌ها و نهادهاي لازم براي تحقق آينده‌نگاري ملي همت گمارده مي‌شود. همچنين سعي مي‌شود تا خبرگان محلي شناسايي شوند . چرا كه ممكن است تعدادي از خبرگان محلي داراي روابط مناسبي با سازمان‌هاي ملي نباشند و در برنامه‌هاي ملي از آنان استفاده نشده باشد.

در اين نوع از برنامه‌ها، مناطق با استفاده از اطلاعات موجود در آينده‌نگاري و اولويت‌هاي تعيين شده، اولويت‌هاي منطقه‌اي خود را تعيين مي‌كنند. در عين حال تلاش مي‌شود تا با كسب اطلاعات توليد شده در آينده‌نگاري ملي منافعي براي آن منطقه ايجاد شود.

5-2- آينده‌نگاريهاي اعتراضي

اين دست از آينده‌نگاريهاي منطقه‌اي در جهت اعتراض به آينده‌نگاري ملي موضوعيت مي‌يابند. پيش فرض اساسي در اين نوع از آينده‌نگاري‌ها آن است كه آن منطقه تحت‌الشعاع يك شهر بزرگ مانند پايتخت قرار گرفته است و خصوصيات و ويژگي‌هاي منطقه‌اي ناديده انگاشته شده است. در بسياري از موارد تفاوت‌هاي ايدئولوژيكي ميان مركز و مناطق پيراموني باعث بروز چنين مواردي مي‌شود. در اين نوع از آينده‌نگاريها سعي مي‌شود تا خبرگان و بازيگراني به آينده‌نگاري‌هاي آتي ملي معرفي گردد. آن منطقه اميد دارد تا با حضور اين بازيگران و خبرگان در برنامه‌هاي آينده‌نگاري ملي، شرايط خاص و انتظارات آن منطقه مورد توجه قرار  گيرد.

معمولاً اين‌گونه از برنامه‌هاي آينده‌نگاري توسط "ديرآمدگان"[36] در فرآيند ملي انجام مي‌گيرد. اين ‌مناطق‌كه درفعاليت ملي  ديرتر از سايرين درگير شده اند؛ سعي دارند مطلوب‌ها و توجهات خاص منطقه‌اي خود را در فرآيند ملي وارد نمايند.

5-3- آينده‌نگاري خروجي

در اين دست از آينده‌نگاري‌هاي منطقه‌اي نتايج آينده‌نگاري ملي مورد مناقشه و مشاجره قرار مي‌گيرند. در اين برنامه‌ها پيش فرض اساسي آن است كه برنامه‌ها يا نتايج آينده‌نگاري ملي به صورت كند دنبال مي‌شوند، از مسير نادرستي پيروي مي‌كنند، از روش‌هاي نامناسب بهره مي‌برند يا منابع بالايي مصرف مي‌كند.

در اين حالت برنامه‌ها به صورت مجزا يا همراه ديگر مناطق و بدون توجه به آينده‌نگاري ملي انجام مي‌گيرد.

6- نتيجه‌گيري و پيشنهادها

حرکت از آينده‌نگاري ملي به آينده‌نگاري منطقه‌اي واقعيت و روندي قابل تامل است. اين نوع جديد از آينده‌نگاري پاسخ‌گوي نيازهاي بسياري در کشور ايران است. نيارهايي مانند تمرکززدايي، توجه به ايجاد چشم‌انداز در سطح مناطق محلي و بومي و افزايش نقش بازيگران محلي(و به تعبير جامعه ما بازيگران استاني) از جمله مواردي است که آينده‌نگاري منطقه‌اي مي‌تواند به عنوان يک ابزار با‌لقوه توانمندي براي وصول به آنها باشد. از اين رو اجراي آينده‌نگاري منطقه‌اي به بازيگران استاني مانند ادارات کل استاني، استانداري‌ها، شهرداري‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي مستقر در آن منطقه پيشنهاد مي‌شود.

 در آينده‌نگاري منطقه‌اي تفاوت‌هايي با آينده‌نگاري ملي مشاهده مي‌شود، از جمله در افق زماني، روش مورد استفاده، گستردگي حضور مشارکت‌کنندگان، هدف‌گذاري براي آينده‌نگاري. از اين رو مطالعات گسترده‌تري در مورد آينده‌نگاري منطقه‌اي نياز است که به پژوهشگران اين حوزه پژوهش در اين خصوص پيشنهاد مي‌شود.

رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي با آينده‌نگاري ملي آن کشور مي‌تواند به صورت‌هاي متفاوتي ايجاد شود. که در اين مقاله به صورت خلاصه معرفي گشته اين تنوع در آينده‌نگاري منطقه‌اي گزينه‌هاي بيشتري را براي بازيگران استاني ايجاد مي‌کند، که آنان مي‌توانند از بين آنها با توجه به وضعيت خود يکي را برگزينند.

اجراي آينده‌نگاري منطقه‌اي مي‌تواند به صورت گسترده‌اي به اجراي آينده‌نگاري ملي کمک نمايد. برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي به ايجاد بانک اطلاعاتي خبرگان و ايجاد توانمندي‌هاي اجرايي و روش‌شناختي کمک نمايد. اما يکي از مهم‌ترين منافعي که اجراي آينده‌نگاري منطقه‌اي براي مناطق پيشرو (مناطق پيشرو مناطقي هستند که قبل از برنامه آينده‌نگاري ملي به اجراي آينده‌نگاري منطقه‌اي پرداخته‌اند.) دارد، آن است که ملاحظات و چشم‌اندازهاي آن منطقه در آينده‌نگاري ملي تاثير گذارده و ملاحظات و توجهات منطقه‌اي در نتايج آينده‌نگاري ملي ظهور مي‌يابد.

 منابع:

1.       Martin, R. Ben, “Technology Foresight in a Rapidly Globalizing Economy”, Science and Technology Policy Research, University of Sussex.

2.       Keenan, Michael, “Technology Foresight: An Introduction”, Technology Foresight for Organizers, 8-12 December 2003, Ankara, Turkey

3.       Cariola Monica , Secondo Rolfo ," Evolution in the rationales of foresight in Europe", Futures  no.36 ,2004,P:1063–1075

4.       Miles, Ian and Michael Keenan," Practical Guide to Regional Foresight in the UNITED KINGDOM", PREST (Policy Research in Engineering, Science and Technology), University of Manchester, 2002,United Kingdom

5.       Major , Edward & Cordey-hayes, Martyn," a new perspective on knowledge transfer and foresight ",foresight, vol.02,  no.04,  aug.2000

6.       Marcio de Miranda Santos, Dalci Maria dos Santos , Lélio Fellows Filho, Gilda Massari Coelho & Mauro Zackiewicz , "Paper 1 : Adding Value to Iinformation in the Process of Promoting Technological Innovation: an approach implemented by the Center for Management and Strategic Studies on Science, Technology and Innovation in Brazil " ,PRESENTED ON EU-US SEMINAR on  "NEW  TECHNOLOGY FORESIGHT, FORECASTING & ASSESSMENT METHODS" ,  13-14 May 2004 ,  Seville

7.       The Potential of Regional Foresight , Final Report of the STRATA-ETAN Expert Group:“Mobilising the regional foresight potential for an enlarged European Union – an essential contribution to strengthen the strategic basis of the European Research Area (ERA)”,2002

8.       Jari Kaivo-oja, Jouni Marttinen and Jukka Varelius, " Basic conceptions and visions of the regional foresight system in Finland ", Foresight  VOL4 , NO.6 , 2002 , p p: 34-45

9.       Eerola , Annele and Jørgensen H. Birte , " Technology Foresight in the Nordic Countries ", Risø National Laboratory, Roskilde,September 2002, Denmark

10.   FOREN, “A Practical Guide to Regional Foresight”, December 2001

11.   Miles, Ian and Michael Keenan," FORE WORKPACAGE2 , FINAL REPORT ", PREST (Policy Research in Engineering, Science and Technology), University of Manchester, aug.2000

يادداشتها

[1] - فوق ليسانس مديريت اجرايي.

[2] - فوق ليسانس مديريت تکنولوژي.

[3] - فوق ليسانس مديريت تکنولوژي.

[4] - فوق ليسانس مديريت تکنولوژي.

[5] - Competition

[6] - Constraints

[7] - Complexity

[8] - Competency

[9] - Regional

[10] - Grand Lyon

[11] - North East - England

[12] - Catalonia

on the 2010 horizon

[13] - National

[14] - international

[15] - minidelphi

[16] - APECAsian – pacific economic cooperation

[17]- Forecasting

[18] - holistic

[19] - Ben Martin

[20] - Foresight research

[21] - Luke Georghiou

[22] - Horton

[23] - Center for Management and Strategic

Studies, Brazil

[24] - Foresight for regional development Network

[25] - Foren

[26] - Participatory

[27] - Future Intelligence

[28] - Present - day

[29] -Gavigan

[30] - STRATA- ETAN

[31] - Technology Forecasting

[32] - Hirshman

[33] - Exit, voice & loyalty

[34] - Keanan

[35] - Ian Miles

[36] - Late comers

 


 

 

فرهاد سلطاني -------------------------

روشهاي آينده‌نگاري و کاربرد آن در تعيين اولويت‌هاي فناوري کشور

نويسنده : مرتضي فتوحي فيروزآباد، سيد مهدي قاسمي

كارشناسان موسسه بنياد توسعه فردا

مقدمه

آينده‌نگاري و تاريخچه آن

تفکر در مورد آينده و حوادث آن داراي سابقه‌اي طولاني است. در همه زمانها مردم مي‌خواستند بدانند که چه چيزهايي در سر راه زندگي آنها  قرار خواهد گرفت. شاهد اين واقعيت وجود معابد يونان باستان و رونق داشتن حرفه طالع بيني است. البته دلائل اين علاقه به شناسايي آينده و نيز نحوه تفکر راجع به آينده در گذر زمان شاهد تغييراتي بوده است.

 در زماني اعتقاد غالب مردم بر اين بود که ما نمي‌توانيم آينده را تغيير بدهيم و اين سرنوشت ما است که تعيين کننده آينده است، و مردم تنها علاقمند به دانستن سرنوشت خود بودند. به مرور زمان اين تفکر جا گرفت که اعمال امروز ما تعيين‌کننده فرداست.

 به همين دليل علاقه به شناسايي حوادث آينده همه گير شد. همه مي‌خواستند بدانند که چه روشهايي براي شناسايي آينده وجود دارند؟ آيا آيندة پيش رو مطلوب ما نيز هست؟ مسيرهاي مختلفي که ما مي‌توانيم در آينده طي کنيم کدامها هستند؟ بهترين مسيرها و ممکن ترين مسيرها کدامها هستند؟ اينها همه سؤالاتي هستند که پاسخ به آنها در راهي که براي آينده خود انتخاب مي‌کنيم تأثير گذارند.

اولين تلاشهاي کلاسيک مطالعه راجع به آينده از سال 1948 در شرکت رندآغاز شد. پيشگامان اين مطالعات کاپلان، هلمر، رشر، دالکي و گوردن بودند. عمده اين مطالعات بر مبناي پيش بيني  بود که سعي در شناسايي وقايع احتمالي در جنگ داشت و بعدها در مسائل غيرنظامي و اقتصادي نيز به کار گرفته شدند. در اين مطالعات روشهاي ابتدايي و ساده پيش بيني براي لمس و جستجوي آينده توسعه يافتند.

 تلاشهاي اولبه در اين زمينه با ابن فرض بود که براي هر انتخاب امروز، يک آينده ممکن مي‌توان تصور کرد. هر چند آينده را حتي براي يک لحظه نيز نمي‌توان لمس کرد و آينده براي ما ناشناخته است، اما هميشه چيزهايي وجود دارند که مي‌توان آنها را پيش بيني کرد. روند موفقيتهاي اوليه مطالعات رند داشت در اوايل دهه هفتاد متوقف شد. دليل آن نيز وجود يکسري تصورات غلط در مورد اين مطالعات بود. همگان تصور داشتند موارد پيش بيني شده حتماً روي خواهند داد، اما در عمل چنين نشد.

همچنين از نظر تئوري نيز، رياضي دانان و ساير متخصصين به اين نتيجه رسيدند که رفتار جامعه بشري همچون يک نظام پويا و پيچيده عمل مي‌کند و نمي‌توان آن را در يک چهارچوب از قبل طراحي شده ريخت. گرچه بعضي از رويدادهاي آينده را مي‌توان از پيش تعيين کرد، (مثل اينکه کودکان امروز، بزرگسالان فردا هستند) ولي اکثر رويدادهاي آينده غيرقطعي مي‌باشند. اما با اين وجود باز هم تلاشهايي نظام‌مند براي رسيدن به دورنمايي از آينده ممکن انجام گرفت.

 به مرور اين تفکر حاکم شد که پيش بيني کردن آينده به طور کامل غيرممکن است ولي هر اطلاعاتي راجع به آينده براي تصميم‌گيري مي‌تواند مفيد باشد . از اين رو از دهه 80 به بعد مفهوم آينده‌نگاري در سياست گذاري جاي گرفت.

براي نخستين بار ژاپني‌ها در دهه 80 از آينده‌نگاري به عنوان ابزار سياست گذاري استفاده کردند. برنامه‌هاي آينده‌نگاري چندين دهه است که در سازمان‌هاي دولتي و خصوص در مقياسهاي بخشي، منطقه‌اي و ملي در حوزه‌هاي مختلف علم، فناوري، فرهنگ، محبط زيست و غيره اجرا مي‌شود ولي در سالهاي اخير زمينه و چشم‌انداز اين برنامه‌ها بر حوزه علم و فناوري تمرکز داشته است.

اکنون آينده‌نگاري علم و فناوري به عنوان يک ابزار تصميم‌گيري دولتي در محيط سياست علم و فناوري ظاهر شده است که در بسياري از حالات منجر به پاسخ سؤالات راهبردي در رابطه با علم و جامعه در يک چشم‌انداز بلند مدت گرديده است. فعاليتهايي با عنوان آينده‌نگاري علم و فناوري با سرعت بي‌سابقه‌اي در اکثر کشورهاي در حال توسعه در حال پيگيري و اجرا است.

 تعريف آينده‌نگاري و ويژگي‌هاي آن

تا كنون تعاريف مختلفي براي آينده‌نگاري بيان شده است ولي شايد بتوان گفت كه تعريف زير جزء بهترين تعاريف مشرح شده براي آن است :

"آينده‌نگاري تلاشي نظام‌مند براي نگاه به آينده بلندمدت در حوزه‌هاي دانش، فناوري، اقتصاد، محيط زيست و جامعه مي‌باشد كه با هدف شناسايي فناوريهاي نوظهور و تعيين آن دسته از بخش‌هايي كه سرمايه گذاري در آنها احتمال سوددهي اقتصادي و اجتماعي بيشتري دارد، انجام مي‌شود. در واقع آينده‌نگاري يعني آمادگي براي آينده يعني به كاربردن منابع موجود به بهترين وجه ممكن در راستاي ارزشها."

همچنين آقايان ايروين و مارتين در معرفي مشخصات فرآيند آينده‌نگاري، مطالب زير را تحت عنوان Cs5 ارائه مي‌دهند]4[:

·         تمركز روي موضوعات بلند مدت

·         ارتباطات ميان دست اندركاران عرصه آينده‌نگاري

·         تنظيم و هماهنگ‌سازي استراتژيهاي دست اندركاران در طي برهمكنش‌ها

·         توافق نظر روي موضوعات و ديدگاههاي مختلف از آينده

·         تعهد راجع به نتايج

البته اين مفهوم جديد در ادبيات قديم نيز وجود داشت ولي هيچ گاه به اين ا ندازه به كار نمي‌رفت. مثلاً در مقاله كاپلان ]5[ در سال 1950 بيان شده است كه : سياستگذاري به ا نتظاري كه ما از آينده خود داريم وابسته است و همچنين وابسته به عكس العمل‌هاي ما نسبت به گزينه‌هاي مختلف پيش روي ما است. سياست گذاران همواره نيازمند علم غيب نسبت به حوادث آينده كه قابل پيش بيني نيستند، مي‌باشند.

برتري آينده‌نگاري بر پيش بيني باعث گرايش فراوان دولتها و سازمانها به اين مطالعات شد. در حالي كه هم پيش بيني و هم آينده‌نگاري شامل تلاشهايي براي ارزيابي شرايط آينده بر مبناي اوضاع كنوني هستند، ولي پيش بيني به طور ضمني شامل قابليت پيش گويي نيز مي‌باشد. پيش بيني در واقع نگاه به آينده كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت با شيوه‌هايي علمي است كه مي‌تواند بر حسب زمينه‌اي مختلف جستجو يا سؤالات مطرح شده در مورد آينده متفاوت باشد.

پيش بيني مي‌تواند يك آينده يا چندين آينده محتمل را در نظر بگيرد. در واقع انتخاب‌هاي بسياري براي آينده ممكن است، كه از روشهاي پيش بيني براي تشخيص آنها استفاده مي‌شود. اما ميزان موفقيت در اين زمينه مشخص نيست .

 كار پيش بيني با شناسايي آينده‌هاي ممكن و شناسايي مسيرهاي اوليه در مورد آينده پايان مي‌يابد. هر چه روشهاي پيش‌بيني توسعه بيشتري مي‌يابند انتظار ما از آنها براي صحيح تر پيش بيني كردن رويدادهاي آينده بيشتر مي‌شود‌ در ضمن صحت و دقت با افزايش افق زماني پيش بيني رابطه معكوس دارند. در مقابل در آينده‌نگاري، صحت از اركان قرار نمي‌گيرد.

از طرف ديگر آينده‌نگاري نه تنها شامل درك آينده‌هاي ممكن است بلكه درواقع آمادگي براي اتخاذ تصميماتي در مورد آينده نيز مي‌باشد. آينده‌نگاري با شناسايي گزينه‌هاي مختلف آينده شروع مي‌شود و با بررسي اين گزينه ها، احتمال وقوع آنها و مطلوبيت آنها را مشخص مي‌كند.

بعد از اين مرحله نوبت به انتخاب گزينه‌هايي براساس معيارهاي امكان و مطلوبيت  مي‌رسد. ( در واقع خروجي اين مرحله يك ليست از اولويت‌هاي برتر از تصاوير آينده مي‌باشد.) پس از اين انتخاب و مقايسه با وضعيت حال تصميمات لازم براي رسيدن به گزينه انتخاب شده انجام مي‌گيرد. اين مرحله كار به برنامه‌ريزي استراتژيك مربوط مي‌شود كه جزء وظايف آينده‌نگاري نمي‌باشد. آينده‌نگاري تنها در شناسايي مقصد و يا هدف تلاش مي‌كند.

 جايگاه آينده‌نگاري در برنامه‌ريزي

اگر بخواهيم جايگاه واقعي آينده‌نگاري را در برنامه‌ريزي سازمان نگاه كنيم، بايد گفت كه چايگاه آينده‌نگاري در تفكر استراتژيك است. در برنامه‌ريزي استراتژيك هدف مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد و گامهاي رسيدن به آن هدف ترسيم مي‌شود، نتايج مورد انتظار هر گام بـــرآورد شـــده و پيشرفت كاري اندازه‌گيري مي‌گردد.

 ولي تفكر استراتژيك محصولي انتزاعي است كه با استفاده از علم حضوري، خلاقيت و آينده‌نگاري براي تدوين يك آينده يكپارچه يا چشم‌اندازي كه يك سازمان بايد به آنجا برسد، انجام مي‌گيرد.

 وجود تفكر استراتژيك در واقع فضاي حياتي لازم براي برنامه‌ريزي استراتژيك را فراهم مي‌كند. آينده‌نگاري به عنوان بخشي از تفكر استراتژيك براي فراهم كردن امكان گسترش استنباطهايي براي گزينه‌هاي استراتژيك قابل وصول، به كار مي‌رود.

البته بايد به تفاوت بين آينده‌نگاري و تعيين چشم‌انداز استراتژيك يك سازمان نيز واقف بود.

 با اينكه آينده‌نگاري و تنظيم بينش استرتژيك هر دو شامل تلاش براي تعيين آينده مطلوب مي‌باشند، ولي تفاوت مهمي بين آن دو موجود است. تدوين چشم‌انداز استراتژيك بر علايق داخلي و ترجيحات سازمان تأكيد دارد، در حالي كه آينده‌نگاري تأكيدش بر علاقه‌هاي بيروني و عواملي است كه شايد منجر به آينده مطلوب ما شود و شايد به آن منجر نشود.

 آينده‌نگاري نگاهي وسيع تر دارد و يافته‌هاي آينده‌نگاري معمولاً در ايجاد و تدوين چشم‌انداز استراتژيك به كار مي‌روند. آينده‌نگاري فراتر از تدوين چشم‌انداز آينده است و چون تصميمات و گرايشان جديد ما براساس اطلاعات آينده‌نگاري است بنابراين اين نتايج آينده‌نگاري است كه، چسم انداز و تصور امروز ما از آينده را عوض مي‌كند.

هدف آينده‌نگاري

در برنامه‌هاي مختلف آينده‌نگاري اهداف گوناگوني براي آينده‌نگاري در نظر گرفته شده است. اين طيف از »فراهم نمودن قابليت هشدار زود  هنگام« تا »   ايجاد وفاق عمومي« متغير بوده است. برخي از برنامه‌هاي آينده‌نگاري بر پشتيباني برنامه‌ريزي تأكيد داشته اند. و برخي ديگر بر آموزش تأكيد بيشتري داشته اند. عده‌اي از برنامه‌ها بر تلاش جهت انگيزش مردم تأكيد مي‌كردند در حالي كه باقي بر تلاش براي فهم بهتر روندهاي جامعه تأكيد مي‌كردند. اين اهداف در ظاهر بي‌ارتباط به نظر مي‌رسند اما مي‌توان آنها را در قالب سه موضوع اصلي تقسيم بندي كرد:

1- ساختن اطلاعاتي كه به روند تصميم‌گيري كمك كند

ساختن اطلاعات بر جمع‌آوري و تحليل داده‌هايي در زمينه‌هايي چون روندهاي جامعه، شرايط آينده، موارد بحراني و غيره تمركز دارد. شناسايي فرصت‌هاي مختلف و موقعيت‌هاي نوظهور كه بيشترين سود را به همراه دارند. علاوه تعيين خطرات احتمالي و چاره انديشي براي مقابله با آنها از موارد ديگري هستند كه سازمانها ودولتها به وسيله برنامه‌هاي آينده‌نگاري به دنبال آن هستند، تا خود را براي جهان آينده آماده كنند.

2- زمينه‌سازي و ايجاد مدلهاي ذهني مبتني برآينده‌نگاري

اين مرحله تمركز كمتري بر نوع و مقدار اطلاعات پردازش شده دارد و بيشتر بر آن مدلهاي ذهني كه مردم از آنها براي پردازش اطلاعات استفاده مي‌كنند، تأكيد دارد. در اين قسمت قاعده‌اي وجود دارد و آن اين است كه راههاي جديد و وسيع تر فكر كردن باعث مي‌شود كه مردم بهتر براي آينده آماده شوند. تغيير مدلهاي ذهني و توسعه سطح فكر مردم آنها را منعطف تر كرده و بهتر مي‌توانند به تغييرات اجتناب ناپذير آينده پاسخ دهند.

3- تشكيل يك چشم‌انداز گروهي براي آينده و دستيابي به وفاق عمومي

اين هدف بيشتر از اينكه بر نوع و مقدار اطلاعات متمركز باشد بر نحوه استفغاده از اطلاعات و تفكر روي آن متمركز شده است. اين موضوع نكته بسيار مهم و جديدي را به تصوير مي‌كشد و اآن اين است كه » روند اينده‌نگاري به همان ا ندازة‌خروجي‌هاي آن « اهميت دارد. به خصوص، فرآيند جمع‌آوري افراد مختلف با يكديگر براي فكر كردن و بحث در مورد آينده مي‌توان به همان اندازه موضوعات مورد بحث، به هدفهاي برنامه وابسته باشد. اهميت اين مطلب در همسو شدن همه نهادهاي تأثيرگذار در جهت رسيدن به يك هدف مشترك مي‌باشد.

مراحل اجراي يك برنامه آينده‌نگاري

به صورت كلاسيك، آينده‌نگاري را به عنوان يك پروژه شامل چهار فاز اصلي، مي‌توان توصيف كرد:

فاز I : تعيين چارچوب سازماني و الگوي مفهومي

هدف اين فاز سازماندهي و استقرار پايه‌هاي برنامه است. متخصصان مورد نظر مشخص و به همكاري دعوت مي‌شوند. حدود و مرزهاي برنامه و روشهاي مورد استفاده مشخص شده و يك درك اوليه از سيستم مورد مطالعه، شكل داده مي‌شود. اين مرحله كه شامل تعيين هدف آينده‌نگاري، روش‌شناسي آينده‌نگاري و انتخاب عاملين برنامه آينده‌نگاري مي‌باشد، را مي‌توان به صورت يك فرآيند شناسايي كه با يك فرآيند انتخاب دنبال مي‌شود توصيف كرد. تكنيكهايي كه در هر گام استفاده مي‌شود، تا حد زيادي به اندازه برنامه و منابع موجود وابسته است.

-         گام شناسايي:

·        مشخص كردن متخصصين، دست اندركاران و افراد مؤثر در فرآيند

·        شناسايي مؤلفه هي مربوط و زير سيستمهاي مورد نظر و ...

·        تفسير و فهم مأموريت برنامه

-        گام انتخاب:

·        طبقه بندي افراد مرتبط با برنامه

·        انتخاب متخصصان

·        ايجاد چهارجوب مفهومي كلي كه يك مدل مرجع براي فهم سيستم و پايه‌اي براي تصميم‌گيري است.

الف ـ  تعيين هدف

 هر چند كه فرآيند آينده‌نگري مي‌تواند روشهاي جديدي در مورد فكر كردن در مورد آينده را فراهم كند كه اين به نوبه خود باعث افزايش انعطاف پذيري سازمانها مي‌شود ولي بايد در مورد پتانسيل‌هاي آينده‌نگاري براي پيش بيني آينده، واقع گرايانه فكر كرد . به ويژه بايد براي مواجهه با اين واقعيت مهيا شد كه آينده‌نگاري (علي رغم روشهاي واقعي تحليل) يك ابزار هميشه درست براي پيش گويي آينده به دست نمي‌دهد. به همين دليل بيشتر متخصصين آينده‌نگاري براي برقراري ارتباط بهتر با آينده از يك رويكرد دو بخشي براي برخورد با آن بهره مي‌گيرند.

 از يكسو تلاش مي‌كنند به درك بهتري از اين مطلب برسند كه چه بخشهايي از آينده قابل پيش بيني و چه بخشهايي از آن غير قابل پيش بيني است . (مثلاً متخصصين تعيين كرده‌اند كه با وجود اينكه پيش بيني‌هاي بلند مدت از شرايط عمومي جامعه قابل انجام نيست اما مي‌توان پيش بيني‌هاي كوتاه مدتي در مورد توسعه فناوري در بخشهاي خاصي به دست آورد.) از سوي ديگر متخصصان بر گسترش مدلهاي فكري تأكيد مي‌كنند به اين معنا كه افراد را قادر‌سازيم كه شرايط مربوط به آينده را بهتر تفسير كنند، و يا با ايجاد يك چشم‌انداز مشترك سرعت رسيدن به اهداف آن را بيشتر كنند.

 بايد از ابتدا براي تعيين مقاصد برنامه آينده‌نگاري خود و پي ريزي آرمانهاي روشن، كه نشان دهنده موقعيت سازمان و موفقيت سازمان است، تلاش گسترده‌اي صورت گيرد. همچنين بايد از دو مشخصه متفاوت آينده‌نگاري كه ممكن است همزمان اتفاق بيفتد، آگاه بود:

 ·        خروجي برنامه آينده‌نگاري : ايجاد اطلاعاتي در مورد روندهاي محتمل آينده

 ·        فرآيند اجراي برنامه آينده‌نگاري : تغيير طرز فكر و ايجاد نگاهي مشترك به آينده تصميم‌گيري در مورد اينكه بر كدام مشخصه تمركز كنيم به هدف برنامه آينده‌نگاري وابسته خواهد بود. اين هدف مي‌تواند موارد زير باشد:

 ·         فراهم كردن اطلاعات براي مديران و اثر گذاري بر تصميمات آنان

·         تأثير گذاري بر توانايي مديران و ايجاد پاسخهاي منعطف و اثرگذاري بر سياستها از اين طريق

·         ايجاد اطلاعات و بسته اطلاعاتي لازم براي استفاده كنندگان مختلف در داخل و خارج سازمان

ب- روش‌شناسي آينده‌نگاري

هنگامي كه مقاصد و اهداف بنيان نهاده شدند، روشهاي صحيح آينده‌نگاري انتخاب مي‌شوند. تعدادي از سؤالات مؤثر بر انتخاب روش آينده‌نگاري به قرار زير است:

1-     نوع اطلاعاتي كه براي دست‌يابي به هدف معين لازم هستند(مثلاً تحليل روند براي تعيين اطلاعات در يك زمينه خاص بسيار مناسب است).

 2-     توانايي براي اثرگذاري بر برنامه‌هاي آينده‌نگاري بعدي (مثلاً مي‌توان با استفاده از روش دلفي يك شبكه ارتباطي بين افراد تشكيل داد.)

 3-     آيا مي‌توان آينده را به گونه‌اي غيرقطعي تصور كرد كه هيچ تلاشي براي پيش گويي آن ثمر ندهد؟ در چنين حالاتي پيشنهاد مي‌شود كه براي تصميم‌گيري چندين تصوير را همزمان در نظر بگيريم . (ايجاد سناريوهاي مختلف براي برنامه‌ريزي استراتژيك)

 4-     آيا روشها با فكر و فرهنگ سازماني متناسبند؟ (مثلاً آيا افراد سازمان براي پاسخ به پرسشنامه‌هاي دلفي زمان لازم را صرف مي‌كنند؟ )

 5-     متخصصين مربوطه و سهامداران چه كساني هستند و دانش آنها چه طور به دست مي‌آيد؟ (آيا تشكيل گروههاي كوچك متخصصين با يك روش طوفان مغزي به راحتي قابل انجام است؟)

ج – انتخاب عاملين

·        كاربر اصلي كه معمولاً يك فرد تصميم گيرنده دولتي است، سرمايه گذار اصلي در برنامه آينده‌نگاري مي‌باشد و با كميته راهبري در تقابل و بر هم كنش است.

·        كمتيه راهبري : مسئوول برنامه آينده‌نگاري است. رهبري، انتخاب روشهاي مورد استفاده، سازماندهي و ... جزء وظايف اين كميته مي‌باشد. اين كميته به وسيله كاربر اصلي معين مي‌شود و در نهايت نتيجه كار را به او به صورت توصيه‌هايي ارائه مي‌دهد. بخش مهمي از اعتبار برنامه و نيز كيفيت آن به كميته راهبري بستگي دارد.

 ·        متخصصاني كه در برنامه شركت مي‌كنند و به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به وسيله كميته راهبري انتخاب مي‌شوند و مي‌توانند به گونه‌هاي مختلفي دخالت كنند:

·        شركت در يك هيأت

·        همكاري در يك كارگاه

·        پاسخ به يك پرسشنامه

اين متخصصان مي‌توانند داراي سوابق زيرباشند: متخصص علمي يافناوري، نماينده صنعت يا يك گروه با علاقه خاص، نماينده يك حزب سياسي، نماينده اتحاديه يا قدرتهاي محلي، شخصيتي‌كه به هردليلي معروف است و... در برخي از حالات، طيف وسيعي از شهروندان از طريق كنفرانسهاي با مقياس بزرگ و نيز با استفاده از سايتهاي اينترنتي وارد فرآيند مي‌شوند.

·        گروهي از اشخاص كه مسؤول حمايت و پشتيباني از پروژه در مباحث سازماني و متدلوژيك هستند كه ممكن است در كميته راهبري مشغول باشند.

·        شركت‌كنندگان و مؤسسات تحقيقاتي متنوع كه نقش جمع‌آوري و آماده‌سازي وروديهاي توصيفي و تحليلي مورد نياز (مانند پايگاههاي داده و اطلاعات، تركيب نوشتارها، حالت طرح هنري يك سؤال خاص و ...) براي كاركرد بهتر فرآيند را بر عهده دارند.

فاز II : تعيين پارامترهاي كليدي

در اين فاز با استفاده از گروههاي متنوع متخصصان اطلاعات جمع‌آوري مي‌شود و متغيرهاي كليدي مشخص مي‌شوند. در اين فاز نيز دو گام شناسايي و انتخاب وجود دارد:

 

-         گام شناسايي :

·        ليست كردن متغيرهاي بالقوه

·        مشخص كردن عوامل مؤثر بر سازمان

·        طراحي سؤالات براي يك جستجو و بررسي دلفي

·        اجراي جستجو و بررسي

·        پياده‌سازي و تحليل ساختاري

-         گام انتخاب:

·        انتخاب متغيرها از طريق تقسيم بندي و اولويت بندي آنها

·        تحليل نتايج دلفي

·        انتخاب فناوريهاي كليدي و تهيه سلسله مراتبي از متغيرها به همراه يك تحليل ساختاري

 فاز III : تهيه سناريوها

در اين فاز بر هم كنش بين متغيرهاي كليدي تحليل مي‌شود و از اين طريق تعدادي سناريو توسعه مي‌يابد . در اين مرحله گامهاي شناسايي و انتخاب به قرار زير است:

 

-         گام شناسايي:

·        شناسايي بازه تغييرات ممكن براي هر يك از متغيرها.

·        برقراري فرضيه‌ها روي متغيرها، روي محيط و عوامل مؤثر بر هريك از آنها.

-         گام انتخاب:

·        انتخاب حالات ممكن ا ز بين تعداد كمي از پارامترها

·        انتخاب سناريوها كه ممكن است شامل يك دلفي كوچك يا تحليل تأثير متقابل باشد.

 فاز IV : اشاعه نتايج و پيشنهاد يك استراتژي

در واقع ارتباط بين استراتژي و عمل است شامل دو فعاليت اشاعه نتايج و پيشنهاد يك استراتژي مي‌باشد. هر دو جنبه اهميت نسبي يكساني دارند كه بر حسب نوع و ا هداف برنامه آينده‌نگاري تغيير  مي‌كند.

 

-         گام شناسايي :

·        شناسايي استراتژيهاي ممكن كه با استفاده از تحليل قوت- ضعف به دست آمده است و تركيب آنها با سناريوها.

-         گام انتخاب :

·        انتخاب استراتژي بعد از ارزيابي گزينه‌هاي مختلف با بررسي خروجي آنها در سناريوهاي مختلف.

 روش‌هاي آينده‌نگاري

فايده روش‌هاي آينده‌نگاري را مي‌توان كشف، خلق و امتحان ديدگاهها و آرمانهاي مطلوب و ممكن آينده دانست. داشتن يك آرمان براي اينده در اتخاذ سياست ها، استراتژيها و برنامه‌ها مي‌تواند مفيد باشد و در نهايت مي‌تواند احتمال وقوع آينده مطلوب را بيشتر كند.

 اگر اين آرمان‌ها به وسيله روش‌هاي آينده‌نگاري امتحان نشوند، مي‌تواند باعث بروز ضررهايي شود كه ناشي از هدايت افراد به سوي اهداف و برنامه‌هاي غيرممكن است. بوسيله روش‌هاي پيش بيني مي‌توان عواملي را كه باعث ايجاد خلل در برنامه‌ها و عدم دستيابي به اهداف مي‌شود را تعيين نمود.

همچنين بوسيله روش‌هاي آينده‌نگاري مي‌توان در يك سازمان يا كشور ديدگاهي مشترك ايجاد نمود و بدينوسيله به يك وفاق عمومي دست يافت. اهميت چنين همكاري يا وفاقي در سطح همه ارگانهاي كشور يا سازمان و هم سوشدن همه نهادهاي تأثيرگذار در جهت رسيدن به يك هدف مشترك، بر همگان روشن است. واضح است كه اتخاذ يك روش هر چند غلط به لحاظ اينكه داراي يك ساختار و نظام مدون است، ضمانت لازم براي حصول نتيجه را به ما مي‌دهد.

 طبيعي است كه اگر مجموعه‌اي از كارشناسان با استفاده از يك روش علمي به نتيجه‌اي مثلاً پيش بيني روند آينده جمعيت ايران دست يابند، صرف استفاده از آن، ساير كارشناسان را متنقاعد مي‌سازد كه نتيجه با استفاده از اصول قابل قبول به دست آمده است . و لذا آنان را نيز در اين مسير همراه و موافق مي‌سازد.

 مهمترين دليل استفاده از روش‌هاي آينده‌نگاري اين است كه مشخص كنيم براي يك تصميم صحيح چه چيزهايي لازم است معلوم باشد اما در حال حاضر اين اطلاعات در دست نيست. به كمك اين اطلاعات مي‌توان فرضها را مشخص كرد تا امتحان شده ودر صورت لزوم تغيير يابند.

 ذكر اين نكته نيز ضروري است كه روش‌هاي آينده‌نگاري را مي‌توان بر طبق هدفي كه از آنها استفاده مي‌شود، به دو دسته زير تقسيم كرد:

 1-  روش‌هاي ارزشي

كه مبناي آن ارزشها يا هنجارها است . بنابراين در اين نوع پيش بيني اين سؤال مطرح مي‌شود كه چه آينده‌اي را مي‌خواهيم؟ يا اينكه چه چيزي براي ما مطلوب است؟ روش‌هاي ارزشي بيشتر مأموريت‌گرا هستند و با ارزيابي مقاصد، نيازها و تمايلات آينده شروع مي‌شوند و به زمان حال باز مي‌گردند.

 2- روش‌هاي اكتشافي

در اينجا صرف نظر از اينكه چه چيز مورد علاقه ما است، مشخص مي‌كنيم كه چه چيزي ممكن است اتفاق بيفتد. پيش بيني اكتشافي از پايه مطمئن معرفتي امروز آغاز مي‌شود و به سمت يك آينده مشخص جهت مي‌يابد.

تفاوت عمده اين دو دسته در اين است كه روش‌هاي اكتشافي آينده را بر مبناي گذشته و حال مي‌سازند ولي روش‌هاي ارزشي، آينده مطلوب و ممكن را مشخص مي‌كنند تا بتوان بر مبناي آن براي زمان حال برنامه‌ريزي كرد.

جدول شماره 1 تقسيم بندي روش‌هاي مختلف براساس اين معيار را نشان مي‌دهد. يكي ديگر از شيوه‌هاي تقسيم بندي، تقسيم بر مبناي تكنيك به كار گرفته شده در آنها، به روش‌هاي زير مي‌باشد:

 الف) كمي يا عددي          ب) شبه عددي يا قضاوتي           ج) كيفي

 الف- اولين تلاشهاي غيرمعمول براي اطلاع از آينده با به كارگيري رياضيات و آمار شروع شد. در اين روش‌ها تكنيك‌هاي عددي قوي‌اي توسعه يافتند، به عنوان مثال مي‌توان از سريهاي زماني، مدلهاي تصميم‌گيري، شبيه‌سازي و سيستم‌هاي ديناميكي نام برد. در همه اين روش‌ها كه روش‌هاي عددي ناميده مي‌شوند رفتار يك متغير يا يك دستگاه چند متغيره در يك محدوده زماني مي‌شود. در استفاده از آنها فرض بر اين است كه آينده در امتداد گذشته قرار گرفته است و در صورتيكه قوانين مستتر در اطلاعات مربوط به آن روند (از گذشته به حال و آينده ) را بفهميم مي‌توان آينده را پيش بيني كرد.

اين روش نسبتاً ارزان است ولي با فرض اينكه آينده ادامه گذشته است، عدم دقت در پيش بيني وارد مي‌شود. چرا كه در جهاني زندگي مي‌كنيم كه با سرعت زيادي در حال تغيير است و بسياري از اين تغييرات به اندازه‌اي قوي و جدي هستند كه مي‌توان آنها را از نظر كمي و عددي به عنوان يك نقطه عطف جامعه در نظر گرفت. محدوديت ديگري كه اين روش‌ها دارند اين است كه به اطلاعات آماري يك شاخص در گذشته احتياج است و خيلي وقتها دست‌يابي به چنين اطلاعاتي به راحتي ممكن نيست.

ب – روش‌هاي شبه عددي يا قضاوتي، حد وسط بين روش‌هاي كيفي و روش‌هاي كمي هستند. در بيشتر مواقع روش‌ها نياز دارند كه قضاوتهاي ذهني را از طريق يك سري قوانين يا تعاريف، كمي كنند همچنين برخي روش‌ها از برآوردهاي احتمالي ذهني استفاده مي‌كنند. بايد يادآور شد كه بين دانشمندان مختلف بر سر تعيين روش‌ها كه كدام كمي‌اند و كدام كيفي اختلافاتي وجود دارد. اين اختلافات بر سر تعيين اينكه كدام شبه عددي‌اند بيشتر ديده مي‌شود.

 بطور مثال برخي افراد روش‌هاي شبه عددي يا قضاوتي را به دو دسته كلي «تحليل تأثير متقابل» و «درخت وابستگي» تقسيم كرده‌اند و برخي ديگر روش‌هايي مثل «نظريه بازيها» و «سناريو» و «تحليل روند» را نيز به اين دسته اضافه كرده‌اند.

ج- با توجه به مسايل فوق تلاشهايي براي خلق روش‌هايي كه بدون فرض اينكه آينده در امتدا گذشته است، بتوان با استفاده از آنها و با تقريب قابل قبولي آينده را پيش بيني نمود، بوجود آمد.

 در دهه 60 شركت رند روشي را توسعه داد كه مي‌توانست دورنمايي از سناريو آينده را بيان كند. اين روش كه به نام دلفي نامگذاري شد آغازي بود بر خلق روش‌هاي غير عددي يا كيفي. پايه اين روش و نيز ساير روش‌هاي كيفي براين استوار است كه به نظر يك فرد خبره يا كارشناس بيش از هر چيز ديگري مي‌توان اعتماد كرد.

 كارشناسان بر مبناي شواهد يا انتظارات خود از آينده( كه از اطلاعات شخصي يا آشنايي قبلي آنها با موضوع مورد نظر به دست آمده است) نظر خود را بيان مي‌كنند. از روش‌هاي اين دسته مي‌توان از »دلفي« ،» تحليل دنباله‌اي فناوريها«، » طوفان مغزي« و » تحليل ريخت شناسي« نام برد. كاربرد اين روش‌ها بيشتر در موارد زير است:

1-     اطلاعات و داده‌هاي زمان گذشته راجع به موضوع مورد بحث وجود نداشته باشد كه بتوان از روش‌هاي عددي استفاده كرد.

 2-     ممكن است بعضي از عوامل خارجي موجود باشند كه در حالي كه در حال تغييرند، بر موضوع مورد پيش بيني اثر مي‌گذارند. تغيير اين عوامل باعث مي‌شود كه نتايج بدست آمده از روش‌هاي عددي كه بر اطلاعات قبلي استوار بوده را بي‌معني كند.

 3-     اطلاعات و داده‌ها از منابع چاپ شده يا الكترونيكي در دسترس نيست و فقط مي‌توان آنها را از متخصصان و كارشناسان با تجريه دريافت كرد.

 4-     اطلاعات و داده‌ها ممكن است در اختيار باشند ولي پردازش آنها براي شناسايي فناوري با در نظر گرفتن تمام عوامل و جوانب بسيار مشكل و هزينه بر باشد.

 5-     ممكن است برخي عوامل فرهنگي، اخلاقي و شايد سياسي بسيار مهم وجود داشته باشند تا عوامل فني و اقتصادي را بي‌اهميت كنند.

 انواع مختلف برنامه‌هاي آينده‌نگاري

دو محور براي توصيف مشخصات تمرينهاي آينده‌نگاري، ارايه مي‌شود كه بر اساس آنها تمرينهاي آينده‌نگاري به چهار گروه تقسيم مي‌شوند:

محور اول ـ وسعت فعاليت : تعداد و تنوع افراد يا متخصصين درگير

محور دوم ـ شدت فعاليت : كيفيت و كمال حلقه‌هاي يادگيري موجود در هر يك از مراحل فرآيند آينده‌نگاري.

الف ـ تمرينهاي آينده‌نگاري سياسي اجتماعي:

اين تمرينها از نظر وسعت، بسيار بزرگ هستند. يعني دست اندركاران زيادي در آن مشغولند كه اين امر باعث دشوارهايي در طراحي سازماني مي‌شود . از نظر شدت، كاملاً پايين هستند. در واقع  چرخه‌هاي يادگيري در بهترين وضعيت، تنها به كسر كوچكي از شركت كنندگان مربوط مي‌شود. اين آينده‌نگاريها ريشه در سنت مشاركت عمومي دارند و به ارزيابي وسيع از فناوريهايي كه مشتري نهايي آن جامعه است مي‌پردازند. تمركز اصلي در اين آينده‌نگاريها روي شركت كنندگان است تا شبكه‌هاي ارتباطي جديدي براي گردش اطلاعات تأسيس شود. اولين نمونه‌هاي اين آينده‌نگاريها، تجريه‌هاي اول و دوم انگلستان است كه در آن تعداد و تنوع اشخاص درگير، بي‌سابقه بود.

برنامه‌هاي آينده‌نگاري سياسي اجتماعي يك فرايند تصميم‌گيري جديد هستند ولي حوزه مورد بحث، پيچيدگي و هزينه آنها، توسعه آنها را محدود خواهد كرد. علاوه بر انگلستان، سوئد نيز در اين دسته از پيش تازان است.

ب ـ تمرينهاي آينده‌نگاري يادگيري جمعي و توليد دانش:

مشابه برنامه‌هاي آينده‌نگاري سياسي اجتماعي، اين گروه هم از آنجايي كه شامل بخش بزرگي از سهامداران است، نوآوري مهمي در ايجاد سياست فراهم مي‌كند.

تفاوت اين برنامه‌ها با آينده‌نگاري سياسي اجتماعي در اين است كه اين تجارب متمركزتر و بخشي تر هستند و بنابراين بدون داشتن مشكلات برنامه‌هاي قبلي، منافعي براي آن گروه دارند. اين نوع برنامه‌ها در هر دو محور وسعت و شدت در حالت ميانه يا بالاتر از آن قرار دارند. در برخي از كشورها مانند هلند و فنلاند اين نوع برنامه‌ها در حال تبديل به يك رويه استاندارد در طراحي سياست گذاري است.

ج ـ برنامه‌هاي آينده‌نگاري مربوط به فناوري‌هاي كليدي:

اين دسته از برنامه‌ها جنبه‌هاي علم و فناوري را كاملاً مستقل از جنبه‌هاي سياسي اجتماعي مشاهده مي‌كنند و ديد كلاسيك تري از آينده‌نگاري ارائه مي‌دهند.

همچنين اين تمرينها تحليلي تر و متمركز تر هستند و مي‌توانند اطلاعات ارزشمندي براي برنامه‌ريزي فناوري، ارائه دهند. اين آينده‌نگاريها از نظر وسعت و شدت پايين هستند كشورهايي چون فرانسه، پرتغال، اسپانيا از اين ابزار بهره مي‌برند.

د- برنامه‌هاي آينده‌نگاري ساخت سناريوي استراتژيك :

اين برنامه‌ها از نظر شدت بالا هستند و به چالش داده و مدل كردن آنها منجر مي‌شوند. از جهت ديگر، از نظر وسعت پايين هستند يعني جمعيت كمي به صورت مستقيم در آن درگير هستند. شامل برهمكنشهايي ميان چند متخصص ودر بهترين حالت، شامل نمايندگان گروههاي اجتماعي منتخب هستند.

 در اين برنامه با استفاده از چرخه‌هاي ياديگري همواره مرحله به مرحله به دانسته‌هاي ما اضافه مي‌شود. و بدين ترتيب سناريوها به همراه احتمال هر كدام توليد مي‌شود. اين گروه برنامه‌ها بر برنامه‌ريزي بلند مدت تعمق مي‌كنند. و تمركز اصلي آنها در كيفيت سناريوها و نتايج است كه سكويي براي سياست دولتي و دست اندركاران دولتي است. يك مثال براي اين دسته مطالعات آينده فرانسه است.

اهداف و دستاوردهاي آينده‌نگاري علم و فناوري

·  چشم‌انداز مشترك : يكي از مهمترين دستاوردهاي آينده‌نگاري دستيابي به يك ديدگاه مشترك در سطح يك سازمان يا كشور مي‌باشد. اهميت چنين همكاري يا وفاقي در سطح همه ارگانهاي يك كشور يا يك سازمان و هم سو شدن همه نهادهاي تأثيرگذار در جهت رسيدن به يك هدف مشترك بر همگان روشن است.

·  همگامي بخش خصوصي با دولت: وقتي يك دولت مصمم، تصوير مشخصي از آينده خود داشته باشد و براي حركت به سمت آن يك برنامه نظام يافته را طراحي كرده باشد، بخش خصوصي نيز منافع خود را در همراهي با دولت مي‌بيند.

·  ايجاد تعادل بين فناوريهاي جديد و معضلات آنها: ظهور فناوريهاي جديد معضلات اجتماعي همچون بيكاري و مسايل ضدارزشي به همراه خود داشته است. براي شناسايي اين معضلات و همچنين از دست ندادن فرصت‌هاي بدست آمده براثر استفاده از اين فناوريها بايد بين آنها تعادلي ايجاد نمود. به وسيله آينده‌نگاري مي‌توان اين تعادل را در سرمايه‌گذاريها ايجاد نمود.

·  تعيين اولويتهاي كشور كه براساس نيازها و ضرورت‌هاي داخلي و همچنين استعداد و توانايي كشور ( در واقع همان دو ركن امكان و مطلوبيت ) شكل گرفته است.

·  آماده‌سازي كشور براي جهان آينده

·  ايجاد شبكه‌هاي پايا براي ارتباط صنعت، دانشگاه و دولت

·  مشخص شدن نيازهاي نوظهور براي همكاريهاي بين المللي

·  ارتباط دادن موضوعات مطرح در جامعه، ارزشها و تقاضاهاي سياسي- اجتماعي به علم و فناوري و نوآوري از طريق ايجاد چشم‌انداز مشترك و تلفيق دانش و ديدگاه‌هاي موجود.

·  فرآيند يادگيري و تغيير فرهنگ كه به تغييرات رفتاري و آگاهي بيشتر از استراتژيهاي بلندمدت تر منجر مي‌شود و نتيجه آن مي‌تواند همسويي استراتژيها و ايجاد وفاق عمومي باشد.

·  يك ابزار براي ايجاد تعامل بين علم و جامعه. آينده‌نگاري وظيفه مشخص كردن كاربران و نيازهاي آنها را بر عهده دارد. و علم در رفع آن نيازها كوشش مي‌كند.

·  مكانيزمي براي تقويت سيستم نوآوري از طريق تقويت ارتباطات بين اجزا.

·  ايجاد چشم‌انداز آينده

منابع

1-     Cuhls, Kerstin and Blind, Kunt and Grupp, Hariolf “Innovations for our future”, series of the Fraunhofer Institute for Systems and Innovation Research ISI, 2002.

2-     European Science and Technology Observatory (ESTO), “Monitoring Foresight Activities”, 2001.

3-     Irvine, J and Martin, B.R, Foresight in Science: Picking the Winners Pinter Publishers, London, UK (1984).

4-     Kaplan, A., Skogstad, A.L. and Girshick, M. A., The Prediction of Social and Technological Events, in: The Public Opinion Quarterly, XIV, pp. 93-110,1950.

5-     Skumanich, Mariana and Slibernagel, Michelle “ Foresighting Around the world: A Review of Seven Best-In-Kind Programs”, Battelle Seattle Research Center, 1997.

6-     The Futures group, AC/UNU Millennium Project, Futures Research Methodology, 1994.


فرهاد سلطاني -------------------------

آينده‌نگاري، ابزاري جهت سياست‌گذاري در راستاي چشم‌انداز توسعه (تکنولوژيکي)کشور

روح اله قديري[1]، رضا انصاري[2]

1- کارشناس گروه آينده‌نگاري مرکز صنايع نوين- وزارت صنايع و معادن

2- دانشكده مديريت و حسابداري= دانشگاه علامه طباطبايي

چكيده

تحقق چشم‌انداز 20 ساله كشور نيازمند الزاماتي است كه توجه و به كار گيري آنها مي‌تواند نقش مهمي در محقق شدن اين سند ملي ايفا نمايد. از آنجايي كه سند چشم‌انداز به ترسيم آينده‌اي آرماني در دنيايي پر رقابت، پيچيده و به سرعت در حال تحول مي‌پردازد، ضرورت سياستگذاري  به ويژه در حوزه علم و تکنولوژي را بيش از پيش نمايان مي‌سازد. مهمترين ابزار مورد استفاده در اين ارتباط، آينده‌نگاري است كه فرايندي سيستماتيك و تعاملي براي ايجاد چشم‌اندازهاي ميان مدت و بلند مدت مي‌باشد. در اين مقاله پس از مروري بر ادبيات آينده‌نگاري و وضعيت تكنولوژي كشور، سند چشم‌انداز و قانون برنامه چهارم توسعه از منظر تكنولوژيكي بررسي و تجزيه و تحليل شده و ضرورت استفاده از اين ابزار، به عنوان يكي از مهمترين الزامات تحقق اين سند ملي، مورد بحث قرارمي گيرد.

واژه‌هاي كليدي: چشم‌انداز 20 ساله، سياست گذاري علم و تکنولوژي، آينده‌نگاري

 مقدمه

بشر در طول تاريخ شاهد سه انقلاب كشاورزي، صنعتي و اطلاعاتي در عرصه زندگي خود بوده است. سالهاست كه وارد عرصه اطلاعات و دانش شده ايم، عرصه‌اي كه در آن تكنولوژي‌هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي پيشرانهاي اصلي مي‌باشند. در اين عصر جوامع صنعتي به جوامع دانش بيان تبديل شده يا مي‌شوند. در چنين جوامعي علم و تكنولوژي عامل كليدي توسعه و افزايش امنيت ملي است. كشور ما نيز همسو با تحولات جهاني، چشم‌اندازي را در افق 20 ساله برگزيده است تا بتواند در 20 سال آينده به كشوري توسعه يافته و داراي جايگاه اول اقتصادي، علمي و تكنولوژيکي در سطح منطقه تبديل شود. بنابراين ضروري است جامعه ما بر اساس رويكرد توسعه دانايي محور به جامعه‌اي دانش بنيان تبديل شود. از آنجا كه سند چشم‌انداز توسعه، ترسيم کننده آينده‌اي مطلوب در دنيايي پر از تحول و دگرگوني است، لذا استفاده از ابزارهاي مناسب به منظور سياستگذاري (به ويژه سياستگذاري در زمينه علم و تكنولوژي) و اتخاذ تصميمات مناسب در راستاي محقق نمودن چشم‌انداز، از اهميت بالايي برخوردار است. يكي از ابزارهايي كه طي ساليان اخير در حوزه سياستگذاري علم و تكنولوژي و تصميم‌گيريهاي كلان مرتبط با آينده مورد توجه واقع شده، آينده‌نگاري مي‌باشد.

براي نخستين بار ژاپني‌ها در اوايل دهه 1970 ميلادي آينده‌نگاري را به عنوان ابزار سياستگذاري مورد استفاده قرار دادند و به دليل مفيد بودن آن، در طول سالهاي گذشته كشورهاي مختلف و سازمانهاي بين المللي، مراكز و موسساتي را جهت پرداختن به مقوله آينده‌نگاري تاسيس نموده اند. به عنوان نمونه، يونيدو در اواخر دهه 1990 به منظور پاسخ به درخواست كشورهاي عضو، اقداماتي را با هدف توانمند كردن كشورها (به خصوص كشورهاي داراي اقتصاد در حال گذار) جهت استفاده از آينده‌نگاري آغاز نمود به گونه‌اي كه آنها قادر باشند از تكنولوژي‌هاي حياتي و نوظهور منافعي براي كشورشان كسب نمايند و در همين راستا همكاري‌هايي با كشورهاي آمريكاي لاتين، اروپاي مركزي و شرقي و كشورهاي تازه استقلال يافته داشته است.

 تعريف و مفهوم آينده‌نگاري

صاحب نظران آينده‌نگاري، تعاريف متعددي براي اين مفهوم مطرح نموده‌اند و هنوز بر سر يک تعريف مشخص به اجماع نرسيده‌اند و اين ناشي از جديد بودن موضوع است. اما معروفترين و مطرح ترين تعريف از آينده‌نگاري در ادبيات مربوطه، متعلق به پروفسور بن مارتين محقق برجسته و پيشرو در حوزه آينده‌نگاري است. وي آينده‌نگاري را فرآيندي مي‌داند که شامل تلاشي سيستماتيك است به منظور نگاه به آينده بلند مدت علم، تكنولوژي، اقتصاد و جامعه با هدف شناسايي حوزه‌هاي تحقيقات استراتژيك و تكنولوژي‌هاي عام نوظهور كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را در بردارند]1[. در تعاريف متعدددي كه براي آينده‌نگاري ارائه شده است دلالتهاي ضمني به شرح زير وجود دارد]2[:

آينده‌نگاري فرآيندي است كه يكي از مهم ترين نتايج آن تنظيم اولويت‌ها براي سيستم علمي، تحقيقاتي و تکنولوژيکي يك كشور است. با نگاهي به پروژه‌هاي آينده‌نگاري انجام يافته در ديگر كشورها، در مي‌يابيم كه نتايج و خروجي‌هاي اين پروژه ها، به گونه‌هايي متفاوت به جهت دهي مسير آتي اقتصاد، اجتماع، محيط زيست و بخصوص علم و تكنولوژي اين كشورها پرداخته و در هريك از اين حوزه ها، اولويت‌ها و بايدهايي را پيش روي نهادهاي مختلف آن جوامع قرار داده است. با بررسي وضعيت حوزه‌هاي فوق در كشور، با چالش‌ها و ضرورت‌هايي در مسير محقق نمودن سند چشم‌انداز توسعه کشور مواجه  مي‌شويم كه انجام پروژه‌هاي آينده‌نگاري در كشور را امري اجتناب ناپذير مي‌سازد.

 اهداف آينده‌نگاري

يك ويژگي اساسي براي شروع فرآيند آينده‌نگاري تعريف هدف مي‌باشد، چرا كه تعريف هدف ماهيت ارتباط با فرآيند تصميم‌گيري را معين مي‌سازد. اهداف آينده‌نگاري با موضوعات و مسايلي كه در سيستم ملي نوآوري يا سيستم ملي تحقيقات مطرح مي‌گردد، ارتباط دارند، اما متاسفانه اين اهداف در اغلب موارد با اندك توجهي به اين سيستم‌ها تدوين مي‌شوند]3[.

صاحبنظران مختلف اهداف متفاوتي را براي آينده‌نگاري ذکر نموده اند. استوول بيان مي‌کند که آينده‌نگاري (به خصوص آينده‌نگاري علم و تکنولوژي) سه هدف عمده زير را دارد ]4[:

1- تشويق تعاملات بيشتر و شبکه‌سازي بين جوامع علمي، مهندسي، دانشگاهي، تجاري و دولت

2- ايجاد يک درک مشترک در ميان اين جوامع در مورد چالش ها، منافع و فرصت‌هاي در حال ظهور در بازارها و تکنولوژي ها

3- فراهم آوردن رهنمودهاي گسترده در مورد زمينه‌هاي داراي اولويت در علم، مهندسي و تکنولوژي.

گاويگان و اسکاپولو نيز در مقاله خود به عنوان "تطبيق روشها با ماموريت : مقايسه پروژه‌هاي ملي آينده‌نگاري" تلاش نموده‌اند تا يک دسته بندي از اهدافي که تاکنون در پروژه‌هاي آينده‌نگاري مدنظر قرار گرفته اند، معرفي نمايند. اين اهداف به 7 نوع و به صورت زير تقسيم شده‌اند ]5[:

1- اهداف عمومي آينده‌نگاري : با ديدگاهي نسبتا گسترده مي‌توان اظهار نمود که آينده‌نگاري‌هاي انجام يافته به وسيله مقامات ملي، با هدف تضمين اجزاء تکنولوژيکي و دانشيِ يک اقتصاد رقابتي و پايدار و نيز به منظور افزايش کيفيت زندگي شهروندان بوده است.

2- ايجاد چشم‌انداز : اين هدف به ديدگاه‌هاي مورد توافقي اشاره مي‌کند درباره اين موضوع که کدام يک از حالتهاي ممکن آينده، براي يک گروه از بازيگران مطلوبترين حالت است. ايده‌اي که در وراي چنين ايجاد چشم‌اندازي قرار دارد اين است که فرآيند ايجاد چشم‌انداز، منجر به همسويي ديدگاه‌هاي ذينفعان مي‌گردد و ارزش آن در متاثر نمودن اقدامات بعدي است که به وسيله افراد درگير در فرآيند انجام مي‌شود.

3- شناسايي اولويت‌ها : يکي از رايج ترين اهداف آينده‌نگاري تعيين اولويت هاست که به منظور هدايت تصميمات در زمان حال انجام مي‌گيرد.

4- رويکرد اقتصادي– تکنولوژيکي / اقتصادي – اجتماعي : برخي از پروژه‌هاي آينده‌نگاري به دنبال اين بوده‌اند تا با استفاده از روشهاي کيفي و غير رسمي و مشارکت دادن تعداد بسياري از افراد، به شناسايي اولويت‌هاي خاص در حوزه‌هاي اقتصادي، تکنولوژيکي و اجتماعي بپردازند.

5- شبکه‌سازي : يکي از ارزشمندترين وجوه آينده‌نگاري ايجاد شبکه هاست. پروژه‌هاي آينده‌نگاري انجام يافته، پتانسيل خود را جهت ايجاد شبکه‌هاي ارتباطي اثربخش ميان بخش‌هاي صنعت، دانشگاه و موسسات تحقيقاتي دولتي نشان داده‌اند. بدين ترتيب يکي از مهمترين اهدافي که در آينده‌نگاري دنبال مي‌شود ايجاد شبکه‌ها و يا تقويت شبکه‌هاي موجود مي‌باشد.

6- اشاعه اطلاعات و آموزش : اشاعه اطلاعات يکي از اهداف اساسي در تمام مراحل فرآيند يک پروژه آينده‌نگاري است. در واقع موفقيت يک پروژه آينده‌نگاري به يک برنامه مشخص و دقيق در خصوص اشاعه اطلاعات بستگي دارد.

7- فرهنگ تفکر آينده نگر : مطالعات آينده‌نگاري به توسعه يک فرهنگ تفکر آينده نگر در خصوص فرصت‌ها و تهديدهاي بازار و تکنولوژي کمک مي‌نمايند. آينده‌نگاري به افراد ياري مي‌رساند تا تفکر استراتژيک داشته باشند و به فراتر از مديريت زمان حال، نظر بيفکنند.

بدين ترتيب مي‌توان چنين نتيجه گرفت که آينده‌نگاري ابزاري است که براي محقق نمودن هر يک از اهداف فوق، مي‌توان از آن بهره جست.

عوامل مؤثر در استفاده روزافزون از آينده‌نگاري

آينده‌نگاري از اوايل دهه 1990 ميلادي با استقبال بي‌نظيري از جانب سياستگذاران علم و تکنولوژي کشورهاي مختلف، روبرو شد، بگونه‌اي که در طي اين دهه تقريبا اکثر قريب به اتفاق کشورهاي پيشرفته و بسياري از کشورهاي در حال توسعه برنامه‌هايي را در اين خصوص تدوين و اجرا نمودند وحتي سازمانهاي بين المللي نظير سازمان توسعه صنعتي ملل متحد واتحاديه اروپا نيز مراکز و موسساتي را جهت پرداختن به مقوله آينده‌نگاري تاسيس نموده اند]6[. مارتين از جمله محققاني است که تلاش نمودند تا دلايل اشاعة سريع آينده‌نگاري‌هاي ملي در دهه 1990 را توضيح دهند. وي سه محرك زير را براي توجيه اين امر شناسايي نمود كه عبارتنداز ]7[:

1-     افزايش تدريجي رقابت صنعتي و اقتصادي : صنعت و خدماتِ دانش محور، براي كشورهاي صنعتي كه در اقتصاد جهاني رقابت مي‌كنند بسيار تعيين كننده شده است. اين صنايع و خدمات دانش محور، مبتني بر نوآوري و توسعة تكنولوژي‌هاي جديد مي‌باشدكه از تحقيقات استراتژيك ناشي‌مي‌شوند. به نظر مارتين، منطق اساسي براي انجام آينده‌نگاري شناخت گسترده از اين امر است كه تكنولوژي‌هاي عامِ در حال ظهور، احتمالاً در طول دهه‌هاي آتي تأثيرات اساسي بر صنعت، اقتصاد، اجتماع و محيط زيست خواهند داشت. ظهور اين تكنولوژي‌ها به شدت مبتني بر پيشرفت‌هاي علمي است و اگر بتوان اين تكنولوژي‌ها را در مراحل اوليه پيدايش، شناسايي نمود دولت‌ها و ديگر بخش‌ها مي‌توانند منابع خود را بر تحقيقات استراتژيك در زمينه‌هايي كه براي توسعة سريع و مؤثر اين تكنولوژي‌ها ضروري است، متمركز نمايند.

2-    فشارهاي فزايندة‌ بر مخارج دولتي : علم و تكنولوژي بدليل وابستگي به بودجه‌هاي دولتي همانند ديگر زمينه‌هايي كه بوسيلة بودجه دولت تامين مالي مي‌شود، همواره تحت نظارت و پرسش‌هاي مختلف بوده است. همچنين، افزايش تدريجي هزينه‌ها بدين معني است كه دولت‌ها توانايي تامين مالي همه زمينه‌هاي تحقيقاتي و تكنولوژيكي را كه دانشمندان و صاحبان صنايع خواستار حمايت از آنها هستند، ندارند. بدين ترتيب دولت‌ها ملزم به انتخاب مي‌شوند كه آينده‌نگاري در اين حالت بعنوان فرآيندي براي ارزيابي سيستماتيك گزينه‌ها و انتخاب آنها، كمك بسزايي مي‌نمايد.

3-     دگرگون شدن ماهيت توليد دانش : در حال حاضر دامنة بسيار گستردة توليد كنندگان دانش، بر فرآيند نوآوري دلالت دارد. توليد دانش بوسيله جهت گيري كاربردي و رشد حالت ميان رشته‌اي اش مشخص مي‌شود. هم چنان كه مارتين و جانستون اشاره مي‌كنند توليد دانش و نوآوري، نياز فزاينده به ارتباطات، شبكه ها، مشاركت‌ها و همكاري‌ها را در زمينه تحقيقات نه تنها بين محققان بلكه بين محققان و استفاده كنندگان از تحقيقات در صنعت، دولت و ديگر بخش‌ها خاطرنشان مي‌سازد. آينده‌نگاري، يك ابزار به منظور توسعه و تقويت اين پيوندها و ارتباطات ارايه مي‌كند. شايد رايج ترين دليلي كه امروزه براي انجام آينده‌نگاري مطرح مي‌شود، توانايي اصلاح «شكست‌هاي سيستم» باشد. فرآيند آينده‌نگاري ارتباطات را درون سيستم افزايش داده و آنها را تقويت مي‌نمايد بطوريكه منجر به جريان يافتن آزادانه دانش و اطلاعات بين بازيگران اثرگذار و اصلي سيستم مي‌گردد و از طريق هماهنگي و ايجاد تعهد نسبت به انجام اقدامات، به اثر بخشي سيستم در يادگيري و نوآوري مي‌انجامد.

 بررسي وضعيت کنوني تكنولوژي در ايران

ارزيابي وضعيت تكنولوژيکي كشور موضوعي پيچيده مي‌باشد چرا كه عوامل متعددي (اقتصادي-سياسي- صنعتي- آموزشي- علمي- دفاعي- فرهنگي- بين المللي)در اين عرصه تاثير گذار هستند كه بررسي همه آنها عملا امكان پذير نمي‌باشد. اما به هر حال از شاخص‌هاي شناخته شده ذيل استفاده مي‌نماييم:

يكي از شاخص‌هاي مورد استفاده، شاخص تكنولوژي است كه نشان دهنده آمادگي تكنولوژيكي يك كشور است و براي سنجش آن مي‌توان از عواملي همچون ميزان صادرات مبتني بر تكنولوژي برتر، ميزان استفاده عمومي از اينترنت، ميزان اشاعه تلفن ثابت و همراه استفاده نمود. بر اساس آمارسال 2004 ايران با توجه به شاخص مذكور، جايگاه يازدهم در ميان 20 كشور منطقه را داراست و بعد از كشورهايي مانند لبنان، عربستان و عمان قرار دارد. همچنين بر اساس شاخص مهم ديگر يعني شاخص تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات، كشور ايران در جايگاه چهاردهم قرار دارد]8[. البته شاخص‌هاي ديگري از قبيل ميزان صادرات صنعتي مبتني بر تكنولوژي برتر، ميزان ثبت پتنت، شاخص آمادگي الكترونيک نيز براي مشخص كردن سطح توسعه يافتگي و تكنولوژيكي كشورها وجود دارندكه با توجه به آمارهاي منتشر شده جايگاه ايران در ميان كشورهاي منطقه مطلوب نمي‌باشد. حال با توجه به وضعيت موجود تكنولوژي در كشور كه به طور خلاصه بدان پرداخته شد، سند چشم‌انداز و قانون برنامه چهارم توسعه را از منظر تكنولوژيكي بررسي مي‌كنيم تا ببنينم به كجا مي‌خواهيم برسيم؟

مروري بر سندچشم‌انداز و قانون برنامه چهارم توسعه كشور از منظر تكنولوژيكي

چشم‌انداز بيست ساله كشور بر اساس مطالعات مجمع تشخيص مصلحت نظام و اصول و جهت گيري‌هاي رهبري در سال 1383 تصويب و به قواي مختلف ابلاغ گرديد. در اين افق، جامعه ايراني بايد به كشوري توسعه يافته و داراي جايگاه اول اقتصادي، علمي و تكنولوژيکي در سطح منطقه توام با حفظ هويت اسلامي و انقلابي و الهام بخش در جهان اسلام همراه با تعامل سازنده و موثر در روابط بين المللي تبديل گردد. براي تحقق اين مهم مسلم  است که كشور بايد بر اساس رويكرد مبتني بر دانايي به جامعه‌اي دانش بنيان تبديل شود و ضروري است که توليد ملي برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و تكنولوژي، متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي باشد. به عبارت ديگر مي‌بايست اقتصادي دانش بنيان و تكنولوژي محور شكل گيرد تا بتواند با استفاده  گسترده و بهره ور از منابع انساني و اجتماعي، سطح رفاه ملي را تا حد يك كشور توسعه يافته ارتقا بخشد. در واقع مي‌توان چشم‌انداز تكنولوژيکي كشور را مطابق سند چشم‌انداز، اين گونه تحليل كرد :

مركز تعالي تكنولوژيهاي پيشرفته در منطقه كه نوآور و خود اتكا بوده و به سبب داشتن توانمنديهاي دانشي و تكنولوژيكي متمايز و رقابت پذير، برترين كشور از جهت علمي، تكنولوژيکي و صنعتي در سطح منطقه و داراي جايگاهي برجسته در سطح جهاني است. چنين جامعه‌اي طبعا داراي ويژگيهاي زير است :

   عنصري فعال و برجسته در شبكه توسعه علوم و تكنولوژيهاي جهاني است.

   نظام ملي نوآوري آن يكپارچه و مستمرا در جهت خلق محصولات و خدمات تكنولوژي بنيان در رقابت به پيش مي‌رود.

   داراي شبكه تحقيق و توسعه گسترده و پويايي در سطح ملي، منطقه‌اي و بين المللي است.

   ميزان سرمايه گذاري ملي در تحقيق و توسعه (دولتي و خصوصي) بيش از 8 درصد از توليد ناخالص داخلي است.

   سرانه پژوهشگران در كشور( در ميليون نفر) بيش از 6000 نفر است.

   جامعه اطلاعاتي به طور كامل در كشور شكل گرفته مي‌باشد.

   كشور از رشد بالاي صنعتي برخوردار است و تجاري‌سازي تكنولوژي‌ها در فرآيندي يكپارچه و مستمر انجام مي‌پذيرد.

   كشور از بعد تكنولوژي‌هاي حياتي خود اتكا بوده، خوشه‌هاي تكنولوژي (خوشه‌هاي صنعتي) كاملا شكل گرفته و به صادر