زيبايي در قلب کسي که مشتاق آن است روشن تر مي درخشد تا در چشمان کسي که آن را مي بيند
مرخصيها انواع مرخصي ها الف) مرخصي استحقاقي ب) مرخصي استعلاجي ج)مرخصي بدون استفاده از حقوق الف) مرخصي استحقاقي 1- نيروي اداري : هرمستخدم مي تواند در سال از يك ماه مرخصي استحقاقي استفاده نمايد. 3- نيروي آموزشي :عوامل اجرايي واحد هاي آموزشي مي تواند به استناد ماده 17 آيين نامه مرخصي در ماه تير يا مرداد از مرخصي استفاده نمايند. تذكر: به استناد مصوبه هيئت وزيران معلماني كه براي اولين بار به حج تمتع مشرف مي شوند مي توانند براي يك باردر طول خدمت از مرخصي استحقاقي ساليانه به استناد ماده 17 آيين نامه مرخصي ها استفاده نمايند (حداكثريك ماه) ب) مرخصي استعلاجي 1- چنانچه بيماري مانع از خدمات همكاران شود مي بايست مراتب را با ارائه گواهي پزشك در كوتاهترين زمان ممكن اطلاع دهند. مرخصي زايمان تا سه فرزند چهار ماه ،براي فرزند چهارم به بعد 2 ماه و براي دوقلوها پنج ماه و براي سه قلوها و بيشتر يك سال ج)مرخصي بدون استفاده از حقوق استفاده از مرخصي بدون حقوق پس از پايان دوره ي خدمت آزمايشي و در موارد زير خواهد بود و حداكثر تا 3سال امكان پذير مي باشد. 1- احتياج كارمند به مرخصي بدون حقوق مسلم شود. 2- كارمند قصد ادامه تحصيل داشته باشد . 3- كارمند ناگريز به مساقرت به اتفاق همسرش به خارج از محل خدمت باشد . 4- كارمند پس از 4 ماه مرخصي استعلاجي قادر به ادامه خدمت نباشد (بيماري صعب العلاج نباشد) سقف مرخصي بدون حقوق براي ادامه تحصيلات عالي تا 5سال و براي همسر كارمنداني كه به ماموريت خارج از كشور اعزام مي شوند تا 6 سال قابل تمديد مي باشد. درخواست مرخصي بايد قبل از ساماندهي نيروهاي آموزشي و درصورت موافقت از ابتداي سال تحصيلي تا پايان شهريور ماه سال بعد مي باشد و همكار موظف است يكماه قبل از اتمام مرخصي جهت تعيين محل خدمت خود را كتباً به اداره معرفي نمايد.اشتغال همكاراني كه از مرخصي بدون حقوق استفاده مي نمايند به صورت حق التدريس يا اضافه كار ممنوع مي باشد. هرگونه جابجايي و يا تغيير محل خدمت مستخدم براساس تقاضاي كتبي در قالب ضوابط و مقررات با موافقت كتبي انتقال ناميده مي شود . انواع انتقال الف) انتقال برون سازماني ب)انتقال درون سازماني الف) انتقال برون سازماني : عبارت است از انتقال نيرو از آموزش و پرورش به نهاد يا وزارتخانه ديگر و بالعكس برابر مواد قانون استخدام كشوري ب)انتقال درون سازماني :اعم از درون استاني وبرون استاني كه براساس نياز مقصد و عدم نياز مبدأ وداشتن شرايط لازم برابر شيوه نامه نقل و انتقالات قابل انجام است . ارزشيابي فعاليتي است مستمر كه عملكرد كاركنان را طي دوره ارزشيابي مورد بررسي قرار مي دهد وهدف از آن آگاهي از كيفيت و ميزان تلاش وكوشش كاركنان در انجام وظايف محوله و نيل به اهداف شغلي است تا حسب مورد تدابيري جهت تقويت عملكرد قوي و اقداماتي براي اصلاح و بهبود عملكرد وضعيت به عمل آيد. معيارهاي ارزشيابي 1-عملكرد 2- توسعه 3- پيشنهاد ها 4- كارآفريني 5- رفتار 6- تشويقات 7- امتيازات ويژه 8- امتيازات منفي فرآيند اجراي ارزشيابي 1-گفتگو يا مصاحبه آغاز دوره 2- بررسي طول دوره 3- سنجش 4- گفتگو و مصاحبه پايان دوره كاربرد نتايج ارزشيابي 1- آموزش 2- طرح ارتفاء شغلي 3- همترازي باهيات علمي دانشگاه ها 4- طرح ارزشيابي تحقيقي و تخصصي 5- استفاده از نتيجه ارزشيابي در تغيير شغل 6- ارتفاء گروه 7- ضريب افزايش سنواتي 8- فوق العاده برجستگي 9- تشخيص خدمت برجسته 1 ـ افزايش كار آئي و اثر بخشي در ارائه خدمات دولتي و بهبود ميزان پاسخگويي به مردم 2 ـ ارتقاء سطح كيفي سرمايه انساني بخش دولت از طريق افزايش سطح دانش و مهارت كاركنان دولت 3 ـ توسعه آگاهي هاي عمومي كاركنان دولت به منظور افزايش كيفيت ارائه خدمات 4 ـ توانمندسازي مديران در زمينه هاي بهبود وظايف مديري 5 ـ آماده سازي كاركنان دولت براي ارتقاء به رده هاي شغلي بالاتر 6 ـ رشد فضايل اخلاقي ، فرهنگ سازماني و بهبود روابط انساني كاركنان دولت 7 ـ ايجاد ارتباط شفاف و مشخص بين نظام آموزشي كاركنان با ساير نظامهاي استخدامي شماره 1/32/8164 /32 مورخ 27/5/77 مصوب شوراي عالي ورزش كاركنان دولت ماده 12ـ زمان انجام فعاليتهاي ورزشي كارمندان دولت خارج از ساعات اداري است. در موقع لزوم و حسب نظر مدير بلافصل، استفاده از ماموريت اداري براي شركت درتمرينات يا مسابقات ورزشي حداكثر تا 4 ساعت در هفته مجاز است ان زمان حسب نظر بالاترين مقام دستگاه تا 4 ساعت ديگر قابل تمديد است. چارچوب سياستها و برنامه هاي توسعه فرهنگ ورزش و همگاني كردن فعاليتهاي ورزشي در اجراي ماده 1 آيين نامه چگونگي توسعه و تعميم ورزش كارمندان دولت موضوع تصويب نامه شماره ت18327ه / 61056 مورخ 4/5/ 75 هيئت وزيران، بمنظور سياستگزاري و برنامه ريزي در امر توسعه فرهنگ ورزش و همسو نمودن اين سياستها با اهداف كلان ورزش در سطح كشور چارچوب اين سياستها در جلسه مورخ 3/5/77 شوراي عالي ورزش كاركنان دولت به شرح زير به تصويب رسيد: 2- فراگيران: 1-2- كاركنان دولت اعم از شاغلين و بازنشستگان (خانمهاي كارمند و مديران در اولويت مي باشند) - خانمهاي خانه دار همسر كاركنان دولتي - فرزندان كاركنان دولت بويژه دختران (فرزنداني كه پدر و مادر هر دو شاغل هستند در اولويت قرار دارند) 2-2- عموم مردم بويژه بانوان 3- عرصه عمل: 1-3- اجراي ورزشهاي عمومي شامل دو و ميداني، كوه پيمايي، راهپيمايي، آمادگي جسماني، ورزشهاي سوئدي، فوتبال سالني، واليبال و ورزشهاي بومي در وقت اداري با هماهنگي كميته هاي ورزشي دستگاهها و اختصاص بودجه از طريق موسسات مذبور ميسر مي باشد. به منظور توسعه گردشگري داخلي و حمايت از سفرهاي كاركنان دولت (شاغلان، بازنشستگان و ...) و اعضاي درجه يك خانواده آنان به كليه دستگاههاي مشمول ماده 160 قانون برنامه چهارم توسعه اجازه داده ميشود در صورت مشاركت بخش گردشگري به ميزان 35 درصد و افراد ذينفع به ميزان 40 درصد، 25 درصد هزينه سفرهاي ارزان قيمت كاركنان خود را در قالب بن سفر از محل اعتبارات رفاهي بودجه مصوب خود، پرداخت كنند. به گزارش روابطعمومي سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، اين بخش از "قانون الحاق موادي به قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت" است كه پس از تصويب مجلس شوراي اسلامي و تأييد شوراي نگهبان قانون اساسي از سوي رييسجمهور براي اجرا به سازمان مذكور ابلاغ شده است. به موجب اين قانون، آييننامه اجرايي مربوط به "بن سفر" با پيشنهاد مشترك سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به تصويب هيأتوزيران خواهد رسيد. اين قانون دولت را مكلف كرده است تمهيدات لازم در مورد گردشگري دانشجويان و دانشآموزان موضوع اين قانون را به عمل آورد. به موجب بندي ديگر از همين قانون، اجازه داده ميشود اعتبارات برنامه خدمات رفاهي كاركنان دولت منظور در قوانين بودجه سنواتي براي ارايه تسهيلات رفاهي و تشويق كاركنان و "كمك هزينه مسكن" به صورت نقدي يا صور ديگر براساس موافقتنامهاي كه با سازمان مديريت و برنامهريزي كشور يا استان مبادله خواهد شد، استفاده شود. وزارت مسكن و شهرسازي هيأتوزيران در جلسه مورخ 31/2/1382 بنا به پيشنهاد شماره 02/100/3043 مورخ 3/6/1381 وزارت مسكن و شهرسازي و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، آئيننامه ايجاد تسهيلات براي تأمين مسكن كاركنان دولت را به شرح زير تصويب نمود ”آئيننامه ايجاد تسهيلات براي تأمين مسكن كاركنان دولت“ ماده 1ـ وزارت مسكن و شهرسازي و شوراي عالي شهرسازي و معماري موظفند براي تأمين مسكن مناسب براي كاركنان دولت ضمن ارائه سياستهاي مناسب، برنامهريزي و هماهنگي لازم را انجام دهند. تبصره ـ منظور از كاركنان دولت، كاركنان كشوري و لشكري است. ماده 2ـ وزارت مسكن و شهرسازي و شهرداريها سراسر كشور موظف نسبت به مكانيابي، تهيه پروژههاي اجرايي، خريد زمين در محلات فرسوده و تجميع اراضي در چارچوب سياستهاي مصوب شهرسازي و معماري اقدام نمايند. ماده 3ـ مراحل اجرايي پروژهها از طريق وزارت مسكن و شهرسازي و شهرداريها به بخش غيردولتي شامل شركتهاي خصوصي و تعاوني و تعاونيهاي مسكن واگذار ميشود. ماده 4ـ منابع مالي طرح به شرح زير تعيين ميشود: 1- سازمان مديريت و برنامهريزي كشور متناسب با برنامهريزي و ظرفيت اجرايي پروژهها سي درصد (30%) اعتبار مورد نياز را از محل وجوه در اختيار به صورت تنخواهگردان در اختيار مجري طرح قرار خواهد داد. 2- شوراي پول و اعتبار اقدامات لازم را براي اختصاص مبلغ هفتاد ميليون (000ر000ر70) ريال تسهيلات توسط شبكه بانكي كشور براي هر واحد مسكوني انجام ميدهد. تسهيلات مزبور با كارمزد مناسب، قابل تبديل به فروش اقساطي و باز دريافت پلكاني و بدون در نظر گرفتن درصد پيشرفت پروژه در جهت آزادسازي عرصه پروژهها و عمليات اجرايي در اختيار مجري طرح قرار ميگيرد. تبصره ـ دولت پرداخت سود و كارمزد تسهيلات را در دوران مشاركت حداكثر تا دو سال تضمين مينمايد و سازمان مديريت و برنامهريزي كشور موظف است بازپرداخت آن را در قوانين بودجه سنواتي منظور نمايد. 3- مابقي وجوه مورد نياز كه متناسب با طرح اجرايي برآورد ميشود توسط كاركنان متقاضي طبق اعلام مجري طرح پرداخت ميگردد. تبصره ـ در صورت تضمين دستگاه اجرايي، براي بازپرداخت اقساط تسهيلات مسكن كاركنان خود، شبكه بانكي كشور نيازي به وثيقه ديگر از جمله ترهين واحد مسكوني نخواهد داشت. ماده 5 ـ شهرداريها و ادارات ثبت اسناد و املاك به منظور تسريع در عمليات تجميع، ساختوساز، تفكيك اراضي و مستحدثات طرح و ارائه مجوزهاي لازم با فوريت تمهيدات لازم را فراهم مينمايد. ماده 6ـ كارمنداني كه تاكنون از هيچگونه امكانات در خصوص زمين يا واحد مسكوني با حمايتهاي دولت استفاده نكرده باشند مشمول طرح خواهند بود. تبصره 1ـ كارمنداني كه داراي سابقه خدمت بيشتر در دستگاه دولتي باشند در استفاده از مزاياي طرح در اولويت خواهند بود. تبصره 2ـ زوجهاي كارمند، كارمندان زن و مرد سرپرست خانوار در استفاده از امكانات موضوع طرح در اولويت خواهند بود. ماده 7ـ وزارت مسكن و شهرسازي و شهرداريها سراسر كشور به عنوان دستگاههاي ناظر با همكاري وزارت مسكن و شهرسازي روش گزينش كاركنان و برنامه زماني پرداخت سهم كاركنان و دستگاه اجرايي و چگونگي همكاري در احداث و مديريت مجموعههاي مسكوني را تعيين خواهند كرد. ماده 8 ـ دستورالعملهاي لازم توسط سازمان مديريت و برنامهريزي كشور با همكاري وزارت مسكن و شهرسازي و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران تهيه و ابلاغ خواهد شد. محمد رضا عارف معاون اول رئيسجمهور رونوشت به دفتر مقام معظم رهبري، دفتر رئيسجمهور، دفتر رياست قوهقضائيه، دفتر معاون اول رئيسجمهور، دفتر معاون حقوقي و امور مجلس رئيس جمهور، دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ديوان محاسبات كشور، ديوان عدالت اداري، اداره كل قوانين مجلس شوراي اسلامي، سازمان بازرسي كل كشور، اداره كل حقوقي، اداره كل قوانين و مقررات كشور، كليه وزارتخانهها، سازمانها و موسسات دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران و دفتر هيأت دولت ابلاغ ميشود بخشنامه به وزارتخانه ها، مؤسسات و شركت هاي دولتي مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت پيرو بخشنامه شماره 145484/1803 مورخ 4/8/1382 و در ادامه روند بهسازي نظام ارزشيابي كاركنان دولت در چارچوب ويژگيهاي: جامعيت، عينيت، انعطاف پذيري، مشاركت منابع ارزشيابي چندگانه، افزايش قدرت تشخيص و تميز فرم هاي ارزشيابي و ارتباط با ساير نظام هاي مديريت منابع انساني، فرم ها و دستورالعمل نظام جديد ارزشيابي كاركنان دولت، با رعايت نكات زير براي اجرا ابلاغ مي گردد: دستگاه هاي اجرايي موظف هستند - در بهمن ماه هر سال - شايستگي كاركنان خود را طي فرآيندي منظم و مستمر، مورد بررسي و ارزشيابي قرار داده و نتايج آن را در تصميمات اداري مربوط به آنان در زمينههاي: آموزش، انگيزش و تعيين مسير شغلي - براساس جداول پيوست - مورد استفاده قرار دهند. 2- حيطه شمول هريك از فرم هاي ارزشيابي موضوع اين بخشنامه، عبارت است از: فرم ارزشيابي مديران براي ارزشيابي رؤساي سازمانهاي استاني، مديران كل، فرمانداران، معاونين اين مديران و مشاغل همتراز . فرم ارزشيابي سرپرستان براي ارزشيابي رؤساي اداره ، قسمت، گروه و مشاغل همتراز . فرم ارزشيابي كارشناسان براي ارزشيابي تمامي متصديان مشاغل كارشناسي و متصديان مشاغلي كه در شرايط احراز رشته شغلي آنان، حداقل مدرك تحصيلي ليسانس پيش بيني شده است (به استثناي متصديان مشاغل مديريت و سرپرستي) و يا آن دسته از شاغلين مشاغلي، مانند: حسابداري، كتابداري، پرستاري، كارگزيني و ... كه از فوق العاده شغل كارشناسي استفاده مي نمايند. فرم ارزشيابي كاركنان براي ارزشيابي سايركاركنان مورد استفاده قرار مي گيرد. دستگاه هاي اجرايي مي توانند با توجه به ماهيت مشاغل و ويژگيها و شرايط سازماني خود، نسبت به اعمال تغييرات يا طراحي روش و فرم جديد، به صورت ارزشيابي فردي يا گروهي اقدام و پس از تأييد اين سازمان، به مورد اجرا گذارند. مفاد بخشنامه شماره 145484/1803 مورخ 4/8/1382 و دستورالعمل پيوست آن، براساس مفاد اين بخشنامه و دستورالعمل پيوست اصلاح مي گردد. محمود عسگري آزاد معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني در صورت تصويب در مجلس حقوق كاركنان دولت در سال آينده 50 تا 100 درصد افزايش مييابد . عضو كميسيون مشترك رسيدگي به لايحه مديرتي خدمات كشوري از پايان رسيدگي به آن خبر داد و گفت: براساس اين لايحه و در صورت تصويب نهايي آن در مجلس حقوق كاركنان دولت 50 تا 100 درصد افزايش مييابد. احمد بزرگيان در حاشيه جلسه علني مجلس با بيان اينكه زمان پيشنهادي براي اجراي اين لايحه اول فروردين سال 1386 است، گفت: شش هزار ميليارد تومان افزايش اعتبار براي اجراي اين لايحه در نظر گرفته شده است. وي از مطرح شدن اين لايحه در صحن علني مجلس در خرداد ماه امسال خبر داد و اظهار داشت: پس از تصويب اين لايحه در مجلس، آئيننامه اجرايي آن 9 ماه پس از تصويب ابلاغ خواهد شد. نماينده سبزوار در مجلس با پيشبيني رأي آوردن اين لايحه در صحن علني مجلس تصريح كرد: كار كارشناسي زياي درخصوص اين لايحه انجام شد. منبع خبر : ایسنا در تاریخ ۱۳۸۵ سي و يکم ارديبهشت ساعت 14:43:18 هيات وزيران بر اساس پيشنهاد سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، آييننامه اجرايي ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه را تصويب كرد. به گزارش ايسنا، بر اساس اين تصويبنامه، دستگاههاي اجرايي ميتوانند تا 70 درصد اعتباراتي را كه از محل “اصلاح ساختار و كاهش نيروي انساني” صرفهجويي ميكنند، به عنوان “فوقالعاده كارايي” به كاركناني كه “خدمت برجسته” انجام ميدهند، پرداخت كنند. به موجب اين تصويبنامه، 90 درصد اعتبارات مذكور به مديران و كاركنان واحدهايي تعلق ميگيرد كه از محل اصلاح ساختار و كاهش نيروي انساني، “صرفهجويي” كرده باشند و با تاييد شورا و يا كميسيونهاي تحول اداري، كميت و كيفيت خدمات و اقدامات آنها بدون جذب نيروي انساني جديد محفوظ بماند و 10 درصد باقيمانده بر حسب تشخيص شورا يا كميسيونهاي تحول اداري در اختيار واحدي قرار ميگيرد كه واحد صرفهجويي كننده را در امر اصلاح ساختار و كاهش نيروي انساني ياري كرده است. به گزارش روابط عمومي سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، اين تصويبنامه مقرر كرده است ميزان فوقالعاده كارايي قابل پرداخت از محل اعتبارات حاصل از صرفهجويي به كاركناني كه خدمات برجسته انجام ميدهند، سالانه حداكثر معادل 12 ماه آخرين حقوق و فوقالعادههاي دريافتي باشد. هيات وزيران همچنين سازمان مديريت و برنامهريزي كشور را مكلف كرده است همه ساله ميزان افزايش حقوق كارمندان، بازنشستگان و وظيفهبگيران دولت را به هيات وزيران پيشنهاد كند. بر اساس اين تصويبنامه، حقوق كليه كاركنان و بازنشستگان دولت در طول برنامه چهارم توسعه و در ابتداي هر سال براي تمامي رشتههاي شغلي متناسب با نرخ تورم افزايش مييابد. اطلاعات پرسنلي كاركنان’ عناوين دوره هاي آموزشي الزامي رشته هاي شغلي’عتاوين دوره هاي آموزشي اختياري وعناوين پيشنهادات جديد’ ابتكارات’ تاليفات وترجمه ها و... الف)دارا بودن مدرك تحصيلي ديپلم ب )طي 1200 ساعت آموزش با شرايط زير: · حداقل 3/2 آموزشها در در زمينه آموزشهاى شغلي باشد · 1200 ساعت آموزش حداقل در 10 سال طي شود · هرفرد مجازبه طي حداكثر 120 ساعت آموزش درطول يك سال باشد. شرايط اخذ گواهينامه تخصصى: آلف) دارا بودن مدرك تحصيلي فوق ديپلم. ب ) طى 1000 ساعت آموزش باشرايط زير: · حداقل 4/3 آموزشها درزمينه آموزشهاي شغلي يا بهبود مديريت باشد. · 1000 ساعت آموزش در8سال طي شود. · هرفرد مجازبه طي حداكثر125 ساعت آموزش درطول يك سال است. شرايط اخذ گواهينامه تخصصى-پژوهشي: الف) دارا بودن مدرك تحصيلي ليسانس. ب ) طى 800 ساعات آموزش باشرايط زير: · حداقل 3/4 آموزشها درزمينه آموزشهاي شغلي اختصاصي يا بهبود مديريت باشد. · 800 ساعت آموزش در7سال طي شود. ج) اجراي يك طرح تحقيقي در زمينه شغل مورد تصدي معادل 100 ساعت. ساز و كار انگيزشى • برخورداري از يك ماه حقوق وفوقالعاده شغل به ازاي طي هر176 ساعت آموزش. • با دارندگان گواهينامه هاي نظام جديد آموزش مشابه دارندگان مدارك تحصيلي فوق ديپلم , ليسانس و فوق ليسانس رفتار مي گردد. تذكر1:هر يك از كاركنان دولت درطول خدمت ميتوانند صرفا يكي از گواهينامه هاي فوق الذكر را دريافت و در يك سطح تحصيلي بالاتر همتراز شوند. تذكر 2: بر اساس مصوبه شوراي امور اداري و استخدامي كشور ( شماره 9585/06ط مورخ 28/1/81) هر يك ازكاركنان به ازاء هر176 ساعت آموزش از يك سال تعجيل در ارتقاء گروه برخوردار خواهند شد. -گواهينامه هاى نوع اول:به گواهينامه هايي اطلاق مي شود كه پس ازاتمام هردوره ياپودمان آموزشي به شركت كنندگاني كه درآزمون آن دوره ياپودمان موفق شده اند اعـطا ميگردد. اين گواهيـنامه توسط مراكز آموزشي كه دوره يا پودمان آموزشي را برگزار ميكند به فراگيران اعطا ميشود. -گواهينامه هاى نوع دوم: -به گواهينا مه هايي اطلاق مي گردد كه فرد پس ازطي مجموعه اي از دوره ها يا پـودمانهاي آموزشي مرتبط با درنظرگرفتن حدنصاب ساعت آموزشي مورد نياز پس ازتاييد سازمان مديريت و برنامه ريزي به فراگيران اعطا مي گردد كه ازنظر استخدامي با يكي ازمقاطع تحصيلي همتراز مي گردد. گواهينامه هاى نوع دوم: 1-گواهينامه مهارتي: - اين گواهينامه به آن دسته از آموزشهايي تعلق مي گيرد كه عمدتا معطوف به فعاليتهاي علمي-عملي بوده وبه منظور ارتقا سطح توانمنديهاي حرفه اي كاركنان برگزار مي شود. 2-گواهينامه تخصصي: - اين گواهينامه به آن دسته از آموزشها يي تعلق مي گيرد كه عمدتا معطوف به اصول و مباني نظري وتخصصي شغل بوده ونيازهاي تخصصي ونظري مشاغل را بر آورده مي سازد 3-گواهينامه تخصصي- پژوهشي: -اين گواهينامه به آن دسته از آموزشهايي تعلق مي گيرد كه علاوه بر توجه به اصول و مباني نظري و عملي مشاغل’ اصول و مباني پژوهشي در مشاغل را نيز به فراگيران آموزش مي دهد آموزشهاي آمـاده سازي بر مبناي نتايج ارزشيابي است دوره هاى آموزشى نظام : 1. دوره هاي آموزشي توجيهي 2. دوره هاي آموزشي شغلي: i. دوره هاي شغلى مشترك ادارى ii. دوره هاي شغلى اختصاصى 3. دوره هاي عمومي : i. دوره هاى فرهنگي واجتماعى ii. دوره هاى توانمنديهاى عمومي 4. دوره هاي آموزشي بهبود مديريت افزايش توانائي مديريتي(وظايف مديريتي)و توسعه توانائيهاي انساني و ادراكي گواهينامه هاى آموزشى آموزشهاي نوآمـوزي ارائه دانش، مهارت و توسعه بينش و نگرش كاركنان و مديران براي اولين بار در معرض اينگونه محتوا قرارمي گيرند . آموزشهاي بـازآمـوزي رفع كاستي هاي دانشي، مهارتي و نگرشي كاركنان اين آموزشها در امتداد آموزشهاي قبل است آموزشهاي آمـاده سازي بر مبناي نتايج ارزشيابي است اصول حاكم برنظام آموزش • اصل حاكميت نگرش سيستمي: * علاوه برتوجه به ارتباط دروني اجزا ئ نظام به ارتباط بيروني نظام با ساير نــظـامهاي پرسنـلي نيــز تـوجـه نـموده اســت. • اصل توجه به شمول وفراگيري: * دربرگير نده كليه كاركنان رسمي وپيماني است • اصل جـامعـيـت: * كليه نيازهاي آموزشي درجنبه هاي فني ’ انساني و ادراكي مورد توجه است • اصل نگرش مستمربرپيشرفتهاي علمي وفناوري: * با پيـش بيني دوره هاي نوآمـوزي استمرارآمـوزش برپيـشرفتـهاي علــمي و فناوري امكان پذير شده است. ويــژگيهاى نـظــام 1-برقراري ارتباط بين نظام آموزش كاركنان با ساير نظامهاى پرسنلي نظير طبقه بندى مشاغل ’ حقوق ودستمزد وارزشيابى 2-ايجاد سازوكار انگيزشى براي ترغيب كاركنان به آموزش 3-محدود نمودن دوره هاي بلندمدت و پيش بيني سازكارهايى براي استفاده ازامتيازات مترتب بردوره هاي بلندمدت براي افرادي كه دربسترخدمت ’ تحت شرايطى ’ دوره هاى كوتاه مدت را طى كرده اند. 4-توجه به جوانب مختلف نيازهاى آموزشى كاركنان اعم ازشغلى(فرهنگى)توانايهاى عمومى ومديريتى 1) آسيبهاي مربوط به بستر عدم اعتقاد مديران نبودن ساختار مناسبت اداري نبودن انگيزه براي دوره هاي كوتاه مدت گرايش به شركت در دوره هاي بلندمدت 2) آسيبهاي مربوط قوانين و مقررات عدم بازنگري قوانين و مقررات مربوط به آموزش عدم بازنگري قوانين و مقررات مربوط به آموزش عدم توجه كافي به آموزش كاركنان در برنامه هاي توسعه عدم پيش بيني سازوكارهاي اجرايي براي تحقق اهداف آموزش نبودن ضمانت اجرايي و مقررات حمايتي 3) آسيبهاي مربوط به ساخت نظام مشخص نبودن الگوي طراحي نظام عدم ارتباط نظام آموزش با ساير نظامهاي پرسنلي مترادف گرفتن نظام آموزش با ساختار دوره ها عدم جامعيت طبقه بندي دوره هاي آموزشي 4) آسيبهاي مربوط به فرآيند آموزش عدم توجه به نيازسنجي و نبودن الگوي مدرن در اين زمينه عدم توجه به ساوزكارهاي طراحي برنامه فقدان امكانات و شرايط كافي براي اجراي دوره ها عدم وجود ارزشيابي و حلقه بازخورد از اجراي آموزش * عدم توانايي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در تربيت نيروي انساني * عدم توانايي دستگاههاي اجرايي در جذب فارغ التحصيلان برخي از رشته هاي تحصيلي * خالي شدن دستگاههاي اجرايي از نيروهاي متخصص * تعطيلي دانشگاهها بواسطه انقلاب فرهنگي ماده 44 دستگاههاي دولتي مكلفند ادامه يا اجراي برنامه هاي آموزشي يا كارآموزي مستخدمين خود را به تصويب سازمان امور اداري و استخدامي كشور برسانند ماده 45 وزارتخانه ها و مؤسسات دولتي مجاز نيستند به تشكيل مؤسسه آموزشي، كلاس، دوره تعليماتي و نظاير آن كه هرگونه تعهد استخدامي براي دولت ايجاد كند مبادرت ورزند مگر آنكه قبلاً موافقت سازمان يادشده را كسب نمايند . ماده 46 استفاده از بورسهاي آموزشي خارج از كشور كه به مستخدمين وزارتخانه ها و مؤسسات دولتي مشمول اين قانون تخصيص داده مي شود موكول به موافقت سازمان يادشده است. مدير سايت بلاگفا گفت: در برخي موسسهها، پژوهشهايي در حوزه وبلاگنويسي صورت گرفته که البته نتايج آنها در اختيار همگان قرار نگرفته است. عليرضا شيرازي در گفتوگو با ايسنا، افزود: به نظر ميرسد به خصوص در محيط دانشگاه و رشتههاي علوم انساني و ارتباطي پديده وبلاگ جدي گرفته شده و سعي ميشود که دانشجويان شناخت مناسبي نسبت به اين پديده داشته باشند و آن را به شکل مناسبي تجربه کنند که اين نويد دهنده پژوهشها و تحقيقات کاملتري در آينده است. وي با اعتقاد بر اينكه فقدان پژوهش، ضربهاي به وبلاگ نويسي نميزند، گفت : اين نياز وجود دارد كه سطح مطالب وبلاگها را بهتر کنيم و در واقع با شناخت بهتر وبلاگها، تلاش کنيم تا وبلاگهاي فارسي را به سمتي ببريم که شاهد مطالب مفيد و مناسبتري در آن باشيم که اين حداقل تا کنون اتفاق نيفتاده است. در عين حال وبلاگها در بخشهايي مانند مسايل سياسي و اجتماعي کارکرد موثري دارند که بايد با توجه بيشتري به اين موضوع نگريسته و ابعاد مختلف آن بررسي شود. شيرازي اظهار داشت: وبلاگها را ميتوان بخشي از جامعه اطلاعاتي دانست. در واقع وبلاگها ميتوانند بخشي از ارتباط مجازي کاربران اينترنت در فضاي مجازي باشند و از اين جهت، مطالعه وبلاگها ميتواند مورد علاقه کساني باشد که در زمينه جامعه اطلاعاتي مطالعه ميکنند.از طرفي وبلاگها براساس نوع مطالب يا گروه مخاطبان خود ميتوانند بررسي شوند، مانند وبلاگهاي سياسي يا وبلاگهاي اجتماعي که هر کدام ميتوانند مانند يک رسانه بر مخاطبان خود تاثير داشته باشند . مدير بلاگفا دانشگاهها را از مهمترين مراکز براي امر پژوهش در زمينه وبلاگها عنوان كرد و گفت: آنها ميتوانند بستر و نيروي انساني متخصص را براي پژوهشهاي تخصصيتر و خارج از محيط دانشگاه را نيز پرورش دهند . از طرفي نيز لازم است نهادهاي فرهنگي و تصميم گيري دولتي نيز پژوهشهايي را در اين زمينه را آغاز کنند تا با شناخت بيشتري در مورد اين پديده تصميم گيري شود. وي افزود: وبلاگنويسان خود بخش اصلي جامعه اي هستند که در پژوهشها مورد مطالعه قرار ميگيرند و در حقيقت مطالب وبلاگها نيز حاصل طرز تفکر، نيازها و علايق وبلاگنويسان است و از اين جهت مطالعه وبلاگها، مطالعه وبلاگنويسان و طرز تفکرشان نيز هست. در چنين شرايطي همکاري وبلاگنويسان با پژوهشگران ميتواند تاثير بسيار مثبتي در کيفيت و نتايج تحقيقات داشته باشد و البته همانطور که در اين سالها تجربه شده است، همواره فراخوانهاي دانشجويان و پژوهشگران در اين زمينه در صورتي که با اطلاع رساني درست همراه باشد با همکاري وبلاگنويسان همراه بوده است. دانـشـمـندان و صاحب نظران درس روش تحقيق , انواع زيادى از تحقيق را نام بـرده انـد كـه بررسى همه آن ها ممكن نيست , دريك جمع بندى مى توان به سه نـوع اصلى تحقيق اشاره كرد. به عبارت ديگر, تحقيق در علوم اجتماعى به طور عام و علوم سياسى به طور خاص به يكى از اشكال زير مى تواند وجود داشته باشد. 1) تحقيق اكتشافى 2) تحقيق توصيفى 3) حقيق تبيينى تحقيق اكتشافى : هـدف اصـلـى در تـحـقـيـق اكـتـشافى , شناخت وضعيتى است كه درباره آن آگـاهـى هـاى لازم وجـود ندارد, به عبارت ديگر, در اين نوع تحقيق , محقق به دنبال دستيابى به اطلاعاتى است كه با كمك آن ها مى تواند موضوع تحقيق را به خـوبـى بـشـنـاسـد. بنابر اين , بااين تعريف هر تحقيقى نيازمند انجام يك سرى مـطـالـعـات اكـتـشـافـى اسـت يـعـنـى تحقيق اكتشافى زمينه اى است براى انجام تحقيقات مهم تر و گسترده تر. ـ تحقيق توصيفى تحقيق توصيفى شامل مجموعه روش هايى است كه هدف از آن ها توصيف كردن پـديـده يـا پـديـده هاى مورد بررسى است . دراين نوع تحقيق , توصيف و معرفى پـديده مورد نظر از طريق بر شمردن ويژگى ها, ابعاد و حدود آن پديده صورت مـى پـذيرد. دراين نوع از تحقيق , محقق ممكن است در صدد شناسايى عوامل و مـتغيرهاى دخيل در يك پديده يا موضوع خاص برآيد ولى به بررسى روابط بين ايـن عـوامـل و تشخيص نوع آن ها نمى پردازد. به عبارت ديگر, هدف در تحقيق تـوصيفى , شناسايى وضع موجود است , نه قضاوت درباره آن يا بررسى نوع رواب ط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف . بـنـابـر اين , در يك تحقيق توصيفى , محقق الزاما در پى كشف و توضيح روابط, همبستگى ها و نيز آزمودن فرضيه ها و پيش بينى حوادث و رويدادها نيست , بلكه توجه او بيشتر در جهت توصيف و گزارش نويسى از موقعيت ها و وقايع بر اساس اطـلاعاتى است كه بيشتر جنبه وصفى دارد, البته بايد دانست كه صاحب نظران در مـورد مفهوم دقيق تحقيق توصيفى اتفاق نظر ندارند وگاهى به تعريف اين نـوع از تـحـقـيـق تـا آن اندازه وسعت مى دهند كه شامل همه انواع تحقيق جز تحقيقات تاريخى و تجربى ,مى شود.(13) در اين مقاله منظور از تحقيق توصيفى عـبـارت اسـت از: تـوصـيـف عـيـنـى , واقـعى و منظم خصوصيات يك پديده , يك موقعيت و يا يك موضوع . ـ تحقيق تبيينى ايـن نوع تحقيق كه به آن تحقيق علمى نيز گفته مى شود, در صدد پيدا كردن روابـط عـلـت و معلولى بين متغيرهاى مختلف است .البته ناگفته نماند كه در عـلوم سياسى يا به طور كلى در علوم اجتماعى , بررسى روابط على به گونه اى قـطعى مطرح نيست ـ يعنى در علوم اجتماعى به طور مسامحه از روابط علت و مـعـلـولـى سـخـن بـه مـيـان مـى آيـد ـ زيـرا در مورد پديده هاى اجتماعى و سـيـاسـى نـمـى تـوان بـه رابطه على دست يافت بلكه اين نوع روابط همواره با درصـدى از احـتـمـال بيان مى شود. اين امر از آنجا ناشى مى شودكه پديده هاى سـياسى و اجتماعى معمولا تحت تاءثير عوامل و متغيرهاى زيادى قرار دارند كه شـنـاسـايـى همه آن ها از عهده يك محقق علوم اجتماعى خارج است ,به عبارت ديـگـر, گـفته مى شود كه (اصل چند متغيرى ) بر پديده هاى اجتماعى حاكم اسـت .(14)تـعـريفى كه از تحقيق ارائه شد در واقع تنها برازنده تحقيق تبيينى است , زيرا تنها دراين نوع از تحقيق است كه مراحل كلى سه گانه سؤال , فرضيه و آزمون وجود دارد. بنابراين , هدف اصلى يك پژوهشگر علوم سياسى بايد كسب توانايى براى انجام يك تحقيق از نوع تبيينى آن باشد . تحقيق را به صورت هاى مختلفى تقسيم كرده و انواع گوناگونى را براى آن در نظر گرفته اند. مهم ترين تقسيم بندى تحقيق , تقسيم آن به دو نوع بنيادى و كار بـردى است . تحقيق بنيادى به منظور ارائه نظريه هاى جديد علمى و گسترش عـلوم در زمينه هاى مختلف صورت مى پذيرد. اين نوع تحقيق با هدف پروراندن نـظـريـه هـاى عـلمى از طريق كشف اصول يا قواعد كلى صورت مى گيرد و به كـاربـرد ايـن يـافـتـه ها در صحنه عمل و واقعيت كمتر توجه مى شود. اين نوع تـحـقـيقات معمولا در موقعيت هاى آزمايشگاهى و اغلب بر روى حيوانات انجام مـى شـود. روان شـنـاسـان از جـمـلـه دانشمندانى هستند كه به انجام اين نوع تحقيقات بيشتر علاقمند هستند(8). تـحـقيقات كاربردى به منظور حل سريع مسائل و مشكلات و اتخاذ تدابير لازم انـجام مى شود. اين نوع تحقيق با استفاده ازيافته هاى تحقيقات بنيادى در صدد حل مشكلات گوناگون بر مى آيد. به عبارت ديگر, در تحقيق كاربردى , محقق يافته هاى تحقيق بنيادى را در صحنه عمل مى آزمايد, بنابراين , تحقيق كاربردى بر خلاف تحقيق بنيادى كه جنبه نظرى دارد, بيشتر به سمت پديده هاى واقعى و مـسـايـل عـملى معطوف است و در شرايط غير آزمايشگاهى و در رويارويى با واقعيات سياسى آاجتماعى و... انجام مى شود. (9) بـرخـى ديگر از صاحب نظران , در يك تقسيم بندى كلى , تحقيق را به دوگونه تـحـقـيق تكوينى و تحقيق توسعه اى (تكاملى ) تقسيم كرده اند. از اين ديدگاه , تحقيق تكوينى به تحقيقى اطلاق مى شود كه در صدد يافتن علت تكوين و ايجاد يك پديده يا موضوع تحقيق است , ولى تحقيق توسعه اى يا تكاملى , تحقيقى است كه به دنبال فهم فرآيند و مسيرى است كه يك موضوع يا پديده ازآغاز تولد خود تا كنون طى كرده است . اين نوع تحقيق بر آن است تا معلوم كند كه , پديده مورد نـظـر چـه مـسـيـرى را پـشـت سرگذاشته و چرا چنين مسيرى را طى كرده است .(10) بـرخـى ديـگر عقيده دارند كه همه مطالعات تحقيقى به صورت يكى از اشكال سه گانه تحقيق تاريخى , تحقيق توصيفى و تحقيق تجربى يا مجموعه اى از آن ها خـواهـد بـود. از ايـن ديـدگـاه , تحقيق تاريخى , آنچه را كه وجود داشته است تـوصـيـف مـى كند, به عبارت ديگر اين نوع تحقيق شامل بررسى , ثبت , تجزيه و تـحـليل و تفسير رويدادهاى گذشته است تا به كمك آن , محقق ضمن شناخت گذشته , به شناخت وضع موجود و تا حدودى نيز به پيش بينى وضع آينده نايل شود.(11) تـحـقيق توصيفى نيز از اين ديدگاه آنچه را كه هست توصيف مى كند. اين نوع تحقيق نيز شامل توصيف , ثبت و تجزيه و تحليل شرايط موجود است . در اين نوع تحقيق سعى مى شود تا روابط ميان عوامل (متغيرهاى ) دست كارى نشده كشف شـود. درتـحـقيق تجربى نيز محقق در صدد مشخص كردن روابط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف است , با اين تفاوت كه درتحقيق تجربى امكان دست كـارى و كنترل عوامل و متغيرهاى دخيل در موضوع تحقيق يا پديده مورد نظر وجود دارد.(12) ويژگى هاى تحقيق با توجه به مباحث بالا مى توان ويژگى هاى تحقيق را به صورت زير خلاصه كرد: 2) تحقيق به مراتب بالاتر از بازيابى اطلاعات يا جمع آورى ساده آن است . 3) تحقيق يك فرآيند چند مرحله اى است كه مراحل مختلفى چون طرح سؤال , تدوين فرضيه و آزمون فرضيه را شامل مى شود . 4) تـحـقـيق نيازمند تخصص است و هر كسى نمى تواند درهر زمينه اى تحقيق كند. 5) هدف تحقيق كشف حقايق جديد و توليد دانش نو است (يعنى در صدد يافتن پاسخ براى مسايل حل نشده است ). 6) انجام تحقيق مستلزم دقت , تلاش , صبر و حوصله زياد است . 7) تحقيق در علوم مختلف به منظور دستيابى به قوانين كلى (نظريه يا تئورى ) صورت مى گيرد كه به كمك آن ها مى توان رويدادهاى آينده را پيش بينى كرد. 8) تـحقيق به طور كلى براستفاده از آثارو نوشته هاى ساير محققان متكى است , بنابراين , محقق بايد ادبيات و منابع مربوط به موضوع تحقيق خود را بشناسد. 9) تحقيق جدل نيست و قصد مجاب كردن كسى را ندارد, بلكه تلاشى است كه بـراى كـشـف حـقيقت صورت مى پذيرد و اگرديگران نيز همان مراحل را طى كنند به نتايج مشابه خواهند رسيد. 10) تـحـقيق , خودش پاسخ نيست بلكه تلاش و جست و جويى است براى يافتن پاسخ , ممكن است اين تلاش به نتيجه برسد وفرضيه آن اثبات شود يا اين كه در پايان كار, فرضيه آن ابطال گردد. فرق مطالعه و تحقيق در حـال حـاضـر بـرخى ناآگاهانه واژه تحقيق را در مواردى به كار مى برند كه مـوجـب سـوء تـفـاهم مى شود, بدين معنى كه درمواردى رونويسى از برخى از صـفـحـات يـك يـا چـند كتاب و چيدن آن ها در كنار يكديگر را نيز تحقيق نام نـهاده اند, در حالى كه تحقيق يك فرآيند پيچيده اى است كه شامل مجموعه اى مـنـظم از اعمال ويژه همراه با كاربرد فنون خاص به منظور پاسخ گويى به يك سـوال مـعـيـن مى باشد. در اين فرآيند, همچنان كه بيان شد, يك سؤال اساسى وجود دارد و نيز فرضيه يا فرضيه هايى كه به آزمون گذاشته مى شود . بـنـابراين , تحقيق عبارت است از جست و جو در امرى به منظور دست يافتن به واقـعـيـت و حـقـيقت آن امر كه داراى اصول وروش هاى مخصوص به خود نيز مـى بـاشـد.(الـبـته در قلمرو علوم مختلف اصول و روش هاى تحقيق از يكديگر متفاوتند.) امامطالعه , به معنى خواندن كتاب يا هر نوشته ديگرى مى باشد كه به مـنظور دقت در آن و يا افزايش اطلاعات صورت مى گيرد.اگر چه مطالعه نيز روش هـاى خـاص خـود را دارد و از اصـول و قـواعد معينى پيروى مى كند ولى هـرگز نبايد اين دو را به جاى يكديگر به كار برد, زيرا اصول و روش هاى مطالعه در مقايسه با اصول و قواعد حاكم بر تحقيق , چندان پيچيده و گسترده نيستند. استادان در برخى از درس هاى دانشگاهى نيز, به منظور آشنا كردن دانشجويان بـه كـتـاب هـا و مـنابع مختلف هر در س , از آن هامى خواهند كه درباره مساءله خـاصى از موضوع درسى خور گزارشى تهيه كنند, چنين كارى را نيز نبايد يك تـحقيق ناميد. هدف از تهيه اين گونه گزارش هاى درسى , كمك به يادگيرى دانشجويان از طريق جست و جو و مطالعه منابع مختلف است . ايـن نـوع كار عملى كه در اصطلاح دانشگاهى (يا مقاله يا گزارش )درسـى نـامـيده مى شود فاقد ويژگى هاى يك تحقيق است و نبايد با آن اشتباه شـود. بـه طـور كـلـى در مـواردى كه هنوز دانشجويان , درس روش تحقيق را نـگـذرانـده انـد, امـكـان تـهيه يك مقاله تحقيقى وجود ندارد, اگر چه مراجعه دانـشجويان به كتاب هاى مختلف و تهيه گزارش نسبت به برخى از موضوعات درسى هم امكان پذير است و هم مى تواند در فراگيرى بهتر دروس مفيد باشد. اگـرچـه تـفـكـر در مـورد پديده هاى سياسى قدمتى طولانى دارد ولى (علم سـيـاست ) به عنوان يك رشته علمى تنها از اوايل قرن بيستم وارد دانشگاه هاى جـهان شده است . از ابتداى تولد اين رشته علمى جديد, مهم ترين بحث در بين مـتـفـكـران و دانشمندان علم سياست , مسئله روش تحقيق و چگونگى بررسى پديده هاى سياسى بود. در مقاله حاضر ـ صرف نظر از اختلاف نظرهاى موجود در مورد چگونگى روش تـحـقـيـق در عـلم سياست ـ بر آن هستيم تا باتوجه به اصول مشترك حاكم بر ديـدگـاه هـاى مـخـتلف , شيوه اى عملى براى تحقيق در علوم سياسى معرفى گردد. هدف مقاله اين است كه به سه پرسش اساسى در مورد تحقيق پاسخ دهد, كه به شرح هر يك مى پردازيم : الف ) تحقيق و ويژگى هاى آن چيست ؟ واژه تـحـقيق , كلمه اى عربى است كه به معانى گوناگون از جمله (درست و راست كردن ) آمده است (1).تحقيق در علوم مختلف به معناى پاسخ دادن بـه پـرسـشهاى مطرح شده در آن علم و يا دست كم جست و جو براى يافتن آن پـاسـخ ها مى باشد.(3) تحقيق در اين معنا, در واقع , آشكار كردن مطلبى تازه و كشف كردن يك دانش جديد است , ازهمين طـريـق اسـت كـه عـلـوم گسترس مى يابند و هر روز دانش هاى تازه اى كشف مـى شـوند. از اين ديدگاه , تحقيق با طرح پرسش خاصى آغاز مى شود و با پاسخ دادن بـه آن پـايان مى يابد. منظور از واژه تحقيق دراين مقاله معناى اصطلاحى آن يعنى تحقيق علمى مى باشد .در تحقيق علمى , همان طور كه گفته شد, آغاز كار با طرح يك پرسش است , محقق بر اساس تخصص و اطلاعاتى كه دارد يك يا چند پاسخ موقتى براى پرسش خود در نظر مى گيرد (فرضيه ها)سپس به كمك جـمـع آورى داده هـا و اطـلاعـات مـوردنـيـاز سـعى مى كند تا صحت و سقم فرضيه خويش را بيازمايد. در صورتى كه درستى فرضيه , مورد تاييد قرار گيرد, دانـش جـديـدى تـولـيد شده است و تحقيق به هدف خود نائل آمده است ,البته تحقيق علمى , هيچ گاه قصد مجاب كردن كسى را ندارديعنى هدف اصلى آن , اثـبـات فرضيه نيست و بر صحت آن نيز اصرار نمى ورزد بلكه در صدد آزمودن فرضيه ارائه شده است . بـنابر اين , در اين معنا, تحقيق يك فرايند آزمون و امتحان فرضيه است نه اثبات آن . مـحـقـقان وپژوهشگران تازه كار, غالبااز نظرعاطفى خود را نسبت به اثبات فـرضيه متعهد مى دانند اما همواره بايد توجه داشت كه فرضيه , گزاره اى است كه ممكن است درست يا نادرست باشد,البته اگر فرضيه با دقت و آگاهى كامل و با در نظر گرفتن تمام شرايط تدوين شود احتمال صحت آن بيشتر خواهد بود, ولـى در يـك تـحـقيق علمى , محقق هيچ تعلق خاطرى به فرضيه خود ندارد و اطـلاعات جمع آورى شده وشواهد عينى است كه درستى و يا نادرستى فرضيه را معلوم مى كند. با توجه به مطالب بيان شده مى توان تحقيق را به صورت هاى زير تعريف كرد: 1) تـحـقـيـق يـك فرآيند يا يك فعاليت نظام مند است كه به كشف و پروراندن مجموعه اى از دانش هاى سازمان يافته منجرمى شود.(4) 2) تحقيق عبارت است از مطالعه نظام دار يك يا چند قضيه فرضى درباره روابط احتمالى ميان پديده هاى گوناگون .(5) 3) تحقيق عبارت است از جست و جوى منظم و اصولى براى كشف حقيقت .(6) بـنابراين , مشخص مى شود كه بر خلاف تصور رايجى كه در نزد بسيارى از افراد وجـود دارد, تـحـقـيـق , نـوشـتن يك مقاله يايك كتاب نيست . ماهيت تحقيق , نـويسندگى تفاوت اساسى دارد و اين دو موضوع از يك مقوله نيستند, اما چون در پـايان هر تحقيق ممكن است محقق مايل باشد نتيجه تحقيق يا كليه عمليات تحقيقى خود را به رشته تحريردر آورد, آگاهى از فنون و روش هاى نويسندگى بـراى او ضرورت پيدا مى كند. بنابر اين , لازم است هر محقق نويسنده خوبى هم باشد. به اين ترتيب هر اثر تحقيقى ممكن است به صورت مقاله يا كتاب ارائه شود اما هر مقاله يا كتابى نمى تواند يك اثر تحقيقى محسوب شود. خردمند به کار خويش تکيه ميکند و نادان به آرزوي خويش . هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم . وقتي خدا بخواهد براي شما هديه اي بفرستد آن را در مشکلي مي پيچد هرچه مشکل بزرگتر باشد ، هديه هم بزرگتر است. از آنـجايي كه نتايج منعكس شده ذيل حاصل تـجربه بيش از صد كتاب و موضوع تـحقيقي در حوزه هاي متعدد علمي و ارتباط با ده ها مركز تـحقيقاتي خارجي و داخلي در طي حدود يك ده ه و نيم كار نگارندگان بوده است بدينصورت بنظر ميرسد كه امكان طرح و بررسي نسبتاً كامل مسائـل نظام تـحقيقاتي طي مقاله ذيل وجود دارد. جستار و پژوهش دانش همواره از كنجكاوي و لذتي دروني ناشي ميشود. سرگذشت مشكلات يا خودزندگينامه ها واقعي نه به جويندگان بلكه به حلقه هاي مفقود يا نتايج كارها بستگي دارد. نظيـر تـمامي برنامه ريزيها، فقدان توجهات و عدم پشتيباني بويژه مالـي معمولاً توسط پژوهشگران بعنوان مشكلات اساسي نظام تـحقيقاتي مطرح ميگردند. همواره پيشنهاداتي در افزايش كمكهاي دولتـي وجود دارد. اما تـجارب عملي نشان ميدهند كه مشكلات بنيادين ديگري وجود دارند كه به ارتباط مـحيط و نه نظام اداري مربوط ميباشد. بعلاوه فقدان نظام حقوقي منظم همواره چالشهايي را موجب گرديده است. نگرش مـحيط به علم تا حد زيادي دستخوش بـحران خودفريفتگي و عاميانه است. در زمستان سال 1376 دو پرونده بر روي ميز يكي از دادگه هاي مشهد قرار گرفت. اولـي مربوط به درخواست رسيدگي به چند سرقتهاي ادبي يك مدير پژوهشكده در عالـيترين نهاد تـحقيقاتـي توسط اين نگارندگان و دومي پرونده غوغايي رسانه هاي مـحلي (با عنوان "يك نابغه مشهدي")؛ طلوع و ظهور يك تـجربه گذرا. در كنار آن حـمايت از حقوق معنوي حتـي در سطوح قانوني نيز دقيقاً وجود ندارد. معدود قوانيـن در باره حقوق پديدآورندگان، با وجود اعلامهاي رسـمي، اجراء نـميشوند و مـجريان آن بعضاً حتـي از عهده درك مفاهيم حقوقي و قوانيـن مربوطه نيز برنـميآيند. بعلاوه مـحيطهاي و مـجريان پشتيباني عمدتاً نامتناسب و نابهنجار هستند. فقدان حـمايت قانوني از بعد حقوقي و نيز مالكيت همچنان يك معضل اساسي است. اين نتايج از تـجربيات فردي از جهان خارج كسب گرديدهاند. حاصل 26 كتاب و مقاله اين نگارندگان در دست يك موسسه با مدير مرتكب به چند فقره سرقت ادبي فقدان پشتيباني قانوني را ميرساند. در حالت ايده آل مـحيط تـحقيقاتي ميتواند بصورت ارتباط فعال انسان با ابزارهاي اطلاعاتي و تـحقيق فرض شود. نظيـر چنيـن تصوري در باره مـحيطهاي آموزشي، آنها را فراتر از اكتساب يكسويه اطلاعات، و يك كنكاش و جستار برانگيخته ميداند. اما در واقع به همان اندازه كه مورد اخيـر از واقعيتها بدور ميباشد مـحيطهاي تـحقيقاتي عمدتاً به مكانهاي اشتغال موقت فارغالتحصيلان فاقد تـجربه يا كمك هزينه كادرهاي آموزشي مراكز عالـي تبديل گرديدهاند. اين مـحيطها بدليل فقدان توسعه آتي به پايانه هاي رفاهي علم غيـرجاذب تبديل گرديدهاند. ميتوان گفت در حاليكه در تـحقيقات فنـي و تكنولوژيك، خريد تـجهيزات گرانبهاي يكبار مصرف شونده صورت هزينه هاي كلان را تشكيل ميدهد، در تـحقيقات نظري بيشتـرين هزينه ها به دستمزدها بازميگردد. ابزارهاي تـحقيق، ارتباطات و اطلاعات كمتـر از تـجهيزات رفاهي مورد استفاده قرار ميگيـرند و از اينروست كه در عيـن وجود تكنولوژي ارتباطاتي مدرن، برخي همچنان از نبود تبادلهاي بيـن مراكز ناخشنودند. در مواردي هيچ تصور از تـحقيقات در ذهن برخي وجود ندارد و عموماً مطالعه و فيشبرداري برنامه ريزي شده يا تكرار آزمايشها تلقي عمومي مـحسوب ميشود. براي بسياري از فعاليتهاي ساده ده ها برابر كار بيـرون وقت منظور ميگردد. مشاركت پذيري ديگران بـمجرد رسيدن فرد به نتايج ملموس بشدت افزايش مييابد.كنكاوي و خشنودي دروني عموماً هيچگاه مبنايي بشمار نرفته و در مواردي بسيار نادر، از نظام ارزشي خاصي تبعيت ميشود. كشورهاي توسعه نيافته هيچگاه حداقل وقف مالـي و جاني جويندگان علم در تـمدنها را تـجربه نـميكنند. آنها خشنودي و افتخار خود را با قرار دادن عناصر معنوي فرهنگ بـجاي عوامل و آثار مادي تـمدن برآورده ميسازند. مـحيطهاي پژوهشي به اندازه مـحيطهاي آموزش عالـي بصورت نهادهاي بدون تـحول باقي ماندهاند و از اينرو نظام آن نيز يكسره وارداتي و ثابت ميباشد. تـجارب عملي نشاندهنده فقدان بهنجاري اخلاقي، امنيت حقوق معنوي و در يك مورد نادر حتـي جاني با تعرض از سوي اقشاري كه نظام سلسله مراتبـي بهره ميبرند و يا قوانيـن فعلي امتيازاتي را براي آنها درنظرگرفته است ميباشند. عليرغم مـخالفت دولتـي با موارد ناقض حقوق فردي، هيچ پشتيباني پيشگاني يا گروه هاي نظارتي بر آنها وجود ندارد. براي موارد بسياري مشكلات نظام تـحقيقاتي به تسلط مطلق نهاد بر انسان بازميگردد. تفوق اصالت نهاد يا مديرسالاري بر حقوق فردي بارها مورد تـجربه قرار گرفته است. از اين گذشته، حقايق مطلق معمولاً ناشي از تكرارها گاهي بعنوان عادت قلمداد ميگردند. متأسفانه اين مسئـله سبب گرديده است كه كميتها بر كيفيت حاكم گرديدهاند. در بهتـرين شرايط، ميزان تفكر خلاق و نتايج آن مانند توليدات كشاورزي مـحاسبه شده و بر اين قياس به تعداد پژوهشكده ها و گاهي تعداد مـحققان رسـمي افتخار ميشود بدون آنكه حداقل يك معيار اوليه يعنـي بهرهوري كه در توليدات مادي متناظر مورد استفاده قرار گيـرد مد نظر قرار گيـرد. واقعيت ديگر برتري درجات آموزشي بر ويژستگي در زمينه هاي تـحقيق ميباشد. موسسات تـحقيقاتي تلاش خود را مصروف ميدارند تا حداكثر كادرهاي آموزشي را به اين حوزه وارد سازند. گاهي براي آنها حتـي نوع درجه و حتـي عدم سنخيت نيز تفاوتي ندارد. متأسفانه جامعه علمي كاملاً با اين تسلط آشكار كه نـماي ناخوشايندي را موجب گرديده است هماهنگ ميباشد. مشاغل پيشگاني كثيـري در جامعه وجود دارند كه عهدهداري آنها قانوناً به سطح خاصي از آموزش كلاسيك واگذارده شده است اما ابداً هيچ نشاني از ويژستگي اعم از آموزشي يا آروينـي (فعاليت شامل كارورزي، مشاهده عملي، و مشاركت انديشه انسان كه عملاً در فعاليتهاي آموزشي بدان توجهي نـميشود) وجود ندارد. اين فقدان ويژستگي در كنار فقدان هماهنگي در آموزش و درخواستهاي اجتماعي و عدم اشتغال كافـي، سبب اتلاف در منابع و فرصتهاي اقتصادي ميگردد. اما اين موضوع در نظام تـحقيقاتي معضلات مضاعفي را پديد آورده است. در تـجارب متعدد اين نگارندگان در طي حدود چهارده سال، نتايج رواني وخيمتر بوده اند و متأسفانه بيش از همه كادرهاي آموزشي مراكز عالـي در ايـجاد آن سهيم بوده اند. در طرح موسوم به "موتورهاي پلاسـمايي" كه اين نگارندگان شش سال پيشتـر از اعلام طرح مشابه ديگز آغاز نـموده بودند نـخستيـن تـجربه با اين معضل بود كه ده ها بار تكرار گرديد. بعنوان يك اصل كلي مشهود معمولاً افراد ويژسته در يك حوزه تـحقيقي خاص با اكراه به درخواستهاي مربوط به انتقاد يا بازنگري پاسخ ميدهند و در مقابل درس آموختگان ديگر خود را مـحق در آن ميدانند. نتايج مأخوذ از گروه نـخست همواره مثبت و اميدواركننده بودند و در مقابل همتايان اخيـر در ابراز نقدهاي بدون هيچگونه نكات مثبتـي مصر بودهاند. شدت اين بـحران در ميان درسآموختگان علوم انساني و كشاورزي در مقايسه با همتايان فنـي و علوم پايه تأسفآورتر ميباشد. در آخرين مورد در مواجه ه با دو درسآموخته عالـي كشاورزي و مديران يكي از موسسات تـحقيقاتي دولتـي، اولـي كوچكتـري تلاشي ننمود تا سيطره مديريت خود در اظهارنظر در باره يك طرح زبانشناسي تاريـخي هندواروپايي را معقول بنـمايد و دومي بدون حتـي مطالعه اجـمالـي تـحقيقات، بطور شگفتآوري قضاوت خود را بر مبناي سطح مدل كامپيوتر پديدآورندگان قرار داد. در مقابل نظرات برانگيزاننده و اميدواركننده دريافتـي از يك پرفسور متخصص بيگانه در هميـن رشته، شدت بـحران سازمانسالاري و مديرسالاري را نشان داد. اين تـجارب نشاندهنده فقدان قانون و نظارت عقلاني در نظام پژوهشي ميباشند. در نهادها مسئـول نيز گاه بطور گروهي چنيـن بي توجهي هايي وجود دارد. يك نـمونه ، يك طرح پژوهشي در موضوع شاهنامه فردوسي همزمان به دو دانشگاه بزرگ ايراني و سوئـيسي اراإـه گرديد. در حاليكه طرف ايراني از طريق قاإـممقام معاون معاون پژوهشي راي منفي خود را اعلام مينـمايد طرح در همتاي سوئـيسي از رياست دانشگاه به گروه مربوطه ارسال گرديد. نظرات مثبت همتاي خارجي موجب گرديد كه معاونت پژوهشي سرزميـن فردوسي اعلام به تـجديدنظر نـمود. موارد مشابهي بطور وسيع در دهه 1960 در ژاپن تـجربه گرديده بودند. جهان توسعه نيافته همچنان نابـخردانه به جهان توسعه يافته مينگرد. آمارهاي مهاجرت فكر خلاق تا حد زيادي واقع متاثر از هميـن حقايق مأيوس كننده ميباشند. البته خبـرهاي دهه گذشته همواره چنيـن بد نبودند. اين نگارندگان يك دهه قبل در يك پروژه مربوط به راكتورهاي گداخت هسته اي در دو دانشگاه كشور با جنبه هاي مثبتـي روبرو بودند. تـجربه نگارندگان در يك پروژه زبانشناسي، اعلام فقدان صاحبنظر در بزرگتـرين دانشگه هاي جهان را شاهد بود بدون آنكه از تراز علمي آنـجا كاسته شود. ولـي اين واقعيت كه بـحران در توسعه هاي علمي و اجتماعي دهه اخيـر در كشوربه وخامت انـجاميده، بسيار مأيوس كننده ميباشد. از سوي ديگر ويژستگي آموزشي نيز در جاي خود باعث ايـجاد موانعي گرديده است. بسياري از مشاغل تـحقيقاتي و حتـي رده هاي ارشد نظام تـحقيقاتي بر عهده درس آموختگاني ميباشد كه پس از نگارش پايان نامه هاي اجباري خود (و متعاقباً چپ آن) اشتغالـي بـجز امور آموزشي نداشتهاند. قابل توجه است كه در مـحيطهاي پژوهشي نيز جز مديريت سازماني، انتظار هيچگونه فعاليت تـحقيقي از آنها نـميرود. امروزه انتقادپذيري راجع به نظامهاي آموزشي كه همواره بعنوان ايده آل مورد اصرار و حـمايت برنامهريزان قرار ميگرفتند فزوني يافته است. براي بيش از نيم قرن حاكميت در ساختار آموزشي، هيچ رقيبـي را جهت كنكاشگري و تـحقيق نپذيرفت. گذشته از قوانيـن، مـجريان بويژه آموزش عالـي نيز دادن هيچ فرصتـي را مـجاز نـميدانستند و از اعلام مـخالفت نيز اباإـي نداشتهاند. در سايه پشتيباني از چنيـن نظام آموزش است كه اخيـراً آمارهاي راجع به اينكه عليرغم دارا بودن رتبه سوميـن ضريب هوشي بالا در جهان، تنها حدود نيم درصد از فرآوري فكري را داراست منتشر گرديده است. متأسفانه همواره مشكلات مالـي تنها عامل پاييـن بودن نشر و جذب دانسته ها در جامعه معرفـي ميشوند. ريشه بسياري از اين معضلات به نظام ديوانسالاري مراكز آموزش عالـي مربوط است. اين تسلطه مطلق تا بدان حدي است كه حتـي بسياري از مراكز آموزش عالـي غيـردولتـي كه مدارك آنها در سطح بيـنالـمللي معتبـر اعلام نگرديده است، نسبت به اعنبار مراكز معتبـر هم ارز يا پاييـنتر و يا هماهنگي با مراكز معتبـر طفره ميروند. بدين صورت نتايج نامطلوبي پديد آمده است. آنها هيچ پيشنهادي براي اصلاح را نـميپذيرند.. بر طبق مشاهدات، نتايج تـحقيق فارغ التحصيلان مراكز عالـي با پايان نامه هاي آنها ارتباط مستقيم دارد و گاهي تاريخ مآخذ تنها به سال پاياننامه يا فرصت مطالعاتي بازميگردد. در برخي از تـحقيقات فارغ التحصيلان داخلي تكرار مآخذ فارسي در چند تـحقيق متوالـي به چشم ميخورد. سطح پاياننامه هاي عالـي كه در گذشته صرفاً گفته ميشد پس از دستكاري بصورت كتاب عرضه ميگردند، امروزه در حد درك عمومي پاييـن آمده و برخي بكرات منتشر ميگردند. ويژستگي تـحقيقات به اندازه افزايش درك عمومي فزوني نيافته است. اين نگارندگان چند بار اقدام به اراإـه سادهشده دو پژوهش بصورت كتاب نـمودند. تنها دو مورد منتشره، اولـي در موضوع هوش مصنوعي كه قرار بر طرح آن در يك مـجمع خارجي بود و ديگري با موضوع زبانشناسي هندوژرمنـي. عليرغم بارها اصلاحات براي عمومي كردن آنها، هيچگاه به سطح جذب عمومي نرسيدند. تلقي ناصحيح عمومي راجع به تـحقيقات در عرصه هاي عملي و توليد بصورت وحشتناكي وجود دارد. بر طبق تـجربه عملي، برخي از مـجريان قانون در سايه فقدان نظارت، با كمال مـخالفت با طرحهاي نوآور و عدم وابستگي به توليد وارداتي، موجب وقفه در نابستگي و خروج ارز براي سالـهاي متمادي ميگردند. بعلاوه اين واقعيت اساسي قابل ذكر است كه بسياري از كانالـهاي تـحقيقاتي رسـمي با مـحدود بودن به گروه هاي ذينفوذ بيربط كه تنها انگيزه هاي مادي را دنبال مينـمايند بشدت آلوده شده و منابع مـحدود تـخصيص يافته بـجاي برآوردن نيازهاي بنيادين، صرف هزينه هاي كلان شخصي مديران ذينفوذ ميگردد. از سوي ديگر عليرغم توسعه علمي، منابع اطلاعاتي، آزمايشگاهي، ابراز و نشر همچنان انـحصاري و دور از دستـرس ميباشند و امكان دستيابي به آنها در خارج از كشور آسانتـر بنظر ميرسد. در مقابل احتمال سوءاستفاده يا عواقب نتايج فكري بويژه در علوم انساني و اجتماعي در داخل هراسانگيز ميباشند. متأسفانه هيچ آماري مقايسهاي در اين موارد ابراز نـميگردد. نظام پژوهشي نيازمند انديشه ها و فعاليتهاي خلاق است. فكر نوآور نه فعاليتـي شهودي و نه كلاسيك است. اميد صرف به اين دو، خلاقيت را مـحدود ميكند. روندهاي تـحقيق را ميتوان بهتـر برنامهريزي نـمود اما هيچگاه اداري نـميشود. بسيار مشاهده ميشود كه برخي معتقدند كه افكار جديد به جزاير دورافتاده تعلق دارند. بعلاوه اين باور، همگاني شده است كه بسياري از ايده هاي نو در ماوراء درياها جاي دارند. زمينهسازان، باورهاي خود را بعنوان حقايق مسلم معرفـي نـمودهاند. امروزه برخي از برنامه ريزان تـحقيقات اساساً كل نظام آموزش و پژوهش عالـي را مورد انتقاد قرار دادهاند. مدلـهاي نظام پژوهشي به همان اندازه مدلـهاي آموزشي تقليد شدهاند اما در اينجا اين ناهماهنگي با واقعيات پيچيدگي اجتماعي و فرهنگي مضاعف گرديده است. يك رابطه ساده كه آموزش بيشتـر، مرتفعكننده بيشتـر نيازها و ايـجاد خلاقيت و تفكر بيشتـر است همچنان بعنوان يك عقيده جزمي استوار باقي مانده است. بر اين اساس هيچ نيازي به خلق مـحيطها و ترويج عوامل شتابدهنده يا انگيزاننده هايي واقعي وجود ندارد. طرح: موضوع تحقيقاتي كلاني است كه جهت نيل به هدف يا اهدافي كلان تعريف و تبيين ميگردد. يك طرح ممكن است در قالب يك يا چند پروژه به اجرا در آيد. پروژه: موضوع تحقيقاتي كه بر اساس طرح پيشنهادي يا شرح خدمات مورد توافق مجري و كارفرما به اجرا در مي آيد و از مراحل (فازها) زمانبندي و ستاده يا ستاده هايي خاص برخوردار مي باشد. مجري: شخص حقيقي يا حقوقي است كه اجراي طرح يا پروژه را طي قراردادي بر عهده گيرد. شوراي راهبري: تركيبي از طرفين مجري و كارفرماست كه هدايت و نظارت كلان بر اجراي صحيح و دقيق طرح يا پروژه را بر عهده دارند. مدير پروژه: مسئول هدايت و اجراي صحيح و دقيق و علمي طرح يا پروژه مطابق با مفاد قرارداد منعقده في مابين مجري و كارفرما مي باشد. مدير گروه يا تيم: مسئول هدايت و اجراي صحيح و دقيق و علمي بخشي از طرح يا پروژه مطابق با مفاد قرارداد منعقده في مابين مجري و كارفرما مي باشد. يك پروژه ممكن است در قالب چند گروه يا تيم سازماندهي شود. كارشناس مسئول: مسئول هدايت و اجراي دقيق و صحيح عملياتي است كه در يك گروه يا تيم تحقيقاتي جهت نيل به هدف يا اهداف گروه به اجرا در مي آيد. كارشناس: مسئول اجراي عمليات پژوهشي تحت نظر كارشناس مسئول گروه يا تيم مي باشد.
بـرخـى از صاحب نظران , تحقيق اكتشافى را تحقيق برآوردى نيز ناميده اند, به نـظـر آن هـا در اين نوع تحقيق , هيچ فرضيه اى پيشنهاد نمى شود و مورد آزمون قـرار نمى گيرد بلكه هدف آن تنها به دست دادن برآوردى از يك مساءله خاص است . تحقيق اكتشافى را نمى توان تحقيق به معناى حقيقى آن دانست , بلكه در عـوض نوعى مطالعه است كه باعث وسعت بخشيدن به ديدگاه ها و انديشه هاى محقق مى شود. بـنـا بـراين , وظيفه تحقيق اكتشافى نه رسيدگى كردن به فرضيه هاى تحقيق است و نه جمع آورى اطلاعات در مورد مساءله تحقيق , بلكه ايجاد زمينه مناسب بـراى درك بـهـتـر پـديـده هاى مختلف يا مساءله خاصى است كه محقق , فاقد اطـلاعـات كـافى درآن مورد است . تحقيق اكتشافى ممكن است به صورت هاى مـختلفى انجام شود مانند: خواندن متون و نوشته هاى مختلف ,مصاحبه با افراد, مشورت با اساتيد و صاحب نظران و...
1) هر تحقيقى درصدد حل يك مساءله و پاسخ گويى به يك يا چند سؤال است .
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
پژوهش اسم مصدر از فعل پَژوهيدَن است. اين فعل (کارواژه) از ديرباز در متنهاي گوناگون پارسي مانند شاهنامه و کيمياي سعادت به معني «جستجو کردن» بکار رفته است. بن آينده اين کارواژه پژوه- و بن گذشته آن پژوهيد- است. بن آينده (مضارع) اين فعل برگرفته از فارسي ميانهي: -wcwd-) wizōh) «پژوهيدن، رسيدگي کردن، جستوجو کردن» است؛ واژه يادشدهٔ فارسي ميانه احتمالاً مشتق است از ايراني باستان: -vi-čaud* از ريشهٔ -kaud- / čaud (نک. MacKenzie BSOAS XXXI 2 1968 252) قس سانسکريت: -códati) cud) «برانگيختن، تحريک کردن، به هيجان درآوردن، مشتاق کردن»؛ نيز قس فارسي ميانه: wizōstan «پژوهيدن» (< -vi-čaud-ta*) فارسي يهودي: -bzwb «پژوهيدن» (MacKenzie CPD 93)؛ در مورد اشتقاق واژه پژوهيدن از اوستايي: -paitiš-vaēd* از ريشهٔ -vaēd «يافتن»، نک. Horn GNE 314؛ فارسي: پِژوليدن (با تبديل l < δ < d)ا(Eilers Kult 482)؛ پژوهيدن ظاهراً از ايراني شمال غربي گرفته شده است (نک. Lentz ZII 4 1926 299).
فرهاد سلطاني -------------------------


